آرامگاه شیخالرئیس ابن سینا، هوشنگ سیحون
نوشتهی رکسانا خانیزاد
The Tomb of Sheikh-ul-Rais Ibn Sina, Houshang Seyhoun
By Roxana Khanizad

شروع دومیــن دورهی فعالیت انجمــن آثار ملــی، ۱۳۲۳
همانطور که در شمارههای پیشین اشاره شد، اولین اقدام انجمن آثار ملی، که در سال 1301 و با هدف نگهداری و تعمیر ابنیهی تاریخی و پاس حرمت یادگارها و مفاخر فرهنگی و هنری قدیم ایران تشکیل شده بود، بنای آرامگاه ابوالقاسم فردوسی و تشکیل کنگرهی بینالمللی به مناسبت هزارمین سال تولد آن سرایندهی عالیقدر در سال 1313 بود. پس از جشن هزارهی فردوسی طی تصویب قانون حفظ آثار عتیقه در 28 آبان 1311، وزارت فرهنگ، سازمانی تحت عنوان «ادارهی عتیقات» تاسیس نمود که حوزهی فعالیت آن، وظایف انجمن نسبت به تعمیر و نگهداری ابنیه و آثار تاریخی و… را نیز در بر میگرفت و بدین ترتیب انجمن آثار ملی، فاقد درآمد گشته و تا سال 1323 عملا فعالیتی نداشت.
تجدید فعالیت انجمن
در آذر ماه 1323 انجمن آثار ملی از نو به وجود آمد. آقای دکتر صدیق در این باره نوشتهاند که: «اقدامی دیگر که از روز اول وزارت (سومین دورهی وزارت از آذر 1323 تا فروردین 1324) شروع کردم احیای انجمن آثار ملی بود، زیرا هزارمین سال تولد ابن سینا (1370 هجری قمری مطابق 1330 خورشیدی) در پیش بود و به نظر نگارنده میبایست برای این نابغه نیز که یکی از مفاخر ملت ایران است نظیر کاری که در سال 1313 شمسی برای فردوسی انجام شد در سال 1330 برای ابن سینا صورت گیرد.»
پس از آن با پیگیریهای عیسی صدیق مشخص شد که هشت تن از اعضای انجمن شامل فروغی، مشیرالدوله پیرنیا و کیخسرو شاهرخ فوت شده و دو تن دیگر، تقیزاده و حسین علاء به عنوان سفیر در خارج از ایران به سر میبرند. دیگر اعضای انجمن، محتشمالسلطنه اسفندیاری، حکیمالملک، باقر کاظمی، علیاصغر حکمت، سرلشکر جهانبانی و آندره گدار، در یکشنبه 12 آذر 1323 در منزل عیسی صدیق جمع شدند. در جلسات بعدی که 19 و 26 آذر ماه تشکیل شد، وزیر فرهنگ وقت، بهاءلملک قراگزلو، ادیبالسلطنه سمیعی، اللهیار صالح و قایم غنی جهت تکمیل اعضای انجمن انتخاب گردیده و عیسی صدیق با اینکه از لحاظ وظیفهای که بر عهده داشت عضو انجمن بود، به تصمیم حضار به عضویت موسس دائمی نیز درآمد. در نهایت انجمن دوباره تشکیل و در اساسنامه و آیین نامهی 1308 تجدید نظر شده و در دی ماه 1323 نسخهی ویرایش شدهی آن ارائه گردید.
هزارمین سال تولد ابنسینا
شیخالرئیس شرفالملک ابوعلی حسین بن عبداللّه بن سینا (بخارا، 370-همدان، 428 ه.ق)، فیلسوف، پزشک و متفکر بزرگ ایرانی و از بزرگترین حکما و دانشمندان جهان بوده است. وی در کودکی در بخارا به تحصیل قرآن، ادب، فقه و ریاضیات پرداخت و زمانی که ابو عبداللّه ناتلی، فیلسوف و دانشمند نامدار به آن شهر آمد، به پیشنهاد پدر بوعلی جوان، در خانهی آنها ساکن شد و به تربیت پسر نوجوان پرداخت. هنگامی که بوعلی جوان در معالجهی پادشاه سامانی توفیق یافت، به او اجازهی ورود به کتابخانهی عظیم سامانیان داده شد و چنانچه خود میگوید، در هجدهسالگی از تمام آن علوم فارغ شد. او در بیست و دوسالگی نزد خوارزمشاه رفت و به نگارش برخی کتابهای خود پرداخت.
آثار شیخ ابوعلی سینا، که او را “مرد دوازده علم” نام نهادهاند، در فنون مختلف منطق، طب، طبیعیات، ریاضیات، نجوم، الهیات، علمالنفس، خلقیات، سیاست، تصوف، تفسیر قرآن و غیره به تعداد 238 کتاب، رساله و نامه به زبانهای فارسی و تازی بوده است که کتابهای المعاد، شفا و قانون از شناختهشدهترین آنها هستند. ولادت ابوعلی سینا را ماه صفر سال 370 هجری قمری دانستهاند و بنابراین ماه صفر سال 1370 مصادف با هزارمین سال ولادت آن دانشمند بزرگ میشد و بدین مناسبت در اکثر مجامع علمی جهان سخن از بزرگداشت وی و برپایی مراسمی به افتخار او بود. پیش از آن کشور ترکیه در روز بیستم ژوئن سال 1937 میلادی در دانشگاه استانبول به مناسبت نهصدمین سال در گذشت وی مراسمی برگزار نمود. همچنین در افغانستان روز پنجشنبه سیزدهم آبان ماه سال 1316 شمسی در انجمن ادبی کابل به همین مناسبت طی مراسمی در حضور وزیران و دانشمندان افغانستان و نمایندگان سیاسی خارجی نطقهایی دربارهی ابن سینا و آثار و عقاید او ایراد شد و یکی از خیابانهای کابل به نام آن بزرگوار نامگذاری گردید. پس از آن با فرارسیدن هزارمین سال ولادت وی در ایران و کشورهای مختلف جهان جشنها و مراسمی به یاد آن حکیم بر پا گردید.
آغاز تهیهی جشن ابن سینا را در ایران باید از آذرماه سال 1323 یعنی از شروع دومین دورهی فعالیت انجمن آثار ملی دانست که از بدو این دوره دو اقدام مهم منظور نظر اعضای انجمن بود، یکی بنای آرامگاه سعدی که در سال 1331 بنای جدید افتتاح گردید و دیگر برپا داشتن جشن هزارهی ابن سینا و بنای آرامگاه جدید او در همدان.

