ویلای ده نود، اثر سعید میرمحمد صادقی – لادن زارعی، مهندسین مشاور پادیر

ده نود، سی و نه، سی – یک سه گانه معماری

سه گانه ها یا به عبارت فرنگی آن (Trilogy) ها، پیشینه ای طولانی دارند که ریشه های آن را در ادبیات و نمایش یونان باستان می توان جستجو کرد. سه گانه ها اصولا ، با یک پیش فرض مشخص شکل نمی گیرند، و نه به طور همیشگی ولی غالبا، از آغاز نیز سه گانه نیستند. ایده ای شکل می گیرد، جوانه میزند، راه خود را پیدا می کند، و بعد گاهی نا خواسته لایه های مختلفی پیدا می کند که در عین اینکه این لایه ها از ایده اصلی جان گرفته اند، ابعاد و هویت تازه ای پیدا کرده اند.
شاهد مثال از هنر مدرن، آبی – سفید -قرمز، سه گانه ی فیلمساز لهستانی کریستوف کیشلوفسکی است که به وجود اینکه کل این اثر ریشه در مبانی خواستگاه انقلاب فرانسه دارد، هر فیلم به تنهایی روایت گر قصه ای منحصر به خود، از دنیایی منحصر به خود است.

ده نود، سی ونه ، سی، سه پروژه مستقل معماری، هر سه، با کاربری مشابه ویلایی، هر سه، در محدوده جغرافیایی حاشیه غربی شهر تهران و هر سه، تقریبا در یک زمان برای طراحی پیش روی ما قرار گرفتند. این سه پروژه همانطور که شکل می گرفتند، در عین اینکه در جواب پرسش های ویژه ی هر پروژه، ویژگی های منحصر به خود را پیدا می کردند با این وجود، مانند یک سه گانه، هر یک ، با زبانی متفاوت، از مبانی طراحی واحدی ریشه می گرفتند. این مبانی واحد با توجه ویژه به جزییات، راهکارهایی را جستجو می کند که سعی دارند به فضاهای خالی مثل فضاهای پر اهمیت بدهند، مرز میان فضای داخل و خارج بنا را از میان بردارند، محوطه را به ادامه ی فضای خانه تبدیل کنند و وقتی که جای خانه را در سایت پیدا می کنند، همزمان با اینکه توجه به نور، انرژی و شرایط اقلیمی دارند، به حریم ها و همجواری ها نیز توجه ای ویژه دارند.

ده نود، سی و نه، سی – مبانی طراحی

هر بار که از پروسه و فرآیند طراحی یک پروژه صحبت می شود، این دو عبارت، ” پروسه” و ” فرآیند”
همیشه یک روند خطی را به ذهن متبادر می کنند، که الزاما از نقطه A شروع می شود، الزاما مرحله به مرحله جلو می رود، و الزاما در انتهای یک مسیر خطی به نقطه ی Z خواهد رسید. برای ما اما، در روند طراحی این سه گانه، نه روند طراحی الزاما خطی بود و نه اینکه در ابتدای پروژه پیش فرض ها و یا ”Concept” های خیلی مشخصی داشته ایم. بیشتر اوقات پیش فرض ها و یا”Concept” ها، دست و پاگیری هایی را ایجاد خواهند کرد که مانع از درک و یا کشف ویژگی های منحصر به فرد یک پروژه خواهد شد. این موضوع باعث شده است که ”Concept” برای ما جای خود را به “Design Principles”و یا اصول بدهد. این اصول ابزارهای راهگشایی هستند که در طول تکامل طرح، آنجا که خیلی نمی توان مطمئن بود ولی باید تصمیم های مهمی گرفت که در نتیجه پروژه موثر خواهند بود، در انتخاب بهترین تصمیم راهگشا خواهند بود. در ادامه به سه مورد از
“Design Principles” هایی که در این سه گانه ی معماری در مسیر طراحی راهگشا بوده اند اشاره می شود:

جزییات
از تمام تکه کلامهای آشنایی که در دنیای معماری متولد شده اند، استفاده شده اند، همه گیر شده اند و بعد راه خود را به شاخه های دیگر هنری که در همسایه گی معماری هستند پیدا کرده اند، و یا تکه کلامهایی مثلLess Is More که حتی توانستند از معماری فراتر بروند و به دنیای مد، علم و صنعت راه پیدا کنند، عبارت God Is In The Details همیشه برای بسیاری از معماران پر رنگ تر و راه گشا تر بوده است. جالب این است که هر باراز این عبارت استفاده می شود.، نا خواسته، ولی تقریبا بدون واسطه، عبارت Devil Is In The Details نیزدر ذهن نقش می بندد که با اشاره و شاید در جواب God Is In The Details و احتمالا در گپ های خارج از دستور معماران، در نیمه قرن بیستم متولد شده است. این دو عبارت، اگر چه مثل بیشتر تکه کلامها و یا به عبارت فرنگی آن Catchphrase ها، تنها شاید برای یک عنوان توجه بر انگیز، برای ستون های نه چندان جدی، در نشریات نه چندان جدی، مناسب به نظر می رسند، فرای از بازی با کلمات، در کنار هم، اهمیت توجه به آنچیزی را یاد آور می شوند که خیر و شر در سرنوشت یک پروژه معماری در توجه به آن نهفته است و آن چیزی به جز توجه به جزییات نیست.

فضای خالی
نقاشی ها و ترسیم های Agnes Martin همواره موضوع بحث و جدل بین دوستداران و منتقدان آثارش بوده است.
در کانادا، جایی که به دنیا امد، و یا در ایالات متحده امریکا، جایی که به تحصیل و بعدها به آموزش هنر پرداخت، و یا تقریبا هر جای دیگری از دنیا در حاشیه نمایشگاه هایی که گالری های هنری آثار او را به نمایش می گذرانند، صحبت درباره او همیشه با این موضوع همراه است که آیا همه کارهای او را می توان نقاشی دانست.
برای بسیاری اما نقاشی ها و شاید خیلی بیشتر، ترسیمات او یاد اور توجه تحسین برانگیز او به فضاهای خالی در آثار او است. فضاهای خالی، سنجیده شده اند، محاسبه شده اند، طراحی شده اند و در جای خود به کار رفته اند. انگار فضا های خالی، یا به عبارت دیگر، فضا ها یی که نیستند، فضا ها یی که هستند را شکل داده اند.

فضای درون به مثابه فضای برون
Brigit Shim و Howard Sutcliffe را می توان برای بسیاری از دستاوردهایشان ستود.
برای دستاوردهایشان خارج از دنیای معماری، این حقیقت که هر یک از گوشه ای از دنیا به کانادا مهاجرت کردند، به دانشگاه واترلو راه پیدا کردند، و در مطالعات محیطی و بعدها در معماری تحصیل کردند، تا انجا که در تعدادی از مهمترین دفاتر معماری در کانادا تاثیرگذار شدند.یا آنجا که راه خود را در تجربه های مکررو بدیع مصالح، فرم و فضا پیدا می کردند، تا این روزها که
Shim Sutcliff Architects را به یک نام اشنا تبدیل کردند که معماری را با توجه به محیط پیرامون و استفاده بدیع از مصالح و صنعتگری در هم آمیخته است.
یا می توان از آنها به خاطر این تقدیر کرد که مواد و مصالحی که برای کار خود انتخاب می کنند در پروسه طراحی شخصیت خود را حفظ می کنند. فلز، در انتها فلز دیده خواهد شد، چوب، چوب باقی خواهد ماند، مصالح دیگری معمولا بتن را نمی پوشاند و همه اینها با ظرافتی مثال زدنی و در کنترل وسواس برانگیز جزییات انجام می شود.
اما چیزی که در آثار آنها به درستی بیشتر دیده شده است، خوانده شده است ونقل شده است، پیوند تفکیک ناپذیر بیرون و درون پروژه های آنها است. در این تفکر، بیرون و درون پروژه دو لایه از یک مفهوم واحد است که در فرایند تکامل طرح، تکامل یکی یدون دیگری امکان پذیر نیست.

