معمــاری سبــز، اتحادیه غیرانتفاعی آب پاک LOTT، اثر شرکت معماری میلر و هال، سیاتل
مجموعه‌ی ورزشی چندمنظوره و ورزشگاه مانوئل وارگاس ایسکی‌یردو از دفتر معماری CCA

تاریخچه‌ی طراحی و معماری داخلی در جهان
تحریریه هنرمعماری
قسمت دوم

زیستن در جهان مدرن و فناورانه‌ی امروز، ما را چنان دربر گرفته که بی‌آنکه بیندیشیم، بخش اعظم زندگی خود را در فضاهای بسته یا داخلی (indoors) می‌گذرانیم. ما در خانه‌ها و آپارتمان‌ها زندگی می‌کنیم، در دفاتر، فروشگاه‌ها یا کارگاه‌ها کار می‌کنیم، در مدارس و دانشگاه‌ها درس می‌خوانیم، در رستوران‌ها غذا می‌خوریم، در هتل‌ها اقامت می‌کنیم و با اتومبیل‌ها، اتوبوس‌ها، قطارها، کشتی‌ها و هواپیماها جابه‌جا می‌شویم. بودن در فضای باز(outside) معمولا به معنای وضعیتی موقتی است؛ سفری میان دو مقصد که هنگام عبور از یک فضای داخلی به فضای داخلی دیگر روی می‌دهد. این عادت زیست و زندگی در فضاهای داخلی، انسان را از دیگر موجودات زنده متمایز می‌سازد، چرا که او فضای درونی را طبیعی‌ترین بستر زندگی روزمره‌ی خویش می‌انگارد.
تعریف علمی معماری داخلی (Interior Architecture)
همانطور که در شماره‌ی پیشین 76 فلصنامه‌ی هنرمعماری گفته شد: طراحی داخلی (Interior Design) شاخه‌ای از معماری و هنرهای کاربردی است که به تحلیل، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و خلق فضاهای درونی به‌منظورارتقای کیفیت زندگی، عملکرد، ایمنی و زیبایی در محیط ساخته ‌شده می‌پردازد. این حوزه نه‌تنها به جنبه‌های بصری و زیبایی‌شناسانه‌ی فضا، بلکه به نیازهای روان‌شناختی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی کاربران نیز توجه دارد.
ولی معماری داخلی در تقاطع میان طراحی داخلی و معماری قرار می‌گیرد و تمرکز آن بر شکل‌دهی فضا از درون با رویکردی ساختاری، عملکردی و زیبایی‌شناسانه است؛ در این معنا، معماری داخلی به بازتعریف استخوان‌بندی و سازمان فضایی بنا، متناسب با اهداف جدید، می‌پردازد. معماری داخلی در تقاطع معماری، طراحی داخلی، مهندسی ساختمان و روانشناسی محیطی قرار دارد. این حوزه، نه ‌فقط به طراحی «دکور» یا زیباسازی سطحی، بلکه به بازآفرینی ساختاری، سازمان فضایی و هویت عملکردی بنا از درون می‌پردازد. در معماری داخلی، فضا به‌مثابه موجودی زنده و چند‌لایه فهم می‌شود؛ لایه‌ای که در آن ساختار (structure)، عملکرد (function)، حس مکان (sense of place) و تجربه‌ی کاربر (user experience) با هم هم‌نشین‌اند.
تمایز طراحی داخلی با معماری داخلی
برخلاف طراحی داخلی که تمرکزش بر چیدمان، نورپردازی، رنگ، بافت و زیبایی‌شناسی است، معماری داخلی وارد ساختار بنا می‌شود:
• طراحی یا تغییر دیوارهای داخلی، سقف‌ها، بازشوها و روابط فضایی.
• تحلیل و سازماندهی مجدد سیرکولاسیون، نور طبیعی، صوت، تهویه و زیرساخت‌ها.
• درگیر شدن با پوسته‌ی فنی فضا: سطوح باربر، سیستم‌های تاسیساتی و ساختارهای پوششی.
در مقابل با معماری سنتی، معماری داخلی از «درون» آغاز می‌شود و معمولا بر بناهای موجود تمرکز دارد—چه برای بازسازی، تغییر کاربری، یا نوسازی.
در معماری داخلی، فضا تنها ظرفی برای عملکرد نیست، بلکه بستری برای زیستن، درک و واکنش احساسی کاربر است. همان‌طور که پیتر زومتور (Peter Zumthor) در اندیشیدن به معماری می‌نویسد:
“معماری داخلی با روح فضا سروکار دارد، نه فقط با فرم آن؛ با طنین سطوح، گفت‌وگوی نور و سایه، و سنگینی سکوت.”
“Interior architecture is about the soul of the space, not only its form. It’s the resonance of surfaces, the dialogue of light and shadow, and the weight of silence.”
حوزه‌های کلیدی معماری داخلی:
• تطبیق‌پذیری کاربری (Adaptive reuse): مانند تبدیل کارخانه‌ای قدیمی به گالری یا کلیسا به کتابخانه.
• برنامه‌ریزی فضایی (Spatial programming): طراحی ساختار فضایی برای پاسخگویی به کارکردهای نوین.
• منطق مواد و تکتونیک (Material and tectonic logic): بازاندیشی در مصالح، اتصال‌ها و زبان ساختاری فضا.
• طراحی اتمسفریک (Atmospheric design): خلق تجربه‌ی حسی از طریق نور، صوت، دما، متریال و مقیاس.
