آرامگـــاه بـابـاطاهــر عـریـــان
به کوشش انجمن آثار ملی ایران*
معماری از محسن فروغی
نوشتهی دکتر حسین بحرالعلومی
عکاس: رکسانا خانیزاد

بابا طاهر، که به نام «عریان» نیز شناخته میشود، یک شاعر درویش از منطقه همدان است. تقریبا تمام اطلاعات موجود دربارهی او به همین مختصر محدود میشود؛ حتی تاریخ تولد او نیز مورد بحث و جدل است و تخمینها بین قرن 4 هجری / 10 میلادی تا قرن 7 هجری / 13 میلادی متغیر است. نخستین اشاره به مقبره او در همدان در کتاب «نوشتات القلوب» آمده است (ص 71). این مقبره در سالهای 30-1329 هجری شمسی / 51-1950 میلادی بازسازی شده است. یکی از داستانها او را همدوره با عینالقضات همدانی (متوفی 526 هجری / 1131 میلادی) میداند و دیگری او را همزمان با خواجه نصیرالدین طوسی (متوفی 672 هجری / 74-1273 میلادی) قرار میدهد. از طرف دیگر، رضاقلیخان هدایت در «مجمع الفصحاء» بدون ارجاع به هیچ مدرکی میگوید که او پیش از فردوسی و انصاری در سال 410 هجری / 20-1019 میلادی درگذشته است (جلد دوم، ص 845). یک دو بیتی منتسب به بابا طاهر اشارهای به تاریخ میکند: «من همان دریا هستم که در کاسه آمدهام؛ من همان نقطه هستم که در حرف آمدهام؛ در هر هزار یکی صاف و همچون الف نمایان میشود؛ من همان صافم که در هزار آمدم.» میرزای مهدیخان کوکب با محاسبه از طریق حساب ابجد، تاریخ تولد بابا طاهر را 326 هجری / 38-937 میلادی میداند که با نظر هدایت همخوانی دارد. رشید یاسمی از طرف دیگر، بیت سوم را اشارهای به باور زرتشتیان میداند که معتقدند یک پیشوای معنوی هر هزار سال ظهور میکند؛ او بر این عقیده است که بابا طاهر ادعا میکند که چنین پیشوایی است و در سال 1000 میلادی (یعنی 391 هجری قمری) به دنیا آمده است. اما مجتبی مینوی این نظریه را رد میکند و آن را بیاساس میداند و معتقد است که بابا طاهر احتمالا از تاریخ تولد خود در تقویم هجری قمری آگاه نبوده است، چه رسد به تقویم میلادی. داستانی که بیشتر به نظر حقیقت نزدیک میآید، در کتاب «راحت الصدور» از راوندی (که در سال 603 هجری / 1206 میلادی تکمیل شده) آمده است. در این کتاب، بر اساس نقل قولها، دیداری میان بابا طاهر همراه با دو دیگر از اولیا و فاتح سلجوقی طغرل ذکر شده است (ص 98-99). این دیدار، اگر واقعی باشد، باید بین سالهای 447 تا 450 هجری (1055-58 میلادی) رخ داده باشد. استفاده از واژه «ولی» نشان میدهد که بابا طاهر باید در سنین بالاتر بوده باشد، که این تاریخ تولد را به تاریخ پیشنهادی رشید یاسمی نزدیک میکند. تاریخ 410 هجری / 20-1019 میلادی که به عنوان تاریخ مرگ او در نظر گرفته شده (رضاقلیخان هدایت، ریاض العارفین، تهران، 1316 هجری شمسی / 1937 میلادی) و توسط نفیسی نیز پذیرفته شده، بعید به نظر میرسد.
بابا طاهر بیشتر به خاطر دو بیتیهایش معروف است، رباعیهایی که نه در قالب رایج رباعی استاندارد بلکه در قالب وزنی سادهتر ساخته شدهاند که هنوز هم در شعرهای مردمی رایج است. دیگر ویژگی این اشعار استفاده از گویشی است که احتمالا گویش محلی آن دوره بوده است، هرچند در گذر زمان تغییراتی بهدلیل بیتوجهی یا سهلانگاری نویسندگان در نسخهبرداریها ایجاد شده که نمیتوان به طور قطعی گفت شکل اصلی آن چه بوده است. بیشتر منابع سنتی این اشعار را بهطور غیررسمی «لری» مینامند، در حالی که نامی که از همان ابتدای ظهور این اشعار برای آنها استفاده شده، «فهلویات» است که احتمالا به این معنی است که این اشعار به زبانی مربوط به گویشهای میانه ایرانی، یعنی پهلوی، نوشته شدهاند. روبن ابراهامیان اما شباهت زیادی میان این اشعار و گویشی که هماکنون یهودیان همدان به آن صحبت میکنند، پیدا کرده است.