برج قابوس (گنبد قابوس) در شهر گنبد کاووس، منبع الهام طراحی آرامگاه ابوعلی سینا

دکتر عیسی صدیق (عکس: کارنامه انجمن آثار ملی)

حسین علاء (عکس: کارنامه انجمن آثار ملی)

نخستین اقدام برای جشن هزاره ابن سینا، انتخاب اعضایی از بین اعضا و هیئت رئیسهی خود انجمن بود تا کمیتهی مخصوصی تشکیل دهند و مطالعات لازم را در این مورد به عمل آورند، کمیته اقدامات ذیل را برای این امر لازم دانست:
• احداث آرامگاهی جدید و متناسب با مقام ابن سینا؛
• تهیهی مجسمهای از وی و نصب آن در مکان مناسبی در شهر همدان؛
• تشکیل کنگرهای از دانشمندان و شرقشناسان جهان در تهران؛
• تأسیس کتابخانه ای به نام ابن سینا در همدان؛
• انتشار یا بازنشر آثار فارسی ابن سینا؛
• تهیهی مدالهای یادگاری به نام ابن سینا؛
• نشر مقالات و کتابهایی دربارهی زندگی و آثار او؛
• جلب همکاری سایر کشورها برای این مراسم بزرگداشت.
آرامگاه ابن سینا
بنابر آنچه ابن اصیبه و گروه دیگری از محققان و مورخان نوشتهاند، ابن سینا در همدان در گذشته و زیر حصار آن شهر دفن شده است، همینطور بیهقی و جمعی دیگر از نویسندگان نیز عنوان نمودهاند که مقبرهی او در همدان است. در کنار آرامگاه ابن سینا، ابوسعید دخدوک دفن شده که از دوستان ابن سینا بوده و او پس از شورش سپاهیان شمسالدوله دیلمی، مدت چهل روز در خانهی وی که اکنون آرامگاه هر دو است، پنهان بوده است. این محل در آن زمان کنار شهر و پشت باروی جنوبی همدان بوده و تا اواخر قرن سیزدهم هجری، چهارطاقی کوچکی بر روی آرامگاه آن دو قرار داشته است. چهارطاقی مذکور که بهتدریج و بر اثر فرسودگی رو به ویرانی گذاشته طبق خواست نگار خانم، دختر عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه، از بانوان دانشدوست زمان، تجدید بنا و تعمیر و بجای چهار طاقی قدیمی، گنبدی آجری و دو سنگ قبر ساخته شد.
اما برای طرح آرامگاه جدید نظر اعضای انجمن آن بود که هم اصول معماری جدید و هم اصول معماری قدیم، هر دو در طرح لحاظ شوند. این طرح در سال 1324 بین مهندسان و فارغالتحصیلان معماری به مسابقه گذارده شد و از بین تمام طرحها، طرح هوشنگ سیحون که با نظر آندره گدار و محسن فروغی تهیه شده بود مورد قبول واقع شد و اجرای ساختمان به عنوان جایزه به او واگذار گردید. طرح هوشنگ سیحون برداشتی از بنای گنبد قابوس بود، بنایی که سال ساخت آن با قرنی که ابن سینا در آن میزیسته مطابقت داشته است. همچنین گنبد قابوس آرامگاه شمسالمعالی قابوس ابن وشمگیر زیار دیلمی است که ابن سینا مدتی را در نزد وی به سر برده است. در طی روند کار از هوشنگ سیحون درخواست گردید به دلیل موانعی ابعاد ساختمان نصف گردد و آرامگاه ابن سینا بدین جهت با گنبد قابوس تفاوت عمده دارد. مورد دیگری که در این خصوص میتوان به آن اشاره نمود فاصلهی بین ترکهای آرامگاه ابن سینا است که به صورت بازطراحی شده در حالیکه گنبد قابوس، به سبک آرامگاههای دخمهای، جز بازشوی ورودی و روزنهای کوچک در پایین گنبد، منفذ دیگری به بیرون ندارد و کاملا صلب است. این باز بودن بین ترکها، پاسخی مناسب به بادهای شدید اقلیم همدان است. در نیمهی سال 1326 انجمن تصمیم به اجرای طرح آرامگاه گرفت. سیحون که در آن زمان برای تکمیل مطالعات خود در پاریس بسر میبرد، پس از اطلاع از تصمیم انجمن در خرداد 1327، طرحهای آرامگاه را به عنوان پایاننامه به دانشکدهی هنرهای زیبای بوزار پاریس تقدیم نمود و سپس در تیرماه همان سال آنها را به انجمن ارسال داشت. در اوایل سال 1328 بین انجمن آثار ملی ایران و شرکت ساختمانهای کشور (شرکت نسبی مهندس ابتهاج و شرکاء) قرارداد قطعی ساخت منعقد و در دوشنبه 16خرداد ماه همان سال مراسمی جهت آغاز عملیات ساختوساز بنا برگزار گردید و آثار به جا مانده از پیکر، جمجمه و استخوانهای ابوعلی سینا و نیز استخوانهای ابوسعد در جعبههایی مخصوص مهر و موم شد تا پس از آماده شدن آرامگاه جدید دوباره دفن گردند.
آقای دکتر صفا دربارهی طرح آرامگاه اینگونه نوشتهاند که:«طراح بنا طرح خود را به نحوی پیشبینی کرد که هم یادآور یکی از مقابر عصر زندگی ابن سینا و هم نشانهای از تکامل فن معماری جدید باشد، این است که معماری بنا در قسمت زیرین روحیهی بناهای مصر و ایران و یونان قدیم را با تمام عظمت و جلال آنها نشان میدهد و در قسمت فوقانی یعنی در برج دوازده ترک، تحت تاثیر روش معماری مقبرهی گنبد قابوس قرار دارد و از لحاظ اصول ساختمان و سادگی و تناسبات و تکنیک اجرا کاملا جدید است، بدین ترتیب طراح ساختمان نشان داده است که ابن سینا یک فیلسوف و متفکر بزرگ اسلامی است که بنای افکارش بر علوم و اطلاعاتی که از ملل قدیمه رسیده، قرار دارد، سنگهای خشنی که با ابعاد نسبتا بزرگ در قسمتهای زیرین بنا به کار رفته روحیهی استحکام و قدرت را ظاهر میسازد و ظرافت آمیخته با عظمتی که در برج و پایههای آن دیده میشود تباین و اختلاف مطبوعی را با سنگهای خشن نشان میدهد. باغچهها و چشمههایی که در مصطبهی ساختمان تعبیه شده نمونهی کوچکی از باغهای معلق بابل و طراوت مشرق زمین است.

عکس: محمدمهدی استعدادی

آرامگاه ابوعلی سینا در حال ساخت- 1328-1330


بنای اولیه آرامگاه




عکس: راضیه شعاعی
عکس: داود وکیلزاده

عکس: محمدمهدی استعدادی
به این ترتیب دیده میشود که در ساختمان آرامگاه ابن سینا روش انتخابی به کار رفته و سعی شده است برای نشان دادن هر فکر و روحیهای از یک سبک و یک دورهی قدیم و جدید در آن استفاده شود، منتهی در آمیختن این عناصر متفاوت و ایجاد تناسب و هماهنگی در اجزای مختلفهی ماخوذه چنان مهارت و هنرنمایی شده که بیمبالغه شاهکاری از آثار معماری به وجود آورده است. شاهکاری که استحکام و تناسب شاعرانه و ظرافت و قدرت را به هم آمیخته است، اثری که بیننده را در مقابل عظمت و قوت قرار میدهد و بیاختیار به یاد آن میاندازد که اینجا مردی بزرگ آرمیده است که روحی عظیم و کوششی بینهایت داشت و اطلاعات وسیع خود را که از مبانی گوناگون فراهم آمده بود با همین تناسب به هم آمیخت چنانکه در عین عظمت و کثرت هماهنگ است و در عین آنکه حاوی قسمتها و مطالب گوناگونی است یک نظم منطقی و ریاضی از آن آشکار میباشد. در ساختن این ساختمان عظیم بیش از هر چیز به استواری آن توجه شد تا هم بدین طریق مقام بلند بوعلی رعایت شده باشد و هم این بنای استوارِ پابرجا که اگر دستِ زمان بازی نامترقبی با آن نکند باید قرنها چون کوهی از گزند باد و باران در امان بماند. نشانهای از افکار و آثار آن مرد جلیل که استخوانهای وی هنوز در زیر برج آن قرار دارد و به همان نحو که گذشت روزگار در طراوت و تازگی اندیشهها و نوشتههای او تغییری ایجاد نکرده است، در آرامگاه ابدی او نیز دگرگونی راه ندهد.»
هوشنگ سیحون دربارهی طراحی این بنا میگوید:«من به این موضوع میاندیشیدم که به جای ساختن یک مقبرهی صرف، یک بنای یادبود با ویژگیهای خاص بوعلی طراحی کنم و خصوصیات شاخص آن دانشمند بزرگ را در آن بگنجانم.»
در کتاب معماری معاصر ایران نیز به قلم امیر بانی مسعود در خصوص نقش شکل هندسی “مربع” در طراحی و ساخت و نیز در خصوص ویژگیهای سازهای این بنا، اشارات و نکات جالبی از زبان هوشنگ سیحون ذکر شده که به این قرار است:
«شکل مربع، چه در نقشه و چه در نما، به صورتهای مختلف به کار رفته است. از جمله، قسمت ورودی پنجرههای کتابخانه و سالن اجتماعات که هر کدام دارای سه قسمت مربعیشکل هستند و باز هم با شبکههای سنگی مربع به اجزای کوچکتری تقسیم شدهاند. سقف ایوان در فاصلهی ستونها، دارای فرورفتگی مربعشکل است. چراغها از اجزای مربع ساخته شدهاند. تالار آرامگاه، نقشهی مربع دارد. خود سنگ مزار، در داخل یک مربع مرمرین جای گرفته و مصطبهی برج یادبود در بام، مربعیشکل است. استل مفرغیِ وسط آن مربع است و اقطارش در قسمت پوشش، چهار مثلث به وجود آوردهاند که رأس آنها، بالاترین نقطهی استل است. درهای ورودی با جزئیات بزرگ و کوچک، به شکل مربع ساخته شدهاند. به طور کلی، بیش از 500 مربع با ابعاد و موقعیتهای مختلف در این بنا گنجانده شده است که دارای خواص هندسی و نمادین هستند.»

بسیاری از افراد، آرامگاه ابن سینا را به دلایل متنوع، سرفصلی نو در معماری ایران میدانند. سیحون در این بنا معماری مدرن اروپایی را با معماری سنتی ایران تلفیق کرده و مربع انسان کامل داوینچی را با نمادهای گنبد قابوس که در زمان ابن سینا ساخته شده بود، در هم آمیخته است. استفاده از بتن لخت چکشی که از تجربههای معماری اروپای بعد از جنگ جهانی دوم است، در کنار باغچهها و آبنماهای متداول در معماری ایرانی، نشاندهندهی شوق سیحون به نوآوری بوده و از اولین نمونههای تلفیق معماری ایرانی و اروپایی در یک بنای مدرن است. سیحون دربارهی انتخاب مصالح چنین میگوید: «جنگ جهانی دوم معماری اروپا را متحول کرد، از جمله آنکه استفاده از بتن عریان متداول شد که اگر درست انجام شود بسیار هم زیباست. من نیز از این ماده در دو بنای آرامگاه ابن سینا و ساختمان کلینیک دکتر فرهاد بهره بردم.» محمد شمخانی در گفتوگویی که با سیحون داشته، به نقل از او چنین بیان میکند:
وقتى در یک گفتوگوى اختصاصى از مهندس سیحون پرسیدم که:«چطور آن همه عبارت پراکنده و نمادها و نمودهاى تاریخى همروزگار را در یک ساختار پلیفونیک گنجاندید که در نهایت از آن یک صداى ارکسترال و هماهنگ به چشم و گوش بیننده میرسد» او پاسخ داد: «آرامگاه بوعلی تنها یک آرامگاه یا مقبره نیست، بلکه آرامگاه یا مقبره، جزئی از کل است که یادبود بوعلی است. من خواستم با عوامل و عناصر معمارى، چه از نظر شکلى و چه از نظر عددى، از راه نماد و سمبل، شخصیت بوعلی را بیان کنم و این موضوع در ایران یا سایر کشورها معمول نبوده است. شکى نیست که براى هماهنگکردن این عناصر، ممارست، پیگیرى و مطالعهی فراوان لازم است که در موقع خود سعى کردهام کوتاهى نکنم. پس با یک نوع دانش فراگیر در ترکیب و تلفیق این عناصر کوشش خود را به کار بردم تا چیزى به دست بیاید که در برابر دید شما است. این را هم بگویم که در تمام کارهایم جزئیات، هر قدر بیاهمیت، از ذهن من دور نبوده و به فراموشی سپرده نشده است.»
حسین امانت نیز در توصیف ویژگیهای سیحون و تاثیری که با طراحی و ساخت بنای آرامگاه ابن سینا بر معماری ایران و ایرانیکردن معماری مدرن گذاشت، میگوید:
از مهندس سیحون سؤال کردم:«چه چیزی باعث توجه شما به فرهنگ معماری ایران شد، در زمانی که عظمت آن میراث به خاطر هجوم و تسلط فرهنگ غرب، فراموش شده بود.» او جواب داد:«من در خانواده ای بزرگ شدم که غرق در فرهنگ ایرانی یعنی موسیقی ایران بودند.» برای بررسی جایگاه مهندس سیحون در تاریخ معماری ایران باید به میراث غنی معماری ایران توجه داشت که از قرنها پیش با نمونههایی چون تخت جمشید شروع شد و بعدها این تعالی در معماری ساختمانهایی که با معماری سنتی ایران ساخته شدهاند، در معماری پارتیان و ساسانیان و معماری دوران بعد از اسلام تا اواسط یا شاید اواخر دورهی قاجار دیده میشد.
البته در اثر تغییرات بزرگ اجتماعی و حرکت جامعهی ایران به سوی تجدد، مدرنیته و شهرنشینیِ سریع و نیز هجوم تکنولوژی جدید ساختمان، مانند بتنآرمه و تیرآهن، معماری سنتی ایران و درسهایی که از نظر ارتباط با اقلیم و تناسبات فضایی، نبوغ هندسی، ارتباط پروخالی و بالاخره، ارتباط نزدیک آن با جسم و روح انسان از آن میتوان گرفت، فراموش شده بود. مهندس سیحون اولین معماری بود که در بنای یادبود بوعلی […] و بعدها در بنای یادبود خیام نشان داد که چگونه میتوان از روح و جوهر یک بنای ایرانی تعبیری مدرن داشت.

عکس: محمدمهدی استعدادی

عکس: رضا زنگنه

عکس: از کتاب کارنامهی انجمن آثار ملی
البته عدهای از معماران قبل از او هم در آثار خود به معماری ایرانی توجه داشتند، مثلا نیکلای مارکف در دبیرستان البرز و یا دارالفنون با اینکه پلان یک کالج غربی را منبع الهام گرفته بود، برای ارجاع به معماری ایرانی، قوس بالای پنجره را از روی قوس ایرانی و یا کنگرهها را از تخت جمشید و سردر ورودی را عینا از یک مسجد قدیمی منتقل کرده بود. طاهرزاده بهزاد در پروژهی ساختمان بیمارستان شاه رضا و یا مقبرهی فردوسی، عناصر ایرانی همچون ستونهای تخت جمشید یا فرم گنبد ایرانی را عینا به طرحهای خویش منتقل کرده است، بیآنکه تعبیری جدید از آن ارائه کند. در موزهی ایران باستان، گدار برای سردر اصلی، به طاق کسری اشاره کرده ولی تعبیر او هنوز محدود است. در بنای بوعلی، مهندس سیحون برای اولینبار به یک فرم ایرانی اشاره میکند، بدون آنکه دست به تقلید عینی زده باشد […] او در بنای خیام هم با الهام از رسمیسازی ایرانی و شبکههای آجری در گنبدهای سنتی، کاری تازه ارائه کرده است. در حقیقت سیحون با این اشارات، راهی جدید را به معماران آینده رهنمون شده است.
مساحت زیربنای آرامگاه 1792 مترمربع و مساحت زمینی که در طرف مشرق و جنوب آرامگاه واقع بوده 1298 مترمربع بوده است. طول ساختمان 64 متر و رو به خیابان بوعلی میباشد و نمای آن از سنگ خارا پوشیده شده است. سطح حیاط با سه پلهی سراسری به ایوان ساختمان متصل میشود؛ ایوانی به طول 30 متر و عرض 3 متر در مشرق ساختمان که در آن ده ستون از سنگ خارا تعبیه شده که قطر هر یک در پایین 95 سانتیمتر و در بالا 75 سانتیمتر و ارتفاع آنها 4 متر و 10 سانتیمتر است و هر یک نمودار یک قرن از ولادت حکیم میباشد. کف ایوان با سنگ خارا منقوش و سقف آن با بتن مسلح پوشیده شده است. ایوان با دری چوبی به سرسرا میرسد. درهای سرسرا با سنگ تراورتن محلات و کف آن با سنگ خارای چکشی پوشیده است. در سمت چپ و راست سرسرا، سنگ قبر قدیم ابوعلی سینا و ابو سعید دخدوک بر روی پایههایی از سنگ خارا قرار دارد و بعد از آن دو ستون از سنگ سفید همدان نصب شده است.
محوطهی اصلی مقبره، چهارگوش و هر ضلع آن 11,5 متر و مساحت سطح آن 25·132 مترمربع است. دوازده پایهی برج آرامگاه در این چهارگوش قرار دارد و قبر ابن سینا در میان پایههای برج و قبر ابوسعید دخدوک در کنار آن است. دیوارهای داخل آرامگاه از سنگ تراورتن محلات پوشیده شده و سقف از بتن مسلح پرتلند و ریزههای سنگ خارا است. در دو طرف سرسرا دو تالار قرار دارد؛ یکی در طرف جنوب که تالار سخنرانی و اجتماعات است و یکی در طرف شمال که کتابخانهی آرامگاه است. در مجاور دو تالار مذکور دو راهروی طویل قرار دارد که از آنها برای رختکن و آبدارخانه و… استفاده میشود.
چنانکه اشاره شد، ساختمان از سنگ و بتن مسلح و پیها و دیوارها با سنگ خارا ساخته شده و برج و سقفها از بتن مسلح و ریزههای سنگ خارا و سنگهای گرانیت آرامگاه از کوهستان الوند در درهی عباسآباد نزدیک گنجنامه تهیه شده است. باغچهها بخشهای مهمی از آرامگاه را تشکیل میدهند و شیوهی اصیل طراحی ایرانی در باغچههای هر دو طبقه رعایت شده است. در حیاط شرقی آرامگاه ابن سینا، روبروی درِ ورودی و در مقابل خیابان بوعلی، قبر ابوالقاسم عارف قزوینی، شاعر ملی ایران قرار دارد. برای ساختمان آرامگاه جمعا مبلغ 17,074,507 ریال از طرف انجمن آثار ملی به مصرف رسید.
ساختمان آرامگاه در سال 1330 به پایان رسید و در بهمن ماه همان سال به نمایندگان انجمن آثار ملی تحویل داده و در روز پنجشنه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1331 جعبهی استخوانها دفن شدند.
چون انجمن آثار ملی در نظر داشت که مجسمهی ابن سینا را تهیه نماید، لازم بود که نخست تصویری از آن فیلسوف بزرگ با توجه به ماخذ و مدارک موجود فراهم آورد و از این رو کمیسیونهای متعددی از دانشمندانی که با آثار شیخ و شرح حال او آشنایی داشتند تشکیل گردید و با توجه به اطلاعاتی که دربارهی شیخ از متون و از جمله شرح حال شیخ به قلم او و شاگردش ابو عبید و نوشتهی بیهقی به دست آمد، تهیهی تصویری از ابن سینا به عهدهی هنرمند و پیکرتراش شهیر آقای ابوالحسن صدیقی واگذار گردید و استاد هنرمند در اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۴ تصویری تمام چهره به قلم سیاه تهیه کرد و در بیست و یکمین جلسهی هیئت موسس انجمن آثار ملی، تصویر مذکور مورد تصویب واقع شد و بر روی اوراق بختآزمایی ابنسینا چاپ شده و برای تهیهی مجسمه نیز همین تصویر ملاک عمل قرار گرفت.
پس از آن استاد صدیقی در دی ماه سال ۱۳۲۸ با توجه به طرح نخستین، طرحی نیمرخ تهیه نمود که برای تهیهی مدال و تمبر یادبود و غیره از آن استفاده شد. از طرف انجمن آثار ملی به استاد ابوالحسن صدیقی ماموریت داده شد تا با توجه به تصویر تمام رخ ابن سینا، مجسمهای ایستاده از شیخ بسازد تا در میدان بوعلی شهر همدان نصب گردد و استاد هنرمند مجسمهی بوعلی را به ارتفاع ۳.۱۰ متر و پهنای متوسط ۹۰ سانتیمتر را به وزن تقریبی 5·4 تن از سنگ یکپارچه مرمر سفید قم تهیه نموده و بر روی پایهای در میدان بوعلی در انتهای خیابان بوعلی همدان نصب گردید.
با فرارسیدن جشن هزارهی ابنسینا انجمن آثار ملی در صدد برآمد که علاوه بر کتابها و رسالههایی که دربارهی شیخ فراهم و چاپ میکند آثار خود او را نیز به یاری دانشمندان و استادان فن، تصحیح و منتشر نماید تا از این راه کمک موثر و مهمی به شناساندن مقام علمی شیخ و عقاید و افکار و فلسفهی او کرده باشد. همچنین از اقداماتی که کمیتهی جشن هزارهی ابوعلی سینا برای بزرگداشت حکیم لازم دانسته بود، تاسیس کتابخانهای بود در جوار آرامگاه آن بزرگ و در این باره نظر اعضای انجمن این بود که چون ابن سینا فیلسوف و دانشمندی جهانیست، لازم است که همهی محافل علمی جهان در تاسیس کتابخانهی او شرکت داشته باشند، از این رو در سال ۱۳۲۹ طی یک آگهی به زبانهای فارسی، عربی، فرانسه و انگلیسی به امضای وزیر فرهنگ وقت و رئیس هیئت مدیرهی انجمن، از همهی مولفان، موسسات فرهنگی و ناشران ایرانی و خارجی درخواست شد که کتابهایی به انجمن آثار ملی ارسال دارند و در نتیجه کتابهای گوناگون علمی، تاریخی، ادبی و همچنین کتابهایی که دربارهی ابن سینا یا از آثار آن بزرگمرد بود از کشورهای مختلف به انجمن آثار ملی ارسال گردید و هم اکنون ۴۳۴۲ مجلد کتاب فارسی و عربی و ۵۹۰ مجلد کتاب به زبانهای فرانسه، انگلیسی، آلمانی و غیره نیز در کتابخانه موجود است.
از دیگر اقدامات جشن هزارهی ابن سینا، تهیهی مدالهای یادگاری بود. انجمن آثار ملی در نظر داشت که برای اهدا به شرکتکنندگان در کنگرهی ابن سینا مدال یادگاری شایسته و زیبایی تهیه کند و به شرکت ارتوس برتراند (Arthus Bertrand) در پاریس که از مدالسازان معروف جهان است سفارش تهیهی آن را داد و روی مدال همان تصویر نیمرخ ابن سیناست که به وسیلهی استاد ابوالحسن صدیقی تهیه شده بود و در اطراف تصویر این رباعی معروف شیخ است:
دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت یک موی ندانست ولی موی شکافت
انـدر دل من هــزار خورشیـــد بتافـت آخــر به کمـــال ذرهای راه نیافــــت
و در ذیل تصویر نوشته شده است «بوعلی». پشت مدال نیز دورنمای آرامگاه جدید ابن سینا است که بالای آن نوشته شده «یادگار جشن هزار سالهی میلاد شیخ الرئیس ابوعلی حسین بن عبدالله ابن سینا» و در ذیل آن نوشتهاند «همدان ۱۳۷۰ هجری قمری»

جشن و کنگرهی ابن سینا
در فروردین ماه ۱۳۳۳ با نزدیک شدن ایام جشن هزارهی ابنسینا در موسسات فرهنگی فعالیتهایی آغاز گردید. دانشمندانی که از کشورهای مختلف دعوت شده بودند در آخرین روزهای فروردین ۱۳۳۳ به ترتیب وارد ایران شده و مورد استقبال قرار میگرفتند. روز چهارشنبه اول اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ ساعت ۸ صبح، ۶۵ نفر از دانشمندان و مستشرقان خارجی با مهمانداران خود در محل باشگاه دانشگاه تهران حضور یافتند. رئیس انجمن آثار ملی آقای علاء و وزیر دربار شاهنشاهی و کلیهی اعضای انجمن آثار ملی و اعضای دبیرخانهی جشن هزارهی ابنسینا در تالار باشگاه حضور داشتند. در این جلسه که در حدود یک ساعت طول کشید دانشمندان خارجی به دیگران معرفی شدند و با هم آشنایی حاصل کردند و اعضای انجمن آثار ملی نیز با آنها آشنا شدند. برای محل جشن تالار ابن سینا در نظر گرفته شد. این تالار در قسمت شمالی دانشگاه تهران، جنب دانشکدهی پزشکی قرار داشته و هزار صندلی گنجایش دارد. همچنین به مناسبت جشن هزارهی ابنسینا و افتتاح آرامگاه آن بزرگ در همدان یک نمایشگاه جالب از صنایع ایران در تالار شهرداری همدان برای دانشمندان خاورشناس ترتیب داده شد.
ساعت ۳ بعد از ظهر روز چهارشنبه اول اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ مراسم افتتاح جشن کنگرهی هزارهی ابنسینا در دانشکدهی پزشکی دانشگاه تهران در تالار ابن سینا، با شکوه کامل آغاز گردید. در این جلسه دانشمندان 27 کشور و از جمله ایران، وزیران و معاونان، سناتورها و نمایندگان مجلس شورای ملی، نمایندگان سیاسی کشورهای خارجی در ایران، گروهی از رؤسای موسسات دولتی و ملی، رؤسا و استادان دانشکدهها، فضلا، اطبا و… شرکت داشتند. تالار ابن سینا در ورودی آن با پرچمهای ۲۷ کشور تزئین شده و تصویر رنگی بزرگی از ابن سینا در جایگاه هیئترئیسهی کنگره نصب گردیده بود. در ابتدا آقای دکتر جهانشاه صالح وزیر، وزیر بهداری و رئیس دانشکدهی پزشکی به دانشمندان خارجی و شرکتکنندگان در کنگره خیرمقدم گفت و سپس چند خطابه از طرف حاضران ایرانی و میهمانان خارجی ایراد گردید. سپس آقای حکمت رئیس جلسه پس از سپاسگزاری از سخنرانان اعلام تنفس کرد تا برای انتخاب هیئت رئیسهی کنگره اقدام شود. پس از مذاکرات لازم مجدد جلسه تشکیل و اعلام شد که آقای علی اصغر حکمت به ریاست کنگره و همچنین ۸ نفر از آقایانی که از کشورهای خارجی در ایراد نطقها حضور داشتند به عنوان نواب رئیس و اعضای هیئت رییسه انتخاب شدند.
جلسات کنگره تا روز هشتم اردیبهشت تشکیل شده و در هر جلسه دانشمندان کشورهای مختلف و همچنین دانشمندان ایرانی در اطراف آثار علمی و پزشکی و فلسفهی امروزین خطابههایی را ایراد کردند که مجموع آنها در مجلدات دوم، سوم و چهارم جشننامهی ابن سینا فراهم آمده و بدین ترتیب خطابه و سخنرانیها در روز سهشنبه هفتم اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ به پایان رسید و روز بعد چنانچه خواهد آمد مهمانان به همدان عزیمت کردند. اعضای غیرایرانی کنگره در تمام مدت اقامت خود در تهران و همدان مهمان دولت بودند و در ویلاهای دربند، باشگاه دانشگاه تهران، باشگاه افسران، مهمانخانهی فردوسی و مهمانخانه بوعلی در همدان از آنها پذیرایی به عمل آمد و به وسیلهی مهمانداران که برای هر هیئت نمایندگان کشورها انتخاب شده بود راهنمایی میشدند. همچنین در کنگره تسهیلات و وسایل لازم از حیث درمانگاه، باجههای پست و تلگراف و تلفن، باجهی بانک ملی و کتابفروشی فراهم شده بود. اتومبیلهای سواری و اتوبوسهایی نیز برای ایاب و ذهاب آنان به کنگره و بازدید موسسات اختصاص یافته بود.
شهر همدان از مدتها پیش خود را برای جشن هزارهی ابنسینا آماده میکرد. تیمسار سرلشکر مزینی، فرماندهی نیروی غرب، ماموریت ترتیب کارهای مقدماتی جشن و امور انتظامی را در همدان بر عهده داشت. هر صنف و طبقه سعی داشتند که این جشن تاریخی حدالمقدور آنچنان که در خور مقام حکیم بزرگ ابوعلی سینا است برگزار گردد. در مدخل فرودگاه همدان که تازه افتتاح شده بود طاق نصرت باشکوهی برپا کرده بودند، در میدان شاهپور و مقابل میدان بوعلی و در ورودی خیابان بوعلی که منتهی به آرامگاه میگردد نیز طاق نصرتهایی از طرف اهالی و اصناف برپا شده بود. همه جا را با پرچمهای سه رنگ ایران و تزئینات دیگر آرایش داده بودند و صبح سهشنبه هفتم اردیبهشت به ترتیب کاروانهای شرکتکنندگان در جشن وارد شهر تاریخی همدان میشد. علاوه بر مهمانخانهی زیبای بوعلی که از طرف دولت مقارن ساختمان آرامگاه ایجاد گردید، مهمانخانههای ایران، روشن، نادری و شفق نیز برای پذیرایی از مدعوین اختصاص یافته بود. به علاوه اغلب خانههای متمکنین همدان نیز برای پذیرایی از دعوتشدگان آماده شده بود. ۴۰ نفر از دبیران از طرف ادارهی فرهنگ برای راهنمایی مهمانان تعیین شده بودند. آقای علا رئیس انجمن آثار ملی و همچنین گروهی از مقامات و شخصیتهای کشوری روز سهشنبه وارد همدان شدند، مقدمات افتتاح آرامگاه نیز از طرف مامورین اعزامی انجمن آثار ملی فراهم شده بود و نمایشگاهی از هدایایی که از شهرستانها به آرامگاه ابن سینا رسیده بود و صنایعدستی شهرستانهای مختلف در آرامگاه ترتیب داده شده بود. چنانکه اشاره شد مجسمهی بوعلی در وسط میدان جدیدالاحداث به نام میدان بوعلی نصب شده و اطراف آن را باغچهای به شکل مستطیل و زیبا پر از گل و سبزهها احاطه کرده بود. ساعت ۷ بعد از ظهر روز چهارشنبه هشتم اردیبهشت آقای علیاصغر حکمت با گروهی از مستشرقان به میدان آمدند و چند دقیقه بعد آقای علا رئیس انجمن آثار ملی و وزیر دربار هم وارد میدان شدند و مراسم پردهبرداری از مجسمهی شیخ الرئیس آغاز گردید.

همدان،مجسمه ی این سینا ، کار هنرمند شهیر استاد ابوالحسن صدیقی عکس: محمدمهدی استعدادی

تمبرهای که به مناسبت هزارهی ابن سینا چاپ شده است.

ساعت ۹ صبح روز پنجشنبه نهم اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ مراسم افتتاح آرامگاه ابن سینا در همدان برگزار گردید.از ساعت هشت و نیم صبح آقایان علا رئیس انجمن، چند تن از وزیران، رؤسای مجلس و هیئت موسسین انجمن آثار ملی، علیاصغر حکمت رئیس کنگرهی جشن هزارهی ابنسینا، عدهای از نمایندگان مجلس و کلیهی آقایان مستشرقین و دانشمندان خارجی و داخلی و مدعوین در محل آرامگاه حضور یافته و پس از مراسم افتتاحیه از نمایشگاه صنایعدستی بازدید کردند. دانشمندان و مستشرقان که برای گشایش آرامگاه ابن سینا به میدان رفته بودند صبح روز جمعه دهم اردیبهشت ماه با هواپیما و اتومبیل به تهران حرکت کردند و ساعت ۴ بعد از ظهر در تهران بودند. ساعت ۵ بعد از ظهر جلسهی اختتامیهی کنگره در تالار ابن سینا به ریاست آقای حکمت تشکیل گردید و پس از سخنرانی آقای سید حسن تقیزاده از طرف انجمن آثار ملی و آقای دکتر سیاسی رئیس دانشگاه تهران، ۲۵ نفر از مستشرقان و رؤسای هیئتهای دانشمندان خارجی سخنرانی مختصری نمودند و ضمن ابراز خوشبختی از تشکیل کنگرهی هزارهی ابنسینا از مهمانداری و پذیرایی دولت ایران تشکر کردند.
هزینهی ساخت آرامگاه
چون در نظر بود که هزینهی ساختمان آرامگاه و مخارج جشن هزاره و بزرگداشت بیشتر از منابع ملی تامین گردد لذا موضوع به اطلاع عموم رسید و مردم از آن استقبال کردند و به طرق مختلف در این رویداد شرکت نمودند. از راههای جمعآوری کمکهای ملی، تمبر یادبود ابن سینا بود که انجمن آثار ملی با موافقت دولت اقدام به تهیه آن نمود تا هم تبلیغات در ایران و کشورهای دیگر برای جشنوارهی ابن سینا بشود و هم قسمتی از مخارج ساختمان آرامگاه و جشن فراهم آید. سفارش چاپ این تمبرها نیز به کارخانهی «برادوی ویلکنسن» در لندن داده شد. از سوی دیگر بنا به درخواست انجمن آثار ملی و پیشنهاد وزارت فرهنگ، هیات وزیران اجازه داد که به منظور ساختمان آرامگاه اوراق بختآزمایی مخصوصی منتشر گردد. همچنین مقرر گردید که تعداد بلیطها در هر نوبت به تعداد ۳۰۰ هزار و بهای هر یک ۲۰ ریال باشد و قرعهکشی هر نوبت سه ماه از تاریخ انتشار بلیطهای آن به عمل آید. درآمد حاصل از هر نوبت قرعهکشی یک ثلث جهت جوایز و سایر هزینههای مربوطه از قبیل کارمزد فروشندگان و چاپ و تبلیغات و غیره، و دو ثلث بقیهی آن برای ساختمان آرامگاه و مصارف جشن ابوعلیسینا اختصاص داده شود. فروش این اوراق تا سال ۱۳۲۷ ادامه داشت و در بهمن ماه همان سال بنا بر تصویب هیئت دولت مقرر گردید که ۷ درصد عواید اوراق بختآزمایی ملی برای ساختمان آرامگاه در اختیار انجمن آثار ملی گذاشته شود. همچنین به موجب قراردادی که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۹ بین انجمن آثار ملی و جمعیت مرکزی شیر و خورشید سرخ ایران منعقد گردید، مقرر شد که جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران ظرف مدت ۵ ماه مبلغ ۵ میلیون ریال به پنج قسط مساوی برای تکمیل ساختمان آرامگاه بوعلی سینا به انجمن آثار ملی بپردازد.
در پایان لازم به ذکر است که برخی از موسسات کشور چون کمیسیون ملی یونسکو در ایران، جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران، کمیتهی ملی هزارهی ابنسینا، وزارت کشور، وزارت پست و تلگراف، وزارت فرهنگ و وزارت امور خارجه، وزارت راه و سازمان برنامه و هیات دولت همه در ادای این خدمت ملی به سهم خود با انجمن آثار ملی نهایت همکاری و مساعدت را به عمل آوردند. همچنین چند تن از فرمانداران همدان آقایان هرمز احمدی، شادروان نصرالله خواجهنوری، احمد جهانسوز، بهزادی عطایی، متین و چند تن از شهرداران چون آقایان سوفینیا، ملک و سمیع کمال کوشش و دقت را در همکاری با انجمن به عمل آورده و سعی همه مشکور است.

عکس: داود وکیلزاده
The Revival of the Society for National Heritage and the Avicenna Millennium
The Society for National Heritage (Anjoman-e Asar-e Melli), founded in 1922 (1301 SH) to preserve and restore Iran’s historic monuments, launched its first major project with the construction of Ferdowsi’s Mausoleum and the international millennial congress in 1934. Following the 1932 Antiquities Law, many of the Society’s responsibilities were transferred to the new Department of Antiquities, and it remained inactive until 1944.
In December 1944, the Society was revived under Dr. Isa Sadiq, then Minister of Culture, who viewed the approaching millennial anniversary of Avicenna’s birth (1370 AH / 1951 CE) as an opportunity to honor one of Iran’s greatest geniuses, just as Ferdowsi had been celebrated. Sadiq reassembled the remaining members — including Ali-Asghar Hekmat, Baqer Kazemi, General Jahanshahi, and André Godard — and completed the new board. The 1919 charter was revised and formally adopted in January 1945.
The Society then began preparations for the Millennial Celebration of Avicenna, the renowned philosopher, physician, and polymath (Bukhara, 370 AH – Hamadan, 428 AH). Avicenna, known as the “Man of Twelve Sciences,” authored 238 works in Persian and Arabic, including al-Qanun, al-Shifa, and al-Ma‘ad. The thousandth anniversary of his birth (Safar 1370 AH) was marked worldwide — following earlier tributes in Turkey (1937) and Afghanistan (1937).
The Society’s Millennial Committee outlined key goals:
1. Construction of a new mausoleum in Hamadan
2. Creation of a statue of Avicenna
3. Organization of an international congress in Tehran
4. Establishment of an Avicenna Library in Hamadan
5. Publication of his works and studies about him
6. Production of commemorative medals and stamps
7. Promotion of international scholarly cooperation in his honor
The Mausoleum of Avicenna
According to historical sources such as Ibn Abi Usaybi‘a and Beyhaqi, Avicenna (Abu Ali Ibn Sina) died in Hamadan and was buried beneath the city’s old fortifications, beside the grave of his friend Abu Sa‘id Dokhdouk, in whose home he had once taken refuge. The original tomb, located outside the southern walls of Hamadan, was covered by a small four-arched chahar-taqi, which survived until the late 19th century. When it decayed, Negar Khanom, daughter of Abbas Mirza, rebuilt it with a brick dome and two tombstones.
When the Society for National Heritage decided to build a new mausoleum, it resolved that both ancient Persian and modern architectural principles should be reflected in its design. A national competition was held in 1945 (1324 SH), and among the submitted proposals, the design of Hooshang Seyhoun, developed in collaboration with André Godard and Mohsen Foroughi, was chosen and approved.
Seyhoun drew inspiration from the Gonbad-e Qabus Tower, built in Avicenna’s own era for Shams al-Ma‘ali Qabus ibn Voshmgir, under whose patronage Avicenna once lived. Because of spatial and technical constraints, the architect reduced the scale by half, resulting in a lighter, more open structure. Unlike the solid form of Gonbad-e Qabus, Seyhoun’s tower features twelve slender ribs with open intervals, allowing wind to pass freely through — a subtle adaptation to Hamadan’s climate.
By 1947, the Society approved construction. Seyhoun, then studying in Paris, presented the mausoleum design as his thesis at the École des Beaux-Arts, sending the final plans in July 1948. A contract was signed in early 1949 with the National Construction Company (Engineer Ebtahaj and Partners), and the groundbreaking took place on June 6, 1949 (16 Khordad 1328 SH). The remains of Avicenna and Abu Sa‘id were temporarily sealed in special boxes to be reinterred upon completion.
Describing the building, Dr. Zabihollah Safa wrote:
“The lower section evokes the grandeur of ancient Egyptian, Persian, and Greek architecture, while the twelve-ribbed tower recalls Gonbad-e Qabus. In construction and proportion, however, it is wholly modern. The rough-cut granite base symbolizes strength; the refined tower above conveys lightness and dignity. The surrounding gardens and fountains echo the freshness of the East and the harmony of the Hanging Gardens of Babylon.”
Indeed, Seyhoun’s mausoleum embodies a dialogue between past and present — a balance of power and grace, logic and lyricism. Its architectural language transforms Avicenna’s intellectual vastness into spatial harmony, with geometric order mirroring his philosophical precision. The structure, built to endure for centuries, stands as a stone metaphor for the permanence of the sage’s thought — “firm as a mountain against time.”
Seyhoun himself explained:
“I wanted not a mere tomb, but a monument expressing Avicenna’s character — a memorial that embodied his spirit and intellectual nobility.”
He structured the design around the geometry of the square, a symbol of order and reason. As he noted:
“The square recurs throughout — in the plan of the hall, the portico ceiling, the window lattices, the marble base, even the lamps and doors. Over five hundred squares, of different scales and placements, form the architectural rhythm of the building, each with its own symbolic meaning.”
Architectural historians view the Mausoleum of Avicenna (1951) as a turning point in modern Iranian architecture. Seyhoun fused European modernism with Iranian tradition, blending Leonardo da Vinci’s Vitruvian proportions with the symbolism of Gonbad-e Qabus. Using hammer-finished granite, Mahallat travertine, and exposed concrete — inspired by postwar European design — he pioneered a distinctly Iranian modernism.
As Seyhoun remarked:
“The Second World War revolutionized architecture, introducing the beauty of exposed concrete. I adopted it in two of my works: the Avicenna Mausoleum and the Dr. Farhad Clinic.”
In an interview recorded by Mohammad Shamkhani, he elaborated:
“The Mausoleum of Avicenna is not merely a tomb. It is a polyphonic composition — architectural, symbolic, and emotional. Every line and proportion reflects Avicenna’s spirit. Harmony required research, intuition, and discipline — and I omitted nothing, not even the smallest detail.”
The influence of Seyhoun’s design was profound. As Hossein Amanat later observed:
“When I asked what had led him toward Iranian architectural culture at a time dominated by Western modernism, Seyhoun replied: ‘I was raised in a family steeped in Iranian music and culture.’”
Through this monument, Hooshang Seyhoun reawakened Iran’s architectural memory — showing how ancient Persian geometry, symbolism, and spatial rhythm could speak a modern architectural language. His Avicenna Mausoleum stands not merely as a place of rest, but as a stone symphony, fusing the rational and the poetic — a timeless dialogue between Iran’s heritage and its modern soul.
To understand Hooshang Seyhoun’s role in the evolution of modern Iranian architecture, one must trace the long continuity of Iran’s built tradition—from Persepolis and the Sasanian palaces to the Islamic and Qajar periods. Yet with the country’s rapid modernization and the rise of new construction methods such as reinforced concrete and steel, this architectural heritage—distinguished by climatic harmony, geometric order, and the spiritual balance between mass and void—had largely faded. Seyhoun was the first to revive and reinterpret these principles in a modern architectural language. In the Avicenna Mausoleum (Hamadan, 1951) and later in the Khayyam Mausoleum, he demonstrated that Iran’s timeless forms could be reborn through modern materials and proportions. His work linked the rational clarity of modernism with the poetic symbolism of Iranian geometry. Earlier architects had sought inspiration from the past, yet their attempts remained superficial. Nikolai Markov, in the Alborz High School and Dar al-Fonun, borrowed the plan of a Western college while ornamenting it with Persian arches, Persepolitan crenellations, and mosque portals. Tahirzadeh Behzad, in the Shah Reza Hospital and Ferdowsi Mausoleum, revived ancient columns and domes without new interpretation. André Godard, in the National Museum of Iran, evoked the Taq-e Kasra but within a narrow historical frame. In contrast, Seyhoun referenced without imitation—he transformed Iranian motifs into abstract structural ideas. In Avicenna’s Mausoleum, as in Khayyam’s, he drew on Gonbad-e Qabus and on traditional vaulting (rasmi-sazi) and brick lattices, creating works that were at once ancient in spirit and modern in expression. The Avicenna Mausoleum occupies a built area of 1,792 m² with an adjoining plot of 1,298 m², its 64-meter façade facing Bouali Street and clad in granite. Three broad steps lead to a 30 × 3 m portico supported by ten granite columns—each 4.10 m high, tapering from 95 cm to 75 cm, symbolizing one century of Avicenna’s legacy. A wooden door opens to the entrance hall lined with Mahallat travertine and floored in hammer-finished granite. On either side lie the original gravestones of Avicenna and his companion Abu Sa‘id Dakhdukh, each on granite pedestals framed by two marble columns from Hamadan. The main chamber, a square of 11.5 m per side (132 m²), contains twelve bases forming the foundation of the memorial tower. Avicenna’s tomb lies at the center, Dakhdukh’s beside it. The interior walls are faced with travertine, the ceiling of reinforced Portland concrete mixed with granite chips. Two adjoining rooms serve as a lecture hall (south) and a library (north), connected by corridors used for service spaces. The building combines granite masonry with reinforced-concrete towers and ceilings, the stone quarried from Alvand Mountains near Ganjnameh. The complex follows Persian garden principles, featuring two landscaped terraces; in the eastern courtyard, opposite the entrance, rests the tomb of Abolqasem Aref Qazvini, Iran’s national poet. Construction concluded in 1951 (1330 SH) and cost 17,074,507 rials. On May 1, 1952, the philosopher’s remains were reinterred in the new tomb. To complete the memorial, the Society for National Heritage commissioned the sculptor Abu’l-Hasan Sediqi to create Avicenna’s likeness. After consulting historical sources—including Avicenna’s own writings and early biographies—Sediqi produced in 1945 an approved full-face portrait, later used on lottery tickets and as the model for his 3.10-meter, 4.5-ton white-marble statue installed in Bouali Square. In 1949, he designed a profile portrait that appeared on commemorative medals and postage stamps. The Society also founded an Avicenna Library beside the mausoleum, appealing in 1950 to institutions worldwide for donations. The collection soon held 4,342 Persian-Arabic volumes and 590 foreign works, forming a scholarly tribute to Avicenna’s enduring influence. For the Millennial Celebration, the Society commissioned Arthus Bertrand of Paris to mint medals. The obverse bears Sediqi’s portrait of Avicenna encircled by his celebrated quatrain:
Though the heart hastened far across this desert plain, It knew not a hair, though a hair’s depth it gained.
A thousand suns within my soul have shone bright—Yet to the perfection of a mote, no path attained.
Beneath appears his name “Bouali.” The reverse depicts the new mausoleum with the inscription:
“Commemoration of the Thousandth Anniversary of the Birth of Sheikh al-Ra’is Abu Ali Husayn ibn Abdallah ibn Sina — Hamadan 1370 A.H.” Through this synthesis of architecture, sculpture, landscape, and scholarship, Seyhoun transformed a burial monument into a national emblem—a meeting of ancient geometry and modern form, where stone, space, and spirit converge to honor the eternal intellect of Avicenna.
The Avicenna Millennial Celebration and Congress took place in April 1954 (Farvardin–Ordibehesht 1333 SH), marking one of the most significant cultural events in modern Iran. The celebration gathered 65 foreign scholars and Orientalists from 27 countries, alongside Iranian academics, officials, and statesmen. The festivities began in Tehran at the Avicenna Hall of the University of Tehran’s Faculty of Medicine, whose entrance was adorned with the flags of participating nations and a large portrait of Avicenna. The opening ceremony on April 21 featured speeches by Dr. Jahanshah Saleh and Ali-Asghar Hekmat, who was elected president of the congress. Over the following week, Iranian and foreign scholars presented lectures on Avicenna’s medical and philosophical works, later published in the Avicenna Jubilee Proceedings (vols. II–IV). Guests were officially hosted by the Government of Iran, staying in state lodgings and university residences. The organization provided full amenities—transport, communications, and hospitality—throughout the congress. The celebration then moved to Hamadan, where extensive preparations had transformed the city. Streets were decorated with Iranian tricolor flags, triumphal arches, and floral displays. At Bouali Square, the statue of Avicenna by Abu’l-Hasan Sediqi was unveiled on April 29, followed the next morning by the inauguration of the Avicenna Mausoleum. Dignitaries including Mr. Ala, President of the Society for National Heritage, and Ali-Asghar Hekmat, led the ceremony, attended by ministers, members of parliament, scholars, and Orientalists. Within the mausoleum, exhibitions of Iranian handicrafts and provincial gifts were displayed. Guests stayed at the Bouali Guesthouse and other hotels specially reserved for the event, assisted by forty interpreters and guides appointed by the Ministry of Culture. On May 1, 1954, the visitors returned to Tehran for the closing session, where Seyyed Hassan Taqizadeh and Dr. Mahmoud Siasi spoke on behalf of the Society and Tehran University. Twenty-five foreign delegates expressed gratitude for Iran’s hospitality, praising the event as a cultural triumph honoring one of humanity’s greatest philosophers. In essence, the Avicenna Congress embodied Iran’s aspiration to link national heritage with international scholarship—celebrating a millennium of science, philosophy, and the enduring spirit of Ibn Sina.

The Cost of Constructing the Mausoleum
Funding for the construction of the Avicenna Mausoleum and the millennial celebrations was raised through national contributions, reflecting broad public participation. The Society for National Heritage, with government approval, issued commemorative postage stamps printed by Bradbury Wilkinson & Co. in London, both to honor Avicenna and to finance the project. Additionally, the Council of Ministers authorized the sale of special lottery bonds—300,000 tickets per round, priced at 20 rials each—where two-thirds of proceeds were allocated to the mausoleum’s construction and festival expenses. In 1948 (1327 SH), the Council decided that 7% of the national lottery’s total income would support the project. A further agreement in 1950 (1329 SH) with the Iranian Red Lion and Sun Society provided five million rials in five installments toward completion. The undertaking also received coordinated support from numerous ministries, the National Commission of UNESCO in Iran, and the National Avicenna Millennium Committee, as well as from local officials and governors of Hamadan, whose cooperation ensured the successful realization of this national monument.
مدارک فنی
1. رواق ورودی اصلی 2. ورودی فرعی 3. پلکان شمالی و جنوب شرقی 4. پلکان جنوبی 5. شیبراهه های غربی 6. سرسرا 7. موزه 8. کتابخانه 9. آرامگاه 10. ساختمان خدماتی

وجود تناسبات طلایی در آرامگاه ابوعلی سینا

منابع:
_____________________________________________________________________________
بحرالعلومی،حسین. (۱۳۵۵) . کارنامهی انجمن آثار ملی . تهران: انتشارات انجمن آثار ملی
کیانی، محمد یوسف. (۱۳۷۴) . پایتختهای ایران . تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور
بانیمسعود، امیر. (۱۳۸۸) . معماری معاصر ایران. تهران: انتشارات هنرمعماری قرن
خانیزاد، شهریار. (۱۳۹۴) . هوشنگ سیحون . تهران: انتشارات هنرمعماری قرن
استعدادی، محمد مهدی. (۱۳۹۳). همدان در گذر ایام . همدان: انتشارات روزاندیش
عکسهای این صفحه: کتاب کارنامه انجمن آثار ملی



















