• مقاوم‌سازی پایدار (Sustainable retrofitting): نوسازی فضاهای قدیمی با رویکرد پایداری (مصرف انرژی، نور طبیعی، تهویه).
ویژگی‌های کلیدی طراحی داخلی و معماری داخلی
1. کارکردگرایی (Functionality): پاسخ به نیازهای عملکردی و روزمره‌ی کاربران فضا
2. زیبایی‌شناسی (Aesthetics): ترکیب موثر رنگ، بافت، نور، فرم و مبلمان
3. پایداری (Sustainability): استفاده هوشمندانه از انرژی، نور طبیعی و مصالح بومی
4. روان‌شناسی فضا (Spatial Psychology): تاثیر فضای داخلی بر ذهن، احساس و رفتار انسان
5. بستر فرهنگی (Cultural Context): توجه به سنت‌ها، باورها و ساختار اجتماعی در طراحی فضا
تعریف علمی دکوراسیون
دکوراسیون درمعنای کلاسیک خود، به هنر آرایش و زیباسازی سطوح داخلی فضا از طریق استفاده از رنگ‌ها، بافت‌ها، اشیای تزیینی، مبلمان، پرده، فرش، آثار هنری، نورپردازی و سایر عناصر ظاهری گفته می‌شود. هدف اصلی دکوراسیون، خلق تجربه‌ای بصری و احساسی مطلوب برای کاربر یا ناظر است که اغلب در سطح سطحی‌ترِ تجربه‌ی فضا نسبت به طراحی داخلی جای می‌گیرد. در اصطلاح دانشگاهی، دکوراسیون بخشی از فرآیند طراحی محیطی است که بیشتر به لایه‌ی سطحی فضا می‌پردازد و به ندرت در ساختار فضایی یا عملکردی مداخله دارد. دکوراسیون در حقیقت به معنای زینت‌بخشی یک فضا با استفاده از اشیا، مبلمان، رنگ‌ها، بافت‌ها و پرداخت‌های سطحی است، با هدف افزایش جذابیت بصری و بازتاب هویت فردی یا فرهنگی. دکوراسیون، اگرچه اغلب به‌عنوان بخشی از طراحی داخلی شناخته می‌شود، اما در واقع مفهومی مستقل و مکمل است. دکوراسیون هنر تجلی فرم و معنا بر سطح است، در حالی که طراحی داخلی هنر تعریف فضا از درون است. در متن‌ های پیش رو به ادامه‌ی تاریخ طراحی و معماری داخلی از شماره‌ی پیشین 76 خواهیم پرداخت.
فضاهای داخلی پیش‌تاریخی (Prehistoric Interiors)
« همانطور که در شماره‌ی پیشین اشاره شد، انسان‌ها حدود ۱.۷ میلیون سال است که بر روی زمین زندگی می‌کنند. ثبت دقیق رویدادها و تحولات که ما آن را «تاریخ» می‌نامیم، تنها حدود شش تا هفت هزار سال به گذشته بازمی‌گردد. پیش از آغاز تاریخ، تنها افسانه‌ها و اسطوره‌ها به ما می‌گویند چه رویدادهایی رخ داده و به چه ترتیب. بنابراین، پرسش‌هایی مانند اینکه مردم چه زمانی و در کجا نخستین بار یاد گرفتند از سرپناه‌ها استفاده کنند و شکل نخستین سرپناه‌ها چگونه بوده است، مدت‌ها موضوع حدس و گمان بوده است. حدس و گمان تا حدی با اطلاعاتی که از دو مسیر پژوهشی به دست می‌آید، یاری می‌شود. این دو مسیر از یک سو با بقایای پیش‌تاریخی انواع مختلف که توسط باستان‌شناسان شناخته شده‌اند، و از سوی دیگر با شیوه‌های زندگی جاری یا اخیر مردمان ابتدایی که معمولا توسط مردم‌شناسان مطالعه می‌شوند، سروکار دارند. مواد و اشیای پیش‌تاریخی شامل اشیای فیزیکی، مصنوعات یا سازه‌هایی است که به زمان‌هایی بازمی‌گردد که پیش از آغاز تاریخ مکتوب مناطق موردنظر بوده‌اند. اصطلاح «ابتدایی» همان‌طور که در اینجا به‌کار رفته است، به معنای ساده، ابتدایی یا کم‌ارزش نیست، بلکه به مردمان، فرهنگ‌ها یا تمدن‌هایی اشاره دارد که در طول چند هزار سال اخیر، تحت تاثیر دنیای مدرن و فناوری پیشرفته قرار نگرفته‌اند.