دومین آرامگاه ساخته شده باباطاهر، 1329 الی 1331 شمسی

آرامگاه اولیه و قدیمی باباطاهر، 1299 شمسی

لوح کاشی مربوط به آرامگاه باباطاهر از آثار قرن هفتم هجری

دیدگـاه باباطاهـر دربـاره وضعیـت انسـان
وقتی به مسئله ارزیابی دیدگاه بابا طاهر درباره وضعیت انسانی میپردازیم، با مانعی مشابه آنچه که دانشپژوهان در مورد آثار عمر خیام با آن روبرو بودند، مواجه میشویم. اشعار کوتاه به گویشهای محلی که به بابا طاهر منتسب شده، توسط بسیاری از شاعران شناختهشده و شاعران کمنامتر نیز سروده شدهاند. وقتی هیرون آلن نسخه خود را در سال 1902 منتشر کرد، تنها حدود هشتاد رباعی شناخته شده بود. اما در سال 1927، وحید دستگردی نسخهای از 296 دو بیتی همراه با چهار غزل و هفتاد رباعی اضافی منتشر کرد که اصالت برخی از آنها مورد تردید است. بسیاری از این اشعار در دیوانهای سایر شاعران نیز یافت میشوند. با این حال، یک انسجام خاص در احساسات این اشعار وجود دارد که نشان میدهد ممکن است همه این اشعار از ذهن واحدی برخاسته باشند. ویژگیهای بارز این اشعار عبارتند از سادگی، صداقت و فروتنی؛ واقعا ویژگیهای شعر بابا طاهر، که از پیچیدگیهای فکری و تصنعی تهی است، نمیتوانست از رسانهای بهتر از رباعیهای محلی، که به روح بیابانهای بادی، کوههای بلند، درههای تنها و زندگی سخت صوفیان اشاره دارد، بهرهمند شود. همهی تصاویر بابا طاهر از همین محیط بهدست آمده است. او یک درویش گمنام و فروتن است که با شور و اشتیاق، عشق خود به خدا را میریزد و خدا را در همهجا میبیند. مانند بسیاری از همقطارانش، او از کوچکی انسان، رد شدن، تنهایی و انزوا آگاه است؛ اما برخلاف خیام، او راه حل این مشکل را در لذتجویی از دنیا نمیبیند، بلکه در فنای خود در خدا، یعنی انحلال نهایی در خدا میبیند. با این حال، در شعرهای او جنبهی زمینی نیز وجود دارد؛ عشق او انسانی است و نه فقط الهی، و بیان آن نیز صادقانهتر از شعرهای تصنعی همدورههایش مانند انصاری یا منوچری است که برای خوشایند یک پادشاه مینوشتند. او را میتوان نخستین شاعر بزرگ عشق صوفیانه در ادبیات فارسی دانست. در دو دههی گذشته، دو بیتیهای او غالبا به موسیقی درآمده است.
آثـار دیگـر باباطاهـر
بابا طاهر نخست و پیش از هر چیز یک صوفی بود و این ویژگی در تنها اثر دیگری که به او نسبت داده میشود، بهوضوح آشکار است؛ یعنی «کلمات کوتاه» که مجموعهای است از نزدیک به 400 عبارت حکمی به زبان عربی، که موضوع تفسیرها قرار گرفته است، یکی از آنها به عینالقضات همدانی نسبت داده شده است. اگر این آثار اصیل باشند (و هیچ مولفی غیر از بابا طاهر برای آنها ذکر نشده است)، این نشان میدهد که بابا طاهر از درجهای قابل توجه از تحصیلات برخوردار بوده و بنابراین نمیتواند یک طایفهای بیسواد باشد که اشعارش چنین چیزی را نشان میدهند. این عبارتها به بیست و سه فصل تقسیم شدهاند که تمامی مضامین تدریس صوفیانه از علم و معرفت تا حرقت و تقدیر را پوشش میدهند. «علم راهنمای معرفت است، و وقتی که معرفت آمده، دیدگاه علم محو میشود و تنها حرکات علم به سمت معرفت باقی میماند؛ علم تاج گنوسی است، و گنوسی تاج علم است؛ هر کس آنچه را که خدا مقرر کرده ببیند، بیحرکت و ناتوان میماند.»
بعضی معتقدند که بابا طاهر شیعه بوده است؛ این نتیجهگیری از یک بیت است که میگوید «ای خدا، به حق هشت و چهار تو…» که به دوازده امام شیعه اشاره دارد. اما باید گفت که چنین عباراتی قابل تفسیرهای مختلفی هستند؛ بهطور مثال ممکن است به هشت آسمان، چهار عنصر و یا مفاهیم مشابه اشاره داشته باشند. طبق نظر اهل حق که اشعار بابا طاهر را در آیینهای خود به کار میبرند، او تجلی یکی از فرشتگانی بوده که همراه با سومین تجلی الهی آمده است. بسیاری از داستانها درباره معجزات و قدرتهای جادویی او وجود دارد. یکی از معروفترین آنها مربوط به زمانی است که او بهدلیل تمسخر دانشآموزان در یک کالج در همدان، شب را در یک حوض یخزده گذراند و صبحگاه با دانش الهی برآمد.
آرامگـاه باباطاهـر
همانطور که گفته شد باباطاهر عریان همدانی از عارفان و شاعران قرن پنجم هجری است که ظاهرا در اواخر قرن چهارم ولادت یافته است. در مقطع غزلها و در برخی از دوبیتیهایش نام خود را طاهر ذکر کرده و از جمله سروده است:
خدایا عشق طاهر بینشان بی
که از عشق بتان بیپاسرستم
منم طاهر که از در خونابه نوشی
محمد را کمینه چاکرستم
مو از روز ازل طاهر بزادم
از این رو نام باباطاهرستم
دلی دیرم چو مرغ پرشکسته
چو کشتی برلب دریا نشسته
همه گویند طاهر تار بنواز
صدا چون میدهد تار شکسته


ساخت آرامگاه باباطاهر اثر محسن فروغی، همدان، 1348 (عکاس: زندهیاد محمدمهدی استعدادی)
ازخاندان، تحصیلات و زندگانی او اطلاع صحیحی در دست نیست. در سال 447 که طغرل بیک سلجوقی در همدان به دیدن باباطاهر رفته ظاهرا بابا عارفی کامل و مورد احترام بوده است. راوندی داستان ملاقات او را باطغرل بيك چنين آورده است: «شنیدم که چون سلطان طغرلبك به همدان آمد از اولیا سه پیر بودند باباطاهر و باباجعفر و شيخ حمشا، کوهکیست بر در همدان آن را خضر خوانند بر آنجا ایستاده بودند، نظر سلطان بریشان آمد، کوکبهی لشكر بداشت و پیاده شد و با وزیر ابونصر الکندری پیش ایشان آمد و دستهاشان ببوسید باباطاهر پارهی شیفتهگونه بودی او را گفت: اى ترك با خلق خدا چه خواهی کرد؟ سلطان گفت: آنچه تو فرمایی، گفت: آن کن که خدا می فرماید، آيه: «ان الله يامر بالعدل والاحسان»، سلطان بگریست و گفت چنین کنم، بابادستش بستد و گفت: از من پذیرفتی؟ سلطان گفت: آری، بابا انگشتری شکسته که سالها از آن وضو کرده بود در انگشت داشت بیرون کرد و در انگشت سلطان کرد و گفت: مملکت عالم چنین در دست تو کردم بر عدل باش، سلطان پیوست آن درمیان تعویذها داشتی و چون مصافی پیش آمدی آن در انگشت کردی.»
آثـاری که از باباطاهـر باقـی مانـده است، عبـارت است از:
۱- ترانهها با دوبیتیهای باباطاهر که در بحر هزج مسدس محذوف و به لهجهی لری سروده شده، و به نام فهلویات مشهور است. دربارهی این ترانهها نوشتهاند: «این اشعار بسیار لطیف و پراز عواطف رقیق و معانی دل انگیز است لیکن بر اثر کثرت اشتهار و تداول درمیان عامهی فارسی زبانان در آنها تصرفاتی صورت گرفته است. چنانکه غالبا از هیئت اصلی خود بگردیده و به پارسی دری نزديك شده اند». دوبیتیهای باباطاهر مکرر در ایران و برخی از کشورهای دیگر چاپ و منتشر شده و دو قطعه و چند غزل نیز با همان لهجه از او بازمانده است.
۲. مجموعهی کلمات قصار به عربی که عقاید عرفانی را در علم و معرفت ذکر و عبادت و وجود و محبت بیان کردهاند. مشتمل بر ۴۲۰ کلمهی عارفانه، در پنجاه باب، و خاتمهای در اشیا متفرقه.
۳- سرانجام: کتابی است مشتمل بر دو بخش. بخش نخست رسالهیی است که با کلمات شبيه به قصار عقايد عرفا و صوفیه را بیان میدارد و از قرار شرحی که در مقدمهی آن نوشته شده مصنف را بابا طاهر معرفی میکند. بخش دوم کتابی است به نام «الفتوحات الربانى فى اشارات الهمدانی» که گویا شارح آن جانی بيك همدانی باشد.
آرامگـاه باباطاهـر- انجمـن آثار ملـی
آرامگاه باباطاهر بر فراز تپهای در شمال غربی همدان و در اواسط خیابان باباطاهر قرار دارد. در قرن ششم هجری برجی هشت ضلعی با آجر برروی قبر باباطاهر ساخته شده بود، مینورسکی نوشته است: «ساختمان مقبرهی طاهر خیلی ساده و بی پیرایه میباشد. نمیتوان از آن فواید تاریخی بدست آورد و در کتاب نزهة القلوب حمدالله مستوفی ذکر مختصری از آن شده است. تصویر مقبرهی مزبور در یکی از مجلات منطبعه در مسکو Mnorsky Matériaux Mascu و همچنین در کتاب دیدار قبر باباطاهر در همدان مولف ويليام جاکسن انگلیسی موجود است. این کتاب را که مولفش تقدیم به ادوارد برون نموده در سنهی ۱۹۲۲ در کمبریج طبع نمودهاند….
«در مقابل بقعهی سادهی مذکور بنایی مرکب از چند اطاقک معمولی قرار داشت که اکثر محل سکونت دراویش صوری بود مزار مزبور در اثر بیتوجهی اوليا امور وقت مانند اکثر ابنیهی تاریخی به مرور زمان رو به ویرانی نهاد و کم کم بصورت مقبرهای مخروبه و بنای نیمهویرانی در آمد و پس از سالها گذشت زمان در عصر رضا شاه مقبرهی باباطاهر از طرف شهرداری همدان تجدید بنا گردید.»
دانشمند گرانقدر آقای سید محمدتقی مصطفوی دربارهی این آرامگاه نوشتهاند که:
«آرامگاه باباطاهر قبل از زمان رضا شاه عبارت از برج متروک نيمه ویرانی بر فراز تپهای که اکنون دیده میشود بود که از طرف شهرداری همدان بنای جدیدی در محل بنای سابق ساختند و ضمن پیبرداری لوحهی کاشی كوچك فيروزه رنگی که از آثار قرن هفتم هجری است کشف گردید… در حاشیه و اطراف این کاشی بعد از بسمله آیهی کریمهی انما ولیکم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه ويؤتون الزكوة وهم راكعون (آیهی ۵۵ سورهی مائده یعنی سورهی پنجم قرآن مجید) بطور برجسته بخط کوفی مرقوم رفته حاشیهی بالایی آن هم به همان خط و همان طرز مشتمل بر كلام مبارك لا الله الا الله محمد رسول الله است و در وسط قسمت پایین کاشی کلماتی مرقوم رفته که لعاب فیروزه رنگ کاشی مانع از تشخیص آن است و کلمات ابوالوفابن ابوالقاسم که عینا در کاشی عتیق امامزاده یحیی تهران هم وجود دارد تشخیص داده میشود و هر چند سال تاریخی مشاهده نمیگردد ولی یقینا این لوحهی کاشی مربوط به قرن هفتم هجری میباشد: طول آن ۴۵ سانتیمتر و عرض آن ۳۰ سانتیمتر است، کاشی مزبور نظیر یکی دو کاشی دیگر است که در بعضی از مرقدهای عرفا و بزرگان مذهب شیعه در زمانی که هنوز مذهب رسمی و علنی ایران تشیع نبود بدست آمده است و مخصوصا لوحهی نظیر آن به همان اندازه و همان سبك و با همان خطوط در بقعهی امامزاده یحیی تهران بدست آمد و سال تاریخ آن 628 تشخیص داده شد.
لوح کاشی مکشوف در مزار باباطاهر اينک در موزه ایران باستان نگهداری میشود.
