چارلز گوئاتمی، عمارت کوپر اورلئان، ماساچوست، آمریکا، 1968
معمــاری سبــز، اتحادیه غیرانتفاعی آب پاک LOTT، اثر شرکت معماری میلر و هال، سیاتل

چارلز گوئاتمی
خانه ها‌ی بریج‌همپتن
بریج‌همپتن، نیویورک، آمریکا، 1970

در این پروژه، به ‌علت وسعت سایت و منظره‌ی باز اطراف، دست معمار برای ایده پردازی و طراحی باز بوده است. وی بزرگ ترین دغدغه‌ی خود را در این طرح، همنشینی دو خانه در کنار یکدیگر با دو برنامه‌ی مختلف برای پسر و پدری بیان کرده است. به نظر می رسد می‌توان برای این اثر پنج اصل طراحی را مدنظر قرار داد:
1. گفت‌وگوی فرم ها
در طرح اجرا شده‌ی گوئاتمی، دو بنا متقارن نیستند، اما متعادل‌اند و گرچه یک اندازه نیستند، متناسب می باشند. در کنار یکدیگر نیستند، اما مرتبط هستند. با اینکه هرکدام به سمت های مختلفی رو کرده‌اند، اما از یکدیگر روی‌گردان نیستند. در واقع دو بنایی که معمار طراحی کرده است، با یکدیگر به گفت‌وگو نشسته اند. با وجود آنکه این گفت‌وگو در پلان‌ها نیز مشخص می باشند، هنگامی که به فرم های بنا و عکس‌های منظر بیرونی آن می نگریم، این امر بیشتر به نظر می‌رسد.
2. چرخش محورها
در اثر گوئـاتمی، اساسا، طراحی سایت و منظرپردازی نقشی ندارد. در آثار وی شاید با هدف نمایش بهتر ساختمان‌ها، محوطه به ‌صورت تخت و یکدستِ علفزار دیده شده است که این موضوع و البته دیگر اصول به ‌کار رفته در طرح وی، ما را به یاد اثری از نقاش آمریکایی اَندره وایـِت (Andrew Wyeth) می انـدازد. در نقاشـی «دنیـای کریستینا» (Christina’s World) نیز، دو بنا با خصایص گفته شده در علفزاری نشان داده است، با این تفاوت که خانه های نقاشی وایت، کلبه های چوبی بومی آمریکا هستند. از این منظر، طرح گوئاتمی، حداقل به اصل تاریخ‌گرایی پست‌مدرنیست ها به‌ خوبی ادای دین کرده است، حتی اگر گوئاتمی هرگز نقاشی وایت را ندیده باشد.
3. تهدید سیرکولاسیون
اصل دیگری که در اثر گوئاتمی خودنمایی می کند، بحث «تهدید سیرکولاسیون» می باشد. با مروری بر پلان های اثر این معمار، متوجه می شویم که وی سیرکولاسیون را به‌عنوان روندی خطی ندیده و آن را مارپیچی هزارتو تصور نموده است. این مارپیچ که به فضای داخلی، هیجان و انرژی خاصی بخشیده است، موجب تنوع فضایی و نزدیکی پلان اثر به پلان های فضایی آدولف لوس می‌شود.
4. تغییر مقیاس راهرو ها
علی‌رغم پویایی پلان های بنای طراحی شده توسط گوئاتمی، آنچه پلان های وی را جذاب کرده، راهروهای آن است. هر جا بنا به‌ واسطه‌ی عملکرد، به راهرویی نیاز داشته، گوئاتمی دیوار راهرو را به‌ صورت محدب درآورده است.

و در نتیجه، تجربه‌ی راهروی ساده‌ی سفید، مدرنیست ها را به فضایی حسی تبدیل کرده است. فضایی که نه‌تنها در پلان، بلکه در تجربه‌ی فضا نیز جذاب می‌باشد.
این کاهش عرض راهرو ها البته بی دردسر نیز نبوده است، زیرا با این کار، فضای مستطیل اتاق های پشت راهروهای محدب از فرم خود خارج شده‌اند. البته ظاهرا این تغییر فرم عملکردها برای گوئاتمی اهمیت چندانی نداشته است.
5. عدم پایبندی به هندسه‌ی رایج عملکردها
حقیقت این است که نه‌تنها تغییر فرم عملکردها برای گوئاتمی اهمیتی نداشته، بلکه او از این ویژگی به‌عنوان عاملی کلیدی استفاده نموده است؛ زیرا معمار حتی در عملکردهایی که فرم سالم بوده، به‌ وسیله‌ی بازی با آن به تغییر فرم کلی پرداخته است. این برنامه، به حدی تکرار شده که اساسا مرور سکونتگاه بریج  همپتون، مرور هندسه های پلانی جدید، قوسی و تبدیل آن‌ها به مجسمه‌هایی فرمال در حجم بنا می باشد.
دغدغه‌ی گوئاتمی در این آثار، چیزی فراتر از اصول بالا نبوده که به‌ خوبی آن‌ها را در این طرح، به چالش کشیده است. در واقع آنچه پنج معمار را شبیه یکدیگر می سازد و باعث گردآوری آنان در یک کتاب می‌شود، همین نکته بوده است. این معماران به ‌جای آموزش اصول و پایبندی به آن‌ها، تعهد به قوانین و عرف ها و گرفتن نمره‌ی قبولی در طراحی، به‌ دلیل هرچه نزدیک‌تر شدن به اصول جاافتاده ی معماری، به نقد آن‌ها پرداخته‌اند. این معماران، تلاش نموده اند تا از اصول معمول دوری کنند و ضمن تعریف اصول جدید، مسائل تازه‌ای را در معماری تجربه نمایند. برای پنج معمار، دور شدن هرچه بیشتر از عُرف طراحی، راهبرد اصلی و تفکر حاکم بوده است.

دنیای کریستینا، اَندره وایِت، نیویورک، آمریکا، 1948

انتشار: سه‌شنبه, 11 نوامبر, 2025معماری دسته بندی هابرچسب ها: ,