تاریخچــه‌ی مختصری از برخی پُــــل‌های ایــران
Clio watch & rhinestone shop, Behnaz Amiri

آرت بْـریـج

طرّاحی معماری از دِنْـتـن کُـرکِـر مارشـال، طرّاحی هُنری از رابـرت اُؤِن،

ترجمه‌ی حمید خُداپناهی

عدّه‌ای از سرمایه‌گذاران در ناحیه‌ی بارانداز ملبورن، که چهره‌اش به‌سرعت در حال تغییر است، برای اخذ جواز ساختِ پروژه‌های مسکونی‌شان مجبور به پرداخت مبالغی شدند که صرف مساهمت در یک صندوق اعانه‌ برای برنامه‌ی هنری این ناحیه‌ی ساحلی شد. این صندوق هزینه‌ی ساختِ یکی از جدیدترین بناهای شاخص ملبورن که یک پُلِ عابر پیاده است را تقبّل کرد. این پُل نتیجه‌ی همکاریِ رابرت اُؤِن (هُنرمند) و دنتن کُرکِر مارشال (معمار) است. شب‌هنگام، این سازه که به‌دقّت نورپردازی شده، حضورِ بصری قدرتمند خود را در قسمت ساحلی به نمایش می‌گذارد، جایی که باراندازها و محوّطه‌های خطوط راه‌آهن در آن جایشان را به آپارتمانهای بلندمرتبه‌ی شیک و آلامُد داده‌اند. پُل را می‌توان از فاصله‌ای بسیار دور هم مشاهده کرد، در حالی که گویی با نوعی جذّابیت مغناطیسی عابرین پیاده را برای کشف شکل نامتعارفی که دارد به سوی خود جلب می‌کند. در عین حال که گریزی از ساخت آپارتمانهای خوش‌ساخت جدید نیست، خودِ پُل محصول مشخّص و متمایزِ همین اقلیمِ خاص و متفاوتِ شهر ملبورن است، که در آن سطحی از مخاطره‌پذیری و جسارتْ به صورتِ امید به پروژه‌های جدید در ابعادِ شهریِ خیره‌کننده تجلّی یافته است. در این شهر، هم طرح توسعه‌ی میدانِ فوق‌العادّه جذّاب فِـدِرِیشـن توسّط لَب آرکیتکتز (Lab Architects) اجرا شده، و هم سْتوری هاُل (Storey Hall) کاری از اَشتِن رَگِـت مک‌دوگِـل (Ashton Raggatt McDougall) که هر دو هندسه‌ی مرموز و عجیبی دارند. در نگاه نخست، آرت بْـریـج [پُـلِ هُــنـر] در این مهم به شکل نظمِ هندسیِ جدیدی سهیم شده است، و اگر آن را از نزدیک بررسی کنید درمی‌یابید که فی‌الواقع حاصل تعادل میان اُلگوسازی و ملاحظات کاربردی است.
نقطه‌ی عزیمت طرح اصلاً امیدوارکننده نبود. برای ساخت یک بندرگاه تفریحی در این ناحیه، یک پُلِ خطِّ آهنِ قدیمی ــ که وقتی هنوز این ناحیه بندرگاه بود لنجهای حملِ کانتینر برای ورود و خروج از آن استفاده می‌کردند ــ را از وسط قاچ زدند، که در نتیجه‌ی آن دو دهانه‌ی مرکزیِ زاید و ایستاده در آب، بی‌هیچ ارتباطی با خُشکی، در جای خود باقی ماند.
