موزه غسل تعمید حضرت عیسی در اردن: رونمایی از هفت طرح نهایی
هجدهمین دوره‌ی مسابقه‌ی بین‌المللی دانشجویی معماری AYDA

کروکی‌های هوشنگ سیحون

کروکی‌هایی‎‌ از بناهای تاریخی جهان

Sketches by Houshang Seyhoun

Sketches of historical monuments around the world

“طرح‌های آبستره‌ی سیحون، نقاش ایرانی، خبر از اندیشه و تصوری توانا می‌دهد. لمس عاطفی طرح‌های این هنرمند چنان است که بیننده مدت‌ها به تماشا می‌ایستد و در خطوطی که او به جان هم انداخته، زندگی می‌کند. من در طرح‌های واقع‌گرایانه‌ی او دیده بودم که چگونه به حجم‌های آبستره‌ی طبیعت سرشار توجه دارد و حالا می‌بینم که چطور این توسعه به دریافتی دقیق از انتزاع کشیده است. نمایشی که سیحون از ساختمان‌ها، دهکده‌ها و مناظر به وجود آورده، هیجانی غیرمنتظره را سبب می‌شود. این طرح ها لطف تماشای ساختمان‌ها را، به هنگامی که از میان آن‌ها می‌گذریم، نشان می‌دهند و این تجربه‌ای است که در آثار رایت به فراموشی سپرده شده است.”

ریچارد آمس، منتقد هنری

بروشور نمایشگاه آثار هوشنگ سیحون در کنار آثار پیکاسو و سالوادور دالی در دانشگاه ماساچوست آمریکا، 1972

