کارخانه اشکودا در تهران؛ ردپای معماران چک در شکلگیری چهرهی نوین ایران

کارخانه اشکودا در تهران؛ ردپای معماران چک در شکلگیری چهرهی نوین ایران
بهتازگی کتابی با عنوان کارخانۀ اشکودا در تهران، نوشتۀ رضا علیرضاییان، نویسندۀ ایرانیتبار مقیم پراگ، منتشر شده است. این کتاب روایتی است از حضور گروهی از معماران و هنرمندان اروپایی در ایرانِ دوران نوسازی و شکلگیری چهرۀ مدرن شهرها؛ زمانی که ساخت بناهای دولتی، فضاهای عمومی و نمادهای ملی در قالب پروژهای گسترده برای بازآفرینی سیمای کشور دنبال میشد.
در آن سالها، برنامهای همهجانبه برای ساماندهی به ساختار شهری و معماری نوین در ایران آغاز شد. پروژههایی که در کنار ایجاد زیرساختهای اداری و آموزشی، نقشی مؤثر در حرکت کشور از سنتهای دیرینه به سوی الگوی دولت–ملت مدرن ایفا کردند.
در این مسیر، گروهی از مهندسان، معماران و طراحان از کشورهای مختلف جهان از جمله چکسلواکیِ آن زمان، به ایران دعوت شدند و آثار ماندگاری از خود بر جای گذاشتند. بناهایی چون کاخ دادگستری با نقشبرجستههای معروف «بانوی عدالت» و «انوشیروان دادگر»، و نیز ساختمان باشکوه وزارت دارایی از نمونههای شاخص این همکاریهای بینالمللیاند که هنوز پس از نزدیک به یک قرن، بخشی زنده از بافت شهری ایران بهشمار میآیند.
در میان این چهرهها، نام استانیسلاو سووا (Stanislav Sova) بیش از دیگران میدرخشد. او معمار جوانی از پراگ بود که به طراحی چند بنای مهم در ایران پرداخت و با دقت و شناختی عمیق از هنر و تاریخ ایران، الگویی تازه از پیوند میان معماری نوین و عناصر بومی پدید آورد. سووا در کنار باستانشناسانی چون آندره گدار (André Godard) و ماکسیم سیرو (Maxime Siroux)**، به مطالعه دربارۀ تمدن ایران باستان پرداخت و آثارش نشان از فهمی فرهنگی و نه تقلیدی از گذشته داشت.
رضا علیرضاییان، نویسندۀ کتاب، نزدیک به ده سال از زندگی خود را صرف پژوهش دربارۀ معماران و استادکاران چکسلواکیِ سابق کرد. او با سفر به پراگ و آلمان، به آرشیوهای خانوادگی و اسناد شخصی بازماندگان این هنرمندان دست یافت؛ اسنادی که برای نخستینبار نشان میدهد بسیاری از پروژههای آن دوران که پیشتر به مهندسان آلمانی یا فرانسوی نسبت داده میشد، در واقع کار معماران چک و اسلواک بوده است.

نویسنده در گفتوگو با رسانههای بینالمللی توضیح میدهد که ایدۀ نگارش این کتاب زمانی شکل گرفت که در آرشیوهای جمهوری چک به اسناد گستردهای از شرکت صنعتی اشکودا (Škoda) درباره فعالیتهایش در ایران دست یافت؛ شرکتی که در آن دوران تنها یک کارخانه خودروسازی نبود، بلکه مجموعهای عظیم از مهندسی، معماری و طراحی صنعتی به شمار میرفت.
به گفتۀ علیرضاییان، همکاری این هنرمندان با ایران، در حافظۀ نسلهای بعدی آنان در اروپا همچنان زنده مانده است. او در دیدار با خانوادههای معماران یادشده دریافته که بسیاری از آنان هنوز فرشها، صنایع دستی و یادگارهای فرهنگی ایرانی را در خانههای خود نگه داشتهاند و خاطراتی روشن از سالهای همکاری با هنرمندان ایرانی دارند.

استانیسلاو سووا در حال کار در استودیو

در فصل پایانی کتاب، نویسنده به سالهای بعد و دهۀ ۱۳۴۰ خورشیدی میپردازد؛ زمانی که گروهی دیگر از هنرمندان چکسلواکی سابق در پروژههای فرهنگی ایران حضور یافتند. از جمله یاروسلاو فریچ (Jaroslav Fric)، هنرمند چکی که در طراحی موزه پایین برج شهیاد (آزادی) مشارکت داشت و بعدها در پروژههای دیگری همچون موزههای نگارستان و کاخ مرمر نیز همکاری کرد.
کتاب کارخانۀ اشکودا در تهران حاصل بیش از یک دهه پژوهش میان اسناد پراکنده در چند کشور اروپایی است. علیرضاییان اکنون در حال آمادهسازی نسخههای فارسی و انگلیسی کتاب است و امید دارد این اثر بتواند بخشی فراموششده از تاریخ تعاملات فرهنگی و هنری ایران با اروپا را به ثبت برساند؛ روایتی از روزگاری که در آن، گفتوگوی میان سنت و مدرنیته در کالبد معماری شهرهای ایران شکل گرفت.
