تصمیم بر این گرفته شد که از این دو قطعه به عنوان شالوده‌ی یک پُلِ عابر پیاده استفاده شود که برای دوچرخه‌سواران و البتّه معلولینی که از ؤیلچِر استفاده می‌کنند نیز مناسب باشد. در عین حال، قرار شد این پُل یک اثر هُنری نیز باشد، و به همین خاطر از چند تن از هنرمندان استرالیایی دعوت به عمل آمد تا پروپوزالهای خود را برای احداث یک پُل/اثر هُنری (bridge/artwork) ارائه دهند. با توجّه به مقتضیّات تکنیکی ساخت یک اثر هنری که می‌بایست کلیّه‌ی امکانات را حتّا برای عبور معلولین فراهم کند، جای شکّی باقی نماند که این پروژه احتیاج به مشارکتِ کلانِ یک معمار دارد؛ بنابراین اُؤِن و دنتن کرکر مارشال، که طرّاحی و ساخت موزه‌ی جدید ملـبورن، ردیفی از آسمانخراش و چندین سازه‌ی تندیس‌گون به نشانه‌ی نزدیک شدن به بزرگراه اصلیِ شهر را در کارنامه‌ی خود داشت، با یکدیگر تیمی تشکیل دادند. نتیجه‌ی این همکاری ترکیب خارق‌العادّه‌ای‌ست از آینده‌نگریِ پُرمعنا و مصلحت‌اندیشیِ عملی. انگیزه‌ی اصلی در زایشِ فُرمْ نیاز به احداث رَمپی بود که شیب آن برای عبور ؤیلچر حتّی‌الامکان مُلایم باشد و حدِّاقلِ فضای ممکن را هم اشغال کند. سازه‌ی جدید، که دهانه‌های باقیمانده از پُلِ اوّلیّه را به ساحل مرتبط می‌سازد، یک تیر فولادیِ جعبه‌مانند است با تختالی بتنی (slabs) که روی آن قرار گرفته است و به نوبه‌ی خود در داخل ردیفی از حلقه‌های فولادی تعبیه شده تا یک فُرم صُلب Tـ‌شکل را به وجود آورد. این حلقه‌ها با شبکه‌ای از تسمه‌های خمیده‌ی فولادی که با لِیزِر بُرش خورده‌اند، به هم مرتبط هستند. از دور شکل کُلّی پُل مانند کِرم ابریشم یا مار به نظر می‌رسد، که گویی به‌تدریج تابهای خود را باز می‌کند تا دهانه‌های باقیمانده از پُلِ خطِّ آهن اوّلیّه را ببلعد و در بطن خود هضم کند.
بودجه‌ی پروژه بسیار محدود بود، خیلی کمتر از آن که امکانی فراهم آورد تا با این پُل به مثابه یک تکّه جواهر ظریف رفتار شود. اتّصالات پل مستحکم و مستقیم هستند. سازه‌ی زیرین و ماهیت موقّتی خطِّ ارتباطیِ بینِ جدید و قدیم بیشتر از اینکه مستقیماً در معرض دید قرار گیرند، استتار شده‌اند. امّا نتیجه‌ی کار بنایی‌ست نیرومند و مستحکم، و در مقیاس عظیمی که انتظار می‌رفت به‌خوبی انجام وظیفه می‌کند. درست هنگامی که معمار و هنرمندِ طرّاحِ این پُل در حال بحث بر سرِ اُلگوی شبکه‌ی فولادی بودند، که به دلیل جلوه‌ی بصری و جهت برآوردن ملاحظات عملی همچون کاربرد قطعات و اتّصالات به‌دقّت طرّاحی و اجرا شد، پُل خصیصه‌های مشخّص‌تری پیدا کرد. این پُل در ابتدا به اسمِ یکی از مقامات محلّی، ؤِب (Webb)، نامگذاری شد. وقتی شبکه‌ی فولادی پیچیده‌تر شد، تیم طرّاحی آن را یک پُلِ شبکه‌ای (web bridge) نامیدند. سپس رابرت اُؤن کم‌کم متوجّه شباهت آن با تله‌ی سبدی‌شکلِ مارماهی شد که بومیان استرالیا به یاری آن در رودخانه‌های محلّی به صید ماهی می‌پرداختند ــ یک آفریده‌ی پُست‌راسیونالیستیِ [!] مؤثّر و بسیار جالبِ توجّه برای فُرمی ساده و در عینِ حال پیچیده.

انتشار: سه‌شنبه, 22 دسامبر, 2020حمل و نقل, معماری شهرسازی دسته بندی هابرچسب ها: