
فیلیپ جانسون، از فاشیسم تا پریتزکر
فیلیپ جانسون ( 2005-1906) در کلیولند (Cleveland)، اوهایو (Ohio) متولد شد. فیلیپ جانسون در سال ۱۹۷۹ «برای ۵۰ سال تخیل و سرزندگیای که در تعداد بیشماری موزه، نمایشخانه، کتابخانه، خانه، باغ، و بنای اداری مجسم شدهاست» نخستین برندهٔ جایزه ی معماری پریتزکز شد. در سالهای بعد به یکی از تاثیرگزارترین چهرهها در معماری تبدیل شد. جانسون پیش از طراحی اولین ساختمان خود در 36 سالگی، به عنوان کارفرما، منتقد، نویسنده، مورخ و مدیر موزه فعالیت داشت. پس از گذشت چندین سال در سال 1949 به عنوان نخستین مدیر بخش معماری موزهی هنرهای مدرن، اقامتگاهی در نیو کینن (New Canaan)، کنتیکت (Connecticut) برای پایاننامهی کارشناسی ارشد خود طراحی کرد که اکنون به خانهی شیشهای معروف است. او مبدع کلمهی “مدرسهی بینالمللی معماری” برای نمایشگاهی در موزهی هنرهای معاصر بود. جانسون تدارک نخستین سفر میس ون در روهه (Mies van der Rohe) و لو کوربوزیه (Le Corbusier) به این کشور را دید. او حتی مأموریت طراحی آپارتمانش در نیویورک را به میس محول کرد. بعدها، او و میس در طراحی ساختمان سیگرام (Seagram) در نیویورک که به بهترین ساختمان مرتفع این قاره مشهور است، همکاری کردند. در دههی پنجاه، جانسون در دیدگاههای قبلیاش تجدیدنظر کرد و با ساختمان دفتر مرکزی ایتیاندتی (AT&T) در نیویورک و فرم خاص بالای آن (طرح آن به سبک شیوهی مبلسازی متداول قرن هجدهم در انگلیس بود که ویژگی آن تزئینات و کندهکاری پر از جزییات و پیچیده است) که یکی از بحثبرانگیزترین ساختمانهای حرفهای او بود، به اوج خود رسید. او از سال 1967 تا 1987 با جان برگی (John Burgee) شراکت داشت که این 20 سال همکاری نتایج خارقالعادهای را به همراه داشت. آثار او آنقدر زیاد است که در یک جلد کتاب نمیگنجد اما اگر بخواهیم از تعدادی پروژهی به نام او یاد کنیم باید به ساختمانهای بلندی مانند اینترنشنال پلیس (International Place) در بوستون، برجهای تایکان (Tycon Towers) در ویرجینیا، برج کومریکا بنک (Comerica Bank Tower) در دالاس، بنک آو امریکا سنتر (Bank of America Center) در هیوستون، پیپیجی پلیس (PPG Place) در پیستبورگ، کالیفرنیا 101 (101 California) در سان فرانسیسکو، برج مرکزی یونایتد بنک (United Bank Center Tower) در دنور و دیگر سازههای او مانند مرکز ملی هنرهای نمایشی در هند، مرکز قرن (Century Center) در ایندیانا، بوستان آبی فورت ورث (Fort Worth) در تگزاس، مرکز فرهنگی پیوریا (Peoria) در ایلینوی، کلیسای جامع کریستال در کالیفرنیا و مرکز فرهنگی شهرستان دید (Dade county) در میامی اشاره کنیم. جانسون از سال 1989 تقریباً بازنشسته بود و وقت خود را عمدتاً به پروژههای شخصیاش اختصاص میداد، اما همچنان به عنوان مشاور گروه معماران جان برجی (John Burgee) فعالیت داشت. از آخرین طراحیهای او مدرسهی جدید هنرهای زیبا برای کالج ستون هیل Seton Hill)) در گرینزبورگ (Greensburg)، پنسیلوانیا است.
