نقدی بر معماری باغ کتاب تهران: علیرضا عظیمی
احیای محلات تاریخی شهر با رویکرد بازآفرینی اثر پریسا پورزرگر

ایستگاه های آتش نشانی
ترجمه‌ی الهه مایانی

بنابر گفته‌ی تام ویلکینسون (Tom Wilkinson) ایستگاه آتش نشانی، ترکیب منحصر‌به‌فردی از محیط خانگی (اندرونی) و محیط کاری است که در این محیط ها، موتورها و دستگاه های الکتریکی و مکانیکی، در فاصله‌ی بسیار نزدیک به بخش های خانگی قرار دارند و بدین ترتیب کوتاه ترین سفرهای بین محل زندگی و محل کار شکل می گیرد، حتی این سفر ممکن است به کمک ستونی باشد که آتش نشانان به کمک آن بین طبقات سُر می خورند.
تصویر 1 ایستگاه  آتش نشانی است که در سال 1951 در گلوسستر (Gloucester) به وسیله‌ی جی وی وال (JV Wall) ساخته شد و تصویر 2، برجِ، یکی از قابل توجه ترین عناصر ایستگاه  آتش نشانی است، که برای خشک کردن شلنگ ها و تمرینات آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد. در بسیاری از نمونه های تاریخی‌گرا، این سازه ها شکلِ برج ناقوس یا قلعه را پیدا می کردند؛ البته برج خانه های موتور شماره ی 6 بالتیمور ریزین و ویترالد (1854 ;Reasin and Weatherald)زنگ داشتند که برای فراخواندن آتش نشانانی که در ایستگاه مقیم نبودند، استفاده می شدند.
آیا ساختمانی وجود دارد که سریع‌تر به چشم بیاید؟ کلیسای ایده آل ممکن است یک منار مخروطی داشته باشد ولی احتمالاً امروزه نیایش در واحدهای صنعتی سبُک انجام می شود و درهای قرمز درخشان گاراژ ایستگاه آتش نشانی، بعید است که هیچوقت از دور خارج شوند. اسکان برای گروه آتش نشانان، اغلب در یک برج است که در ابتدا برای مکانیابی آتش و بعد برای خشک کردن شلنگ ها و آموزش، تشکیل می شود که جزء عناصر اصلی هستند. اینها فرصتی را برای طراحان تاریخ گرای پرتزئین فراهم می کردند و آن درهای گاراژ، قوس های روستایی را می طلبند. در‌حالی‌که ایستگاه آتش نشانی، ساختمانی است که در آن، کاربرد، باید مقدم بر زیبایی‌شناسی باشد.
مدتهاست که آتش نشانان با ما هستند، از 6 سال پیش از میلاد، امپراطور آگوستوس، نهادهای شهری و مراقبان شهر را بنا نهاد تا آتش سوزی های اطراف رم را مکانیابی و خاموش کنند. نام مستعار آنها پیرو تجهیزاتشان اسپارتولی، یعنی «مردان سطل کوچولو» بود که شلنگ های بزرگ و ارابه هایی داشتند که پمپ های قوی‌تری در آنها نصب شده بود. درباره ی طراحی آنها و مراقبت خانه های باستانی، اطلاعات ناچیزی در اختیار ماست.
پیش از نابودی دوران تاریک، سطل های آب، تنها ابزار اصلی آتش نشانان بودند، تا اینکه بار دیگر، در اواخر قرن 16میلادی، پمپ های دستی آب رواج پیدا کردند. البته، ابداع مجدد کامیون آتش نشانی در میانه‌ی قرن هفدهم، در نورنبرگ به شکل گیری ایستگاه های آتش نشانی امروزی منتهی شد. این دستگاه ها در نهایت روی گاری های اسبی سوار می شدند و ایستگاه ها باید اسب ها، کامیون ها و گروه آتش نشانی را در خود جای می دادند. در سال 1673 میلادی شلنگ لاستیکی در آمستردام ابداع شد و برج های خشک‌کن شلنگ به یکی از قسمت های ایستگاه های آتش نشانی بدل شد که برای جلوگیری از فرسوده شدن آنها لازم بود. پس از آتش سوزی بزرگ لندن، شرکت های بیمه، چند واحد آتش نشانی خصوصی را بنا نهادند، ولی آنها تنها در آتش سوزی هایی حاضر می شدند که دارای نشان بیمه گذار بود.