یک از سه – ویلای شماره ی ده نود
ويلاي شماره ده نود در زميني مستطيل شكل و بدون شيب به مساحت ١٢٠٠ متر مربع در منطقه كردان در همسايگي غربي تهران قرار گرفته است. در طراحی ویلای شماره ده نود، به این فکر می کردیم که نتیجه کار، خانه ای باشد که الزاما ترتیب و توالی کسل کننده خانه های مرسوم شهر را نداشته باشد. به این فکر می کردیم که حیاط خانه، یکی از فضاهای اصلی خانه باشد، و داخل خانه، امتدادی از اتفاقات حیاط خانه باشد. به این فکر می کردیم که فضای سبز فقط به چند درخت و باغچه در محوطه خلاصه نشود، بلکه سبزینگی به داخل خانه راه پیدا کند و جزیی اصلی از عناصر شکل دهنده داخل خانه باشد. در طراحی ویلای شماره ده نود، همانطور که طرح خانه شکل می گرفت، بیشتر به تصور ما، شکل خانه ای را به خود می گرفت، که وقتی از خانه های مرسوم شهر خسته می شوی، می خواهی به آنجا بروی.
استفاده از بتن نه یک پیش فرض بلکه بیشتر نتیجه یک پروسه و بررسی های طراحی، فنی و اجرایی بود. در روند طراحی، به این فکر می کردیم که بنا الزاما نباید از پیرامون و محوطه جدا باشد. به ساختار واحدی فکر می کردیم که همه اجزای اصلی ساختار پروژه را بتواند شکل دهد. بتن این ایده را تقویت و دست یافتنی می کرد، چرا که مصالحی است که می توان اجزای مختلف یک بنا را باآن شکل داد. بتن این امکان را ایجاد کرده که داخل خانه، امتداد بدون واسطه ی حیاط خانه باشد.
نتیجه نهایی روند طراحی، سا ختاری ترکیبی است از دیوار های بتنی، چوب و فضای سبز، که هم حیاط خانه و هم داخل خانه را شکل داده اند. طبقه زیرین طبقه ی بازی و ورزش است که امتداد یافته فضاهای جانبی استخر و محوطه سازی اطراف آن است و به شکلی طراحی شده است که کاربرد یک فضای سرپوشیده ی در مجاورت استخر و حیاط را داشته باشد. طبقه میانی نشیمن اصلی، آشپزخانه و غذاخوری را در خود جای داده است و طبقه فوقانی برای استراحت کردن در نظر گرفته شده است.
هر یک از طبقات به کف های معلق گونه ای شبیه هستند که از دیوار های بتنی مجاور مجزا می باشند واز طریق فضاهای خالی بین طبقات و سطح وسیع نورگیر رو به حیاط، تجربه متفاوتی از فضاهای داخل خانه و نیز از حیاط و فضاهای سبز ایجاد میکند. در شرق و غرب ساختمان، با توجه به مجاورت با همسایه های جانبی، بازشو ها بیشتر به روزنه هایی دردیوارهای بتنی شبیه هستند که از بینابین سایبان های چوبی، نور را به داخل خانه هدایت می کنند.

دو از سه – ویلای شماره ی سی و نه
در یکی از زمین های سرسبزی که درغرب شهر تهران، در منطقه کردان کرج پراکنده اند، ویلای شماره سی و نه که با ترکیبی از مجموعه دیواره های سنگی سفید، شکل گرفته است، در بخش شمالی یک زمین مستطیل شکل به مساحت 2400 مترمربع، رو به سمت درختان و فضای سبز مجاور، قرار گرفته است .
چیزی که در جای جای ساختمان توجه را به خود جلب می کند، یک زبان طراحی متداوم است که از مجموعه ای از دیوار های سنگی استفاده می کند تا ابتدا فضاهای خارجی را شکل دهد، سپس این دیواره های سنگی را به داخل فضا امتداد می دهد تا یک ارتباط بدون مرز بین فضا های داخلی و طبیعت پیرامون آن ایجاد کند.
بالکن طبقه فوقانی که به لحاظ فضای معماری و کارکرد آن می تواند امتداد بدون واسطه ای از بالکن طبقه همکف و سکوی مجاور استخر تلقی شود، هم از پله های خارجی و هم از داخل فضای طبقه فوقانی، قابل دسترس است. این بالکن به علاوه، کارکرد یک سایبان افقی را نیز دارد و همانطور که فضاهای داخلی را از تابش مستقیم آفتاب گرم تابستان محافظت می کند، اجازه می دهد آفتاب در فصل زمستان به فضاهای داخل خانه نفوذ پیدا کند.
در طبقه همکف، جایی که خانواده برای گفتگو و غذا خوردن دور هم جمع می شوند، می توان خود را در کنار طبیعت پیرامون احساس کرد. از فضای یکپارچه ای که در این طبقه ایجاد شده است، با استفاده از سطوح وسیع شیشه ای، بدون هیچ مزاحمتی می توان چشم انداز فضای سبز و درختان مجاور را داشت، و نیز در فصول گرم تر در سال، با باز گذاشتن درهای کشویی، که در دو امتداد شمالی و جنوبی این فضا قرار گرفته اند، فضای داخل خانه به امتداد بدون واسطه ا ی از محوطه و طبیعت پیرامون آن تبدیل خواهد شد.
از آنجا که خانواده و دوستان معمولا در طبقه همکف دور هم جمع می شوند و فضاهای پیرامون طبقه همکف، محوطه و استخر اصولا فضاهای پرجنب و جوش خانه را شکل می دهند، اتاق خواب ها، جدای از طبقه همکف، در طبقه فوقانی قرار گرفته اند و با استفاده از یک دسترسی خطی ، کاملا از بخش پرهیاهوی خانه تفکیک شده اند.
ویلای شماره سی و نه با تمرکز بر تلفیق فضاهای داخلی با طبیعت پیرامون، سعی می کند مرز بین فضاهای داخلی و خارجی این خانه را از بین بردارد و ارتباط بین درون و برون این بنای معماری را ارتقا بخشیده، فضاهای داخلی و خارجی را از دو فضای معماری مجرد و جدای از هم، به یک فضای واحد معماری تبدیل کند.

سه از سه – ویلای شماره ی سی
در فاصله نه چندان دور از تهران در زمینهای حاشیه غربی شهر، در قطع زمینی به مساحت 2800مترمربع، ویلای شماره ی سی، برای دور هم جمع شدن های خانواده دور از هیا هوی شهر، به شکلی طراحی شده است که با توجه به قوانین ساخت و ساز منطقه ای که ویلا در آن قرار گرفته است و همچنین در نظر گرفتن هزینه پروژه ، مساحت سطح اشغال ویلا از هشتاد متر مربع بیشتر نباشد.ایده اصلی طرح به یکی از ریشه ای ترین کارکردهای معماری اشاره و تاکید دارد: ایجاد سر پناه.
به عنوان یک عامل اصلی در ایجاد سرپناه، سقف ساختمان، کارکرد چند گانه ای پیدا کرده است و به عنوان پوسته اصلی ساختمان استفاده شده است که در حالی که سر پناهی برای بخش شیشه ای ساختمان ایجاد می کند، جایی که به جنوب رو کرده است، کارکرد سایبان دارد و در شمال، فرم شیبداری به خود گرفته است تا آ ب باران را به سمت باغچه ها و فضا ی سبز مجاور ساختمان هدایت کند. همچنین پوسته دو لایه ی نما که در سمت جنوب قرار گرفته است، امکان تهویه طبیعی در لایه های نما را فراهم می کند. پوسته شیشه ای ساختمان از پانل های شیشه ای پشت رنگ شده تشکیل شده اند، که نمای ساختمان را به آینه ای تبدیل می کند که فضای سبز و درختان مجاور را منعکس می کند.از چوب و نیز از شیشه هایی که یا فضای سبز را قاب کرده اند و یا آن را به شکل آینه گونی منعکس کرده اند، هم در داخل و هم در خارج ویلا به طور پیوسته ای استفاده شده است که مرز بین فضا های داخلی و خارجی را از بین برده و فضای معماری خلق شده را به فراتر از محدوده ی هشتاد متری طبقه همکف ویلا گسترش داده است.

معماری معاصر ایران: مسکونی، ویلایی، طراحی داخلی   

________________________________________           

طراح و معمار: سعید میرمحمد صادقی – لادن زارعی
همکار طراحی: بنفشه زارعی
ترسیم و سه بعدی سازی کامپیوتری: نسترن روحی پور
مجری: سعید میر محمد صادقی – عباس ذوالقدر
مدیر پروژه: عباس ذوالقدر
مجری بتن اکسپوز: عباس ذوالقدر
همکاران اجرایی: سمیر بهمنش و فرهنگ محمدی
محاسبات سازه: عباس ذوالقدر ، نسیم میثاقی
کارفرما: بخش خصوصی
عکس: علی دقیق
فیلم: دایره
مشاورین بتن: ترمیم بتن خاورمیانه و انیستیتو مصالح دانشگاه تهران
تاسیسات مکانیکی: عارف صمدی
تاسیسات برق: شرکت آسا انرژی
مشاور ومجری فضای سبز: ابراهیم مهاجر، سارا حسین خانی
تاسیسات برودتی و حرارتی: دامون سرویس
شماره های تماس: 021 -22176590 و 22176591 و 09123049884 و 09123471690
نشانی بنا: اتوبان کرج به سمت قزوین ،پل کردان ،
(به سمت جاده قدیم کرج)، شهرک طاووسیه ، خیابان یاس سی و سوم ، قطعه 1090

نام پروژه: 1090 ( ده نود )

سایت: padirgroup.com

این پروژه اثری است از مهندسین مشاور پادیر
برای مشاهده‌ی مشخصات و دیگر آثار پادیر در دانشنامه کلیک کنید.

مشاهده!