باری بنای جدید در زمانرضا شاه شروع گردید و بصورتی غیرمناسب آن را نیمهتمام گذاردند و در سالهای ۱۳۲۹ و ۱۳۳۰ و ۱۳۳۱ شمسی از طرف شهرداری همدان به تکمیل و اصلاح آن تا حدی که وضع موجود بنا اقتضا می نمود و راه میداد اقدام شد که اکنون به اتمام رسیده است و از طرف انجمن آثار ملی بنا به انتخاب جناب آقای حکمت ۱۴ دوبیتی از اشعار عارف مزبور برای کتیبهی کاشی داخل بنا و عباراتی هم برای نوشتهی روی سنگ مزار در نظر گرفته شد و بوسیلهی فرماندار علاقهمند و جدی آنجا شادروان نصرتالله خواجه نوری و جانشین آن فقید آقای احمد جهانسوز که تکمیل و اصلاح آرامگاه بابا طاهر یکی از ثمرات كوچك سعی و جدیتشان در اصلاحات فراوان و اقدامات دامنه دار شهر تاریخی همدان است بنای مزبور با تمام رسید و هرچند نوشتن كتيبهها ونصب سنگ مرمر بر روی مزار و کاشی بر دیوار بواسطهی وضع نامساعد مالی شهرداری همدان عملی نشد و انجمن آثار ملی هم بر خلاف نظر اولیهی خود تا موقع نگارش این سطور نتوانسته است این كمك را به آرامگاه باباطاهر بنماید ولی از نظر اطلاعات مفیدی که در نوشتهی روی سنگ مزار پیش بینی شده است و نمونههای نغز دوبیتیهای باباطاهر ذکر متنهای فوق را در این راهنما مفید و بمورد میداند تا هم خوانندگان علاقهمند را از این بابت بهرهای برسد و هم باشد که بعدا منظور فوق عملی گشته کتیبههای کاشی و سنگ روی مزار با این نوشتهها زینت بخش فضای درونی آرامگاه باباطاهر گردد.
نوشتـه بـرای روی سنـگ مــزار
بسم الله الرحمن الرحیم
«من امامه الموت دامت حیوته و هومیت و من امامه الحیوه دام موته و هو حی»
در ریاض العارفين مسطور است که طاهر همدانی نورالله روحه مشهور به بابا طاهر عریان از خاك پاک همدان بوده و در آن ولایت به دیوانگی شهرت نموده. گویند چنان آتشی در دل آن دیوانهی فرزانه افروخته و بنیاد صبر و طاقت او را سوخته بودند که با آنکه برودت هوای آن بلاد مشهور است در فصل زمستان در کوه الوند در میان برف عور نشسته و از گرمی شکایت میکرد و بقدر بيست ذرع اطراف وی برف گداخته بود. وفاتش را در چهار صد و ده نوشتهاند. لیکن نظر به حکایت صحبت او با سلطان طغرل سلجوقی که در حدود ۴۴۷ به همدان آمد ظاهرا وفات او بعد از آن تاریخ واقع شده باشد. گویا در سال ۳۹۰ هجری قمری برابر با سال هزار میلادی این دو بیتی را سروده است:
«من آن بحرم که در ظرف آمد ستم
من آن نقطه که بر حرف آمد ستم
بهر الفى الف قدی برآمد
الف قدم که در الف آمد ستم»
پس از آن چهارده دوبیتی منتخب آقای حکمت آمده است.

ساخت آرامگاه باباطاهر اثر محسن فروغی، همدان، 1347 (عکاس: زندهیاد محمدمهدی استعدادی)

افتتاح آرامگاه باباطاهر اثر محسن فروغی، همدان، 1350 (عکاس: زندهیاد محمدمهدی استعدادی)
آرامگـاه جـدیـد
به مناسبت نزدیک شدن جشن هزارهی ابنسینا شهرداری همدان از سال ۱۳۲۹ه.ش. با کوشش بسیاربه کار تعمیر و تکمیل آرامگاه باباطاهر که سالها ناتمام و نیمهویران مانده بود مشغول شد، اما مردم همدان با مشاهدهی آرامگاه عظیم ابنسینا احساس میکردند که آرامگاه باباطاهر در خور شان و مقام عرفانی و علمی او نیست و نامههایی که از جانب افراد، جمعیتها، ادارات دولتی به انجمن آثار ملی میرسید، حاکی از آن بود که مردم همدان درخواست دارند که بنای متناسب با مقام عارف نامی ایران بر فراز تربتش بنیاد گردد.
در دیماه ۱۳۳۸ه.ش. از فرمانداری همدان نامهای بدین مضمون به شادروان حسین علا وزیر دربار نوشته شد: (علاقهمندان بهمعنی…) و سالکان طریق ذات یکتا و پیروان مردان خدا، به ویژه مریدانی که به مقام شامخ باباطاهر عریان همدانی معرفت و آشنایی دارند سالهاست آرزومندند که برای این مرشد عالیقدر طریقت و سالک راه حقیقت و مظهر تقوی و فضیلت آرامگاهی مناسب، با مقام عظیم و خوی سلیم و دانش خدادادی این حکیم چنانکه درخور روان پاک او باشد بنا شود. مکرر مشاهده شده است که زائران با وفا و مریدان با صفای او با مشاهدهی وضع مزارش متاسف و متاثر شدهاند.
اکنون عدهایی با ایمان از محترمین شهر همدان که به بابای عریان ارادت کامل دارند فراهم آمده و افرادی ذی علاقه از بین خود برگزیدهاند تا با همت و كمک کسانی که بابا را راد مرد بزرگ عالم عرفان میشناسند و بزرگداشت رادمردان را خدمت به خالق و خلق میشمارند این منظور را جامه عمل بپوشانند و خاطر مردم حقیقتخواه را خرسند سازند…. و آقای محمد فرهمند فرماندار و رئیس انجمن آثار ملی همدان در دنبال مطالب مذکور از جناب علا درخواست مساعدت و یاری کرده بود این نامه از وزارت دربار به انجمن آثار ملی فرستاده شد و روز دوازدهم بهمن ماه در جلسهی هیات موسسین مطرح گردید و آقای دکتر صدیق پیشنهاد کردند که چون جریان امر مربوط به آثار ملی است از طرف انجمن آثار ملی تا آنجا که میسر باشد مساعدت و همکاری لازم معمول گردد.
در اسفندماه همین سال ادارهی فرهنگ همدان نیز طی نامهای به انجمن آثار ملی نوشت: «همانطور که استحضار دارند اغلب مستشرقان و جهانگردان و رجال داخلی و خارجی که برای بازدید آرامگاه فیلسوف شهیر ابوعلی سینا و سایر ابنیهی تاریخی به همدان مسافرت میکنند، از آرامگاه عارف ربانی و شاعر عالیقدر باباطاهر عریان نیز بازدید مینمایند، و چون وضع فعلی آرامگاه بسیار نامطلوب است و بصورت مخروبهای درآمده که واقعا تاثرآور است، لذا جمعی از علاقهمندان و ارادتمندان باباطاهر تصمیم گرفتهاند که با کمک و مساعدت اشخاص خیر و دوستان شعر و ادب، آرامگاهی که درخور شان آن عارف حقبین باشد بنا گردد…» آقای حسین بَطَحایی رئیس فرهنگ همدان در پایان نامه از انجمن آثار ملی درخواست کرده بود که در اجرای این امر، اقدام لازم را به عمل آورند.
