فرانسیس کره و معماری انسان دوستان
آثار فرانک گه‌ری

درگذشت فرانک اُ.گری

معمار مطرح آمریکایی در سن 96 سالگی درگذشت

Passing of Frank Gehry
The renowned American architect has died at the age of 96.

فرانک گری، معمار برجسته‌ی کانادایی–آمریکایی و یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های معماری معاصر، درگذشت. او که با آثاری مانند موزه‌ی گوگنهایم بیلبائو، سالن کنسرت والت دیزنی و خانه‌ی سانتا مونیکا شناخته می‌شود، مسیر تازه‌ای برای معماری پس از مدرنیسم گشود. گری با استفاده از مصالح ساده، سازه‌های کُلاژمانند و فرم‌هایی که به مجسمه‌سازی نزدیک بودند، زبان معماری متفاوتی ساخت. او از دهه‌ی 1960 با فاصله‌گرفتن از مدرنیسم خشک زمانه، رویکردی تجربی و مبتنی بر همکاری با هنرمندان را دنبال کرد و بعدها با بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال، فرم‌های پیچیده و ساختارشکنانه را به معماری وارد کرد. درگذشت او پایان یک دوران است؛ دورانی که در آن معماری می‌توانست مرز میان فرم، عملکرد و هنر را دوباره تعریف کند. آثار او همچنان در سراسر جهان یادآور تأثیر عمیق و ماندگارش بر معماری معاصر خواهند بود.

فـرانک اُ. گه­‌ری (زندگینامه)

نویسنده از مجله  هنر معماری

فُرم، عملکرد، پیکره

در دهه‌ی 1960، هنگامی که فرانک گه‌ری تصمیم گرفت از مدرنیسم صلب و سختِ متأخّر (که در آن زمان، گرایش غالب بود) دست بردارد، هیچ‌کس، و بیش از همه خود معمار، نمی‌دانستند راهی که او در پیش گرفته به کجا منتهی خواهد شد. گه‌ری بیش از آنکه به عُرف یکنواخت و ملال‌آور «بازار» گردن بنهد، به دنبال ایجاد گفت‌وگویی خلاق با هنرمندان بود. آثار هنرمندانی چون مارک روتکو، که نقاشی هایش در عین انتزاعی بودن، بار روحی و معنوی نیرومندی دارند، گه‌ری را متقاعد ساختند که حاصل معماری می‌تواند بسیار فراتر از تأمین نیازهای صرفاً کاربردی باشد. گه‌ری از ابزار هنرمندان، به‌ویژه پیکره‌تراشان، سود می‌جوید تا گونه‌ای کل‌نگری و تکامل‌یافتگی ژرف در ساختمان های خود ایجاد کند که هیچگاه دچار یکنواختی و ملال نمی‌شود. گه‌ری معماری است که آشوب و سراسیمه‌گی، ابتذال، سطحی‌نگری شتابزده و عجولانه، و آفتاب جاودانی شهر خود، لوس آنجلس، را به شعر در می‌آورد. با اُفول پُست‌مُدرنیسم در اوایل دهه‌ی 1990، گه‌ری شاخه‌ی جدیدی ارائه کرد. او با دمیدن روحی تازه در پیکر بی‌جان مُدرنیسم، نشان داد اصلِ معروفِ «فُرم تابع عملکرد است»، که از مدّت ها پیش منسوخ شمرده می‌شد، می‌تواند به روش های بی‌شمار جدیدی مورد تفسیر و تعبیر قرار گیرد. وی علاوه بر آن، با مهارت از فنّاوری های جدید سود می‌جوید تا فُرم هایی اکسپرسیونیستی پدید آورد که تحقّق‌بخش دیدگاه های مکاشفه‌آمیز و آرمان شهری اوایل مُدرنیسم به شمار می‌آیند. گه‌ری، مجهز به خلاقیتی پرشور، و درعین‌حال، قاطع و سازش‌ناپذیر، به جست‌وجوهای بی‌پایان خود برای یافتن راه حل های نو ادامه می‌دهد. معماری برای او دغدغه‌ای است همیشگی.

نخستین گامها در لوس آنجلس:

«در ستایش مصنوعات»

در دهه‌ی 1980، یعنی در دوره‌ای که ذهن بسیاری از معماران با نئوکلاسیسیسم پُست‌مُدرن درگیر بود، فرانک گه‌ری به‌یکباره در عرصه‌ی معماری بین‌المللی اسم و رسمی به هم زد. بناهای او از «مصنوعات لوس آنجلسی» الهام می‌گرفتند. ساختمان های گه‌ری سرشارند از تنوع و جامعیت، دارای رویکردی جدی و در عین حال آرام و خونسرد نسبت به سایت، اجرا و فُرم. گه‌ری درعین‌حال که به دنبال نوعی معماری برآمد که ریشه‌های عمیقی در هنر داشته باشد، گرایش جدید و جالب توجهی در برابر اصالت تاریخ ظاهری غالب دوره را به نمایش گذاشت. در مقابل پروژه‌های معاصران لوس آنجلسی، مانند چارلز مور، که سرخوش و طنزآلود به نظر می‌رسیدند، آثار گه‌ری بر آن بودند تا به ترکیب کاملی از معماری و هنر برسند. او معماری است که یکنواختی خطوط قائم اواخر مُدرنیسم را رد می‌کند؛ و درعین‌حال، مشغول جست‌وجویی جدی برای یافتن زبان معماری جدیدی است که فارغ از اشارات و ارجاع‌های تاریخی باشد. راز ماهیت شاعرانه‌ی آثار آغازین گه‌ری در توانایی غریب او نهفته است که به او امکان می‌دهد ابتذال و ظاهربینی لوس آنجلسی را به گونه‌ای معماری تبدیل کند که تعالی می‌یابد و همانند قصیده‌ای «در ستایش مصنوعات» در شهر به گوش می‌رسد. در زمانه‌ای که ظاهر، معمولا مهم‌تر از محتوا و باطن شمرده می‌شود، بسیاری از ساختمان ها گویی چیزی نیستند جز پوسته‌ای مدام در حال تغییر. گه‌ری این گرایش را معکوس ساخت و به درون و باطن بنا امکان آن را داد تا فُرم بیرونی خود را تشکیل دهد. عناصر سازه‌ای آشکار و در معرض دید، مانند تیرهای چوبی خم‌شده، سنگ ورقه‌ای عریان، ورق های فلزی موج‌دار و توری سیمی، مصالح نخستین آثار او را تشکیل می‌دهند. این آثار معمولا از طرح های کُلاژمانند، از مصالح «ارزان» و روزمره، به وجود آمده‌اند. گه‌ری این رویکرد هنرمندانه را با همکاری هنرمندانی که دوستی دیرینه‌ای با آنان داشت، در پیش گرفت. در اواسط دهه‌ی 1960، گه‌ری بیش از پیش از گرایشی در معماری که در قید و بندهای ایده‌ئولوژی «فُرم تابع عملکرد است» گرفتار آمده بود، فاصله گرفت. او ترجیح داد از بده‌بستان پرشور با هنرمندانی الهام بگیرد که پروژه‌های کوچک خود را به او می‌سپردند. خانه و کارگاه دَنزیگر در هالیؤود (1965-1964) و خانه و کارگاه دیویس در مالیبو، آزادی خلاقانه‌ای در اختیار او گذاشت تا فرم های تازه‌ای را بیازماید که بسیار فراتر از چارچوب های تنگ فُرمالیسم بودند. فرانک اوؤِن گه‌ری که در روز بیست و هشتم فوریه‌ی سال 1929 در تورونتوی کانادا زاده شده بود، تحصیلاتش را در دانشگاه کالیفورنیای جنوبی به پایان رساند (1954-1949) و در کالج فارغ‌التحصیلیِ دانشگاه هاروارد به مطالعه‌ی رشته‌ی عمران شهری پرداخت (1957-1956). نام اصلی او اِفرایم اوؤِن گُلدبرگ است. خانواده‌ی او در سال 1947 به لوس آنجلس آمریکا مهاجرت کردند. او در نخستین سالهای کار حرفه‌ای خود در دفتر معماری ویکتور گروئن و همکاران (1953-1955/ 1957-1961)، کارآموزی خود را مطابق با گرایش رایج در آن زمان به پایان رساند که پیشبرد موشکافانه‌ی طرّاحی را بالاترین اولویت معماری می‌دانست. وی پس از مدّتی کار برای شرکت‌های معماری مختلف، دفتر خود به نام «گه‌ری و همکاران» (1962) و پس از آن شرکت «گه‌ری پارتنرز» (2002) را تأسیس کرد. او طی سال های بعد، فعالیتی را در معماری آغاز کرده که چندین دهه تداوم داشته و به احداث بناهایی در آمریکا، اروپا و آسیا منجر شده است. خود می‌گوید: «دوستان هنرمند من، افرادی مانند جَسپر جونز، باب راؤشنبرگ، اِد کینهولز، و کلاس اُلدِنبورگ، با مصالح بسیار ارزانی کار می‌کردند: خرده چوب و کاغذ. و با همین‌ها زیبایی خلق می‌کردند. نه زیبایی سطحی و ظاهری، که مستقیم به هدف می‌زدند. همین امر، این بحث را پیش کشیده که زیبایی چیست. من تصمیم گرفتم از صنایع دستی که در دسترس بود، بهره ببرم و با صنعتگران کار کنم و از محدودیت های آنان فراتر بروم».

گه‌ری دست به کار تجربه‌های جدید با مصالح و شیوه‌های نامعمول شد تا زبان خاص خود را بیابد. او در سازه‌های نامتعارف خود، مقیاس‌های انسانی و همخوانی با سایت را مد نظر قرار می‌داد. بازسازی خانه‌ی شخصی خود در سانتا مونیکا، کالیفورنیا (1994-1978) شاید بهترین حالت از «بازآفرینی» باشد. تجربه‌های او در طراحی مبلمان با مقوّا در دو مسیر مجموعه‌ی «ایزی اِج» (Easy Edge، به معنی «لبه‌ی ساده»، 1973-1969) و «اکسپریمنتال اِج» (Experimental Edges، به معنی «لبه‌های آزمایشی»، 1979-1982) پیگیری شد. وی مهارتی ستودنی در به زیر سؤال بردن انتظارات کاربران از فُرم‌های رایج و مصالح قدیمی داشته و به‌تدریج معماری دیکانستراکتیو را به‌عنوان زبان خود برگزید؛ اگرچه در این اثنا، دلبستگی او به سنت‌های معماری نیز به شیوه‌ی پُست‌مدرن نزدیک بود. معماری گه‌ری به شکل فزاینده‌ای به معرفی فُرم های مرموز نزدیک می‌شود که بیشتر در پیکرتراشی و مجسمه‌سازی به چشم می‌خورند. در همان حال، کار او از محدودیت های هنر فراتر می‌رود و به نحو مؤثری، پاسخگوی ماهیت عملگرای معماری نیز هست (معماری به مثابه فُرم هنری که درعین‌حال باید نیازهایی عملی را برآورده سازد). همکاری تنگاتنگ او با هنرمندان بیش از پیش بر زیبایی ترکیب های تندیسگونِ او افزود، ترکیب هایی که بدون آنکه خشک و بی‌حرکت و انعطاف‌ناپذیر شوند، هویت و تشخص معماری به خود می‌گیرند. هر پروژه‌ی جدید برای گه‌ری به منزله‌ی یک حجم تندیسگون است که نور و فضا را به بازی می‌گیرد. دهه‌ی 1990 برای او سرشار از شهرت و خوشنامی بود؛ موزه‌ی گوگنهایم در بیلبائو (1997) و سالن کنسرت اکسپرینس میوزیک در سیاتل (2000) در صدر آثار معماری شاخص جهان قرار گرفتند و نشان دادند که ادغام تکنولوژی عالی و هنر والا می‌تواند به هر طرحی، جان ببخشد. گه‌ری در سال 1984، هنگامی که درباره‌ی خانه‌ی دَنزیگر (1964) صحبت می‌کرد، گفت: «همچنین به ایده‌ی وصل کردن، و کنار هم گذاشتن قطعات علاقه داشتم، بسیار مشابه آنچه امروز انجام می‌دهم. فکر می‌کنم ما در طول زندگی‌مان فقط از یک ایده پیروی می‌کنیم». امروزه فرانک گه‌ری شخصیتی کاملا شناخته‌شده در عرصه‌ی معماری در سطح بین‌المللی است که طراحی مبلمان و طراحی جواهرات را نیز با علاقه‌ای وافر و مهارتی بی‌مانند دنبال می‌کند.

از معمار گمنام تا سوپراستار درخشان:

بدیههپردازی و ترکیب

گه‌ری در طول دهه‌ی 1970 بیش از پیش خود را از خشکی و جمود اواخر مُدرنیسم دور می‌کرد. و اما پاسخ او؟ «معماری ناخن‌خشک» عبارت بود از کُلاژی ساخته‌شده از مصالح «خِرت و پِرت». بهترین تجربه و آزمایش او در این عرصه، شاید در خانه‌ی شخصی‌اش در سانتا مونیکا (1978-1977/1994-1991) باشد. گه‌ری در اینجا، فارغ از عُرف و انتظار، رویکردی را نسبت به مقوله‌ی طراحی از خود به نمایش گذاشت که راه را برای پروژه‌های آینده‌ی او هموار کرد. کُلاژِ ساخته‌شده از تخته‌ی چندلای رنگ‌نشده، توری سیمی، فلز موجدار و قاب های چوبی نمایان، در نگاه نخست، بی‌برنامه و حتی مخرب به نظر می‌رسد. ولی با بررسی بیشتر معلوم می‌شود که هیچ چیز در اینجا به عهده‌ی تصادف رها نشده است. اتصالات ناپیدا، تغییرات ناگهانی مصالح، آسفالت کف آشپزخانه، همه‌ی اینها گزینه‌هایی آگاهانه و سنجیده هستند که واکنش گه‌ری را در قبال فرهنگ آشفته‌ی لوس آنجلس در قالب معماری بیان می‌کنند. این خانه‌ی شخصی که خیلی زود با تحسین ها و جایزه‌های پرشمار روبه‌رو شد، نقطه‌ی آغازی بود برای طراحی های مسکونی دیگر. گه‌ری با طرح هایش برای خانه‌ی نورتن (1984-1982)، و مهمانسرای ؤینتن (1987-1982)، ایده‌های معماری خود را به کمال رساند. در این پروژه‌ها پیوسته بیشتر شاهد آن هستیم که حجم های ساختمانیِ مجزا، به قطعات گویا و متمایزی شباهت می‌یابند که ماهرانه با هم ترکیب شده‌اند تا زندگی پیکره‌وار و بیجانی را به وجود آورند. گه‌ری علاوه بر خانه‌های شخصی، ساختمان های عمومی بسیار بزرگی نیز طراحی کرد که او را در میان دیگر معماران شهرها، به ستاره‌ای درخشان تبدیل کردند. او از 1970 تا 1982 کار بازسازی و تبدیل آمفی‌تئاتر افسانه‌ای هالیؤود باؤل (در هالیؤود) را به یک صحنه‌ی تراز اول برای ارکستر فیلارمونیک لوس آنجلس بر عهده داشت. در 1980 او برای این بنا طرح آکوستیک کارآمدی ارائه داد که از کره‌های صداشکنی تشکیل می‌شد که انگار در پیش‌صحن خمیده‌ی معروف بنا شناور بودند. این پروژه بود که به‌ویژه در میان مخاطبان خاص و کارفرمایان تجاری، برای او اعتبار و معروفیت به همراه آورد. سانتا مونیکا پْلِیس (1980- 1972)، بزرگترین پروژه‌ی دهه‌ی 1970 گه‌ری، به او امکان داد ایده‌های نو خود را در پروژه‌ای تجاری در ابعاد وسیع پیاده کند. پله‌های ورودی جلوی ساختمان نسبت به خیابان عقب می‌نشینند تا میدانگاه ورودی متناسبی پدید آورند. به منظور کاهش تراکم و سنگینی بصری ساختمان و گنجاندن مقیاسات انسانی در آن، از عناصر ساختمانی مورب، در قالب تراس ها و اتاقک های سرباز استفاده شده است. فضای عمومی خیابان به صورت گذرگاه مسقف پرنوری تا داخل بنا امتداد پیدا می‌کند. نمای جنوبی سازه‌ی پارکینگ، تصویری فراموش‌ناشدنی از خود در ذهن بیننده بر جا می‌گذارد. گه‌ری جلوی کل سازه که بیش از 90 متر طول دارد، توری سیمی آبی‌رنگی به ارتفاع چهار طبقه آویخته است. حروف عظیمی از جنس توری سیمی نقره‌ای نیز افزوده شده‌اند تا نشانه‌ای عظیم و نیمه‌شفاف برای بنا ایجاد کنند. پروژه‌های دانشکده‌ی حقوق لویولا (1998-1978)، موزه‌ی هوافضای کالیفورنیا (1984-1982)، کتابخانه‌ی فرانسیس هاؤارد گولدوین (Frances Howard Goldwyn Hollywood) در هالیؤود (1985-1982)، پروژه‌ی اِج‌مار (Edgemar Retail Complex) (1988-1984) و پژوهشکده‌ی اطلاعات و علوم/ مهندسی کامپیوتری ایروین کالیفورنیا (ICS/ERF) (1986)، همگی به مجموعه‌ی مجتمع های ساختمانی کُلاژمانند گه‌ری تعلق دارند که او در آنها پیوسته رویکرد خود را تکامل می‌بخشد و بیش از پیش کیفیتی شاعرانه را وارد آثارش می‌کند. افزایش ابعاد پروژه‌ها به او امکان می‌داد مجتمع هایی دهکده‌مانند طراحی کند که فضاهای شهری فوق‌العاده جالب توجهی را به وجود می‌آوردند. در همان حال، او همانند موسیقیدان بدیهه‌پرداز جَز که به دنبال پیدا کردن «یک نت صحیح» است، مدام مصالح مورد استفاده‌ی خود را محک می‌زد و مورد بازبینی قرار می‌داد. جزئیات پیراسته‌تر و استوارتر شدند، ولی حال و هوای کلی بناها، همچنان بدیهه‌پردازانه و ترکیبی باقی ماندند. گه‌ری در اواسط دهه‌ی 1980 در سراسر آمریکا مقبولیت یافته بود. مؤسسه‌ی روانپزشکی یِیل (1989-1985)، آزمایشگاه‌های پیشرفته‌ی آیوؤا (1987-1992)، مرکز هنرهای بصری دانشگاه تولِدو (1989-1994) و موزه‌ی فردریک آر. ؤایسمن در مینیاپولیس (1990-1993)، رشته‌ای خلاق از ساختمان‌های فرهنگی و دانشگاهی را تشکیل دادند که گه‌ری موفق شده در آن‌ها لهجه‌ی معماری لوس آنجلسیِ خود را در اقلیم ها و سنت های محلی دیگر نیز اجرا کند.

«بیلبائو»: تبدیل شدن به معمار جهانی

کِیْسی سی. اِم. مَثیوسن

گه‌ری ضمن آنکه به عنوان معماری با تجربه‌ی قابل توجه شناخته شده بود، بلکه همچون پژوهشگر برجسته‌ی معماری نیز اسم و رسمی داشت و در بهترین مدارس معماری آمریکا تدریس می کرد. دانشگاه های رایس، کوپر یونیون، هاروارد، یِیل، کالیفورنیا و مؤسسه‌ی فناوری ماساچوستس (MIT) این امکان را در اختیار او گذاشتند تا همراه با دانشجویان مستعد، مبنایی نظری و آکادمیک برای اندیشه‌های خود فراهم آورد. در 1988 آثار او نمایشگاه تاریخ‌ساز «معماری دیکانستراکتیو» در موزه‌ی هنر مُدرن نیویورک را افتتاح کردند. از آن تاریخ به بعد، گه‌ری همواره در کانون گروهی از معماران (کوپ‌هیمِل‌بلاؤ، آیزنمن، زها حدید، کُلهاس، لیبسکیند و چومی) قرار گرفته که خلق پروژه‌های عظیم و مشهور دهه‌ی 1990 را در گوشه و کنار جهان بر عهده داشتند. سال 1989 که با سقوط «دیوار آهنین» و آغاز زندگی جدیدی برای کشورهای تحت سلطه‌ی کمونیسم در اروپای شرقی همراه بود، در زندگی حرفه‌ای فرانک گه‌ری نیز نقطه‌ی عطف مهمی به شمار می‌آید. وی در این سال هم در مسابقه‌ی تالار فیلارمونیک جدید لوس آنجلس (سالن کنسرت ؤالت دیزنی) برنده شد و هم جایزه‌ی پریتزکر، معتبرترین جایزه‌ی معماری جهان، را از آن خود کرد. نخستین ساختمان او در اروپا، موزه و کارخانه‌ی ویترا در آلمان (1989- 1987) خیلی زود با پروژه‌های دیگری دنبال شد. کار او در دهه‌ی 1990 آشکارا به سمت بناهای مهمی معطوف شد که اغلب در خارج از آمریکا ساخته شدند. مناطقی که تحولات دموکراتیکی در آنها رخ داده بود (بارسلونا، پراگ و برلین)، به صحنه‌ی برخی از خلاقانه‌ترین آثار گه‌ری بدل شدند. در سراسر جهان، شهرها به مزایای آثار معماری شاخص و چشمگیری که می‌توانند به نماد شهر تبدیل شوند پی بردند. گه‌ری به‌خوبی توانست با موزه‌ی گوگنهایم بیلبائو در اسپانیا (1997-1994) چارچوب و استانداردهای پدیده‌ی «معماریِ جهانی» را وضع کند. سالن کنسرت ؤالت دیزنی در لوس آنجلس که پس از اجرای چند هزار نقشه و 16 سال طرّاحی و ساخت، در سال 2003 به پایان رسید؛ خلق این اثر به‌راستی استثنایی، نقطه‌ی اوج این مرحله از معماری گه‌ری بود. این پروژه که مهمترین اثر او در شهر خودش به­شمار می‌رود، به‌ویژه از آن لحاظ قابل توجّه می‌نماید که مورد قبول و تأیید موسیقیدانان و موسیقی‌دوستان پرتوقعی قرار گرفت که شرایط آکوستیک فضا را در حدی نزدیک به ایده‌آل می‌دیدند. این مقبولیت و موفقیت، تأییدی بود بر رویکرد خاص طراحی گه‌ری، که مطابق آن، نخست تالار کنسرت با چندین و چند ماکت مختلف ساخته شد و سپس بقیه‌ی ساختمان طوری طراحی شد که بتواند این فضای عظیم را در بر بگیرد. با وجود آنکه پروژه‌های گه‌ری پیوسته ابعاد بزرگتری به خود می‌گیرند، او به هرحال وقتی را برای طراحی ساختمان های مؤسسات خیریه اختصاص می‌دهد. او بابت خدمات خود هیچ پولی از رونالد مک‌دونالد، در باد اویْنْهاؤزِن (Bad Oeynhausen) آلمان، و نیز از مرکز سرطان مَگی دریافت نکرد. در هر دو مورد، بناهای پرنشاط و، در عین حال، فخیمی برای مراقبت و پرستاری از دردمندان پدید آمدند که در آنها معماری نیز در امر درمان، نقش ویژه‌ای بر عهده داشت. گه‌ری در سخنرانی هنگام دریافت جایزه‌ی پریتزکر (1989) نگرش خود نسبت به نقش منحصربه‌فرد معماری در میان دیگر هنرها را چنین تشریح کرد: «من گرفتار معماری هستم. این یک واقعیّت است. من استراحت نمی‌شناسم و پیوسته می‌کوشم هویت معماری خود را بیابم و راهی پیدا کنم تا در این دنیای پر از تضاد و اختلاف و نابرابری، و درعین‌حال سرشار از شور و امکان، نقش بهتری ایفا کنم. این دنیایی است که در آن، ارزش ها و اولویت های ما پیوسته به چالش کشیده می‌شوند. انتظار یافتن فقط یک پاسخ صحیح، انتظاری بسیار ساده‌لوحانه است. معماری بخش کوچکی از این معادله‌ی انسانی است، ولی ما کسانی که با آن سروکار داریم، بر این باوریم که معماری توان آن را دارد تا زندگی بشر را متفاوت سازد، به آن روشنایی ببخشد و موجب غنای آن شود، توان آن را دارد تا سوء تفاهم‌ها را از میان بردارد و صحنه‌ای زیبا و دلپذیر برای نمایش زندگی فراهم آورد». نگرش تزلزل‌ناپذیر به معماری به مثابه هنر، همراه با شیوه‌ی زندگی فارغ‌البال کالیفورنیا، مشخّصه‌ی همه‌ی آثار گه‌ری هستند. او کمال‌گرایی پروسواس و همواره درگیر بررسی و مطالعه‌ی جدی راه هایی برای یگانگی فُرم ظاهری و وظایف عملکردی است. امروزه نیز جست‌وجوی او برای یافتن جوهره‌ی معماری به منظور نمایاندن مشکلات و تناقض های زمانه‌ی ما، با همان وسواس و اعتقاد قلبی ادامه دارد. نتیجه چیست؟ نتیجه، ساختمان هایی است که ثابت می‌کنند «بهتر، محقق است».

گــــهری پـارتْــنــرز

گِه‌ری پارتنرز (Gehry Partners) شـرکت معماریِ بین‌المللی و متخصص در احداث موزه، سالن تئـاتر، فضـای اجـرایی، فضـای مؤسسات، و پروژه‌های مسکونی است. سه سهامدار عمده‌ی شرکت، فرانک اُ.گِـه‌ری، جیمز گْلیمْف (Glymph)، و رَندی جفرسن (Jefferson)، به صورت تیمی عملیات پیشبرد همه‌ی پروژه‌های پذیرفته از سوی شرکت را به انجام می‌رسانند و فرانک اُ.گِـه‌ری در این میان کار طراحی را پیش می‌برد، و جیمز گْلیمْف و رَندی جفرسن به مدد تجربه‌ی وسیع‌شان در مدیریت پروژه و پیشبرد سیستم‌های تکنیکی نتیجه‌ی کار او را تکمیل می‌کنند. قلب تپنده‌ی شرکتْ رویکردِ طراحیِ آن است که عبارت می­باشد از روندی که در طول سال ها به کمال رسیده و شرکت از طریق آن مشتری را به عنوان یکی از اعضای تیم در جریان پیشبرد طراحی کاملاً دخیل می‌سازد، و بدین ترتیب روند طراحی را به نوعی همکاری واقعی میان شرکت و مشتری بدل می‌سازد. با استفاده از مُدل های پروژه هم جنبه‌ی عملکردی و هم جنبه‌ی شکلیِ آن را با ابزاری که هم برای طراحان و هم توسط عوام قابل فهم است مورد بررسی قرار می‌دهند. از همان اوان کار، مصالح واقعی مورد نیاز و ماکت های بزرگ برای پیشبرد درک طراحی استفاده می‌شوند. کار پروژه همزمان با پرداختن به جزئیات مصالح و سیستم ها و با در نظر گرفتن تصویرِ بنا در مقیاس شهری صورت می‌گیرد، و پروژه در پاسخ به اهداف برنامه‌ریزی‌شده و نیز در پاسخ به محدودیت های بودجه که از سوی مشتری تعریف شده، تحول بطیء پیدا می‌کند. شرکت گِـه‌ری پارتنرز، واقع در شهر لوس آنجلس، کالیفورنیا، بیش از 120 کارمند دارد که شامل معماران کهنه‌کاری‌ست که در امر مدیریت پروژه و توسعه‌ی فنی سیستم های ساختمانی و اسناد مربوط به ساخت‌وساز و نیز در امر خطیر ماکت‌سازی بسیار خبره‌اند، و علاوه بر آنها یک تیم ماکت‌ساز حرفه‌ای هم هست که قادر است هرچیزی از سطح مُدلهای معماری تا مقیاسات بسیار بزرگ را به‌آسانی پیاده کند. شرکتْ شبکه‌ای از ایستگاههای طرّاحی کامپیوتری بسیار پیچیده را در امر توسعه‌ی پروژه و در بازگردانِ ایده‌های طراحی به اسناد فنی مورد نیاز برای عملیات ساخت‌وساز به خدمت گرفته است. شرکت گِـه‌ری پارتنرز مجهز به CATIA است؛ CATIA یک برنامه‌ی مُدل‌سازیِ کامپیوتریِ سه‌بُعدی (3D) است که در اصل برای صنعت هوافضا طراحی شده تا قادر به ثبت طراحی و نیز توجیه اقتصادی پروژه نیز باشد. این برنامه توسط برنامه‌ی سنتی دوبُعدیِ (2D) کَد (CAD) پشتیبانی می‌شود. ترکیبی از ساخت مُدل و نیز ماکتهای بزرگ، تحقیقات مصالح، و کاربرد سیستمهای کامپیوتری پیشرفته و تکنیکهای ساخت‌وساز امکان توسعه و بسط طراحی به صورتی موجه را نصیب شرکت گِـه‌ری پارتنرز ساخته که مرزهای سنتیِ معماری را در هم شکسته است.

از کتاب دردست انتشار “فرانک گری” انتشارات هنر معماری قرن