بنجامین فرانکلین، در سال 1736 میلادی، این ایده را در بوستون معرفی نمود. در نهایت دولتشهرهای بزرگ، که مورد هجوم آتش سوزی های بزرگ قرار‌گرفته بودند، متقاعد شدند که بر این نظرات ناهمگون غلبه کنند و گروه های شهرداری را تشکیل دهند. جیمز بریدوود (James Braidwood) نخستین اداره‌ی شهرداری را در ادینبورگ پس از آتش‌سوزی بزرگ سال 1824 میلادی بنا نهاد. او در ادامه، 10 یگان خصوصی لندن را، پیش از مرگش در آتش‌سوزی مشهور خیابان تولی (Tooley Street) در سال 1861 میلادی با هم متحد کرد که بخشی از نتایج آن فاجعه ی آتش سوزی، شکل گیری یگان آتش نشانی شهر بزرگ لندن در سال 1866 میلادی بود.
نیویورک سرویس شهرداری خود را از سال ها پیش، بین سال های 1880 و 1895 میلادی بنا نهاده بود، ناپلئون لوبران و پسران (Napoleon LeBrun & Sons) 42 آتش نشانی قدیمی را برای این واحد طراحی کردند که از جمله قلعه‌ی ساده ولی باشکوه، در لافایت (Lafayette) را شامل می‌شد. از سال 1879 میلادی به بعد، رابرت پیرسال (Robert Pearsall)، معمار یگان آتش نشانی لندن، ایستگاه های بسیاری را با جزئیات گوتیک و پر‌تزئین ساخت که چیدمان آن به صورت آزادانه در شکلی هنری و صنعتی فراهم آمده بود. موج بعدی ایستگاه ها، در پی ایجاد شورای لندن در سال 1889 میلادی به وجود آمد و از این بین، ایستگاه هنری و صنعتی ویلیام اسکات در همپستید غربی، در سال 1901 میلادی، سادگیِ گیرایی داشت که به روشنی نشانی از نوگرایی بود.
شکل زمین های شهری باریک به طور معمول ساختمان های دو یا سه طبقه را ملزم می کرد که در آنها آتش نشانان و خانواده هایشان در طبقات بالاتر زندگی کنند. گروه آتش نشانی باید از پلکان استفاده می کردند تا زمانی که دیوید بی کنیون (David B Kenyon) ، فرمانده گروه آتش نشانی سیاه در شیکاگو، میله ایستگاه آتش نشانی را در سال 1878 میلادی ابداع کرد. این کار، واحد او را به میزان قابل توجهی سریع‌تر کرد و به سرعت در سطح جهانی از کار او الگوبرداری شد.
آتش نشانی های موتوردار، حدود سال 1900 میلادی، معرفی و به سرعت در ساختمان های موجود وارد شدند و در میانه‌ی همان قرن، چند تغییر فنی، آتش نشانی را دگرگون نمود. فولاد، سازه ها را بلندتر کرد؛ بنابراین نردبان های بسیار بلندتر الزامی شد و بالابرها نیز به مجموعه اضافه شدند. آن ابداع ها، کامیون های آتش نشانی را نیز بزرگ‌تر کرد و ایستگاه های قدیمی بسیاری را برای این منظور نامناسب ساخت. در آن زمان، موج تازه ای از ساختمان ها با نوگرایی و فارغ از سابقه‌ی تاریخی ساخته شد. برای مثال، ایستگاه سال 1936میلادی رابرت مالت استیونز (Robert Mallet-Stevens) در پاریس، ایستگاه سال 1938 اوون ویلیامز (Owen Williams) برای کارخانه داروسازی بوتز در ناتینگهام و ایستگاه بوردوی، سال 