فیلیپ جانسون: میان معماری و سیاست، از فاشیسم تا پریتزکر
فیلیپ کورتلیو جانسون (Philip Cortelyou Johnson, 1906–2005) از مهمترین و در عین حال بحثبرانگیزترین معماران قرن بیستم بود. او نهتنها نخستین برندهٔ جایزهٔ پریتزکر در سال ۱۹۷۹ شد، بلکه آثار شاخصی چون خانهٔ شیشهای (Glass House) ، مشارکت در ساختمان سیگرام (Seagram Building) و طراحی برج AT&T را در کارنامه دارد. اما زندگی او تنها به معماری ختم نمیشود؛ جانسون در دههٔ ۱۹۳۰ آشکارا به فاشیسم و نازیسم گرایش یافت و در مقام طراح و مروج سیاسی، از جنبشهای افراطی حمایت کرد (Lamster 2018, 74).
این دوگانگی ـ معماری نوآورانه در برابر گذشتهای تاریک ـ میراث جانسون را به یکی از پیچیدهترین پروندههای تاریخ معماری بدل کرده است.
آغاز زندگی و ورود به معماری
جانسون در سال ۱۹۰۶ در خانوادهای ثروتمند در کلیولند به دنیا آمد. او در دانشگاه هاروارد فلسفه خواند و شیفتهٔ اندیشههای نیچه شد (Friedman 2010)در همان دوران، مشکلاتی چون لکنت زبان، افسردگی و سرکوب گرایش جنسی بر زندگی شخصیاش سایه انداخت .در سال ۱۹۲۹ با آلفرد اچ. بار جونیور، نخستین مدیر موزهٔ هنر مدرن نیویورک (MoMA)، آشنا شد. بار او را به دنیای هنر مدرن اروپا معرفی کرد. جانسون در سال ۱۹۳۲ با همکاری تاریخنگار معماری هنری-راسل هیتچکاک نمایشگاه معروف «سبک بینالمللی» را در MoMA برگزار کرد. این نمایشگاه آثار معمارانی چون میس واندر روه، لوکوربوزیه و والتر گروپیوس را به آمریکاییها شناساند و نقطهٔ عطفی در تاریخ معماری مدرن ایالات متحده بهشمار آمد (Hitchcock and Johnson 1932,
اما از همان آغاز، تمرکز جانسون بر «زیباییشناسی» و «نمایش» معماری، بیش از دغدغههای اجتماعی بود. برخلاف لوکوربوزیه که مسکن اجتماعی را رسالت مدرنیسم میدانست، جانسون به این بُعد بیاعتنا بود (Mumford 1932).
گرایش به فاشیسم و نازیسم
در میانهٔ دههٔ ۱۹۳۰، جانسون از معماری فاصله گرفت و به سیاست روی آورد. او به حلقهٔ چارلز کوفلین ، واعظ پرنفوذ و ضدیهود آمریکایی پیوست و صحنهٔ تجمعهای عظیم او را طراحی کرد (The New Yorker 2018). در سال ۱۹۳۶ سکوی سفید و عظیمی را در شیکاگو ساخت که شباهتی آشکار به تجمعات نازی داشت .جانسون به آلمان و ایتالیا سفر کرد، در اردوگاههای جوانان هیتلری حاضر شد و از معماری فاشیستی الهام گرفت. او در نامهای، هیتلر را «سخنرانی جادویی» توصیف کرد (Lamster 2018). حتی در سالهای بعد نیز گاه هیتلر را بر روزولت برتر دانست. مقالات او در نشریهٔ Social Justice آشکارا ضدیهودی و نژادپرستانه بود. در گزارشی از حمله به لهستان نوشت: «وارشو میسوخت و دیدنش نمایشی شورانگیز بود» (Johnson 1939). این مواضع نشان داد که او نه صرفاً «جوانی جویای تجربه»، بلکه حامی واقعی ایدئولوژیهای فاشیستی بود (Friedman 2010).
خروج از بحران و بازگشت به معماری
با ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم، گذشتهٔ سیاسی جانسون به خطری جدی بدل شد. بسیاری از همفکرانش محاکمه شدند، اما او بهواسطهٔ روابط اجتماعی از پیگرد گریخت. برای بازسازی اعتبارش به ارتش پیوست و بعدها در مدرسهٔ طراحی هاروارد فعالیتهای ضد فاشیستی انجام داد (Lamster 2018) .پس از جنگ، او بار دیگر به معماری بازگشت. نقطهٔ عطف این بازگشت خانهٔ شیشهای (1949) در نیوکاناان بود. این بنا با دیوارهای تمامشیشهای و پلان آزاد، بهنوعی ادای احترام به Farnsworth House میس واندر روه محسوب میشود، اما با امضای فردی جانسون، یعنی ترکیب طبیعت و معماری در قالبی نمایشی (Stern 1981).