در شهریور ماه ۱۳44، نیابت تولیت بنیاد پهلوی نیز در این زمینه نامهای به انجمن نوشته بودند و در پاسخ آن از طرف انجمن نوشته شد که: «انجمن آثار ملی اخیرا با صرف هزینه سنگینی آرامگاه بوعلی سینا را در شهر همدان ساخته است و علاوه بر آن تعهدات سنگین مختلفی که در سایر موارد از قبیل تجدید بنای آرامگاه فردوسی و تعمیر ابنیهی مهم تاریخی فارس و اصفهان و کلیه تعمیرات طاق کسری و غیره را بهعهده دارد تاکنون مانع تخصیص اعتباری برای تغییر و وضع ساختمان آرامگاه باباطاهر بوده است، بدیهی است در اولین فرصت در این باره نیز اقدام لازم به عمل خواهد آمد…»
در تاریخ بیست و ششم دیماه همان سال از طرف انجمن، به آقای مهندس فروغی نوشته شد که نقشهی مناسبی در حدود آنچه برای آرامگاه صائب در اصفهان تهیه نمودهاند، برای ساختمان آرامگاه عارف بزرگ باباطاهر همدانی نیز ترسیم و جهت رسیدگی به هیأت مؤسسین انجمن مرحمت فرمایند. در اسفندماه 1344 جناب آقای پهلبد وزیر فرهنگ و هنر به انجمن نوشتند که جمعی از اهالی و شهردار همدان دربارهی لزوم بهبود وضع آرامگاه باباطاهر نامههایی نوشتهاند و چون طبق نظر کارشناسان فنی این وزارت بنای آرامگاه فعلی جنبه باستانی و تاریخی ندارد و از دیرباز آن انجمن در احداث آرامگاه، برای بزرگان تاریخ و ادب کشور پیشقدم بوده خواهشمند است دستور فرمایند نسبت به تجدید بنای مقبرهی آن عارف بزرگ و گوینده شهیر اقدام شایستهای که درخور آن شاعر عالیقدر و شهر باستانی همدان باشد معمول دارند.
در پاسخ این نامه نیز نوشته شده که: “از طرف انجمن از جناب آقای مهندس فروغی استدعا شده است که همانطور که در مورد نقشهی آرامگاه صائب اقدام نموده نقشهی قابل ستایشی بهشیوهی معماری دوران زندگی او تهیه نموده و به مرحلهی اجرا درآمد، نقشهی مناسبی نیز جهت آرامگاه عارف ربانی باباطاهر ترسیم نمایند… نتیجهی اقدامات بعدی را بتدریج باستحضار خواهد رسانید”.
در تاریخ پنجم تیرماه ۱۳۴۵ ه.ش. صورت مجلس ذیل تسلیم انجمن آثار ملی گردید:
«سه قطعه نقشه یکی شامل وضع تپه، و قطعه زمین مجاور آن که برای آرامگاه باباطاهر اختصاص یافته و یک قطعه که موقعیت و اندازهی محل آرامگاه را نشان میدهد با یک قطعه نقشهی نمای آرامگاه باباطاهر عریان که از هرگونه حشو و زایدی عاری است و با تبادل نظر آقایان مهندس فروغی و مهندس سیحون تهیه شده است بهپیوست تقدیم میگردد و یادآوری میشود که:
۱. بنای اصلی آرامگاه در مربعی به ابعاد ۱۰×۱۰ و از مجموعهای از منشورها تشکیل گردیده که دارای مدخلهایی برای ورود و منفذهای نور میباشد و با کلافهای بتونی داخل استحکام و دوام آن کاملا تامین گردیده است. پیسازی آن از سنگ و آهک و دارای عایق کاری است و استخوانبندی آن از آجر و کلاف کشیهای بتونی در گردشهای منشورها خواهد بود. نما و فرش آن از سنگ و در داخل کتیبههایی از کاشی پیش بینی شده است.
۲. محوطهی بالای تپه علاوه بر آرامگاه شامل گلخانه و موتورخانه و منزل سرایدار میباشد. در کف و بدنههای تپه پلهها و جدولها و دستاندازهها و چمنکاری و گلکاری منظور گردیده است.
۳. در قسمت محوطهی پایین تپه که از طرف شهرداری به آرامگاه تفویض میگردد کتابخانه و حوضها و مجاری ارتباطی تعبیه گردیده است که یک پله بالا رونده از این قسمت بطرف تپه پیشبینی شده و چمنکاری و گلکاری در این قسمت نیز در نظر گرفته شده است.
۴. برای مشروب نمودن این محوطه دو چاه نیمهعمیق با موتور و تلمبه پیشبینی گردیده است و با تعبیهی تعداد کافی پایههای چراغ و نورافکنها، روشنایی بناها و محوطه تامین میگردد.
در تاریخ سوم شهریور ماه 2525 جلسهای با حضور آقایان مهندس سیحون، بالاخانلو نمایندهی همدان در مجلس شورای ملی، حسین جودت و شهردار همدان در شهر همدان تشکیل و تصمیمات ذیل اتخاذ گردید:
۱. آقایان مهندس سیحون و حسین جودت به نمایندگی انجمن آثار ملی تعهد نمودند که بنای آرامگاه باباطاهر را به هزینهی انجمن آثار ملی طبق نقشهای که به تصویب انجمن خواهد رسید بنا گردد.
۲. آقای شهابالدین مشکوتی شهردار همدان متقابلا تعهد نمودند که به موازات عملیات انجمن آثار ملی، در احداث میدان و پیادهروها و باغچهبندی اطراف آرامگاه طبق نقشهی مصوب بههزینهی شهرداری اقدام نمایند.