1,2: پنل یا صحنه‌ی شیر، غار شووه، آردش، فرانسه (Lion Panel, Chauvet Cave, Ardèche, France)

1,3: استون‌هنج، ویلت‌شایر، انگلستان (Stonehenge, Wiltshire, England)

شواهد باستان‌شناسی (Archeological Evidence)
نخستین سرپناه‌ها (The First Shelters)
به‌طور منطقی می‌توان فرض کرد که نخستین سرپناه‌ها یا به‌طور طبیعی یافت می‌شدند ــ مانند غارها (caves) ــ یا با استفاده از مصالحی مانند شاخه‌ها‌ی درختان ساخته می‌شدند که به‌راحتی با دست خالی یا ابزارهای بسیار ساده قابل شکل‌دهی بودند. اگرچه اصطلاح «انسان‌های غارنشین» (cave men) اغلب برای توصیف انسان‌های اولیه به‌کار می‌رود و شواهدی وجود دارد که مردمان باستان از غارها بهره می‌بردند، اما بعید است که غارها متداول‌ترین مکان‌های سکونت انسان‌های اولیه بوده باشند. غارها تنها در مناطق خاصی وجود دارند و تعداد آن‌ها محدود است و همچنین نه‌چندان راحت و نه جذاب برای سکونت محسوب می‌شوند. در حالی‌ که نقاشی‌های مشهور غارهای شووه (Chauvet)، لاسکو (Lascaux) و آلتامیرا (Altamira) به‌روشنی نشان می‌دهند که مردمان اولیه از این غارها استفاده می‌کردند، هیچ قطعیتی وجود ندارد که این مکان‌ها صرفا محل سکونت بوده باشند. شاید این غارها بیشتر نقش پناهگاه‌های اضطراری (emergency shelters)، مکان‌هایی برای آیین‌ها و مراسم ویژه (special rites or ceremonies) یا فضایی برای خلق آثار هنری (works of art) را ایفا می‌کرده‌اند؛ آثاری که امروز ما آن‌ها را تحسین می‌کنیم زیرا در پناه این مکان‌ها از گزند شرایط جوی محفوظ مانده‌اند.
تصاویر آنوبیس، خدای مردگان با سر شغال، در کنار درهای شبیه‌سازی‌شده در هر دو طرف گذرگاه منتهی به اتاق داخلی که از تابوت رامسس دوم در مصر نگهبانی می‌کنند و سقفی که با خطوط هیروگلیف پوشیده شده است. اگرچه نیات پشت این تصاویر عرفانی است، فرم و رنگ آن‌ها فضاهایی با تزئینات غنی و سبک مشخص هنر باستانی مصر خلق می‌کند.
«شواهد سکونت انسان در غارها از طریق نقاشی‌هایی به دست آمده که تنها با نور آتش ایجاد شده‌اند. هدف نقاشی‌ها احتمالا تزئین فضای طبیعی غارها نبوده، بلکه ایجاد تصاویری بوده است که بتوانند قدرت عرفانی بر حیوانات شکارشده منتقل کنند. برای ناظر مدرن، این نقاشی‌ها غارهای طبیعی را به فضاهایی تحت کنترل انسانی تبدیل می‌کنند.
سرپناه‌های ساخته‌شده از دوران پیش از تاریخ( پیش‌تاریخی)، تنها در جایی باقی مانده‌اند که از مصالح بادوام ساخته شده باشند. مصالحی که بیشترین دسترسی و سهولت کار با آن‌ها را داشتند ــ مانند شاخه‌ها و برگ‌ها، نی و مواد گیاهی مشابه، و مصالح حیوانی مانند پوست‌ها و چرم‌ها ــ همگی عمر کوتاهی دارند و در بازه‌های زمانی نسبتا کوتاه دچار فساد و نابودی می‌شوند. مصالح غیرآلی مانند گِل یا (در اقلیم‌های سرد) برف نیز دوام محدودی دارند، در حالی که سنگ، اگرچه بسیار بادوام است، به قدری با آن کار کردن دشواراست که امکان استفاده گسترده از آن برای ساخت سرپناه محدود بوده است. این واقعیت‌ها بدان معناست که مصالح باقی‌مانده از دوران پیش‌تاریخی عمدتا شامل اشیای کوچک سنگی مانند سر نیزه‌ها و سر پیکان‌ها، یا آرایش‌های بزرگ سنگی چیده‌شده در الگوها یا سازه‌هایی است که از سنگ ساخته شده‌اند
دولمن‌ها و باروها (Dolmens and Barrows)
بناها و آرایش‌های سنگی موسوم به الاینمنتس (Alignments)یا ترازها و چیدمان و دولمن‌های ( Dolmanes) در بریتانیا، فرانسه و سایر نقاط اروپا، سازه‌هایی با طراحی دقیق هستند که به دوران پیش‌تاریخی بازمی‌گردند. بیشتر گمانه‌زنی‌ها بر این اساس است که سایت‌های بزرگ‌تر، مانند استون‌هنج (Stonehenge) در دشت سالیس‌بری (Salisbury Plain, Britain)، برای مراسم یا آیین‌هایی مرتبط با رصد حرکت‌های نجومی مورد استفاده قرار می‌گرفتند؛ به احتمال قوی دولمن‌ها اغلب با مراسم و آیین‌های تدفینی مرتبط هستند. باید گفت آرایش سنگ بزرگ قرار گرفته بر دو یا سه سنگ عمودی که بسیاری از دولمن‌ها را شکل می‌دهد، به نظر می‌رسد که اتاق داخلی (inner chamber) یک قبر را ایجاد کرده باشد که به شکل تپه مصنوعی (artificial hill) ساخته شده بود. جایی که خاک فرسایش یافته است، دولمن سنگی باقی می‌ماند و جایی که خاک هنوز سر جای خود است، نوعی قبر موسوم به بارو (Barrow) در انگلستان شکل می‌گیرد. امکان ورود به اتاق‌های داخلی برخی از این قبرهای باقی‌مانده وجود دارد؛ آن‌ها تاریک، مرموز و اغلب باشکوه هستند، حتی تنها به دلیل تداعی منشایی باستانی و تصورناپذیر. در برخی از این سازه‌ها می‌توان الگوهای حجاری‌شده یا حک‌شده روی سنگ‌ها را دید که دارای زیبایی هستند، اگرچه معنای آن‌ها نامعلوم است.