مسیر حرفهای و آثار شاخص
در پنج دههٔ بعد، جانسون پروژههای مهمی را طراحی کرد:
خانهٔ شیشهای (Glass House, 1949): تجربهای رادیکال از شفافیت و سکون.
ساختمان سیگرام (Seagram Building, 1958): همکاری با میس واندر روه؛ یکی از خالصترین نمونههای مدرنیسم در نیویورک.
مرکز ایالتی نیویورک (Lincoln Center, 1964): نمونهای از معماری فرهنگی مدرن.
کلیسای کریستال (Crystal Cathedral, 1980): فضایی عظیم با بیش از ۱۰هزار پنل شیشهای.
برج AT&T (550 Madison Avenue, 1984): شاخصترین اثر پستمدرن او، با تاجی شبیه مبلمان چیپندیل (Jencks 1984)
این آثار نشان میدهند که جانسون توانست هم در مدرنیسم و هم در پستمدرنیسم نقشآفرین باشد.
ویژگیهای سبک و نگرش
نمایش و صحنهپردازی: از طراحی نمایشگاهها تا بناها، جانسون به نمایش اهمیت میداد.
انعطاف سبکشناسانه: از مدرنیسم به پستمدرنیسم و حتی گرایشهای پسامدرن حرکت کرد.
تمرکز بر زیباییشناسی: او معماری را بیشتر بهمثابه «اثر هنری» میدید تا ابزار عدالت اجتماعی.
دوگانگی شخصیت: هم نظریهپرداز و هم طراح بود؛ ترکیبی که نفوذ او را افزایش داد.
مقایسه با دیگر معماران مطرح
لوکوربوزیه : دغدغهٔ اجتماعی داشت؛ جانسون دغدغهٔ زیبایی و نمایش.
میس واندر روه : به خلوص مدرنیسم وفادار ماند؛ جانسون از آن عبور کرد و به تاریخگرایی رسید.
فرانک لوید رایت : بر بومیگرایی و طبیعت تأکید داشت؛ جانسون تنها بخشی از آن را در خانهٔ شیشهای دنبال کرد.
رابرت ونتوری : نظریهپرداز پستمدرنیسم بود؛ جانسون آن را در بناهای نمادین اجرا کرد.
فرانک گهری : جانسون در اواخر عمر از او حمایت کرد و او را آیندهٔ معماری خواند (Lamster 2018, 302).
نقاط قوت :پیشگام در معرفی معماری مدرن به آمریکا-خالق آثار شاخص در هر دو جریان مدرن و پستمدرن-توانایی سازماندهی و نمایشگری.
نقاط ضعف: گذشتهٔ سیاسی تاریک و فاشیستی.بیاعتنایی به مسائل اجتماعی.تغییر مواضع مکرر و فقدان ثبات نظری.
میراث: جانسون نخستین برندهٔ پریتزکر بود و آثارش هنوز بر سیمای شهرهای آمریکا سایه افکندهاند. اما تاریخ او را نه فقط بهعنوان معمار، بلکه بهعنوان چهرهای با گذشتهای سیاسی تاریک به یاد میآورد.

آثار معماری
خانهٔ جانسون در کمبریج، اشاستریت (Johnson House, Cambridge – Ash Street House, 1941)؛ از نخستین تجربههای او پیش از «خانهٔ شیشهای».
خانهٔ بوت / دامورا (Booth/Damora House, 1946)؛ سکوی پرش به پالایش مینیمالیسم شخصی او.
خانهٔ شیشهای، نیوکانان (The Glass House, 1949)؛ اقامتگاه و بیانیهٔ شفافیت، هستهٔ یک مجموعهٔ چندبنایی در املاک شخصی جانسون.
خانهٔ وُلف، نیوبرگ (Benjamin V. Wolf House, 1949)؛ دنبالهٔ مدرنیسم شفاف در مقیاس مسکونی.
خانهٔ جان دِ مِنیل، هیوستون (John de Menil House, 1950)؛ پیوند ظرافت مدرن با اقلیم تگزاس.