۳. چون در بازدید محل آرامگاه مشاهده گردید که در آنجا به دفن اموات مبادرت میشود مقرر گردید که از این پس شهرداری از این عمل جلوگیری کند و نیز تصمیم گرفته شد که در اطراف میدان جدید فقط بناهاى يک طبقه ساخته شود و از ساختمان مغازه و اماکن عمومی پیرامون میدان جلوگیری گردد. ضمنا دیوارهای اطراف باید با پروفیل نردهسازی شود که از هر لحاظ زیبایی میدان ملحوظ گردد.
در همیـن جلسـه نیز تصمیـم گرفتـه شد کـه:
الف. خیابان باباطاهر در قسمت غرب میدان با عرض ۲۴ متر بطرف جادهی کرمانشاه ادامه داده شود (امتداد خیابان تا دیوار باغچه قبلا موافقت شده بود).
ب. در قسمت شمال از میدان باباطاهر خیابانی بطرف جاده کرمانشاه احداث گردد.
آغـاز کـار ساختمـان
در تاریخ بیست و سوم خردادماه ۱۳4۶ از طرف انجمن به فرمانداری کل همدان نوشته شد که:
«… اینک که نقشهی ساختمان آرامگاه باباطاهر از طرف آقای مهندس فروغی تهیه و به تصویب انجمن رسیده است، و اجرای آن بطور امانی به آقای جودت واگذار گردیده، خواهشمند است مقرر فرمایند که بنای فعلی آرامگاه و محوطهی آن را طبق صورتمجلس با حضور نمایندگان ادارات مربوطه نمایندهی انجمن آثار ملی تحویل بدهند. ضمنا دستور فرمایند که بهموازات پیشرفت کار ساختمان آرامگاه، اقدامات مربوطه احداث میدان و خیابانهای اطراف و چمنکاری و گلکاریهای محوطهی آرامگاه نیز انجام گردد.»
روز دوازدهم تیرماه، از طرف شهرداری همدان به انجمن آثار ملی اطلاع داده شد که: ضمن اظهار تشکر و سپاس فراوان روز شنبه دهم تیرماه ساختمان آرامگاه باباطاهر به نمایندهی انجمن آثار ملی تحویل داده شد و با تشریفات لازم اولین کلنگ تجدید ساختمان آرامگاه به زمین زده شد و موجب کمال خرسندی اهالی همدان گردید.
قـراردادهـا
در تاریخ بیست و چهارم مردادماه 2526 قرارداد ذیل بین انجمن آثار ملی و آقای مهندس فروغی منعقد گردید:
مادهی اول: آقای مهندس فروغی متعهدند که نقشههای اجرایی و تفصیلی و همچنین محاسبات فنی مربوط به بنای آرامگاه باباطاهر را متناسب با برنامهی پیشرفت کار تهیه کرده دو دوره از آن را مستقیما به آقای حسین جودت تحویل دهند.
مادهی دوم: آقای مهندس فروغی متعهدند که در مواقع لزوم از کارهای ساختمانى آرامگاه باباطاهر مستقیما و یا بوسیله مهندس نمایندهی خود بازدید لازم بعمل آورده و گزارش پیشرفت کارها را به انجمن بدهند.
مادهی سوم: آقای مهندس فروغی به صورتحسابهای مخارج آرامگاه که از طرف آقای حسین جودت تسلیم میشود رسیدگی کرده پرداختهای آقای جودت را گواهی خواهند کرد.
مادهی چهارم: انجمن آثار ملی ایران معادل پنج درصد مخارج کلی آرامگاه مذکور را بعنوان حق تهیهی نقشه و نظارت به آقای مهندس فروغی خواهند پرداخت و این حقالعمل مناسب با پیشرفت عملیات پرداخت میشود.
بین انجمن آثار ملی و آقای حسین جودت نیز قراردادی بشرح ذیل منعقد گردید: بهمنظور اجرای ساختمان آرامگاه باباطاهر در همدان بطور امانی، مواد زیر بین انجمن آثار ملی و آقای حسین جودت امضا و مبادله میشود:
مادهی اول: آقای جودت متعهد میشود که ساختمان آرامگاه باباطاهر را در همدان طبق نقشه و دستور آقای مهندس فروغی و مشخصاتی که از طرف ایشان تعیین میشود با رعایت اصول عالی فن اجرا نماید.
مادهی دوم: کلیهی مخارج مربوط به اجرای کار آرامگاه باباطاهر ازهر حیث (بهای مصالح، دستمزد، کرایهی حمل مصالح، کرایهی ماشینآلات و موارد احتیاج جهت اجرای کار و مخارج متفرقهی مربوط به کارگاه) بهحساب انجمن آثار ملی ایران محسوب و منظور میشود.
مادهی سوم: معادل بیست درصد روی کلیهی مخارج مذکور در مادهی دوم بابت ادارهی اجرای کار به آقای حسین جودت پرداخت خواهد شد. بدیهی است که حقوق مهندس ناظر مقیم و همچنین مخارج پرسنلی دفتری و هزینههای مربوط به ایاب و ذهاب مهندسین جهت بازدید کارها بعدهی آقای جودت خواهد بود.
مادهی چهارم: پس از امضای قرارداد بهمیزان پانصد هزار ریال، بنا به تقاضای آقای حسین جودت و موافقت آقای مهندس فروغی، بعنوان تنخواهگردان داده میشود که در صورت و وضعیت نهایی واریز و تصفیه خواهد شد.
مادهی پنجم: در آخر هر ماه از کلیهی مخارج انجام شده صورت و وضعیت تنظیم و بضمیمهی اسناد مربوط برای آقای مهندس فروغی ارسال میشود که پس از رسیدگی و گواهی ایشان، قابل پرداخت خواهد بود.
اعـانـات
از طرف شهرداری همدان به انجمن اطلاع داده شد که مبلغ ۱۳۵۶۵۶ ریال برای بنای آرامگاه باباطاهر قبلا اعانه جمعآوری شده است و انجمن در تاریخ سیزدهم آذرماه 1346 به شهرداری همدان نوشت که انجمن آثار ملی ایران صلاح دراین میبیند که این وجه پس از خاتمهی کارهای ساختمان بهمصرف حوائج ضروری و نگهداری آن اختصاص داده شود…
چـگـونگـی بنــا
درباره آرامگاه جدید باباطاهر نوشتهاند که:
«آرامگاه جدید باباطاهر از شاهکارهای ممتاز و ساختمانهای بدیع عصر جدید است که طرح اصلی آن از معمارهای قرن هفتم و هشتم هجری گرفته شده، و آمیختگی خاصی با معماری سبک جدید و اسلوب تزیینی نوین امروزی پیدا نموده که از هر حیث جالب توجه همگان و مورد پسند خاطر خرد و کلان واقع گردیده است.
ارتفاع برج آرامگاه که بر قاعدهی هشتضلعی قرار گرفته از سطح فوقانی پله 20.35 متر و از کف خیابان 25.35 متر میباشد. ستونهای هشتگانهی برج… آرامگاه و قطعه سنگ روی مزار و پوشش کف مقبره و همچنین پلهها و فرش اطراف برج آرامگاه از سنگ گرانیت حجاریشدهی عالی تعبیه گشته، و جهت نمای قسمتهای خارجی ساختمان از سنگ سفید مرغوب استفاده گردیدهاست. در سقف محوطهی داخلی آرامگاه، کاشیکاریهای معرق و معقلکاریهای بسیار ظریفی بهکار رفته که جلوهی خاصی به قسمت داخلی مزار دادهاست…»
کـتیبـههـا
در مقابل در ورودی آرامگاه در قسمت پایین بدنهی داخلی سنگی مرمریت نصب و بر آن نوشته شده است:
بنام پروردگار بخشنده مهربان
در دوران محمدرضا پهلوی آرامگاه عارف ربانی و حکیم صمدانی طاهر همدانی مشهور به باباطاهر عریان که از اختران تابناک ادب و عرفان ایران در قرن چهارم و نیمهی اول قرن پنجم هجری بوده است بر فراز تپهی اصلی جایگاه همیشگی آن در جانب شمال شهر باستانی همدان از نو ساخته و پرداخته شد. از سال تولد عارف بزرگوار اطلاع موثقی در دست نیست و در گذشت او در حدود سال ۴۵۰ هجری قمری (۴۳۷ شمسی= ۱۰۵۸ میلادی) اتفاق افتاده است. در قرن ششم هجری برج آجری هشت ضلعی بر آرامگاه او ساخته شد که با گذشت روزگار به ویرانی گرایید و در واپسین سالهای سلطنت رضاشاه بنای آجری سادهی دیگری با گنبد آجری از طرف شهرداری همدان بجای برج پیشین احداث گردید و در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۱ شمسی (۱۳۶۸تا ۱۳۷۰ قمری) هم بوسیلهی شهرداری همدان اصلاحات و تغییراتی در آن انجام پذیرفت لکن به گونهای نبود که خاطر دلبستگان مقام معنوی بابا را پسند افتد ولذا بفرمان مطاع مبارک شاهانه به سال ۱۳۴۶ خورشیدی (۱۳۸۶ قمری = ۱۹۶۷ میلادی) ساختمان آرامگاه حکیم بصورت کنونی از طرف انجمن آثار ملی آغاز شد و در تابستان ۱۳۴۹ خورشیدی( ۱۳۹۰ قمری = ۱۹۷۰ میلادی) ساختمان پایان پذیرفت.
استاد جلال همائی قطعهی زیر را جهت مادهی تاریخ بنای آرامگاه سرودهاند:
آنکه شد این روضه اش آرامگاه
پیر اهل عشق باباطاهر است
چشم باطن را در این قدسی مقام
جلوهی نور حقیقت ظاهر است
سال اتمام بنا جستم سنا
گفت: مست جام معنی طاهر است
امید است فرزندان فرزانهی مرزوبوم ایران بیش از پیش شایستگی درک عوالم عرفانی بابا و آشنایی با گفتهها و سرودههای آن حکیم وارسته را داشته در بزرگداشت مقام و پاس منزلت والای او و نیکو داشت آرامگاه و رعایت حرمت تربت وی توفیق روز افزون بدست آورند.»
بیست و چهار دوبیتی- بیست و چهار دو بیتی از دوبیتیهای باباطاهر بهوسیلهی جناب آقای علیاصغر حکمت انتخاب شده و بر روی ۲۴ قطعه سنگ مرمریت نوشته و در قسمت پایین اطراف محوطهی داخلی جایگاه نصب شده است.
لوحهها: دولوحهی برنجى در محوطی داخلى آرامگاه نصب است كه بر يكى اسامى هيات مؤسسين انجمن آثار ملى هنكَام ساختمان آرامكَاه ونام طراح واجرا كنندكان ونويسندهی خطوط كتيبهها وبرديكَرى نام برخى ازشخصيتها كه دركنار مزار باباطاهر مدفونند نوشته شده است.
لوحـهی اول
اسامى هيات موسسين
هنگام ساختمان آرامگاه عارف ربانى باباطاهر عريان هيئت موسسين انجمن آثار ملى علاوه برجناب آقاى پهلبد وزير محترم فرهنگ وهنر مركب از اين اشخاص بودهاند:
شادروان سيدحسن تقى زاده، جنابان آقايان مهندس جعفر شريف امامى، على اصغر حكمت، دكتر عيسى صديق، دكتر صادق رضازاده شفق، تيمساران سپهبد امان الله جهانبانى، سپهبد فرج اللّٰه آق اولى، سر لشكر محمد حسين فيروز، جنابان آقايان دكتر غلامحسين صديقى، دكتر محمود مهران، حسن نبوى، مهندس محسن فروغى، مهندس منوجهر سالور، سيد محمدتقى مصطفوى.
طرح ونقشهی بنا از: جناب آقاى مهندس محسن فروغى
اجراكنندگان: آقايان حسين جودت، مهندس گودرز جودت
نويسندهی خطوط كتيبهها: حسن زرين خط
لوحهی دوم
نام برخى از شخصيتها كه دركنار مزار باباطاهر بخاک سيرده شدهاند
1-محمد بن عبد العزيز كنيهاش ابو الوفا ازادباى نامى قرن سوم هجرى است كه ابوتمام طائى حماسهی معروف خود را درخانهی او تاليف نموده و از كتابخانهی وى بهرهمند كشته است (لوح كاشى مزار اوكه متعلق به قرن هفتم هجرى مىباشد در موزهی ايران باستان نگاهدارى مىشود).
2-ابوالفتح اسعد ملقب به مجد الدين درفقه مقامى بلند ودر شهر غزنه شهرتى بكمال يافت و براى دوبار به سمت مدرسى در نظاميهی بغداد مشغول كرديد تا اينكه برسولى همدان گسيل گرديد و بسال ٥٢٧ هجرى در آنجا درگذشت.
3-حاجى ميرزا على نقى كوثر از دانشمندان قرن سيزدهم هجرى مىباشد كه در عرفان مقامى ارجعند و درطب احاطهی كامل داشت.
م- چندتن از معاريف نيمهی قرن (14) هجرى سيدتقى معروف به قلندر ازعرفا، وسيد صفا ومفتون كبريائى از ادبا وشيخ محبعلى قره كزلو ازخدمتگزان فرهنگ وسرهنگ سليمان محتشم كرمانشاهى رئيس شهر بانى همدان و سرهنگ محسن قويمى دراينجا به خاك سپرده شدهاند.»
ساختمان آرامگاه، در سال 1349ه.ش. پايان يافت. مساحت كل زيربنا وباغ آرامگاه ٨٩٦٥ متر مربع وارتفاع برج آرامگاه از سطح فوقانى تپه 20.35 متر وازكف خيابان 25.35 متر مىباشد. مجموع مخارج ساختمان آرامكَاه بموجب گزارشهاى ساليانهی انجمن 22،472،748 ريال بوده است.
میدان باباطاهر
در مقابل آرامگاه باباطاهر، میدانی وسیع است که بهوسیلهی شهرداری همدان احداث گردیده و انجمن آثار ملی در تهیهی نقشههای میدان و بولوار باباطاهر با شهرداری همدان همکاری داشته است. در آذرماه سال ۱۳۴۹ ه.ش. از طرف شهرداری همدان به انجمن آثار ملی نوشتهاند که:
«… شهرداری همدان سعی دارد که میدان و بولوار باباطاهر را جهت برگزاری جشن ۲۵۰۰ سالهی شاهنشاهی آماده نماید بدینجهت متمنی است ترتیبی اتخاذ گردد که نقشههای آن تا اسفندماه سال جاری آماده و تحویل شهرداری گردد…»
انجمن آثار ملی از آقای مهندس محسن فروغی درخواست کرده که نقشههای مذکور را آماده نماید و در تاریخ شانزدهم آذرماه سال 1349 قراردادی بین انجمن آثار ملی و آقای مهندس فروغی منعقد گردید:
قرارداد بین انجمن آثار ملی ایران از یک طرف و جناب آقای مهندس محسن فروغی از طرف دیگر قرارداد زیر برای تهیهی طرح و نقشههای عمومی و اجرایی میدان باباطاهر منعقد میشود:
۱- جناب آقای مهندس فروغی متعهد میشوند که طرح عمومی و نقشههای تفصیلی و اجرایی «میدان باباطاهر» را با توجه به نیازمندیهای میدان مذکور تهیه کرده توسط انجمن آثار ملی ایران برای اجرای کار، به شهرداری همدان تسلیم فرمایند.
۲- مساحت تقریبی میدان مذکور باتوجه به مشخصاتی که در نقشهی عمومی شهر همدان در نظر گرفته شده است، جمعا بالغ بر 109500 متر مربع است که در طرح مهندسین مشاور منظور میباشد. در میدان مذکور محل بناهای گلخانه، کتابخانه، استخر و رستوران، زمینهای بازی کودکان و سایبانها و ساختمانهای نگهبانان و دفتر اداری میدان پیشبینی خواهد شد. احداث معابر و گلکاری و چمنکاری و شبکهی آب و برق نیز موردنظر قرار خواهد گرفت.
۳- به منظور تهیهی نقشهها و طرحهای لازم برای میدان مذکور جناب آقای مهندس فروغی چندتن از مهندسین و تکنسینها را بکار خواهند گماشت و لوازم کار آنان را از هر حیث فراهم خواهند فرمود که طبق برنامه مشغول تهیهی نقشهها بشوند.
۴- مدت اجرای کار هجده ماه از تاریخ امضا این قرارداد خواهد بود.
۵- برآورد هزینهی تهیهی نقشههای موضوع قرارداد برای هر متر مربع ۲۰ ریال در نظر گرفته شده است که برای کل مساحت میدان که بالغ بر 109500 متر مربع است، جمعا بالغ بر 2،190،000 ریال میشود که بطور مقطوع به آقای مهندس فروغی پرداخت خواهد شد.
۶. چون مبلغ مذکور در این قرارداد بطور مقطوع بهجناب آقای مهندس فروغی پرداخت میشود بنابراین کلیهی هزینههای مربوط به تهیهی این نقشهها اعم از دستمزد مهندسان و تکنسینها و کرایهی محل دفتر و نیز اسباب و لوازم کار از هر حیث بهعهدهی جناب آقای مهندس فروغی خواهد بود.


منابع:
– بحرالعلومی، حسین، 1355، کارنامه انجمن آثار ملی، تهران، انتشارات انجمن آثار ملی
– دانشنامه ایرانیکا Encyclopædia Iranica
– ابراهامیان، روبن، Dialekte des Israeliten von Hamadan und Esfahan und Dialekt von Baba Tahir, 1936
– بروس، تاریخ ادبیات ایران، جلد اول، ص 83-85؛ جلد دوم، ص 259-261
– دستگردی، وحید، 1306، دیوان کامل بابا طاهر عریان، تهران
– هرون، آلن،1902، «لمنتی از بابا طاهر»، لندن
– هارت، کلود،1885، «Les quatrains de Baba Tahir Uryan», JA، سری 8، شماره 6، ص 502-545
– یاسمی، رشید،1308، بابا طاهر عریان، ارماغان 10
