1954، کلود فریتس (Claude Ferrets)، که یک بلوک مسکونی کوربوزیه ای از آن بالا زده بود. از میانه‌ی دهه ی 1960 تا دهه ی 1980 میلادی، شورای لندن شمار زیادی از ایستگاه ها را ساخت ــ مثل ایستگاه شوردیچ با نمای سیمانی بیرونی و آپارتمان های طاق‌ـ‌بالکنی. برج های شلنگ، دیگر در شکل برج های ناقوس کلیسا یا قلعه های سوراخدار ساخته نمی شدند، بلکه به صورت سطوح بتنی صاف، اسکلتی از بالا تا پایین به صورت راه راه ساخته می شدند. به طور خاص، یک ساختمان آتش نشانی در چلسی نمای بیرونیِ ناهمواری داشت، زمانی که فناوری، آتش نشانی را تغییر داد و سبک قدیم را از دور خارج ساخت، ساختمان هایی با چارچوب فولادی، مواد ضد آتش و سیستم های آب پاش، آتش‌سوزی ها را کاهش داند و از تخریب آنها کاسته شد.
با‌این‌حال، حداقل تقاضا برای آتش نشانان در ایالات متحده‌ی آمریکا، همچنان بالا بود. در سال 2013 میلادی، ادارات آتش نشانی آمریکا 6/31 میلیون تماس تلفنی داشتند که از این رقم 24/1 تماس برای حریق بود و از این بین تنها 500,000 آتش‌سوزی واقعی بود و باقی موارد تماس برای اورژانس و خدمات درمانی بود. در مقایسه، در سال های 4/2013 یگان آتش نشانی لندن 171067 تماس دریافت کرد که 20934 مورد از آنها برای آتش‌سوزی بود. در‌حالی‌که ایستگاه های آتش نشانی معدودی از دهه‌ی 1980 میلادی ساخته شده بود، در واقع 10 مورد از آنها را بوریس جانسون شهردار (Boris Johnson) در سال 2014 تعطیل کرد، اما هم‌اکنون تعداد زیادی ایستگاه در ایالات متحده ی آمریکا ساخته می شود و جوایز سالانه‌ی طراحی ایستگاهِ مجله‌ی  آتش‌نشانی سال 2015، انواع گسترده‌ی رویکردها را نمایان می کند که اغلبشان به طراحی شرکت های متخصص می باشد.
در حقیقت، پیشرفت فنی، تغییرات اجتماعی و قانونگذاری همواره به معماری انگیزه می دهد. امروزه ایستگاه ها، آتش نشانان زن و مرد را در خود اسکان می‌دهند و میله های سقوط به دلایل ایمنی و سلامتی بیرون قرار دارند. تأثیر علاقه به تناسب اندام نیز قابل توجه است؛ چنانکه مجله‌ی آتش‌نشانی می‌نویسد افزایش استقبال از ورزش های اصلی، مساحت بزرگ‌تری را در سالن های ورزشی ایستگاه های آتش نشانی الزامی می کند. با وجود همه‌ی امکانات به‌ روز، اغلب این ساختمان ها به سبک های تاریخی هستند. سبک جدید ویکتورایی و نئوامپریالیسمی مک‌منسون (McMansion) در محیط های شهری پرطرفدار هستند، با اینکه دیوارهای به سبک نئو‌ـ‌پرایری (neo-Prairie) با دیوارهای بزرگ مورب گزینه ی دیگری است. بریتانیا از این تاریخی‌گرایی مستثنا نیست، پرنس چارلز، ایستگاه آتش نشانی ای را با ترکیبی مضحک از گاراژهای حومه‌ی شهری و کلاسیک‌گرایی نامنظم در حومه‌ی دورچستر طراحی کرد که به طور حتم، تنها تلاشی سلطنتی در نوع خود است. علاوه بر این، نمونه های اخیر رسمی تری هم وجود دارد که جالب توجه است: ایستگاه آتش نشانی ویترا ساخته‌ی زاها حدید در شهر آلمانی ویلم راین، با سرسرای تیزه دار، یا ایستگاه بسیار زیبای آلوارو سیزا در سانتو تیرسو، پرتغال، فقط نمونه هایی از این موارد هستند.