خانهٔ مهمان راکفلر، نیویورک (Rockefeller Guest House, 1950)؛ قطعهای موجز از مدرنیسم شهری.
باغ مجسمهٔ ابی آلدریچ راکفلر در موما (Abby Aldrich Rockefeller Sculpture Garden, MoMA, 1953)؛ بازطراحی فضای باز بهعنوان تئاتر هنر.
ساختمان سیگرام (Seagram Building, با میس واندرروه، 1956–58)؛ اوج پالودگی مدرنیسم شیک، با نقش محوری جانسون در معماری داخلی و ارائه.
ساختمان راکتور، مرکز تحقیقاتی سورق، اسرائیل (Reactor Building, Soreq Nuclear Research Center, 1956–59)؛ نمونهای کمتر شناختهشده در حوزهٔ پژوهشی.
رستوران فور سیزنز، نیویورک (The Four Seasons Restaurant, 1959)؛ صحنهآرایی آیینِ dining مدرن در متن سیگرام.
پردیس/اکولوناد دانشگاه سنت توماس، هیوستون (Academic Mall, University of St. Thomas, 1959)؛ تنظیم ریتمهای شهری در مقیاس دانشگاه.
کلیسای بیسقف، ایندیانا (Roofless Church, دههٔ ۱۹۶۰)؛ استعارهای شاعرانه از آسمان بهمثابهٔ سقف.
موزهٔ هنر مونسن-ویلیامز-پروکتر، یوتیکا (Museum of Art at Munson-Williams-Proctor, 1960s)؛ احجام روشن و نظم سازهای.
موزهٔ آمن کارتر، فورت ورث (Amon Carter Museum of American Art, 1960s)؛ گفتوگو با بستر فرهنگی تگزاس.
کتابخانهٔ الزمر هولمز بابست، دانشگاه نیویورک (Elmer Holmes Bobst Library, 1967–73, با Richard Foster)؛ برشِ مدرن در بافت منهتن.
کونستهاله بیلهفلد، آلمان (Kunsthalle Bielefeld, 1968)؛ فصل اروپایی در کارنامهٔ جانسون.
موزهٔ نیوبرگر، پرچیس (Neuberger Museum of Art, 1969)؛ سادگی هندسی در خدمت نمایش هنر.
یادمان جان اف. کندی، دالاس (John F. Kennedy Memorial, 1970)؛ مینیمالیسمِ سوگواری و سکونِ نور.
ساختمان هنرهای لیست، براون (List Art Building, Brown University, 1971)؛ پلانهای آزاد برای هنرهای بصری.
مرکز IDS، مینیاپولیس (IDS Center, 1972)؛ شمایلِ تجاریِ شیشه و فولاد در خط آسمان شهر.
موزهٔ هنرِ جنوب تگزاس، کورپس کریستی (Art Museum of South Texas, 1972)؛ پیوند نور و آب در تگزاس.
ساختمان جانسون در کتابخانهٔ عمومی بوستون (Johnson Building, Boston Public Library, 1973)؛ مواجههٔ مدرن با میراث تاریخی.
باغهای آبی فورت ورث (Fort Worth Water Gardens, 1974)؛ طبیعتِ مهندسیشده بهمثابهٔ تجربهٔ حسی.
پنزویل پلیس، هیوستون (Pennzoil Place, 1975, با Burgee)؛ جفتبرجهای شکسته با بازیهای پرسپکتیو.
سنکس گیوینگ اسکوئر، دالاس (Thanks-Giving Square, 1976)؛ میدان-زیارتگاهِ شهری.
بانَوِن سنتر، کاراکاس (Banaven Center, 1976)؛ گسترش دامنهٔ کار به آمریکای لاتین.
سنچری سنتر، ساوثبند (Century Center, 1977, Johnson/Burgee)؛ بازآفرینی مرکز شهری.
۱۰۱ کالیفرنیا، سانفرانسیسکو (101 California Street, 1979–82, Johnson/Burgee)؛ منشورِ شیشهای در شیبهای شهر.
کلیسای کریستال، گاردن گروو (Crystal Cathedral, 1980, Johnson/Burgee)؛ کلیسای شیشهایِ عظیمالجثه، بعدها «Christ Cathedral».
۵۵۰ مدیسن / برج AT&T، نیویورک (AT&T Building / 550 Madison Avenue, 1984, Johnson/Burgee)؛ شمایل پستمدرنیسم با «تاج چیپندیل».