اسکیس های هوشنگ سیحون

بخشى از شهرت هوشنگ سیحون مرهون اسکیس‌ها، نقاشى‌ها و به‌ویژه طراحى‌هاى اوست؛ ضمن آنکه وی کار با مواد و ابزارهای متنوع دیگر را نیز تجربه کرد و تا پایان عمر روندی غیرراکد و تجربه‌گرا را می‌پیمود. از ترسیم اتودهایی با مداد و قلم‌مرکب از مناظر و روستاهای ایران گرفته تا طرح‌هایی که خود آن‌ها را “کلاف‌خط” –یا خط در خیال- می‌نامد یا ایده‌پردازی بر روی بلیت‌های متروی فرانسه. هوشنگ سیحون از قدم ­نهادن در عرصه‌های ناشناخته واهمه‌ای نداشت و در تجربه‌کردن حوزه‌های جدید هیچ ترس و تردیدی به خود راه نمی‌داد. فکر و دست سیحون در هماهنگی بی‌نظیری با یکدیگر کار می کردند، او هیچ‌گاه طرحی را با مداد نکشید تا بعدا آن را رنگ‌ یا اصلاح کند. شاید نقاشی با مرکب خاطره‌ای از نقاشی با زغال بر ستون‌های سفید مرمرین خانه‌ی دوران کودکی‌اش را در او زنده می‌کرد. امروزه آثار هنری او بخشی از نمایشگاه‌های دائمی دانشگاه هاروارد، ام‌.آی.‌تی، واشنگتن، برکلی و موزه‌ی شهر نیس در فرانسه هستند. هوشنگ سیحون از اواخر دهه‌ی 1340 دست به خلق‌ آثاری زد که با ساده‌ترین و کمترین ابزارها خلق می‌شد؛ تنها یک قلم فلزی و کاغذ، و گاهی هم کمی رنگ برای او کافی بود تا تکنیک خودجوش مبنی بر خطوطی پیوسته که گاه موازی یکدیگر، سطح کاغذ را پر می‌کردند و یا با هم تلاقی می‌کردند تا نقوشی انتزاعی بیافرینند را محقق سازد. این حجم‌ها و مناظر حاصل باریک‌خط‌هایی هستند که گاه به هم نزدیک، گاه از هم دور می‌شوند و گاه در نقطه‌ای تلاقی می‌یابند، تماما دارای انتزاع محض بوده و در جایی دیگر، یک تصویر، چهره، اندام یا حیوانی همچون اسب را شکل می‌دهند. این انتزاع برآمده از ذهن آزادگرا و مهارت دست سیحون بود. وی هنگام ترسیم این نقوش، به‌ندرت دست از کاغذ برمی‌داشت و به قول هنرمندان تجسمی «سکته ایجاد می‌کرد». آنطور که هوشنگ سیحون شرح می‌دهد، آغاز این کار و استمرار در آن، ریشه در پیشینه‌ی موسیقایی وی و زندگی در خانواده‌ای دارد که هرروز اعضایش به نواختن و مطالعه‌ی موسیقی، سازها، ریتم و هارمونی می‌پرداختند. حال اگر با این ذهنیت به این طرح‌ها نگاه کنیم، بی‌شک به وجود نوایی موزون و هارمونی در آن‌ها اقرار خواهیم کرد. سیحون در کشیدن این آثار، ضمن بهره‌مندی از لذتی وافر در روند ترسیم و خلق، مهارت و استادی خود را، بار دیگر و در نمودی دیگر، به ما یادآوری می‌کند. به قول سوِل جونز (Sewell Jones) که در این مورد می‌گوید: «ذهن و دست هم‌زمان کار می‌کنند تا چنین فضاها و احجامی را بیافرینند.»
وی اهل تنوع و گوناگونی‌ بود و همیشه سعی داشت تا در دام تکرار و عادی‌شدن غرق نشود. به‌عنوان مثال طراحی‌های اسب او را می توان در نظر گرفت. در این طرح‌ها او هر اسب را به شکلی منحصر‌به‌فرد و با پرسپکتیوی متفاوت ترسیم می‌کند. کارهای سیحون تداعی‌گر مفاهیم اطمینان و استحکام هستند و خِرد و منطق در همه‌ی الگوهای هندسی‌ وی مشهود است. تمام کارهای او فی‌البداهه و بدون تصمیم قبلی شکل می‌گیرند. سیحون خود یک‌بار گفت که طرح‌ها و نقاشی‌هایش درون‌مایه‌ای موسیقایی دارند. او به هنگام شنیدن و احساس‌کردن یک نت موسیقی، آن را به روی کاغذ می‌آورد؛ نوعی بداهه‌پردازی موسیقایی. در سال 1347 نمایشگاهی از طرح‌های انتزاعی او که با قلم و مرکب کشیده شده بودند در تهران برگزار شد، نیز در سال‌هاى دهه‌ی 1350 در تهران و در گالرى دولتى مهرشاه نمایشگاهی برگزار شد که گفته می‌شد نمایشگاه مشترک پابلو پیکاسو و هوشنگ سیحون است اما در آنجا تنها یک بشقاب سرامیک خریدارى‌شده از آثار پیکاسو به نمایش درآمده و باقى آثار مربوط و متعلق به سیحون بودند. در همین دوران و در سال 1351 (1972 میلادی) بخش فرهنگی ماساچوست که به‌تازگی با آثار “خط در خیال” سیحون آشنا شده بود، از او خواست تا به انتخاب خود، چند اثر از آن مجموعه را برای نمایشگاه ارسال کند و اعلام کرد که آثارش در آن فصل در کنار آثار پیکاسو و دالی به نمایش عموم در خواهد آمد؛ به این ترتیب هوشنگ سیحون تبدیل شد به اولین هنرمند ایرانی که آثارش در نمایشگاه واحدی در کنار آثار سالوادور دالی و پابلو پیکاسو به نمایش درمی‌آمد. سیحون درباره‌ی چگونگی حضورش در این نمایشگاه می‌گوید: در سال 1972 نامه ای از سوی دانشگاه ماساچوست برای شرکت در یک نمایشگاه به دستم رسید. از آنجایی که قبلا هم در آمریکا نمایشگاهی برگزار کرده بودم، آدرسم را داشتند. در نامه گفته بودند که هر سال بنا بر سنت  شان یک نمایشگاه نقاشی از استادان برجسته‌ی جهانی ترتیب می‌دهند و از من خواسته بودند تا دو نمونه از آثارم را برای‌شان بفرستم تا همراه با آثار پابلو پیکاسو و سالوادور دالی به نمایش درآیند. من تصمیم گرفتم کارهای بیشتری را بفرستم تا خودشان از میان آن‌ها دوتا را که ترجیح می دهند انتخاب کنند. این شد که شانزده کار از نوع کلاف‌­خط را برای‌شان فرستادم. پس از چند روز، نامه‌ی دیگری به دستم رسید که در آن گفته بودند کارهای ارسالی آنقدر جالب و مورد پسندشان بوده که تصمیم گرفته‌اند نمایشگاهی با سه غرفه برگزار کنند؛ یک غرفه متعلق به آثار پیکاسو، یک غرفه متعلق به آثار سالوادور دالی و یک غرفه هم متعلق به آثار من. سه کاتالوگ هم برای نمایشگاه در نظر گرفته بودند. این نمایشگاه در آخرین سال­‌های حیات پیکاسو برگزار شد [پیکاسو یک­سال بعد درگذشت] و برای من پایه ای اساسی و مشوقی بزرگ شد برای ادامه این کار. پس از برگزاری نمایشگاه آثار هوشنگ سیحون در گالری هنری دانشگاه کالیفرنیا در سانتاباربارا و همچنین ماساچوست آمریکا، مقاله‌هایی در روزنامه‌ی اطلاعات و شماره ی 8586 روزنامه‌ی کیهان در تاریخ 5 اسفندماه 1350 با مضمون شرح و نقد آن نمایشگاه‌ها چاپ شد. روزنامه‌ی اطلاعات نوشت: چندی پیش نمایشگاهی در سانتاباربارا (لس آنجلس، کالیفرنیا) با عنوان خط و خیال ترتیب یافت. این آثار که چشم‌اندازی از معماری بومی ایران بود، در کنار اسکیس‌های معماری فرانک لوید رایت عرضه شد و یکی از منتقدان درباره‌ی این نمایشگاه نوشت: «طرح‌های معماری مهندس سیحون در مقایسه با کار رایت، اثر بیشتری بر بیننده‌ی نمایشگاه می‌گذارد. طرح‌های سریع رایت که با محاسبات معماری همراه است، هرگز نمی‌تواند آن فضای معماری را که آثار سیحون عرضه می‌کند، داشته باشد. ما در میان آثار او امکان تماشای یک اثر معماری را به دست می‌آوریم.» پس از این نمایشگاه بود که آثار سیحون در اروپا اهمیت یافت و کنفرانس‌های او در شهرهای مختلف اروپا معماری ایران را بازشناساند.»
روزنامه‌ی کیهان هم ضمن چاپ کروکی “بازار کهنه” (از آثار سیحون که در تالار هرتر دانشگاه ماساچوست به نمایش درآمد)، از قول ریچارد آمس، منتقد هنری روزنامه‌ی سانتا باربارا که قبلا از نمایشگاه “خط در خیال” سیحون در دانشگاه کالیفرنیا دیدن کرده بود، می‌نویسد: «طرح‌های آبستره‌ی سیحون، نقاش ایرانی، خبر از اندیشه و تصوری توانا می‌دهد. لمس عاطفی طرح‌های این هنرمند چنان است که بیننده مدت‌ها به تماشا می‌ایستد و در خطوطی که او به جان هم انداخته، زندگی می‌کند. من در طرح‌های واقع‌گرایانه‌ی او دیده بودم که چگونه به حجم‌های آبستره‌ی طبیعت سرشار توجه دارد و حالا می‌بینم که چطور این توسعه به دریافتی دقیق از انتزاع کشیده است.» این منتقد در ادامه در مقایسه‌ی طرح‌های معماری سیحون با رایت می‌نویسد: «نمایشی که سیحون از ساختمان‌ها، دهکده‌ها و مناظر به وجود آورده، هیجانی غیرمنتظره را سبب می‌شود. این طرح ها لطف تماشای ساختمان‌ها را، به هنگامی که از میان آن‌ها می‌گذریم، نشان می‌دهند و این تجربه‌ای است که در آثار رایت به فراموشی سپرده شده است.»
دیوید گبهارد، مدیر گالری‌های هنری روزنامه‌ی “دیلی نگزوس”، چاپ کالیفرنیا، نیز نوشت: «طرح‌های انتزاعی هوشنگ سیحون، نمایشی است از دریافت زندگی خط و خط‌ها و گرایشی است به یک خواست آزاد و آرزوشده برای پی‌جویی نمودهای انتزاعی طبیعت. سیحون به خطوط، بُعدی عاطفی و گاه هیجان‌انگیز می‌بخشد و طرح‌هایش سرشار از تحرک و زندگی، شادی‌ها و صمیمیت‌های یک زندگی ابتدایی را باور می‌کند.»
علاوه بر این‌ها، جراید دیگر داخلی و خارجی نیز مطالب متعددی درباره‌ی سیحون و آثار هنری او نوشتند که اهمیت آثار وی را جلوه‌گر می‌سازد. از 25 بهمن تا 8 اسفند 1352 نمایشگاه دیگری از آثار سیحون به سرپرستی آقای پاکروان، سفیر وقت ایران در فرانسه، در گالری “مارسل برنهایم” پاریس برگزار شد؛ نمایشگاهی که باافتخار در صدر جدول فصل هنری پاریس قرا گرفت و پارنت کنلان، هنرمند فرانسوی دراین‌باره نوشت: «این نمایشگاه روابط جدایی‌ناپذیر سبک فیگوراتیو و آبستره را به نحوی روشن آشکار می‌سازد. هوشنگ سیحون موفق شده است اختلاف موجود بین این دو سبک را به طور احسن رفع کند. در مناظر زیبایی از کوه، جهش زنده و نظم طبیعی با خطوطی ظریف و یک احساس زیبایی کم‌نظیر بیان شده‌اند.»
در پایان این نمایشگاه، متصدی فرانسوی که خود، سردبیر مجله‌ی آرشیتکتور فرانسز (l’ Architecture Francaise) بود، از سیحون اجازه گرفت تا کتابی از مجموعه‌ای از این طراحی‌ها و آثار کروکی بناها تهیه کند. این کتاب تحت عنوان نگاهی به ایران (Regards sur l’Iran) به چاپ رسید که حاوی طرح‌هایی از بناها و ساختارهای شهری و روستایی ایران، به قلم هوشنگ سیحون بود. او سپس نمایشگاهی انفرادی از کارهای مربوط به ابتدای دوره‌ی سکونتش در پاریس را در گالری هنرهای معاصر تهران برگزار کرد و کارهای آبرنگ، نمد و طراحی‌هایش با خودکار و جوهر را در نمایشگاه‌های دیگری عرضه کرد. برخی از طرح‌ها و نقاشی‌های قدیمی‌تر او نیز در کتاب‌های دیگری به چاپ رسیده‌اند. سه نمایشگاهی که هوشنگ سیحون در سال 1356 در تهران برگزار کرد، آخرین نمایشگاه‌های او در سرزمین مادری‌اش بودند. یکی از آن‌ها کارهای آبرنگ، دیگری طرح‌هایی با قلم و مرکب و سومی کارهای او با نمد را به نمایش گذاشتند و هر سه نمایشگاه با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شدند؛ به‌خصوص نمایشگاه نمد که در چشم بینندگان، هنری بسیار نو و خلاقانه جلوه می‌کرد زیرا قریب‌به‌اتفاق اطلاعی از این هنر و تجربه‌ی زیبایی آن نداشتند.
مصاحبه‌ی سیحون با روزنامه‌ی کیهان (5 اسفندماه 1350، شماره ی 8586). به دنبال نمایشگاه سیحون در دانشگاه ماساچوست، روزنامه‌ی کیهان مصاحبه‌ای با او انجام داد که شرح آن به قرار زیر است: در اغلب طرح‌های شما که دیدی واقع‌گرایانه را نشان می‌دهند، کوششی دیده‌ام در خلق بُعدها و حجم‌های تجریدی. در واقع همیشه یک دید تجریدی هم که حاصل برداشت مستقیم شما از طبیعت است، در طرح‌ها دیده می‌شود.
تاثیری که شما در طرح‌های من دیده‌اید، به هیچ وجه اتفاقی نیست، بلکه این ارتباط دارد به روحیه‌ی من که در مقابل طبیعت قرا می‌گیرم. در خیلی از موارد وقتی که به طبیعت نگاه می‌کنید، حالتی تجریدی را در آن می‌یابید. واقعا همه‌چیز در طبیعت، انتزاعی است. کوه، دشت و آسمان هیچ مفهومی جز انتزاع ندارند. اگر عادات و افکارِ از پیش آماده‌شده‌ی خودمان را کنار بگذاریم و حالت آدمی در حال تولید دوباره یا نوپا را داشته باشیم، آن وقت همه‌چیز در طبیعت را تجریدی می‌یابیم اما گاهی اوقات چون عادت کرده‌ایم، قادر نیستیم این حالت تجریدی را ببینیم. گاه مثل جست‌وجوگری تازه‌نفس، در برابر این مجموعه‌های تجریدی، دوباره چیزی تجریدی‌تر به چشم‌مان می‌خورد که باز آن هم بستگی به روحیه‌ی انسان دارد؛ یعنی یک نفر “می‌تواند” این حالت تجریدی را از طبیعت بگیرد و نفر دیگر نمی‌تواند. من در طبیعت همیشه دنبال مجموعه‌های تجریدی هستم و این خصوصیت را هنگامی که به آثار ساخته‌شده به دست انسان نگاه می‌کنم، دارم. بنابراین لمس تجریدی در طرح‌های من، چه در طرح‌های برگرفته از طبیعت و چه طرح‌های تلفیقی طبیعت و معماری، هیچ‌کدام اتفاقی نیستند.
در آثار شما من همیشه یک لمس انسانی را دیده‌ام، به عبارت دیگر، یک نزدیکی کاملا عاطفی بین هنرمند و موضوع دیده می‌شود. این احساس چنان خودش را به موضوع تحمیل کرده است که گویی دنیا در خلوت عاطفی هنرمند به پایان رسیده است و به همین دلیل تاثیر آثار شما روی تماشاگر، آنی و سریع است.
دریافت شما از طرح‌های من کاملا درست است. شکی نیست که وقتی در برابر مجموعه‌های طبیعت یا تلفیق معماری مصنوعی و طبیعی قرار می‌گیرم، برخوردی به‌شدت عاطفی دارم؛ یعنی برخوردی صددرصد عاطفی. وقتی قصد می‌کنم که به پی‌جویی بپردازم، به حرفه‌ام که معماری باشد می‌اندیشم. اما در مقابل مجموعه‌های یادشده، فقط حالتی عاطفی دارم. در این برخوردها به‌هیچ‌وجه تکنیک دانش من از معماری، هجوم مشخصی ندارد، یعنی من ناچارم از دانسته‌های خود برای انتقال طبیعت بر کاغذ کمک بگیرم. اما این دانسته‌ها دقیقا ارادی هجوم نمی‌آورند. من هیچ‌وقت نمی‌توانم کار کنم، مگر اینکه مجموعه‌ای که در مقابل خود دارم، مرا تکان بدهد و احساساتم را تحریک کند. من همیشه به بیان احساسی کار توجه دارم و تکنیک و دریافت‌های علمی نمی‌توانند مرا از یک حوزه‌ی احساسی و درونی خارج سازند.
من در طرح‌ها و همین‌طور در معماری شما علاقه‌ای می‌بینم به خطوط شکسته یا تلاقی خط‌ها برای ایجاد بُعدهایی تازه.
من حس می‌کنم که چه در مورد حجم‌ها و چه در مورد خطوط انتزاعی که تهیه‌ می‌کنم، همیشه برخورد می‌کنم با خطوطی که می‌آیند و به هم وصل می‌شوند و یا حجم‌هایی که در یک نقطه با همدیگر تلاقی می‌کنند؛ نمونه‌اش آرامگاه خیام و نمونه‌ی دیگر، خطوط و حجم‌های مثلثی‌شکلی که در آرامگاه نادر یا ابن سینا به وجود آورده‌ام. من حجم‌هایی که از مثلث منشعب می‌شوند را دوست دارم و خیال می‌کنم که مثلث و مربع، شکل‌های هندسی کاملی هستند. بنابراین همان‌طور که توجه کرده‌اید، من وقتی می‌خواهم خطی بکشم، خطی شکسته است که در یک نقطه با خطی دیگر تلاقی دارد؛ و این به‌خصوص در طرح‌های انتزاعی من بیشتر به چشم می‌خورد و می‌خواهم بگویم که کاملا جنبه‌ی احساسی دارد.
و یک سؤال: از اینکه آثارتان را در کنار آثار دو غول نقاشی زمان حاضر به نمایش گذاشته‌اند چه احساسی دارید؟
بی‌شک خوشحالم و بیشتر، از آن جهت که حقانیت آثار من نمود پیدا می‌کند. قضاوت‌ها در اینجا، به‌خصوص در زمینه‌ی مسائل هنری، زمینه‌های قابلی دارد. دوستی و دشمنی در قضاوت‌ها موثر نیست ولی کمتر دیده‌ام که واقعا بدون توجه به مسائلی از این دست، اثری را قضاوت کنند و حقانیت آن را نفی یا اثبات کنند. وقتی می‌بینم که منتقدان هنری غرب کارهای مرا مورد بررسی قرار داده‌اند، خوشحال می‌شوم چون می‌دانم که حداقل مرا از نزدیک ندیده‌اند و دوستی و دشمنی در کار نیست؛ اگرچه برای آن‌ها اصولا چنین مسائلی مطرح نیست.

Sketches by Houshang Seyhoun

A Part of Hooshang Seyhoun’s Fame Lies in His Drawings and Paintings

A part of Hooshang Seyhoun’s renown is owed to his sketches, paintings, and above all, his designs. Throughout his life, he continuously experimented with various materials and tools, following a restless and exploratory artistic path until his final days. From delicate pencil and ink studies of Iran’s villages and landscapes to what he himself called Kalaf-e Khat (“Entangled Line” or “Line of Imagination”), and even conceptual drawings on French metro tickets — Seyhoun never feared stepping into uncharted realms. He possessed no hesitation in venturing into the unfamiliar. His thought and hand worked in perfect harmony. He never drafted a piece in pencil to later color or correct it. His ink drawings perhaps echoed the childhood memory of sketching with charcoal upon the marble columns of his family home. Today, Seyhoun’s artworks form part of the permanent collections at Harvard University, MIT, the University of Washington, the University of California at Berkeley, and the City Museum of Nice in France. From the late 1960s onward, he created works using the simplest of means — merely a metal pen, a sheet of paper, and occasionally a touch of color. Through this spontaneous technique of continuous lines — sometimes parallel, sometimes intersecting — he filled the surface of the paper with abstract landscapes and figures. These delicate, fluctuating lines approached and receded from one another, converging at times into images: faces, forms, or animals, such as the recurring figure of the horse. This abstraction arose from Seyhoun’s liberated mind and the mastery of his hand. Rarely did he lift his pen from the paper, avoiding what visual artists call a “stroke break.”

Seyhoun himself attributed this practice to his musical background and upbringing in a family deeply devoted to music, rhythm, and harmony. With this perspective, one cannot help but perceive a melodic order and rhythmic harmony within his lines. In drawing these forms, Seyhoun combined artistic delight with profound discipline, reminding us once again of his mastery. As Sewell Jones observed: “The mind and the hand work simultaneously to give birth to such spaces and volumes.

He cherished diversity and continually sought to escape repetition and stagnation. Consider, for instance, his drawings of horses — each rendered with unique perspective and character. His works evoke notions of confidence and structural solidity, with reason and geometry visible in every form. All his works were improvised — conceived in the moment. Seyhoun once remarked that his drawings and paintings possessed a musical essence; that upon hearing a note, he would instinctively translate it into line — a kind of visual improvisation in response to sound. In 1968, a collection of his abstract pen-and-ink drawings was exhibited in Tehran. During the 1970s, another show was held at Mehrshah State Gallery in Tehran — a dual exhibition that was rumored to feature both Pablo Picasso and Seyhoun, though in truth, only a single ceramic plate by Picasso was displayed, while the rest of the works were entirely Seyhoun’s. Around this period, in 1972, the Cultural Department of Massachusetts, having discovered his Lines of Imagination series, invited him to send several works for an exhibition alongside pieces by Picasso and Dalí. Thus, Hooshang Seyhoun became the first Iranian artist to have his works exhibited in the same show with Salvador Dalí and Pablo Picasso.

Describing the experience, Seyhoun recalled:
“In 1972, I received a letter from the University of Massachusetts inviting me to participate in a painting exhibition. Since I had previously exhibited in the United States, they already had my address. They wrote that, as part of their annual tradition, they organized an exhibition of prominent international artists and asked me to send two works to be shown alongside Picasso and Dalí. I decided to send sixteen Kalaf-e Khat pieces instead, so they could choose their preferred two. A few days later, I received another letter — they found the works so intriguing that they decided to dedicate three separate sections: one for Picasso, one for Dalí, and one for me, each with its own catalogue. The exhibition was held during Picasso’s final year of life, and for me, it became a profound encouragement to continue this path.”

Following exhibitions at the University of California, Santa Barbara, and the University of Massachusetts, Ettela’at and Kayhan newspapers published detailed reviews. Ettela’at wrote: “Recently, an exhibition titled Line and Imagination was held in Santa Barbara (Los Angeles, California). These works, which evoked Iran’s vernacular architecture, were presented alongside Frank Lloyd Wright’s architectural sketches. One critic noted: ‘Seyhoun’s architectural drawings impress the viewer far more than Wright’s. While Wright’s sketches are tied to calculation and construction, they cannot capture the spatial spirit that Seyhoun’s works convey. Through Seyhoun’s drawings, we gain the experience of inhabiting architecture itself.’”

The Kayhan newspaper quoted Richard Ames, art critic of the Santa Barbara News, who wrote: “The abstract drawings of Hooshang Seyhoun, the Iranian artist, reveal a mind of great imagination. The emotional resonance of his lines holds the viewer spellbound, as if living within the rhythm of his strokes. I had already seen in his realistic works his sensitivity toward the abstract essence of nature, and now I see how that sensitivity has matured into a pure abstraction.”

Comparing Seyhoun and Wright, he added: “The architectural visions created by Seyhoun — his villages, buildings, and landscapes — evoke an unexpected excitement. His drawings capture the poetic experience of walking among structures, something forgotten in Wright’s works.”

David Gebhard, director of the Daily Nexus galleries in California, also wrote: “Seyhoun’s abstract drawings are expressions of the life of the line — a pursuit of abstract forms found in nature. His lines possess emotional depth and vitality, filled with movement and warmth, reflecting the sincerity and joy of a primal life.”

Numerous other domestic and international journals wrote about Seyhoun and his art, underscoring his importance. From February 14 to February 27, 1974, another major exhibition was held under the patronage of Iranian ambassador Mr. Pakravan at Marcel Bernheim Gallery in Paris, which topped that season’s Parisian art listings. The French artist Parent Conlan wrote: “This exhibition reveals, with remarkable clarity, the inseparable relationship between figurative and abstract art. Seyhoun has succeeded in reconciling these two seemingly opposing tendencies. His mountain landscapes convey vitality and order through delicate lines and an exceptional sense of beauty.”

At the close of the exhibition, the French curator — who was also editor of L’Architecture Française — requested Seyhoun’s permission to compile a book of his architectural sketches and drawings. The volume, titled Regards sur l’Iran (A Look at Iran), was later published, containing Seyhoun’s depictions of Iranian urban and rural structures. He subsequently held a solo exhibition at the Tehran Museum of Contemporary Art, showcasing his watercolors, felt works, and ink drawings. Some of his earlier pieces were also later published in other books. His three final exhibitions in Tehran in 1977 — featuring watercolor paintings, pen-and-ink drawings, and felt artworks — were widely acclaimed, especially the felt works, which introduced a medium then unfamiliar to most viewers.

In an interview with Kayhan newspaper (February 24, 1972), following the Massachusetts exhibition, Seyhoun explained: “The abstract dimension you see in my drawings is no accident; it reflects my spirit in confronting nature. When one truly looks at nature, abstraction is everywhere — in mountains, plains, and sky. If we free ourselves from preconceptions, we rediscover the abstract essence of all things. Nature itself is pure abstraction.”

He continued: “When facing natural or architectural compositions, my approach is purely emotional. My technical knowledge of architecture never intrudes consciously; I rely on it only to translate what I feel. I cannot draw unless the subject moves me. Emotion always leads — technique follows.”

On his fascination with intersecting lines and geometric structure, he said: “Whether in volumes or in abstract lines, I am always drawn to the meeting of forms — like the triangular geometries seen in the Mausoleums of Khayyam, Nader, or Avicenna. I believe triangle and square are perfect geometric forms. Thus, my lines often break and intersect, creating emotional tension.”

Finally, when asked about exhibiting alongside two giants of modern art, Picasso and Dalí, he replied: “Of course, I was delighted — not from vanity, but because it affirmed the authenticity of my work. Western critics judged it impartially, without the bias of friendship or hostility. Their recognition confirmed that art, when sincere, transcends borders.”

پون نویف، قلم و مرکب، پاریس

رودخانه‌­ی سِن و برج ایفل، قلم و مرکب، پاریس

طرحی از یک کلیسا، میلان، ایتالیا، 1327

پیاتزا دلا سینیوریا، فلورانس، ایتالیا، 1327

پیاتزا دلا اس.اس آنوتریانا، فلورانس، ایتالیا، 1327

ویلا روتوندا، پالادیو، وینچنتزا، ایتالیا، 1327

کاخ تئودوریک، راوِنا، ایتالیا، 1327

آسیسی، ایتالیا، 1327

باسیلیکای سن آمبروجیو، میلان، ایتالیا، 1327

اِمیان، فرانسه، قلم­ و مرکب، مجموعه­‌ی خصوصی

سانتا ماریا دله گراتزیه، میلان، ایتالیا، 1327

بلونیا، ایتالیا، 1327

خیابانی در تول، قلم و مرکب، فرانسه، مجموعه­‌ی خصوصی، 5/52 × 36 سانتیمتر

خیابانی در بارسلونا، قلم و مرکب، 32 × 5/23 سانتیمتر



مرجع عکس‌ها: کتاب هوشنگ سیحون (معمار، هنرمند، نقاش)

تالیف: شهریار خانی‌زاد