ایستگاه آتش نشانی، دفتر معماران کلاوس اِن کان، اوترخت، هلند، 2004
Fire Station, Claus En Kaan Architects, Utrecht, The Netherlands, 2004
ساختار بسیار ساده برج و سکوی بتنی تقریباً سیاه، نشان دهنده ی سبک هیلبرزایمر است که در تضاد زیادی با محیط شبه‌روستایی ساختمان قرار می‌گیرد. این ساختمان، دارای کاربری ترکیبی برای طرح توسعه ی ساختمان شهرداری است که شش طبقه از برج به دفاتر تعلق دارد و در طبقات بالا، اتاق های همایش حول یک ایوان باز قرار گرفته اند. خانه های سکودار و خوابگاه ها در طبقه‌ی دوم، متعلق به گروه آتش نشانی هستند. تنها نشانه ی تشخیص آن، تأکید رنگ قرمز در شکل تابلوی نوردار «برَندویر» در نیم‌تاج برج است.

ایستگاه آتش نشانی، آلوارو سیزا، سانتو تیرسو، پرتغال، 2013
Fire Station, Álvaro Siza, Santo Tirso, Portugal, 2013
ایستگاه آتش نشانی اول آلوارو سیزا که در سن 80 سالگی او تکمیل شد، تلاشی استادانه و با شکوه در ارتباط با مصالح و حجم ها در فضا می‌باشد. این گاراژ، متشکل از بتن خاکستری و سقفی شبکه ای است که روی درهای آن بازتاب می‌نماید. ساختمان اسکان از مصالح آجری ساخته شده و فضای داخلی رنگ سفید سردی دارد و این دو عنصر در راهرویی به یکدیگر می رسند. این مسیر، متشکل از دو راهروی صلیبی است که یکی به طبقه‌ی همکف و دیگری به طبقه‌ی بالا می رسد و این کار از ورود دود و سر‌و‌صدا به ساختمان اسکان جلوگیری کرده و در‌عین‌حال خوابگاه را تا حد ممکن به گاراژ نزدیک می کند که در آن یک ظرف پایه دار کوچک و یک برج آموزشی بتنی پیچان قرار دارد.

ایستگاه آتش نشانی، شرکت معماری ویچمان، نویس، آلمان، 2004
Fire Station, Wichmann Architekten, Nuess, Germany, 2004
این ایستگاه آتش نشانی در شهر باستانیِ نویس، ساختمانی با نظم و ترتیب زیاد از لحاظ طراحی و مصالح است که متشکل از دو حجم مکعبی می‌باشد: یک بلوک دو طبقه ی آجری برای آتش نشانان و دیگری برای ماشین های آتش نشانی. حجم دوم، از صفحات طولی نیمه‌مات شیشه‌ی پیلکینگتون «پروفیلیت» ساخته شده است و ماشین های آتش نشانی قرمز رنگ به صورت کدر از پشت این مصالح مات دیده می شوند که امنیتی پایدار به جامعه، مبنی بر حفاظت از آنان می دهد. در نتیجه، آن نمایش دهنده‌ی حالتی متفاوت از برقراری ارتباط با نخستین ایستگاه زاها حدید است که بیان می کند نیازی به تزئینات تصنعی نیست و اجازه می‌دهد تا اشیا خودشان حرف بزنند.

ایستگاه آتش نشانی ویترا، زاها حدید، ویلم راین، آلمان، 1993
Vitra Fire Station, Zaha Hadid Architects, Weilam Rhein, Germany, 1993
نخستین ساختمان تکمیلی زاها حدید، مشهورترین ایستگاه آتش نشانی در جهان است که با یک ایوان نوکدارِ اشاره کننده، «وضعیت اضطراری!» را فریاد می‌زند و باقی ساختمان، مجموعه‌ای پیچیده از سطوح اکسپرسیونیستی است، درحالی‌که این افراط‌کاری برای واحدِ پاسخگویِ شرایط اضطراری لازم نیست. این سازه، نمایش روشنی از قدرت تصنع در معماری و امکان دستیابی به جلوه های تأثیرگذار با ابزارهای معمولی است که پس از یک آتش‌سوزی فاجعه‌بار در کارخانه‌ی ویترا، در سال 1981 میلادی، سفارش داده شد. از این رو، اداره‌ی آتش نشانیِ محلی، از آن زمان قلمروی خود را برای پوشش دادن محوطه‌ی این کارخانه گسترش داد و این ساختمان به نمایشگاهی تبدیل شد.

معماری ایستگاه آتش نشانی پِدویلا، ایتالیا، 2016
Fire Station, Pedevilla Architects, Italy, 2016
قصیده ی ریچارد ویلبر (Richard Wilbur) برای یک کامیون آتش‌نشانی «چیزی زیبا، سنگین، خستگی‌ناپذیر و آشکار» است که از ویژگی های پاک‌کننده ی ذهنی قرمز رنگی فاقد ابهام استفاده می کند ــ رنگی که تداعی‌ کننده ی ایستگاه های آتش نشانی و همین‌طور محتویات آنها است. با اینکه در این مورد از درها تا رنگ کردن کل ساختمان را در برگرفته، ولی ظرافتی دارد که شباهتی با سرخی معمول ندارد؛ این سازه‌ی بتنیِ رنگ‌آمیزی شده در این جامعه ی تیره، مانند یک لکه‌ی خون در برف نشسته است. این گاراژ، کامیون های آتش نشانی طبقه‌ی همکف را در بر گرفته است و درهایی از جنس چوب بلوط به داخل آن باز می شوند. در طبقه‌ی بالا، سالن آتش نشانان قرار دارد که از ردیف چوب های سبک ساخته شده و احساس در خانه بودن را القا می‌کند. این دو بخش از طریق یک پلکان مارپیچ به یکدیگر متصل شده و از طریق ایوان تا فضای بالا اتصال پیدا می‌یابد.

انتشار: چهارشنبه, 29 دسامبر, 2021مقالات دسته بندی هابرچسب ها: