توماس هرتْزُگ
از گروه معماری هرتْزُگ و شرکا

1. تعریف شما از «معماری پایدار» چیست؟
پایداری در معماری به‌عنوان یک سبک و روند کلیدی در تخصّص ماست. از آنجاییکه بیش از نیمی از انرژی اروپا برای اجرای ساختمانها مورد استفاده قرار می گیرد و بیش  از 25 درصد دیگر برای ترافیک در نظر گرفته می شود که تحت تأثیر طرّاحان شهری قرار می گیرد، نقش معمار به‌عنوان یک متخصّص مسئول در این مورد داشتن دیدگاهی مفید و وسیع در این‌باره است. با این زمینه، معماری پایدار را می توان به‌عنوان یک سبک کاری تعریف کرد که امید حفظ و نگهداری منابع طبیعی ما با استفاده از اشکال تجدیدپذیر انرژی است که به‌صورت وسیع و در همه‌جا در دسترس‌اند؛ به‌ویژه انرژی خورشیدی.
2. دغدغه‌ی اصلی شما به عنوان یک طرّاح علاقمند به «پایداری» چیست؟
مباحث متنوّعی وجود دارند که به مقوله‌ی پایداری وابسته‌اند، مانند انتخاب منابع مصالح و انرژی مورد نیاز برای حمل‌و نقل و پالایش آنها، پروسه ی ساختمان سازی، درجه ی حرارت ساختمان، مخارج راه اندازی و برپا کردن ساختمانها، چرخه ی حیات آن، انعطاف‌پذیری کارها، قابلیّت وفق پذیری خدمات و کاربریهای ساختمان، پایداری در مونتاژ با قابلیّت پیاده کردن قطعات و نصب مجدّد اجزای ساختمان و امکان تغییر دادن یا بازسازی آن. امّا یک عنصر اساسی ترکیب تکنولوژیها و اجزا برای استفاده از منابع تجدیدپذیر (به‌ویژه انرژی خورشیدی) در یک شیوه ی مطلوب به‌خصوص در کنترل تأثیرها و پُتانسیلهایی ساختمان است.
3. چگونه می‌توان در مورد «سبز بودن» یک ساختمان قضاوت کرد؟ به عبارت دیگر، چگونه می‌توان یک ساختمان را جزو «معماری سبز» به شمار آورد؟
موفقیّت یک ساختمان وابسته به عملکرد دائمی و مفید بودن آن است، که نیازمند فعّالیتهای وسیعی برای دستیابی به عناوین و موضوعات پیچیده ای است که تحت عنوان پایداری خلاصه می شوند. امّا زیبایی و طرّاحی یک ساختمان نیز به اندازه ی عملکرد و مفید بودن آن اهمّیّت دارد. تنها زیبایی‌ست که ساختمانها را در ساختن محیطی پایدار سهیم می کند و به‌عنوان یک ارزش قابل احیا به آن توجه می شود. در اینجا ترکیب دقیق تکنولوژیها برای استفاده از انرژیهای قابل بازیافت شانس نمایش اشکال جدیدی از بیان معماری را پیشنهاد می کند که به‌صورت نزدیکی به شرایط محیطی مثل میکروکلایمتها، توپوگرافی، منابع انرژی و طبیعی، میراث فرهنگی یک ناحیه ی خاصّ وابسته است.
4. چگونه در کارهایتان طبیعت را سرمشق قرار می‌دهید؟
در کل من فکر نمی کنم که معماری بتواند نتیجه ی سریع و مستقیمی از طبیعت باشد و پروسه ی طرّاحی و عملکرد ساختمانهای ما کاملاً با آنچه که در بیشتر گیاهان و حیوانات یافت می شود متفاوت است. به هر حال درسهای بسیاری در طبیعت وجود دارد که باید فراگرفت، به‌خصوص با پرداختن به خودکفایی، عملکرد، قابلیّت تطبیق با محیط، تنوّع و زیبایی عظیم آن که در بیشتر اُرگانیسمهای طبیعی قابل مشاهده است. توجّه به اینکه طبیعت تسلیم همان قوانین فیزیکی است که موضوعات ساخت دست بشر از آنها پیروی می کنند، هدف پایداری است، و این اصول می توانند مشوّق و راهنمای ما برای طرّاحی ساختمانهایمان باشند.