PPG پلیس، پیتسبورگ (PPG Place, 1984, Johnson/Burgee)**؛ گوتیکِ نو در شیشه و فولاد، ۲۳۱ منارهٔ شیشهای.
برج ترانسکو/ویلیامز، هیوستون (Transco/Williams Tower, 1983, Johnson/Burgee)؛ اُبلسکِ مدرنِ تگزاس .
برج لِپاستیک، نیویورک (Lipstick Building, 1986, Johnson/Burgee)؛ فرمِ بیضویِ براق در منهتن.
برجهای بانک آو امریکا سنتر، هیوستون (Bank of America Center, 1983, Johnson/Burgee)؛ زبانی پستمدرن با شکستهای عمودی.
کامریکا بانک تاور، دالاس (Comerica Bank Tower, 1987, Johnson/Burgee)؛ بازیِ حجم و شکست در آسماننمای دالاس.
Urban Glass House، نیویورک (Urban Glass House, 2005)؛ بازخوانیِ شهریِ شفافیت؛ تکمیل پس از درگذشت او.
منابع:
- https://www.pritzkerprize.com/laureates/1979#laureate-page-30
* Friedman, Alice T. *American Glamour and the Evolution of Modern Architecture*. New Haven: Yale University Press, 2010.
* Hitchcock, Henry-Russell, and Philip Johnson. *The International Style: Architecture Since 1922*. New York: W. W. Norton, 1932.
* Jencks, Charles. *The Language of Post-Modern Architecture*. New York: Rizzoli, 1984.
* Lamster, Mark. *The Man in the Glass House: Philip Johnson, Architect of the Modern Century*. New York: Little, Brown, 2018.
* Stern, Robert A. M. *New Directions in American Architecture*. New York: George Braziller, 1981.
* Mumford, Lewis. “Architecture and Housing.” *The New Yorker*, 1932.
* “Philip Johnson: The Architect as Aesthete.” *The New Criterion*, 2018.
* “The Man in the Glass House.” *The New Yorker*, December 2018.
* The Glass House. “Philip Johnson Biography.” TheGlassHouse.org. Accessed September 2025.
* “Philip Johnson.” *Encyclopaedia Britannica*. Accessed September 2025.
* “Philip Johnson.” *Wikipedia*. Last modified September 2025.

Philip Johnson
Philip Johnson (1906-2005) was born in Cleveland, Ohio in 1906, and in the years since has become one of architecture’s most potent forces. Before designing his first building at the age of 36, Johnson had been client, critic, author, historian, museum director, but not an architect.
In 1949, after a number of years as the Museum of Modern Art’s first director of the Architecture Department, Johnson designed a residence for himself in New Canaan, Connecticut for his master degree thesis, the now famous Glass House.
He literally coined the term “International School of Architecture” for an exhibition at MOMA.
Johnson organized Mies van der Rohe’s first visit to this country as well as Le Corbusier’s. He even commissioned Mies to design his New York apartment. Later, he would collaborate with Mies on what has been described as this continent’s finest high-rise building, the Seagram Building in New York.
By the fifties, Johnson was revising his earlier views, culminating with a building that proved to be one of the most controversial of his career—the AT&T headquarters in New York with its so-called “Chippendale” top.
Joining forces with partner John Burgee from 1967 through 1987, their twenty year output has been nothing short of phenomenal.
The list of projects fills a volume, but suffice it to say, ranges from numerous high-rise projects such as International Place in Boston; Tycon Towers in Vienna, Virginia; Momentum Place in Dallas; 53rd at Third in New York; NCNB Center in Houston; PPG in Pittsburgh; 101 California in San Francisco; United Bank Center Tower in Denver; to the far flung National Center for Performing Arts in Bombay, India; Century Center in South Bend, Indiana; a Water Garden in Fort Worth, Texas; a Civic Center in Peoria, Illinois; the Crystal Cathedral in California; and a Dade County Cultural Center in Miami. There are many, many more.
Since 1989, Johnson, semi-retired, has devoted his time mainly to projects of his own, but still is a consultant to John Burgee Architects. His most recent design is for a new School of Fine Arts for Seton Hill College in Greensburg, Pennsylvania.














