جایزه WAF؛ فستیوال جهانی معماری معاصر
2025 ,World Architecture Festival

جایزه WAF؛ فستیوال جهانی معماری معاصر
World Architecture Festival
درخشش طراحان و معماران ایرانی در عرصههای بینالمللی در فستیوال معماری WAF را به جامعهی معماری و طراحی ایران تبریک عرض مینماییم.
جشنواره جهانی معماری (WAF) یکی از بزرگترین گردهمایی حرفهای و رقابتی در حوزه معماری معاصر است؛ رویدادی که هر ساله معماران، طراحان، کارفرمایان، ناشران و منتقدان را از سراسر جهان گرد هم میآورد تا بهترین پروژههای معماری جهان را در فضایی رقابتی، داوریشده و الهامبخش به نمایش گذارند.
تاریخچه و بنیانگذاران
جایزه WAF در سال ۲۰۰۸ توسط مؤسسه Emap (اکنون تحت عنوان EMAP Publishing Limited) در همکاری با نشریه معتبر Architectural Review و با مدیریت تیمی حرفهای به رهبری «پل فینچ» (Paul Finch) پایهگذاری شد. فینچ، که سابقهای درخشان در ویرایش مجلات تخصصی معماری و برنامهریزی شهری دارد، با ایجاد بستری جهانی، هدف خود را از بنیانگذاری این رویداد، معرفی جریانهای نوین، ترویج گفتوگوی بینالمللی، و تشویق خلاقیت و کیفیت طراحی در مقیاسهای گوناگون عنوان کرد.
ساختار و مکان برگزاری
در طول سالهای گذشته، جشنواره WAF در شهرهای مختلفی چون بارسلونا (۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱)، سنگاپور (۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵)، برلین (۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸) و آمستردام (۲۰۱۹ و ۲۰۲۲) برگزار شده است. در سال ۲۰۲۳، این جشنواره به لیسبون پرتغال منتقل شد، و برگزاری دورههای آینده نیز در این شهر برنامهریزی شده است. انتخاب مکانهای متنوع در سطح جهانی، نشاندهنده ماهیت بینالمللی و چندفرهنگی این جشنواره است.
روند شرکت و داوری
فرآیند شرکت در WAF از طریق ارسال پروژهها در بازه زمانی مشخص، معمولاً از ماه ژانویه تا مه هر سال، آغاز میشود. معماران و دفاتر معماری میتوانند پروژههایی را که طی دو سال گذشته طراحی یا اجرا کردهاند، در بخشهای گوناگون این رقابت ثبت کنند.
ویژگی منحصربهفرد WAF در مقایسه با سایر جوایز معماری، داوری زنده (Live Crit) پروژههاست. در این شیوه، معماران حاضر در محل رویداد، پروژههای خود را در برابر هیئت داوران بینالمللی ارائه میدهند، با آنها وارد گفتوگو میشوند و از ایدهها و فرآیند طراحی خود دفاع میکنند. این تعامل مستقیم، شفافیت داوری و خلق فضای گفتوگو را تضمین میکند.
بخشهای مسابقه
جایزه WAF در قالب چند بخش اصلی برگزار میشود که هر کدام دارای زیرمجموعههای متعددی هستند:
- ساختمانهای کاملشده (Completed Buildings)
این بخش شامل پروژههای اجراشده در دستهبندیهایی چون فرهنگی، آموزشی، اداری، مسکونی، حملونقل، سلامت، مذهبی، ورزشی، و عمومی میشود. - پروژههای آینده (Future Projects)
این دسته شامل پروژههایی است که هنوز ساخته نشدهاند و بیشتر بر ایدهپردازی، نوآوری، و پتانسیلهای طراحی در آینده تمرکز دارد. - دستهبندی طراحی داخلی (Interior Design)
طراحی داخلی در بخشهای مختلف نظیر فضاهای کاری، خردهفروشی، هتلداری، مسکونی و نمایشگاهی در این گروه مورد بررسی قرار میگیرد. - جایزه منظر (Landscape Award)
در این بخش، پروژههایی در حوزه طراحی منظر و فضاهای باز مانند پارکها، باغها، طراحی شهری و سواحل شرکت میکنند. - جایزه طراحی مهندسی ساخت (Engineering & Technical Achievement)
این بخش به دستاوردهای نوآورانه در حوزه سازه، مصالح، پایایی و تکنولوژی اختصاص دارد. - جایزه ویژه INSIDE
این جایزه همزمان با WAF، به برترین پروژههای طراحی داخلی جهان اهدا میشود و دارای داوری و بخشهای مستقل است.
جوایز و افتخارات
در پایان هر دوره، پروژههای برگزیده هر دسته مشخص شده و جایزه ویژه «پروژه سال WAF» (World Building of the Year) به یکی از پروژههای اجراشده اهدا میشود. همچنین عناوینی چون:
- پروژه آینده سال
- طراحی داخلی سال
- جایزه منظر سال
- جایزه نوآوری
- جایزه پایداری
- و جایزه معمار نوظهور
به پروژهها و دفاتر منتخب تعلق میگیرد. دریافت این جوایز، نهتنها افتخاری بزرگ برای معماران است، بلکه تأثیر مستقیمی بر جایگاه حرفهای و تجاری آنها در سطح بینالمللی دارد.
داوران و سخنرانان
هیئت داوران WAF از معماران برجسته، منتقدان، اساتید دانشگاه و سردبیران نشریات تخصصی تشکیل میشود. در سالهای اخیر، معمارانی چون دیوید چیپرفیلد (David Chipperfield – بریتانیا)، ژان گنگ (Jeanne Gang – ایالات متحده)، سِر پیتر کوک (Sir Peter Cook – بریتانیا)، اودیل دک (Odile Decq – فرانسه)، مانوئل گوتغاند (Manuelle Gautrand – فرانسه)، بندتا تاگلیابوئه (Benedetta Tagliabue – اسپانیا/ایتالیا) و سو فوجیموتو (Sou Fujimoto – ژاپن) در این هیئت حضور داشتهاند. همچنین سخنرانیهای عمومی با حضور چهرههای شاخص معماری، فرصتی برای آشنایی با دیدگاههای نوین و تحلیل روندهای جهانی معماری فراهم میکند.
رویدادهای جنبی و نمایشگاهها
جشنواره WAF تنها یک مسابقه نیست؛ بلکه بستری برای تبادل تجربیات، ایجاد شبکههای حرفهای، همکاریهای بینالمللی، و نمایش آخرین دستاوردهای صنعت معماری است. در حاشیه جشنواره، نمایشگاههایی با حضور برندهای معتبر، کارگاهها، جلسات B2B و پنلهای تخصصی برگزار میشود.
اهمیت جهانی و جایگاه WAF
جایزه WAF را میتوان آینه تمامنمای معماری امروز جهان دانست. حضور معمارانی از بیش از ۷۰ کشور، انعکاس پروژههایی از اقلیمها، فرهنگها و سبکهای متنوع، و نگاه باز و چندبُعدی هیئت داوران، این جشنواره را به مرجع معتبری برای سنجش کیفیت معماری معاصر تبدیل کرده است.
در دنیای امروز که گفتوگوی بینالمللی، بهرهگیری از تکنولوژی، حساسیت به محیط زیست و بازخوانی سنتها در دل طراحی معماری نقشی اساسی دارد، جشنواره WAF بستری برای نمایش و تأمل بر این ارزشهاست.


جایی که زمین به یاد آورد؛ محوری برای میراث و امید
معمار: استودیو ایده و اجرا
معماران مسئول: مسعود نعمتی، علی نعمتی
کشور دفتر طراحی: ایران
کارفرما: ارگ جدید
مکان پروژه: شهر بم، استان کرمان، ایران
دستهبندی جایزه: پروژههای آینده – آثار رقابتی (WAF 2025)
وضعیت در جشنواره: راهیافته به مرحله نهایی (Shortlist)
یاد، ویرانهها و باززایش: بازتنیدن بافت بم
در بامداد ۵ دیماه ۱۳۸۲، زمینلرزهای سهمگین شهر تاریخی بم در جنوب شرقی ایران را درنوردید. این فاجعه، جان نزدیک به ۶۰ هزار نفر را گرفت و شهر را به ویرانهای خاموش بدل ساخت. در میانهی این ویرانی، ارگ بم—بزرگترین سازه خشتی جهان—اگرچه آسیب جدی دید، اما همچنان ایستاد؛ ایستاده نه بهعنوان یک بنای فیزیکی، بلکه بهمثابه نماد حافظهی تاریخی، هویت فرهنگی، و ارادهی زیستن.
در دو دهه پس از این واقعه، روندی پیچیده و چندلایه از بازسازی شهر آغاز شد. از زیرساختها و مسکن گرفته تا صنایع و خدمات شهری، باززندهسازی بم مسیری دشوار و پیوسته بود. اکنون اما، پس از گذر از مرحلهی احیای کالبدی، شهر در آستانهی فصل جدیدی از رشد فضایی و بازآفرینی معماری قرار گرفته است.
محوری فرهنگی، از دل تاریخ تا افق آینده
پروژهی «جایی که زمین به یاد آورد» بر آن است تا با ایجاد یک محور فرهنگی–توریستی–تجاری در دل شهر بم، نهتنها کالبدی تازه، بلکه روایتی نوین از پیوند میان گذشته و آینده، حافظه و خیال، انسان و سرزمین ترسیم کند.
فرم خطی سایت پروژه، بستر مناسبی برای بازخوانی تیپولوژی بازار ایرانی فراهم میآورد—الگویی ریشهدار در حافظهی شهری این اقلیم. طراحی این محور با الهام مستقیم از بازار تاریخی کرمان صورت گرفته است؛ الگویی که یکی از کهنترین و کاملترین مصادیق این گونهی شهری در معماری ایران محسوب میشود.
در عین حال، اشاراتی به فرمها، مصالح و زبان فضایی ارگ بم در بافت پروژه حضوری پررنگ دارند. این همنشینی آگاهانه، نوعی تداوم نمادین و عاطفی میان کاربر و فضا پدید میآورد.
معماری پاسخگو به اقلیم، فرهنگ و خاطره
در مواجهه با اقلیم گرم و خشک بم—با دمایی که در تابستانها از ۴۵ درجه نیز فراتر میرود—طراحی پروژه بر اساس راهکارهای اقلیمی و غیرفعال انجام شده است. طاقنماهای سایهدار، بادگیرها، تراکم بالای بافت، فروبردن بخشی از فضاها در زمین، و فرمهای حجمی منسجم از جمله راهبردهاییاند که آسایش حرارتی را بدون اتکا به فناوریهای پرمصرف تأمین میکنند.
همچون سنت کهن «شهر–باغ» در تاریخ ایران، پروژه با کاشت نخلهای مقاوم به خشکی، مسیرهای سبز و آبنماهای پراکنده در سایه، به فضایی دلنشین، پایدار و زنده بدل شده است. این عناصر در کنار یکدیگر، ضمن خلق ریزاقلیم مناسب، حس زیستن در دل یک باغ تاریخی را برای ساکنان و بازدیدکنندگان تداعی میکنند.
شریان شهری برای حیات دوباره
برخلاف پروژههایی که تنها بر یک عملکرد تمرکز دارند، این محور فرهنگی، بستری پویا و چندعملکردی برای گردهمایی، نمایش، تجارت و میزبانی فراهم میسازد. حضور فضاهای فرهنگی، بازارچههای بومی، کافهها، اقامتگاهها و میدانهای عمومی، این محور را به قلب تپندهای برای بازگرداندن زندگی شهری به بم بدل میسازد.
نکته برجسته این طرح، هوشمندی عاطفی آن است—توان آن در مواجهه با ویرانی، نه بهعنوان نقطه پایان، بلکه بهعنوان خاستگاه آفرینش. پروژهای که از دل خاکستر، بنای امید برمیافرازد؛ نه با حذف گذشته، بلکه با خوانش دوبارهی حافظهی خاک.
آیندهای بر پایهی حافظهی زمین
پروژهی «جایی که زمین به یاد آورد»، فراتر از یک مداخلهی کالبدی، بیانیهای فرهنگی است. بیانیهای که با بهرهگیری از زبان معماری، حس مکان، اقلیم، و ساختار اجتماعی، به جستجوی هویتی نو میپردازد—هویتی که ریشه در خاک دارد، اما به افقهای پیشِرو چشم دوخته است.
این طرح، بهعنوان یکی از آثار برگزیدهی جشنواره جهانی معماری WAF در سال ۲۰۲۵، نمونهای درخشان از بازآفرینی شهری پس از بحران، همزیستی با تاریخ و پاسخگویی فرهنگی–اقلیمی در معماری معاصر ایران به شمار میرود.


ویلای حیاط مرکزی
معمار: دفتر معماری نکست – استودیو پژوهش و طراحی معماری
معمار مسئول: علیرضا تغابنی
کشور دفتر طراحی: ایران
کارفرما: حمید اکرمی
مکان پروژه: لواسان، تهران، ایران
تاریخ تکمیل پروژه: ۲۰ مهر ۱۴۰۳ (۱۱ اکتبر ۲۰۲۴)
دستهبندی جایزه: ساختمانهای تکمیلشده – خانه و ویلا (شهری / حومهای)
وضعیت در جشنواره جهانی معماری WAF: راهیافته به فهرست نهایی (Shortlist 2025)
حامی دستهبندی: GROHE
حیاط مرکزی؛ بازخوانی معاصر از یک الگوی کهن
حیاط مرکزی، بهعنوان یکی از بنیادینترین عناصر در معماری سنتی ایران، همواره پاسخی هوشمندانه به الزامات اقلیمی و فرهنگی این سرزمین بوده است. این فضا از سویی تابش نور و نوسانات دمایی اقلیم سخت و خشک را کنترل میکند و از سوی دیگر، مرزهای میان فضای خصوصی و عمومی را بهدقت تعریف و تفکیک مینماید.
در پروژهی ویلای حیاط مرکزی، این ویژگیهای تاریخی نه تنها حفظ شدهاند، بلکه در قالبی معاصر بازآفرینی شدهاند. در این طرح، حیاط مرکزی از نقطهای بسته به عنصری گشوده بر کل سطح پروژه بدل شده است؛ عنصری که ردپای آن در تمام ابعاد فضایی به چشم میخورد و نقش محوری خود را بهگونهای سهبعدی ایفا میکند.
حرکت میان درونگرایی و برونگرایی
اگر در معماری سنتی ایران، حیاط مرکزی همواره فضایی درونگرا و بسته بود، این پروژه بر مرز میان درونگرایی و برونگرایی ایستاده است. در پلانها و مقاطع، گونهگونی جغرافیای فضایی موجب شکلگیری طیفی از تجربههای متفاوت میشود؛ از فضاهای خلوت و بسته تا فضاهایی گشوده و سیال.
فرم معماری حیاط در این پروژه، برخاسته از ترکیب تونلها و نوارهایی پیوسته است که با قوسهایی تکرارشونده رویهم انباشته شدهاند. نتیجهی این ترکیب، شکلگیری حیاط مرکزی سهبعدی با درجات متفاوتی از نفوذپذیری فضایی است—نفوذی که در کف (با حضور استخر)، در دیوارهها (با گشودگی دوسویه نماها)، و در سقف (با گشایش به آسمان) به نمایش درمیآید.
بدنههای نرم، متخلخل و قابل مذاکره
این نفوذپذیری فضایی، کیفیتی از “بدنههای نرم و منعطف” خلق میکند—فضاهایی که در مرز میان باز و بسته، درون و بیرون، و سنت و نو قرار دارند. این کیفیت به واسطهی وجود آسمان در بالا، منافذ در دیوارهها، و گودال آبی در پایین تشدید میشود و به خلق تجربهای حسی، چندلایه و سیال میانجامد.
تکتونیک ترکیبی؛ آشنا و در عین حال غریب
در ساختار سازهای پروژه، نوعی تکتونیک ترکیبی حاکم است: ترکیبی از سیستم تیر و ستون با قوسهای پوشیدهشده از آجر. این ساختار در کنار فضای معمارانهای که هم آشناست و هم ناآشنا، در کنار عناصری همچون آب، نور، آجر، قوس، برشهای حجمی و اثرات حسی ناشی از تجربهی فضا، نوعی حس آشنای غریبنما (déjà vu) را برای مخاطب تداعی میکند—حسی از پیشبودگی در دل معماری ایرانی.
پروژهی ویلای حیاط مرکزی در تلاش است تا نه صرفا به گذشته ادای دین کند، بلکه آن را به زبانی نو بازنویسی کند؛ زبانی که در آن سنت و معاصرت، اقلیم و زیباییشناسی، ساختار و تجربه، در گفتوگویی خلاقانه قرار میگیرند.

خانه اکولوژیک هندی
معمار: دفتر طراحی کانلان (Kanlan)
معمار مسئول: کامران حیرتی
کشور دفتر طراحی: ایران
مکان پروژه: حیدرآباد، هند
وضعیت پروژه در جشنواره جهانی معماری (WAF): فهرست نهایی پروژههای آینده – کاربری ترکیبی تجاری
سال شرکت در رقابت: ۲۰۲۵
دستهبندی جایزه: پروژههای آینده – کاربری ترکیبی تجاری
معماری در خدمت مراقبه، اقتصاد، و زندگی پایدار
مرکز مراقبه کانها (Kanha Meditation Center) بزرگترین مجموعهی مدیتیشن در جهان است؛ مجموعهای واقع در یکی از مناطق حیدرآباد هند که در طول سال میزبان هزاران نفر از سراسر جهان و از ملیتهای گوناگون است. این فضا محل برگزاری جلسات گروهی و دورههای مراقبه است، و بخش عمدهی امکانات آن تا امروز از طریق کمکهای داوطلبانه تأمین شده است. با گسترش جمعیت و افزایش تقاضا برای اقامتگاهها، پرسشی اساسی مطرح شد:
چگونه میتوان چرخهی اقتصادی کانها را به شکلی پایدار سازمان داد؟
از دل این مسئله، پرسشی بزرگتر سر برآورد:
معماری چگونه میتواند در خدمت جویندگان معنویت باشد و بالعکس؟
پاسخ این چالش در تعریف یک الگوی زندگی پایدار برای ساکنین کانها یافت شد—مدلی که در آن، اقامت، مراقبه و کار بهصورت مکملی هماهنگ در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
خانه هندی؛ دهکدهای برای زندگی مشترک و اکولوژیک
پروژهی خانه هندی (Indian ECO House) بر آن است تا دهکدهای میانفرهنگی برای تعامل جوامع و ملیتها بسازد؛ جایی که اصول زیست سالم، ارزشهای بومشناختی، ارتباط با زمین و استفاده از انرژی پاک در هستهی طراحی آن قرار دارد.
نام “خانه هندی” به سنتهای فرهنگی و اجتماعی هند اشاره دارد و الگوی معماری آن نیز الهامگرفته از خانههای بومی منطقهی حیدرآباد است—سکونتگاههایی که با اقلیم، جغرافیا و فرهنگ محلی همخوانی کامل دارند.
ساختاری برای اقامت پایدار و آموزشمحور
نقشهی فضایی خانه هندی بهگونهای طراحی شده که اقامت طولانیمدت را ممکن سازد و برنامههایی در حوزهی خدمات، رفاه و آموزش را نیز در خود جای دهد. این پروژه از طریق تأسیس یک مؤسسه پژوهشی گیاهپزشکی و کشاورزی و جذب و آموزش داوطلبان برای تولید و فروش محصولات کشاورزی، چرخهای اقتصادی پایدار ایجاد میکند.
در این مدل مشارکتی، داوطلبان در ازای کار، از خدمات رفاهی و امکانات اقامتی بهرهمند میشوند و کشاورزی بهعنوان نوعی مراقبه در این فرهنگ تعریف میشود.
سقفهایی که میرویند؛ زمینهایی که درمان میکنند
سقف ساختمانها بهعنوان بستری برای کشت و پرورش گیاهان خوراکی و دارویی در نظر گرفته شده است. این گیاهان پس از برداشت و فرآوری، روانهی بازار میشوند و بخشی از آنها نیز به کشورهای دیگر صادر میگردند.
خانه هندی، نهتنها اقامتگاهی برای زندگی، بلکه محلی برای نیایش، آموزش و بازسازی رابطهی انسان با طبیعت در چارچوب فرهنگی هند است.

ساختمان چندمنظوره شهرزاد
معمار: استودیو معماری بوزگان
معمار مسئول: حامد بدریاحمدی
کارفرما: شرکت سَکاف
موقعیت پروژه: تهران، ایران
وضعیت در جشنواره جهانی معماری (WAF): راهیافته به فهرست نهایی پروژههای آینده – کاربری ترکیبی تجاری
سال شرکت: ۲۰۲۵
دستهبندی جایزه: پروژههای آینده – کاربری ترکیبی تجاری
اعتبارات تصویری: استودیو دید / استودیو معماری بوزگان
بازآفرینی فضایی زنانه در کالبد شهری معاصر
ساختمان شهرزاد حاصل دو ماه پژوهش و مطالعهی امکانسنجی در یکی از قطبهای شهری تهران است؛ پژوهشی که به کمبود فضاهای با کیفیت ویژهی بانوان در کشور پی برد. بسیاری از فضاهای موجود برای زیبایی، ورزش و فعالیتهای فرهنگی زنان، عموماً موقتی، اجارهای و فاقد طراحی اختصاصی هستند.
در این پروژه، شرایط متفاوتی وجود داشت: ساختار اسکلت ساختمان پیش از ورود معماران اجرا شده بود و هیچگونه بازشو یا فضای خالی در طرح اولیه لحاظ نشده بود. طی گفتگو با کارفرما، تصمیم جسورانهای گرفته شد: تخریب ۱۲۰۰ مترمربع از بنای موجود بهمنظور خلق فضای خالی باارزش برای طراحی بهتر و ارتقای کیفیت معماری.
فضایی برای آسایش، تعامل و خودبیانگری زنان
پروژه بهگونهای طراحی شد تا مجموعهای منسجم از فضاهای ورزشی، فرهنگی و رفاهی را در خود جای دهد: سالن ورزشی، آرایشگاه، استخر، گالریهای هنری و فضاهای فرهنگی.
سه طبقهی نخست ساختمان بهصورت عمومی قابل استفاده است، اما پنج طبقهی فوقانی بهصورت کاملاً مجزا و ویژه بانوان طراحی شدهاند؛ پاسخی هوشمندانه به شرایط فرهنگی ایران که در آن، مشارکت همزمان زنان و مردان در برخی فعالیتها ممکن نیست.
در نتیجه، ساختمان شهرزاد دارای دو ویژگی شاخص در طراحی خود است:
- فرمهای منعطف و زنانه
- احجام هندسی و مکعبی
پوستهای رنگین برای روایتی بیمرز از درون و بیرون
شاخصترین بخش طراحی، پوستهی رنگین و زندهی نماست؛ نمایی که نهتنها بیانگر هویت فرهنگی و زنانهی پروژه است، بلکه در تعامل مستقیم با شرایط اجتماعی و اقلیمی قرار دارد.
این نما از بیش از ۱۴۰۰۰ مثلث در ۸ رنگ متفاوت و ۵ الگوی شفافیتی (پانچ) ساخته شده است؛ پوستهای که همچون شالی رنگین به دور طبقات فوقانی پیچیده شده و تا فضای داخلی شکاف مرکزی امتداد مییابد. این پیوستگی، مرز میان داخل و خارج را محو کرده و ساختمان را به رویدادی جاری و ممتد بدل میسازد.
الهام از جامههای سنتی زنان ایران
طرح نما برگرفته از پوشش سنتی زنان ایران است؛ لباسهایی با رنگهای سرزنده و ساختار لایهلایه. پس از تحلیل فرمها و رنگهای رایج در مناطق مختلف ایران، رنگ قرمز بهعنوان رنگ غالب انتخاب شد و طیف رنگهای نما بر اساس فراوانی و محبوبیت در فرهنگ پوششی زنان ایرانی چینش یافت.
در پس این پوستهی هوشمند، تمامی فضاها از نور طبیعی بهرهمندند. شفافیتهای تعبیهشده در پوسته، نور را فیلتر کرده و تعادلی چشمنواز میان خلأ و ماده ایجاد میکنند.
نقطهی آغازی برای بازتعریف جایگاه زنان در فضاهای شهری
ساختمان شهرزاد نخستین مرکز خرید و مجموعه خدماتی در ایران است که بهطور ویژه برای زنان طراحی شده و میتواند نقطهی عطفی در مسیر تحولات مثبت اجتماعی در آینده باشد. طراحی آن نهتنها تلاشی در جهت خلق فضاهای اختصاصی برای زنان است، بلکه پیامی روشن برای بازاندیشی نقش جنسیت در معماری معاصر ایران به همراه دارد.
شایان ذکر است که این پروژه در حال حاضر در مرحلهی ساخت قرار دارد.

چهارگانه یادگیری
Quartet of Learning
معماران: استودیو MARZ Design and Architecture و ARSH4D STUDIO
معمار مسئول: هومن طالبی
کشور معمار: بریتانیا
کارفرما: سازمان پیشگامان فردای سبز دیلم
موقعیت پروژه: بندر دیلم، ایران
وضعیت: راهیافته به فهرست نهایی
دستهبندی جایزه WAF: پروژههای آینده در حوزه آموزش
سال: ۲۰۲۵
گفتگوی فضایی چهار مدرسه در بستر جداسازی و پیوستگی
«چهارگانه یادگیری» مجموعهای آموزشی است متشکل از چهار مدرسه که بهصورت درهمتنیده در یک سایت جای گرفتهاند: دبستان و دبیرستان برای دختران و پسران. در شرایطی که جداسازی فیزیکی سختگیرانه بین مدارس دخترانه و پسرانه الزام است، معماری این پروژه نه به تقویت جدایی، بلکه به نرم و هوشمندانهترین شکل ممکن به کاهش این مرزها میپردازد، بدون آنکه قوانین را نقض کند.
مرزها درهم میشکنند، ارتباطها ساخته میشوند
سازماندهی پروژه با در نظر گرفتن چهار مدرسه، به شکل یک کل متحد صورت گرفته اما عملکرد هر بخش جداگانه است. محدودیتهای فضایی به فرصتی برای نزدیکی، تبادل و دید متقابل تبدیل شدهاند. گروههای سنی در هر جنسیت (دبستان و دبیرستان) در مقابل هم قرار گرفتهاند تا پیوستگی و پیوستهگی مراحل آموزشی حفظ شود.
حیاطها و گذرگاههای نرم، نماد مقاومت آرام
فضاهای باز به جای یک فضای وسیع و مرکزی، به حیاطهای کوچک و در هم تنیده تجزیه شدهاند که توسط راهروهای سایهدار و خمیده به شکل حرف S به هم متصل میشوند. این فضاهای واسط، امکان یادگیری غیررسمی، حرکت آزاد و مشاهده را فراهم میکنند؛ نوعی «رقص فضایی» که به شکلی زیرپوستی با جداسازی مقابله میکند.
یادگیری فراتر از کلاس
آموزش در گذرگاههای نیمهباز که به گالریهای موضوعی تبدیل شدهاند جریان مییابد؛ فضاهایی با محوریت علوم و فناوری، ریاضیات و هندسه، و هنر که پروژهها و آزمایشها را به نمایش میگذارند و تجربه یادگیری مداوم و تعاملی را به کل مجموعه منتقل میکنند.
فضاهای مشترک، رشد جمعی
کتابخانهها و کارگاهها بین مدارس ابتدایی و متوسطه مشترکاند تا همکاری بین سطوح آموزشی تقویت شود. ارتباطات بصری میان فضاها با حیاطهای مجاور افزایش یافته است. طراحی انعطافپذیر با مبلمان متحرک و فضاهای نیمهباز، امکان سناریوهای یادگیری پویا را فراهم میکند.
کلاسها با جداکنندههای قابل جابجایی تفکیک شدهاند تا امکان تغییر چیدمان و تنظیمات آموزشی متفاوت فراهم گردد؛ فضایی که به معلمان و دانشآموزان اجازه میدهد فعالانه محیط یادگیری خود را شکل دهند.
ورزش و اجتماع؛ پیوند مدرسه و شهر
فضاهای ورزشی مرکزی نهتنها پاسخگوی نیازهای آموزشی هستند بلکه پس از ساعات مدرسه، به روی جامعه باز میشوند و نقش مهمی در ایجاد پیوند میان مجموعه آموزشی و بستر شهری ایفا میکنند.
پروژه «چهارگانه یادگیری» نمونهای برجسته از معماری معاصر است که چگونه میتوان محدودیتهای قانونی و فرهنگی را با خلاقیت و طراحی هوشمندانه به فرصتی برای ایجاد فضاهای انسانی، پویا و در عین حال پایبند به ارزشها تبدیل کرد.

Afra & Firouzeh Office Building
معمار: استودیو Fluid Motion Architects (FMA)
معماران مسئول: رضا دانشمیر، کاترین اسپیریدونف
کشور معمار: ایران
کارفرما: بانک تجارت
موقعیت پروژه: تهران، ایران
وضعیت: راهیافته به فهرست نهایی
دستهبندی جایزه WAF: پروژههای آینده در حوزه اداری
سال: ۲۰۲۵
مروری کلی
بانک تجارت در راستای تجمیع دفاتر پراکنده، ساختمانهای اداری و شرکتهای تابعه خود، تصمیم گرفت پروژهای را در دو قطعه زمین مجاور ساختمان مرکزی بانک در مرکز تهران اجرا کند. این دو قطعه زمین، یکی به مساحت ۲۷۳۵ مترمربع در شمال و دیگری به مساحت ۹۴۴ مترمربع در غرب ساختمان مرکزی واقع شدهاند.
مکان پروژه
ساختمان مرکزی بانک تجارت در تقاطع خیابانهای نجاتاللهی و طالقانی، در قلب تهران واقع شده است. برج بانک تجارت، با فرم منحصربهفرد و حجمی تراشخورده، یکی از بناهای شاخص و نمادین تهران مرکزی به شمار میرود. این برج که در اواخر دوره مدرن (دهه ۱۳۵۰) ساخته شده، به دلیل فضاهای باز پیرامون آن به نمادی تأثیرگذار در بافت شهری بدل شده است.
برنامه و کاربری
پروژه شامل فضاهای اداری متنوع مانند بخشهای مالی و نظارتی، فروش و توسعه، واحدهای تجاری و سایر خدماتی است. علاوه بر این، فضاهای آموزشی، کتابخانه، سالن نمایشگاه، سالن جلسات و فضاهای رفاهی نیز در طراحی لحاظ شدهاند.
مطابق مقررات شهرداری، پوشش ساخت در طبقات زیرزمین ۱۰۰٪، طبقه همکف ۸۰٪، و در طبقات فوقانی به ترتیب ۴۰٪ و ۵۰٪ برای دو قطعه زمین تعیین شده است. متراژ کل فضای مفید ساختمان افرا ۲۶,۵۷۳ مترمربع و ساختمان فیروزه ۵,۸۳۰ مترمربع است.
استراتژی طراحی شهری
موقعیت ویژه برج بانک تجارت و قرارگیری آن در بافت معماری غنی مدرنیسم اوایل و اواخر سده بیستم، به طراحان این امکان را داد تا پروژه را بهعنوان مسیر میانبری در زنجیره اماکن مؤثر پیرامون، مانند پارک هنرمندان و پارک دانشجو، معرفی کنند و به غنای شهری مرکز تهران بیفزایند.
استراتژی معماری
تمرکز اصلی بر چیدمان احجام پروژه در سایت بود تا دیدهای مهم از خیابانهای طالقانی و نجاتاللهی به برج بانک تجارت حفظ شود. ساختمان جدید نباید با برج رقابت میکرد، بلکه به عنوان عضوی هماهنگ در کنار آن، مجموعهای یکپارچه را شکل میداد.
فضای داخلی و نوآوری در ساختار اداری
پرسش اصلی این بود که چگونه ساختار یکنواخت و خطی فضاهای اداری معاصر را دگرگون سازیم و چشماندازهای تازهای در فضای کار معاصر به وجود آوریم. پاسخ، ادغام مجموعهای از تونلهای عمودی و افقی در احجام صلب فضاهای اداری بود.
این تونلها علاوه بر خلق فضاهای غیرقابل پیشبینی با کاربریهای متنوع، حجم ساختمان را به فضایی متخلخل بدل میکنند که دیدهای متنوعی به پیرامون باز میکند. همچنین، این ویژگی به بهبود تهویه طبیعی و عملکرد اقلیمی ساختمان کمک شایانی میکند.
پروژه ساختمان اداری افرا و فیروزه نمونهای برجسته از تلفیق معماری نوآورانه، احترام به بافت شهری تاریخی و خلق فضاهای کاری پویا و متنوع است که در عین پایبندی به قوانین شهری، به تعالی معماری اداری در مرکز تهران میانجامد.

چهارراه بادگیرها
Moshir Architect Stduio
معمار: استودیو معماری مشیر
معمار مسئول: مجتبی هوشنگیان شیرازی
کشور معمار: ایران
کارفرما: مهین ملکی
موقعیت پروژه: استان فارس، شهر اوز
وضعیت: شرکتکننده، راهیافته به فهرست نهایی
دستهبندی: پروژههای آینده WAF – مسکونی
سال شرکت در مسابقه : ۲۰۲۵
پروژهی مسکونی اوز، به سفارش یکی از فرزندان این شهر که اکنون ساکن انگلستان است و با هدف ایجاد اشتغال و ارتقای کیفیت سکونت طراحی شدهاست. در نخستین جلسات، دغدغهی اصلی کارفرما حفظ هویت معماری شهر در روند ساختوسازهای معاصر بود.
در این طرح، تلاش شده تا یک آپارتمان با گونههای مسکونی تاریخی—همچون خانههای درونگرا، کوچههای باریک و طولانی، و عناصر اقلیمی مانند بادگیر و آبانبار—وارد گفتگو شود.
واحدهای مسکونی در شبکهای طولی و عرضی چیدمان شدهاند، بهنحوی که علاوه بر تهویه طبیعی، مفاهیمی چون حیاط و کوچه را به ذهن متبادر میکنند. طرح با تعریف دقیق جایگذاری ساختمانها در زمین و اقناع شهرداری، با عقبنشینی از همسایگان، کوچههایی طولانی درون زمین ایجاد کرده و از طریق ایجاد سایه و جریان باد در این گذرها، نسیمی مداوم و خنک فراهم میسازد.
این تدبیر نقش مؤثری در محاسبات انرژی ایفا کرده، بهگونهای که دمای هوای داخلی تا ۵ درجه کاهش یافته و رطوبت نسبی محیط نیز با جریان مداوم هوا، کنترل میشود.
در طراحی نما، با بررسی ویژگیهای کالبدی بافت تاریخی اوز، تلاش شده هر واحد در کنار همسایهی خود هویتی مستقل داشته باشد، در عین حال همساز با ساختار یکپارچهی شهر عمل کند. بافت کوچهها در ترازهای مختلف شکل گرفته و هر نمایی از پروژه، بازتابی از حافظهی جمعی مردم است.
گروه طراحی در مواجهه با شهر اوز، دو موضوع را در اولویت قرار داده است: نخست، اقلیم؛ دوم، بافت تاریخی و یکنواخت شهر.
در نتیجه، با ایجاد یک هستهی متخلخل (دسترسی عمودی) و فضای افقی میان واحدها، بازتعریفی از بادگیر ارائه شدهاست. همچنین، با بازسازی کوچههای باریک میان واحدها، ایجاد حیاطچههای ورودی در هر طبقه، و انعکاس تصویری کوچهها در نمای ساختمان، که نخستین آپارتمان چندطبقهی این شهر است، پروژه نسبت به بافت و حافظهی شهری بیتفاوت نمانده است.
ساختمان اداری روبیکس
Rubiks Office Building
معمار: استودیو معماری بوزگان (Boozhgan Architecture Studio)
معمار مسئول: حامد بدریاحمدی
کشور معمار: ایران
کارفرما: شرکتهای تکران مهرآسا، آروشا، و تینان اقتدار پارس
موقعیت پروژه: تهران، ایران
وضعیت: راهیافته به فهرست نهایی
دستهبندی جایزه WAF: پروژههای آینده در حوزه اداری
سال: ۲۰۲۵
معرفی کلی پروژه
ساختمان اداری روبیکس در امتداد خیابان میرزا ی شیرازی، که از گذشته با نام نادرشاه شناخته میشده و دارای پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی است، واقع شده است. این خیابان به تدریج به مرکزی پویا و اجتماعی تبدیل شده که ترکیبی از فعالیتهای تجاری، اداری و فرهنگی را در خود جای داده است.
چالش و راهکار طراحی
یکی از چالشهای اصلی پروژه، ادغام برنامهی گسترده و نسبتاً بزرگ اداری در بستری شهری بود که ماهیت اجتماعی و پرجنبوجوشی پیدا کرده است؛ خیابانی که با کافهها، رستورانها و فعالیتهای شهری پر شده است.
پاسخ طراحی به این چالش، ایجاد یک فضای خالی (Void) در دل حجم ساختمان بود که عنصر شاخص و تعریفی در ترکیب معماری پروژه محسوب میشود.
ویژگیهای شاخص معماری
- در گوشه شمالشرقی سایت، فضایی باز و بازتعریفشده بهعنوان ورودی اصلی در نظر گرفته شده است که یک میدان پیادهروی مورب را در داخل سایت شکل میدهد. این فضای خالی دعوتکنندهی بازدیدکنندگان است تا وارد ساختمان شده و با حرکتی پویا به سمت دیگر سایت هدایت شوند.
- این میدان به مقیاسی انسانی ارتباط برقرار میکند و تصویری مدرن و نوین از ایران امروز را ارائه میدهد.
- فضای خالی از ورودی ادامه یافته و به قلب ساختمان میرسد و یک آتریوم مرکزی را شکل میدهد که ضمن بهبود تهویه طبیعی و نورگیری، کیفیت فضایی بخش اداری را ارتقاء میبخشد و نور بیشتری به واحدهای تجاری در طبقه همکف میرساند.
- در شش طبقه بالایی ساختمان، با چرخشی در حجم، تعداد واحدهای اداری از دو به یک واحد در هر طبقه تغییر میکند و این چرخش جهت آتریوم را به سمت جنوب هدایت میکند.
- این تغییر فرم، امکان ایجاد ارتباط بصری گستردهتر با منظرههای دوردست را فراهم ساخته و پروژه را فراتر از بستر مستقیم خود به شهر متصل میکند.
ساختمان اداری روبیکس با تلفیق هوشمندانه فضای باز و حجم معماری مدرن، الگویی برجسته برای تعامل میان محیط شهری تاریخی و نیازهای معاصر فضای کاری است. این پروژه، بازتعریفی پویا از حضور معماری اداری در دل یک خیابان اجتماعی و فرهنگی فراهم میآورد.

هتل بوتیک ارنان / Ernan Boutique Hotel
Kalbod Design Studio
معمار: استودیو طراحی کالبد (Kalbod Design Studio)
معمار مسئول: محمد رحیمیزاده
کشور معمار: امارات متحده عربی
موقعیت پروژه: ارنان، ایران
وضعیت: راهیافته به فهرست نهایی
دستهبندی جایزه WAF: پروژههای آینده توسعه گردشگری و اوقات فراغت
سال: ۲۰۲۵
معرفی کلی پروژه
هتل بوتیک ارنان با رویکردی نوآورانه در طراحی هتلهای بوتیک، از سنت مرمت صرف بناهای تاریخی فاصله گرفته و بازسازی را بخشی از فرآیند طراحی دانسته است. در این پروژه، ساختار اصلی قلعه موجود حفظ و در صورت نیاز مرمت شده و سقفی مانند کلاه بر بالای آن افزوده شده است.
رویکرد طراحی
- دو عنصر مستقل و مکمل در پروژه حضور دارند: قلعه تاریخی و سقف نوین. این دو «جسم» فضای معماری را شکل میدهند.
- در بخشهایی که قلعه تخریب شده، سقف به درون فضا کشیده شده و در بخشهای دیگر سقف عقبنشینی کرده و اجازه داده است که حجم قلعه شکلدهنده فضای پیرامون باشد.
- این رویکرد باعث ایجاد تضاد و تقابل میان فضاهای مثبت و منفی بین دو جسم شده و مرزهای قوی میان گذشته و حال را حفظ میکند.
تجربه کاربری و معنا
برای تعریف «حضور» در هتل به عنوان یک مقصد گردشگری هدفمند، مسیری هدفمند برای اقامت طراحی شده است. چهار بخش موضوعی با عناوین زمین، آتش، آب و هوا معرفی شدهاند که به گردشگران امکان تجربه چهار شیوه زندگی مختلف را در چهار نیمروز میدهند.
- انتخاب این عناصر، ارتباط عمیقی میان حواس انسان و محیط پیرامون ایجاد میکند.
- این تجربه چندحسی، حضور در فضا را تقویت کرده و به نوعی پیوند میان انسان و محیط میبخشد.
نتیجه نهایی
طراحی فرم و عملکرد در این پروژه، به گونهای است که دو جسم تاریخی و مدرن در کنار هم قرار گرفتهاند و زمینهای برای حضور معنادار و همزیستی گذشته و حال ایجاد کردهاند.
هتل بوتیک ارنان نمونهای برجسته از بازتعریف هتلهای بوتیک در بستر معماری تاریخی و تجربهای عمیق و چندحسی برای مهمانان است که همزمان به حفظ اصالت و نوآوری میپردازد.

جزیرههای زایندهرود
Zayanderud Archipelago
معمار: Fluid Motion Architects (FMA)
معماران مسئول: رضا دانشمیر، کاترین اسپیریدونف
کشور معمار: ایران
کارفرما: شهرداری اصفهان
موقعیت پروژه: اصفهان، ایران
دستهبندی: پروژههای آینده زیرساخت (WAF Future Project: Infrastructure)
سال: ۲۰۲۵
وضعیت: راهیافته به فهرست نهایی
زمینه و اهمیت پروژه
زایندهرود، یکی از نمادینترین رودخانههای ایران مرکزی و قلب شهر اصفهان است که سالها زندگی و هویت این شهر را شکل داده است. این رودخانه که از کوههای زاگرس سرچشمه میگیرد، با جریان خود به کشاورزی، اکولوژی و ریتم فضایی-معماری اصفهان معنا بخشیده است. اما در سالهای اخیر، به دلیل تغییرات اقلیمی، برداشتهای آب از بالادست و استفاده صنعتی، بخش عمدهای از رودخانه خشک شده است که بحران زیستمحیطی عمیقی را در پی داشته است.
چالش و هدف پروژه
در چارچوب تلاشهای مداوم برای احیای جریان رودخانه، شهرداری اصفهان مسابقهای معماری برگزار کرد تا پلی پیادهرو طراحی شود که نه تنها دو منطقه مسکونی جدید را به هم متصل کند، بلکه به فضایی عمومی زنده و نمادین تبدیل شود؛ فضایی که ارتباط عمیق شهر با آب، حرکت و حافظه را بازتاب دهد.
موقعیت و زمینه شهری
اصفهان بر اساس دو محور اصلی شکل گرفته است: خیابان چهارباغ (شمال-جنوب) و رودخانه زایندهرود (شرق-غرب). تقاطع این دو محور، روح شهر را میسازد. پلهای تاریخی چون سیوسهپل و خواجو نه تنها سازههای زیرساختی بلکه فضاهای مدنی و محل تجمع، مکث و جشن هستند.
مکان پیشنهادی پروژه در حاشیه شرقی شهر (توسعه معاصر) قرار دارد، جایی که شکوه بناهای تاریخی جای خود را به محلههای مسکونی مدرن داده است. در این نقطه، دو پل خودرویی وجود دارد که بین آنها بستر خشک رودخانه و دو جزیره کوچک (یکی فعال و دیگری غیرفعال) قرار گرفته است. این فضا ظرفیت بالقوهای برای ایجاد پیوندی مدنی و تفریحی برای ساکنان دارد.
سوال اصلی پروژه
- چگونه میتوان پلی طراحی کرد که فراتر از یک سازه عبوری باشد؟
- آیا میتواند به مقصدی برای مکث، اجتماع و تأمل بدل شود؟
- آیا میتواند گفتگوی اصفهان با طبیعت، زیرساختها و فرهنگ را احیا کند؟
استراتژی طراحی
با الهام از بازار سنتی اصفهان، شامل مسیرهای خطی و میدانهای متوالی، طرح پیشنهادی پلی حلقهای شکل متشکل از واحدهای فضایی پیوسته است. این «میدانها به مثابه جزایر» که بر بستر رودخانه گسترده شدهاند، هر کدام تجربهای متفاوت ارائه میدهند: فعال یا متأملانه، جمعی یا صمیمی.
این شکل، پلی خطی معمول نیست بلکه آرکیپلگو (مجمع الجزایر) است؛ شبکهای از «جزایر» معماری که با هم فضای شهری نوینی خلق میکنند. این سازه هم امکان حرکت را فراهم میکند و هم مکث، با برنامههای متنوع و ریتم فضایی منسجم.
ساختار فضایی
جزیرههای زایندهرود، سامانه گردش سهبعدی در دو سطح اصلی را معرفی میکند:
- سطح بالا (۵.۵ متر بالاتر از سطح آب): مسیر اصلی پیادهرو، با چشماندازهای گسترده به کریدور رودخانه، پارکهای مجاور و خط افق؛ مناسب برای پیادهروی و تجمع.
- سطح پایین (۱ متر بالاتر از سطح آب): نزدیک به آب و امکان تعامل مستقیم با طبیعت (در صورت احیای رودخانه)، فضایی برای نشستن غیررسمی و بازی.
اتصالات عمودی به صورت پلهها، سطوح بالا و رودخانه را به هم متصل میکنند و امکان سازگاری با شرایط خشک و مرطوب را فراهم میآورند.
برنامه کاربری: اکوسیستم مدنی
هر جزیره-میدان با هویتی منحصربهفرد طراحی شده و تجربههای عمومی لایهای ارائه میکند. این مجموعه به صورت یک حلقه گردشی، کاربران را دعوت میکند تا به دلخواه کاوش کنند:
- میدانهای فرهنگی
- میدانهای اجتماعی
- میدانهای خلاقانه
- میدانهای بازی
- باغها
- مناطق سکوت
این برنامهها جمعیتی وسیع از ساکنان محلی، خانوادهها، سالمندان، هنرمندان و رفتوآمدکنندگان روزمره را پوشش میدهد و پلی ساخته است که بیش از یک سازه است؛ یک فضای زیستی و شهری پویا.

Bāneh Residence
Nextoffice, Studio of Architectural Research & Design
معمار: Nextoffice
معمار مسئول: علیرضا تغابنی
کشور معمار: ایران
کارفرما: صادالله مریمی
محل پروژه: بانه، استان کردستان، ایران
تاریخ اتمام پروژه: ۲۵ آوریل ۲۰۲۵
دستهبندی: پروژههای آینده - خانه (WAF Future Project: House)
وضعیت: راهیافته به فهرست نهایی
سال: ۲۰۲۵
زمینه و مفهوم طراحی
در معماری معاصر ایران، «ضخامت» به عنوان پدیدهای مهم با ظرفیتهای فضایی و سازهای غنی، کلید فهمی نو از معماری محلی است. در حالی که «نحافت» مشخصه معماری شرق دور است و در زبان ساختاری خود جایگاه اثربخش و قابل ارتباطی دارد، بسیاری از چالشهای معماری ایرانی در خصوص «ضخامت» دیوارها و پایهها شکل میگیرد.
این موضوع ریشه در وفور مصالحی چون سنگ، خاک و آجر دارد و همچنین در ظرفیت حرارتی بالای دیوارهای ضخیم که میتواند تغییرات دمایی شدید روزانه را تعدیل و همزمان به عنوان سازههای باربر بهتری عمل کند.
چالشها و فرصتها
با وجود مزایای دیوارهای ضخیم، عوامل متعددی طراحی آنها را دشوار میکند، از جمله اقتصاد ساخت، افزایش ارزش زمین، و مقرراتی مانند آییننامههای مقاومسازی در برابر زلزله که استفاده از برخی مصالح را محدود میکند.
در پروژه بانه، به دلیل قیمت پایین ملک و ارتفاع کم ساختمان، امکان آزمایش و بهرهبرداری از مزایای دیوارهای ضخیم فراهم شده است.
راهبرد طراحی و ساختار فضایی
در این پروژه، پایههایی که سنتاً بار گنبد را تحمل میکردند، بر روی شبکهای قرار گرفتهاند که منجر به شکلگیری چهار دیوار ضخیم شده است. این دیوارها را میتوان نوعی «بازکردن» حلقههای متحدالمرکز حیاط مرکزی دانست؛ یک گونه الگوی باستانی معماری ایرانی.
در پلان، این چهار دیوار ضخیم به دو شکل فضا را سازماندهی میکنند:
- فضاهای بین دیوارها شامل بخشهای اصلی مانند اتاقها، آشپزخانه و سالن نشیمن
- فضاهای درون دیوارها شامل فضاهای خدماتی و فرعی مانند راهپلهها، دالانها، سرویسها، طاقچهها، کمدها و شومینه
از منظر سازهای و فضایی، این پروژه بین سیستم ستون-تیر و سیستم دیوارهای باربر سنگی قرار دارد. این حالت ترکیبی در مقطع نیز دیده میشود؛ سقفی سبک بر روی چهار دیوار ضخیم قرار گرفته که فضایی مشابه اتاق زیرشیروانی ایجاد میکند. این فضا میتواند به صورت منعطف میزبان فعالیتهای مختلف باشد، از جمله پذیرایی از چند خانواده به صورت همزمان در هنگام استراحت شبانه یا فعالیتهای روزمره.

Gilak Villa
Eedeh
معمار: Eedeh
معمار مسئول: داوود صلواتی
کشور معمار: امارات متحده عربی
محل پروژه: املش، گیلان، ایران
تاریخ اتمام پروژه: -
دستهبندی: پروژههای آینده - خانه (WAF Future Project: House)
وضعیت: راهیافته به فهرست نهایی
سال: ۲۰۲۵
معرفی پروژه و مفهوم طراحی
گیلک ویلا در دل ناحیه مرطوب و همیشه بارانی گیلان، بیش از یک ساختمان ساده است؛ این پروژه نمایانگر یک موجود زنده، خودپایدار و خودساماندهنده است که در بستر معماری سنتی گیلانی ریشه دارد و به شکل پویایی با محیط زیست خود در تعامل است.
معماری این پروژه پاسخی هوشمندانه به شرایط اقلیمی گیلان است؛ تعامل سازندهای با رطوبت، باد، تنفس زمین و پویایی حیات در طبیعت اطراف شکل میدهد.
ساختار هندسی و اصول معماری
فرم کلی ساختمان بر اساس روش هندسی «شبکه ۹ خانه» شکل گرفته است؛ چارچوبی هندسی برگرفته از چیدمان چهار ایوانی سنتی ایرانی و نقشهای قالی ایرانی. این ساختار، هماهنگی داخلی، تقارن، تهویه طبیعی و نظم فضایی را به بنا میبخشد.
در مرکز این شبکه، فضای خالی عمودی شفافی قرار دارد که به مثابه قلب تپنده گردش هوا عمل میکند. این حفره با ایجاد فشار منفی، هوای گرم و مرطوب را به سمت بالا هدایت کرده و رطوبت را به خارج از ساختمان میفرستد.
تعامل با اقلیم و بومیسازی
مانند خانههای سنتی گیلان، بازشوها به گونهای تنظیم شدهاند که هوا از جهتی وارد و از جهتی دیگر خارج شود و موجب تهویه متقاطع طبیعی گردد. ساختمان بر روی ستونهایی بلند شده تا از رطوبت زمین جلوگیری کرده و جریان هوا در زیر بنا برقرار شود.
این فضای خالی زیر بنا همچون لایهای دو جداره عمل میکند که به تعادل دمای داخلی کمک میکند.
پوشش سقف و سیستم پایدار
سقف چهارشیب پیوسته، برگرفته از معماری محلی شمال کشور (گالشها)، به گونهای طراحی شده که باران را از همه جهات جمعآوری و پس از تصفیه اولیه، به ناودانها و مخازن زیرزمینی هدایت میکند. این سیستم پایدار، ذخیره آب را برای فصول خشک و استفادههای کشاورزی و شستشو فراهم میکند.
بخشی از پوشش سقف امکان نصب پنلهای خورشیدی را دارد که به پیوند سنت و فناوری مدرن کمک میکند.
خلاصه
گیلک ویلا بازخوانی عمیق و نوآورانهای است از یک الگوی محلی در اقلیم مرطوب شمال ایران. هر خط در پلان و هر شکست در سقف بیانگر فهمی دقیق از اقلیم است؛ هر بازشو نمادی از خرد بومی و هر فضای خالی مرکزی فرصتی برای آرامش، راحتی و زندگی است.

Ista Village
Amirhossein Afzali Architects
معمار: Amirhossein Afzali Architects
معمار مسئول: امیرحسین افضلی
کشور معمار: ایران
کارفرما: آقای عزیمی
محل پروژه: طالقان، ایران
تاریخ اتمام پروژه: ۰۱/۰۱/۲۰۲۰
دستهبندی: پروژههای آینده - مسکونی (WAF Future Project: Residential)
وضعیت: شرکتکننده
معرفی پروژه و الهامبخشی
روستای ایستا، واقع در دامنه جنوبی رشتهکوه البرز در طالقان، الگویی بینظیر از زندگی ساده و بکر است که خانههای آن به شکلی پلهکانی و بر فراز یکدیگر قرار گرفتهاند. این روستا که از طبیعت سرسبز، دریاچهها، آبشارها و حیات وحش متنوع بهرهمند است، مردمانی دارد که از جامعه اطراف خود فاصله گرفته و زندگیای کمتکنولوژی و خودبسنده دارند.
معماری این روستا با سقفهای همپوشان که به ورودی و بالکن خانههای بالاتر تبدیل میشوند، الهامبخش طراحی پروژه ما شد. در این طرح، پنج ویلای مجزا روی دامنهای با شیب تقریبی ۱۶ درصد طراحی شدهاند، به گونهای که حضور و تداوم پلهکانی ایستا با نگاهی مدرن بازآفرینی شده است.
ویژگیهای طراحی
- حفظ حریم خصوصی هر ویلا به طور مستقل، در حالی که حس اجتماع و ارتباطی شبیه به روستای ایستا در کل مجموعه برقرار است.
- دو نوع ویلا در مجموعه وجود دارد: ویلاهای بزرگتر به مساحت تقریبی ۴۳۷ مترمربع شامل بالکنها و ویلاهای کوچکتر با مساحت حدود ۱۹۷ مترمربع.
- معماری مدرن که در عین سادگی، بیانگر ارتباط عمیق با الگوی زندگی روستایی و جامعهمحور ایستا است.
خلاصه
پروژهی ایستا، تلاش موفقی است برای ادغام زندگی معاصر و سادگی دیرینه، که با الهام از ساختار روستایی و طبیعت منحصر به فرد طالقان شکل گرفته و در عین حال نیازهای زندگی مدرن و حریم خصوصی را به خوبی تأمین میکند.

Digikala Flagship Store
MARZ Design and Architecture
معمار: MARZ Design and Architecture
معمار مسئول: هومن طالبی
کشور معمار: بریتانیا
کارفرما: گروه تجارت الکترونیک دیجیکالا
محل پروژه: تهران، ایران
تاریخ تکمیل پروژه: ۱۶/۰۵/۲۰۲۴
دستهبندی: طراحی داخلی - فروشگاه (WAF Interiors: Retail)
وضعیت: شرکتکننده، کوتاهفهرست شده
معرفی پروژه و مفهوم
ورود تجارت الکترونیک به عرصهی فروشگاههای فیزیکی، روندی رو به رشد است که با تغییر نگرش دوران اوایل قرن بیستویکم درباره دیجیتالی شدن کامل کسبوکارها همراه شده است. دیجیکالا، بزرگترین پلتفرم تجارت الکترونیک ایران و منطقه خاورمیانه با بیش از ۳۰ میلیون بازدیدکننده منحصربهفرد ماهانه، اکنون گام به عرصه فروش حضوری گذاشته است. با وجود سهم محدود تجارت الکترونیک در بخش کلی فروش موبایل، یکی از اصلیترین حوزههای کسبوکار دیجیکالا، این حضور فیزیکی فرصت بزرگی برای توسعه تجربه مشتریان فراهم میکند.
ویژگیهای طراحی
- خلق تجربهای نوآورانه از سفر مشتری که با فضاهای چندحسی و تعاملی بازتعریف شده است.
- سه ساختار استوانهای از سقف آویزان شدهاند که به عنوان «درگاههای تجربه» مشتریان را به تعامل مستقیم و زنده با محصولات دعوت میکنند.
- پروجکشنهای تعاملی روی دیوارها، کالاهای انتخاب شده را شناسایی کرده و اطلاعات اختصاصی و نحوه استفاده از آنها را به صورت جذاب نمایش میدهند.
- ساختار مارپیچی پایههای نمایش کالا، جریان بازدید را طبیعی و پویا میکند و بخشهای مختلف فروشگاه را به شکلی شبیه به تجربه کاربری فروشگاه آنلاین به هم مرتبط میسازد.
- تضاد چشمگیر بین کف و سقف، که هر دو فراتر از مرزهای سنتی خود امتداد یافتهاند، فضا را به محیطی مجسمهگون و غوطهور تبدیل کرده است.
- برخلاف روند رایج شفافیت کامل که معمولاً باعث یکنواختی و احساس نظارت میشود، طراحی فروشگاه فضایی برای کشف و کنجکاوی خلق کرده که دیدی کامل و بیپرده به تمامی بخشها فراهم میآورد.
- تلفیق هنرمندی محلی با فناوری ساخت دیجیتال، با استفاده از تکنیکهای سنتی و فناوریهای پیشرفته برای اجرای دقیق و هماهنگ.
خلاصه
فروشگاه پرچمدار دیجیکالا، پلی نوآورانه میان دنیای دیجیتال و فروش حضوری است که تجربه خرید را فراتر از صرفاً انتخاب کالا به فضایی چندحسی، تعاملی و پر از کشف تبدیل میکند. این پروژه نمونهای برجسته از تلفیق فناوری دیجیتال، معماری نوین و هنر محلی است که بازتعریفی مدرن از تجربه فروشگاههای فیزیکی به شمار میرود.

Field of bends Pavilion
MARZ Design and Architecture
معمار: MARZ Design and Architecture
معمار مسئول: هومن طالبی
کشور معمار: بریتانیا
کارفرما: گروه صنعتی آریان سعید
محل پروژه: تهران، ایران
تاریخ تکمیل پروژه: ۲۳/۰۱/۲۰۲۵
دستهبندی: طراحی داخلی – فضاهای موقتی (WAF Interiors: Temporary/Meanwhile uses)
وضعیت: شرکتکننده، کوتاهفهرست شده
معرفی پروژه و کانسپت
پروژهی "Field of bends Pavilion" هفتمین مرحله از سلسله پروژههای تجربی است که از سال ۲۰۱۵ با همکاری گروه صنعتی آریان سعید، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان چوب مهندسیشده در خاورمیانه، شکل گرفته است. این همکاری با هدف بازتعریف هویت بصری برند و نمایش توانمندیهای نوآورانه و قابلیتهای مواد آغاز شد و تا امروز با ساخت سازههای موقتی خلاقانه ادامه یافته است.
ویژگیهای طراحی و اجرا
- زمانبندی فشرده: طراحی و ساخت این پاویون در یک بازهی فشرده سه ماهه انجام شد. نصب سازه در مدت فقط سه روز انجام گرفت.
- محدودیتها: ارتفاع سازه حداکثر ۳ متر و مساحت محدوده اجرای آن هزار متر مربع است.
- متدولوژی دیجیتال مبتنی بر مواد: طراحی با رویکردی پژوهشمحور، فراتر از ابزارهای پارامتریک استاندارد، بر رفتار مواد و منطق ساخت تاکید دارد.
- استفاده از MDF نازک: ورقهای MDF با دانسیته حدود ۸۰۰ کیلوگرم بر مترمکعب، معمولاً سخت و صلب هستند اما در لایههای نازک انعطافپذیری قابل توجهی دارند. در این پروژه، ورقهای MDF به صورت لولهای و استوانهای در هم پیچیده شدهاند تا ساختاری سبک، پایدار و ظریف خلق شود.
- ساختار و فرم: پاویون شامل پنج مارپیچ بیضوی باز است که با ورقهای MDF رولشده ساخته شدهاند. این فرمها بهطور ظریف نسبت به سه محور فضایی چرخیدهاند و ساختار صلب شبکه کارتیزین را به هم زدهاند، که موجب ایجاد مرزهای نامشخص و بصری نفوذپذیر میشود.
- تجربه فضایی: مسیرهای میان فرمهای مارپیچی، فضایی پویا و متغیر خلق میکنند که بازدیدکنندگان را به حرکت آزادانه و تجربه دیدهای متنوع دعوت میکند.
- تعادل میان نوآوری و هنر دست: پروژه تلفیقی از خلاقیت طراحی و ظرافت ساخت است که بیانگر گفتگوی مستمر میان معماری فضایی و آزمونهای تجربی مواد است.
نتیجهگیری
پاویون "Field of bends" تجسمی از آزمایشهای موفق در زمینه چوب مهندسیشده و مدرنیته در معماری موقت است. این پروژه با پیش بردن مرزهای مواد، طراحی ساختاری و فضایی، نمونهای برجسته از تلفیق فناوری دیجیتال، تجربه فیزیکی و طراحی هنری به شمار میرود و افقهای تازهای را برای معماری فضاهای موقتی باز میکند.


کتابخانه مرکزی سیرجان
Bana Razan Aivan
دستهبندی: پروژه آینده WAF: فرهنگ
معمار: Bana Razan Aivan
معمار مسئول: رزگار رحیمزاده
کشور معمار: کانادا
کارفرما: آقای ایرانمنش
شهر پروژه: سیرجان
کشور پروژه: ایران
تاریخ تکمیل: ۰۱/۰۱/۲۰۲۳
وضعیت: شرکتکننده، فهرست کوتاه
سال: ۲۰۲۵
- ایده اصلی این پروژه برگرفته از معماری درونگرا و پاسخگو به اقلیم مرکزی ایران است. ساختمان حول محور یک حیاط سنتی شکل گرفته که بهعنوان قلب کتابخانه عمل میکند و نور طبیعی و تهویه غیرمکانیکی را فراهم میآورد. بادگیرها جریان هوای خنک را به فضاها هدایت میکنند و نیاز به سیستمهای مکانیکی را کاهش میدهند. فرم جمعوجور و رو به درون کتابخانه، حفاظت از ساکنان در برابر شرایط سخت اقلیمی منطقه را تضمین میکند، در حالی که مصالح بهویژه آجرهای محلی، میراث معماری منطقه را بازتاب میدهند.
- این طراحی به طور هماهنگ پایداری را با تداوم فرهنگی ترکیب کرده و فضایی خلق میکند که هم به محیط احترام میگذارد و هم به سنتهای معماری منطقه وفادار است.





















