برآورد تاریخ سایت‌های پیش‌تاریخی تا پیش از توسعه‌ی نسبتا اخیر روش تاریخ‌یابی رادیوکربن (radio-carbon dating) صرفا بر پایه حدس و گمان بود؛ در این روش، اندازه‌گیری فعالیت رادیواکتیو مواد آلی (مانند استخوان یا صدف) میزان سن آن‌ها را مشخص می‌کند. استون‌هنج (Stonehenge-تصویر 1,3) اکنون با اطمینان نسبی در حدود ۲۷۵۰–۱۵۰۰ پیش از میلاد تاریخ‌گذاری شده است. تمامی این سازه‌ها مربوط به دورانی هستند که امروزه به آن عصر سنگ (Stone Age) گفته می‌شود؛ به دلیل اینکه پیشرفته‌ترین فناوری‌های آن زمان بر پایه کار با سنگ به عنوان بادوام‌ترین و موثرترین مصالح موجود بوده است. در بسیاری از نقاط جهان باستان، عصر سنگ تا حدود ۴۰۰۰ پیش از میلاد ادامه داشته و پس از آن، کار با فلزات ویژگی تعیین‌کننده بسیاری از تمدن‌های انسانی شد. با این حال، در مناطقی مانند شمال اروپا، کار با سنگ تا حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد همچنان شاخص اصلی تمدن باقی ماند.
تقریبا قطعی است که نبود خانه‌های باقی‌مانده از این دوران را می‌توان با استفاده از مصالح کم‌دوام توضیح داد؛ این موضوع تا حدی نیز به این واقعیت مرتبط است که الگوهای زندگی انسان‌های باستانی عموما مهاجر یا دست‌کم غیرثابت بوده‌اند. زندگی انسان‌های اولیه وابسته به منابع آب، شکار و جمع‌آوری غذا برای تامین معاش بود و بنابراین انسان‌های نخستین نیاز داشتند تا در پی شکار و سایر منابع غذایی حرکت کنند.
سنگ‌های عظیم با دقت چیده شده‌اند تا فضاهای داخلی با تاثیر زیبایی‌شناختی قوی ایجاد کنند، چه در اصل فضای باز رو به آسمان بوده‌اند یا سازه‌ای سقف‌دار با مصالحی که امروزه از بین رفته‌اند. به نظر می‌رسد هدف از این سازه‌ها مرتبط با آیین‌هایی بوده که حرکات خورشید، ماه و ستارگان را دنبال می‌کرده است. فرم دایره‌ای آن مشخصه‌ی بسیاری از سازه‌های باستانی انسان‌ها است.
در دوران پیش از تاریخ هر سرپناهی که استفاده می‌شد، نیاز داشت به‌راحتی قابل حمل باشد و بنابراین از مصالح سبک ساخته می‌شد ــ شاخه‌های چوبی، برگ‌ها و نی‌ها به جای سنگ. سهولت کار و قابلیت جابه‌جایی همراه هم موجب می‌شد تا سرپناه‌ها در مقیاس کوچک، با مصالح سبک و به آسانی قابل حمل باشند.

1,4: سرپناه‌های تیپی، عکس از ویلیام هنری جکسون، عکس خانواده باناک در نزدیکی مدیس لاج کریک، آیداهو، ۱۸۷۱ (William Henry Jackson, photograph of a Bannock family camped near Medice Lodge Creek, Idaho, 1871)

1.5: خانه‌های یورت، تصویرسازی یک یورت مغولی (An engraving of a Mongolian yurt)

1.6: خانه‌های اسکیموها، نقاشی یک ایگلو اینوئیت (Drawing of an Inuit igloo)

1.7: پلان و ارتفاع مقطعی یک خانه یا روستای قبیله‌ای ماتاکام در کامرون، آفریقا (Plan and sectional elevation of a Matakam homestead or tribal village in Cameroon, Africa)

شواهد از فرهنگ‌های قبیله‌ای (Evidence from Tribal Cultures)
قدیمی‌ترین شواهد شناخته‌شده از سرپناه‌های ساخته‌شده توسط انسان که در ترا آماطا (Terra Amata) در جنوب فرانسه کشف شده‌اند، حدود ۴۰۰٬۰۰۰ سال قدمت دارند. این باقی‌مانده‌های حداقلی شکل کلبه‌هایی ساخته شده از شاخه‌های درخت را نشان می‌دهند. اگرچه شواهد باستان‌شناسی درباره ماهیت نخستین سازه‌های ساخته‌شده محدود است، اما می‌توان با رجوع به منبع دیگر نشانه‌های سرپناه‌های اولیه انسان‌ها، یعنی شیوه‌های جوامع ابتدایی (primitive societies)، اطلاعاتی به دست آورد. اگرچه این جوامع اکنون در حال کاهش هستند و جامعه مدرن در حال جایگزینی آن‌هاست، مردم «ابتدایی» هنوز در بسیاری از مناطق جغرافیایی غیرقابل دسترس زنده‌اند و بسیاری دیگر تا یک یا دو قرن پیش نیز وجود داشته‌اند. جوامع «ابتدایی» با محافظه‌کاری قوی، پایبندی به روش‌های سنتی (که اغلب با نظامی از تابوها تقویت می‌شود و تغییر را بازمی‌دارد) و بی‌اعتمادی نسبت به مفهوم «پیشرفت» که جامعه مدرن «توسعه‌یافته» را شکل می‌دهد، شناخته می‌شوند. به این ترتیب، شیوه‌های «ابتدایی» می‌توانند نمونه‌ای از روش‌های باستانی‌تر باشند ــ روش‌هایی که می‌توان آن‌ها را به عصر سنگ ردیابی کرد. اکثر جوامع «ابتدایی» برای تامین معاش به شکار، ماهی‌گیری و جمع‌آوری غذا وابسته‌اند و بنابراین عموما تا حدی مهاجر بوده و مجبورند سرپناه‌هایی بسازند که به‌راحتی قابل حمل باشد
مردم در قبیله‌های آفریقا، جزایر اقیانوس آرام، مناطق قطبی و قاره‌های آمریکای شمالی و جنوبی پیش از ورود اروپاییان، اکنون یا تا مدت کوتاهی پیش، به شیوه‌هایی زندگی می‌کردند که در بسیاری از نسل‌ها تغییر نکرده بود. روستاها در آفریقای گرمسیری، سکونتگاه‌ها در صحرای بزرگ و بیابان‌های مغولستان، جوامع بومی آمریکا (Native American)، اینوئیت (Inuit) و بومیان استرالیا (Aborigine) همگی سیستم‌های زندگی «ابتدایی» هستند که نمونه‌هایی از انواع سرپناه‌ها را ارائه می‌دهند و می‌توان آن‌ها را به عنوان شواهدی از نحوه تکامل سرپناه‌های انسانی فرض کرد.
در کتاب “سکونتگاه‌های انسان در همه‌ی اعصار” (1876)، نظریه‌پرداز و مورخ معماری فرانسوی، اوژن-امانوئل ویولِه-لو-دوک (Eugène-Emmanuel Viollet-le-Duc, 1814–1879)، سعی کرد نشان دهد که چگونه ساخت سرپناه آغاز شده است. در یکی از تصاویر او، گروهی از مردم «ابتدایی» دیده می‌شوند که سازه‌ای از شاخه‌های درخت به هم بسته شده در قسمت بالای آن می‌سازند و سطوح پوشاننده با بافتن شاخه‌ها و شاخه‌های انعطاف‌پذیر از طریق سازه اصلی شکل می‌گیرد. این به وضوح شکل ابتدایی سرپناهی است که در بسیاری از فرهنگ‌های «ابتدایی» دیده می‌شود ــ یک ویگوام (Wigwam)، اگر با پوست‌ها پوشیده شود، یک تیپی (Tepee). ممکن است با گل یا خاک اندود شود یا در مناطق قطبی، سازه مشابهی از بلوک‌های برف به شکل گنبدی ساخته شود که به آن ایگلو (Igloo) می‌گوییم. در سایر مکان‌هایی که درختان و شاخه‌ها کم هستند، شکل مشابهی ممکن است با آجرهای گلی و سقفی مانند کلاه از کاه یا پوشش نی ساخته شود.»
بسیاری از این سرپناه‌های «ابتدایی» ویژگی‌های مشترکی دارند. آن‌ها عموما کوچک و تقریبا همیشه گرد هستند. کوچک بودن آن‌ها نشان‌دهنده محدودیت مصالح در دسترس و نیاز به صرفه‌جویی در انرژی است، در حالی که فرم گرد را می‌توان به چند واقعیت مرتبط با یکدیگر نسبت داد. اشکال طبیعی به ندرت خطی و گوشه‌دار هستند. مشاهده درختان و سنگ‌ها و سرپناه‌های ساخته شده توسط پرندگان و حشرات، شکل‌های دایره‌ای را القا می‌کند؛ در مصالح موجود، ساخت گوشه‌های مربعی ممکن است دشوار بوده و نقاط ضعف در سازه‌ای ظریف ایجاد کند. دایره همچنین شکلی هندسی است که بیشترین فضا را با کمترین محیط محصور می‌کند، مفهومی که ممکن است از نظر نظری درک نشود اما می‌تواند به صورت شهودی در فرآیند ساخت سرپناه فهمیده شود.
سرپناه‌های تیپی (Tepee, تصویر 1.4) دشت‌های آمریکا دارای چارچوبی از تیرک‌های بلند بود که در بالای آن به هم بسته می‌شدند. دیوارهای خارجی آن از پوست‌ها ساخته شده بود که به گونه‌ای چیده شده بودند تا امکان ایجاد درب لایه‌ای و لایه‌ای بالایی برای کنترل جریان هوا، ورود نور روز و خروج دود فراهم شود.
«تیپی (Tepee) بومیان آمریکا، سازه‌ای گرد و قابل حمل بود که چارچوب آن از تیرک‌های چوبی و پوشش آن از پوست ساخته شده بود. فضای داخلی آن صرفا همان درون سازه بود و بدون هیچ نوع تزئین یا مبلمان اضافه طراحی شده بود.»
خانه‌های تیپی (Tepee) به‌راحتی قابل جمع کردن، بسته‌بندی و حمل بود، زمانی که شکارچیان مهاجر مجبور بودند برای دنبال کردن گله‌های تامین‌کننده غذای خود حرکت کنند. خانه‌های یورت (Yurt, تصویر 1.5) یا گر (Ger) مردم بوریار مغولستان دارای چارچوب دیوار عمودی از نوارهای مشبک است که برای حمل جمع می‌شوند، اما همانند دروازه‌ی آسانسور مدرن باز شده و به شکل دایره بسته می‌شوند. نوارهای درختان بید (Willow) سقف را شکل می‌دهند و لایه‌های نمد برای ایجاد پوشش دیوار و سقف روی آن قرار می‌گیرند. یورت قابل حمل، که هنوز استفاده می‌شود، نمونه جالبی از طراحی است که برای سازگاری با شیوه خاص زندگی در یک موقعیت جغرافیایی ویژه توسعه یافته است.
خانه برفی یا ایگلو (Igloo, تصویر 1.6) مردم اینوئیت (Inuit) منطقه قطبی، سازه‌ای گرد است که از بلوک‌های برف ساخته می‌شود. بلوک‌ها به صورت دایره‌های متحدالمرکز با اندازه‌های کاهش‌یابنده چیده شده و گنبدی را تشکیل می‌دهند. تونل ورودی از بلوک‌های برف با زاویه‌ای ساخته شده تا از نفوذ بادهای غالب جلوگیری کند و فضایی نیز برای نگهداری سگ‌ها در نظر گرفته شده است. درون خانه، دیوارها با پوست پوشانده می‌شوند و فضای هوایی ایجاد می‌کنند که به عایق‌بندی داخلی کمک می‌کند و مانع از ذوب شدن گنبد برفی می‌شود.

1.8: جان وبر، طراحی از فضای داخلی یک خانه در نوتکا ساند، کانادا (John Webber, engraving of the interior of a house in Nootka Sound, Canada)

1.9: نقشه خانه ماتماتا (Drawing of a Matmata house)، این تصویر نموداری از یک خانه زیرزمینی متعلق به مردم ماتماتا در شمال آفریقا نشان می‌دهد: تونل ورودی (1) که از سطح زمین (10) آغاز می‌شود، با اصطبل‌هایی برای چهارپایان(2) و بز (3)، به حیاط مرکزی باز به آسمان منتهی می‌شود. اتاق‌های خواب جداگانه (5) و سایر اتاق‌ها [(4) انبارها و (9) آشپزخانه] در زمین اطراف حفر شده‌اند و پله‌هایی (8) به برخی اتاق‌ها دسترسی می‌دهند. یک مخزن آب (7) در مرکز حیاط آب را جمع‌آوری و ذخیره می‌کند.

1،9: خانه ماتماتا (Matmata house)

سکوهای بلند کف داخلی را بالا می‌برند و همچنین نقش جایگزینی برای مبلمان را ایفا می‌کنند. فرم گنبدی خارجی مقاومت بالایی در برابر بادهای شدید زمستان دارد. خانه برفی تنها در ماه‌های سرد قابل استفاده است و در تابستان با خانه‌ای شبیه چادر از پوست جایگزین می‌شود یا در برخی مناطق، با خانه‌ای گنبدی‌شکل از علف که از چارچوب داخلی نوارهای باریک چوبی ساخته شده، جایگزین می‌گردد.»
سازه‌های گرد و قابل حمل ساخته‌شده توسط مردمان مهاجر، معمولا به‌صورت منفرد قرار دارند؛ هر خانه یک واحد مستقل است که معمولا شامل یک فضای واحد می‌شود. خانه‌های پیچیده‌تر با چندین اتاق در روستاها ظاهر می‌شوند، در مکان‌هایی که آب ‌و هوا، منابع آب و غذا به اندازه کافی پایدار بوده‌اند تا جابه‌جایی مداوم لازم نباشد. در کامرون، آفریقا، روستاهایی وجود دارند با خانه‌های چنداتاقه که هر اتاق در واقع یک کلبه گرد جداگانه با کارکرد خاص (مثلا فضای زندگی، آشپزخانه، انبار یا اصطبل) است و درگاه‌های پوشیده ارتباطی بین اتاق‌های مرتبط برقرار می‌شود. دیوارها از گل ساخته شده و سقف‌ها از کاه تشکیل شده و مانند کلاه بر روی دیوارها قرار دارند (تصویر 1.7).
سایر انواع خانه‌های «ابتدایی» گرد نیستند. احتمالا استفاده از مصالح نواری، تیرک‌های چوبی یا شاخه‌ها موجب ایجاد دیوارهای خطی و در نتیجه فرم‌های جعبه‌ای مستطیلی می‌شود (تصویر 1.8). فرم A-شکل خانه تشریفاتی رئیس داوی (Dawi)، محل سکونت مردم گینه نو، خانه‌های خاک کوبیده یا فشرده در یمن، ساختمان‌های پوبلو (Pueblo) در جنوب‌غربی آمریکا، برخی ویگوام‌ها (که از نقاشی‌های مهاجران اروپایی اولیه می‌شناسیم) و بسیاری از انواع خانه‌های ساخته شده توسط بومیان آمریکای جنوبی، پلان‌هایی مستطیلی دارند. در آپولیا (Apulia) در جنوب ایتالیا، نوعی خانه باستانی که هنوز به‌طور معمول استفاده می‌شود، از سنگ‌های خشک مزرعه ساخته شده و اتاقی تقریبا مربعی شکل ایجاد می‌کند.
باید ادامه دهیم که «یورت (Yurt) سازه‌ای قابل حمل است با دیواری پوشیده از نوارهای مشبک که از آن چارچوبی برای سقف تشکیل می‌شود. سطح خارجی با پوست یا زیرانداز پوشانده شده است. درون آن، جعبه‌ها برای نگهداری وسایل، فرش‌ها و چهارپایه‌ها فضاهایی با ارزش زیبایی‌شناختی قابل توجه ایجاد می‌کنند.
در این نقاشی از یک ایگلو یا خانه برفی( تصویر 1،6) معمولی اینوئیت، بخش داخلی که به صورت مقطعی نشان داده شده، با پوست پوشانده شده تا عایق‌بندی ایجاد شود و «مبلمان» نیمکت مانند در دو طرف از برف شکل گرفته است.
فرم گرد کلبه‌های گل یا سنگی، اتاقی ایجاد می‌کند و چندین سازه‌ی مشابه کنار هم گروه‌بندی شده و یک مجموعه خانه‌ای را تشکیل می‌دهند. فضاهای داخلی ساده شامل ظروف نگهداری و تشک‌های خواب روی کف‌های خاکی هستند.
این سازه با یک گنبد گرد پوشانده شده که از چیدن حلقه‌های سنگی به صورت دایره‌های کاهش‌یابنده ساخته می‌شود، تا جایی که یک سنگ منفرد دهانه بالایی را می‌پوشاند. این نوع خانه‌های ترولی (Trulli) هزاران سال است که در این منطقه ساخته می‌شوند.
انواع دیگر فرم‌های خانه‌های «ابتدایی» تا حدی تحت تاثیر واقعیت‌های قدرتمند محیطی مانند توپوگرافی، آب‌وهوا، دسترسی به مصالح و به ویژه اقلیم تعیین می‌شوند. ایگلوهای ساخته‌شده از برف شناخته‌شده هستند، اما خانه‌های زیرزمینی ماتماتا (Matmata) در صحرای ساهارا کمتر شناخته شده‌اند. خانه ماتماتا از یک حیاط مرکزی تشکیل شده است؛ گودالی عمیق و باز که در دل صحرای شنی حفر شده و دسترسی به اتاق‌های اطراف که کاملا زیرزمینی هستند را فراهم می‌کند. یک تونل ورودی طولانی و شیبدار به حیاط مرکزی دسترسی می‌دهد. این طرح زیرزمینی نیازی به مصالح اضافی ندارد و عایق‌بندی در برابر گرمای روز و سرمای شدید شب را فراهم می‌کند.
حیاط مرکزی که به آسمان باز است، نور دریافت می‌کند، به اندازه کافی عمیق (۳۰ تا ۴۰ فوت) است تا زاویه تابش خورشید را قطع کند و کف حیاط همیشه در سایه و خنک باقی بماند. یک دیاگرام (تصویر 1.9) نمایی از این نوع خانه از بالا ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که این خانه هیچ تاثیر بصری در سطح زمین ندارد.
چه گرد باشد و چه مستطیلی، روی سطح زمین باشد یا بر پایه‌های بلند قرار گیرد، یا در دل زمین حفر شده باشد، دلیل وجود این خانه‌ها فضای داخلی آن‌هاست. این فضاهای داخلی با پیچیدگی و مفهوم طراحی که با طراحی داخلی مدرن می‌شناسیم «طراحی» نشده‌اند؛ فضای داخلی صرفا حفره‌ای است که توسط تکنیک ساخت بیرونی ایجاد شده است.
درون تمامی این خانه‌ها باید تجهیزات مورد استفاده در زندگی روزمره قرار گیرد؛ ابزار آشپزی و خوردن، سلاح‌ها، لباس‌های ذخیره‌شده، پتوها و هر نوع مبلمانی که ممکن است وجود داشته باشد. میز و صندلی به ندرت استفاده می‌شوند. بیشتر مردم «ابتدایی» روی زمین می‌نشینند و از سطح زمین به‌عنوان تنها میز استفاده می‌کنند. وسایل خواب از مواد قابل حمل روی زمین قرار می‌گیرند و نه بر تخت ساخته‌شده.
مبلمان ابتدایی در برخی از انواع خانه‌های «ابتدایی» دیده می‌شود؛ سکوی شبیه قفسه یا نیمکت‌هایی که به بخشی از سازه خانه‌های گل، اتاق‌های زیرزمینی و ایگلوهای ساخته‌شده از برف تبدیل شده‌اند. وسایل نگهداری، کیسه‌ها، سبدها و در مکان‌هایی که توسعه یافته‌اند، کاسه‌ها، کوزه‌ها و ظرف‌ها رایج‌ترین مصنوعات در این خانه‌ها هستند.
تکنیک بافت یکی از اختراعات باستانی است که در مکان‌های مختلف ظهور کرده و امکان ساخت سبد، پتو و فرش (و البته پوشاک) از یک لایه مصنوعی به جای پوست حیوانی را فراهم می‌کند. بافت الیاف رنگارنگ، چه از منابع طبیعی و چه با رنگ‌آمیزی، منجر به کشف این می‌شود که الگوها نیز می‌توانند بافته شوند. الگوهای ساده‌ای مانند راه‌راه و شطرنجی به اختراع الگوهای هندسی پیچیده‌تر منجر می‌شوند که در سبدبافی، سفالگری و پتو و فرش‌های بافته‌شده دیده می‌شوند. تمایل انسان به وارد کردن الگوهای طراحی‌شده، در تضاد آشکار با کندوها و لانه‌های ساخته‌شده توسط موجودات دیگر است، جایی که الگو تنها زمانی ظاهر می‌شود که ضرورت سازه‌ای یا عملکردی داشته باشد (مانند تارهای عنکبوت). عناصر تزئینی نقاشی‌شده با استفاده از سفال پخته‌شده ظاهر می‌شوند و هم الگوهای هندسی و هم تصاویری نسبتا بازنمایی‌شده را شامل می‌شوند.»
الگوها و تصاویر که لباس‌ها، پتوها، سبدها، کوزه‌ها و سایر اشیای داخلی این سرپناه‌ها را زنده می‌کنند، امکان مقایسه آن‌ها با فضاهای داخلی مدرن‌تر را فراهم می‌آورند، جایی که فرش‌ها، پوشش‌های دیواری، مبلمان و سایر اشیا عناصر اصلی تبدیل یک فضا به یک محیط طراحی‌شده هستند. در شیوه‌های «ابتدایی»، الگو و تصویر به ندرت صرفا جنبه تزئینی دارند، هرچند ممکن است برای ناظر مدرن چنین به نظر برسد. در رنگ، الگو و طراحی معانی هدفمند نهفته است که برای تعیین هویت در جامعه، وفاداری‌های قبیله‌ای، مراجع دینی یا اسطوره‌ای و یا اهمیت جادویی به کار می‌روند.
سازه‌ای از تنه‌های چوبی یک محوطه ایجاد می‌کند که در آن آتش حرارت تولید می‌کند. ماهی‌ها برای خشک شدن آویزان شده‌اند، در حالی که پتوها و حصیرها هم به‌عنوان پوشاک و هم به‌عنوان حداقل مبلمان مورد استفاده قرار می‌گیرند. حکاکی‌هایی شبیه به تمثال‌های توتمی هم ارزش عرفانی و هم زیبایی‌شناختی دارند.
طرح‌های یک پارچه بافته‌شده آفریقایی (تصویر 1.10) یا یک پتوی ناواهو (Navajo Blanket)، به عنوان مثال، از رسوم خاصی پیروی می‌کنند که باعث می‌شود طراحی‌های قابل مشاهده در تقویت سنت‌ها و تابوهای قبیله‌ای معنا پیدا کنند. ورود به خانه‌ای که چند شی کاربردی، بیان قابل مشاهده‌ای از سبک زندگی خاص ارائه می‌دهند، به ساکنان اطمینان و آرامش می‌بخشد و تجربه‌ای از زیبایی‌شناسی ایجاد می‌کند. برای ناظر مدرن، حتی اگر معنای دقیق آن ناشناخته باشد، ارزش زیبایی‌شناختی آن همچنان قدرتمند باقی می‌ماند.
اولین سکونتگاه‌های دائم (The First Permanent Settlements)
اختراعات یا کشفیات کلیدی که بنیاد تمدن بر آن‌ها استوار است، شامل استفاده کنترل‌شده از آتش، اختراع زبان، و توسعه کشاورزی هستند. از میان این سه، کشاورزی—یا همان کشاورزی با پایه ثابت (fixed-base agriculture)—به‌طور مستقیم بیشترین تاثیر را بر طراحی سرپناه‌های ساخته‌شده داشته است. تا زمانی که تامین غذای انسان‌ها وابسته به شکار و جمع‌آوری بود، مجبور به جابه‌جایی به مکان‌هایی بودند که غذا در دسترس بود.
کشف امکان کاشت محصولات و برداشت غذای بیشتر و مطمئن‌تر، پایه زنجیره‌ای از تحولات شد. پس از کاشت محصولات، لازم است در نزدیکی زمین برای برداشت باقی ماند. وقتی انسان در یک مکان ثابت سکونت دارد، دیگر نیازی به استفاده صرف از خانه‌های قابل حمل نیست و بنابراین می‌توان انواع خانه‌های بادوام‌تر را توسعه داد. بهبود بیشتر در تامین غذا همچنین امکان رشد پایدار جمعیت را فراهم می‌کند.
با افزایش جمعیت و توسعه‌ی انواع ساختمان‌های دائم، روستاها و شهرها شکل گرفتند. تولید نیازهای زندگی—مانند پوشاک، ظروف و ابزار—به‌تدریج تخصصی‌تر شد و سیستم‌های مبادله‌ای شکل گرفتند تا کشاورز، چوپان، یا ماهیگیر بتوانند با یک بافنده، سفالگر، یا سازنده تبادل کنند و منافع هر دو طرف تامین شود.
دانشمندان و تاریخ‌شناسان بر این باورند که حدود سال ۱۰،۰۰۰ پیش از میلاد، این تغییر از فرهنگ‌های شکارچی و گردآورنده‌ی عشایری به جوامعی متمرکز بر کشاورزی، به ویژه در مناطقی مانند خاور نزدیک، شتاب گرفت و همزمان جابه‌جایی به سوی خانه‌های دائم نیز آغاز شد. مطلوب‌ترین ماده غیرقابل حمل برای ساخت دیوارها، سنگ بود، اما همیشه دسترسی به آن آسان نبود. در نتیجه، جایگزینی اختراع شد: خشت یا آجرخاکی (Mud Brick)—که با فشردن خاک در قالب و خشک‌کردن آن زیر نور خورشید ساخته می‌شد. این مصالح در بسیاری از ساختمان‌های اولیه به کار رفت و حتی در زمان‌های مدرن نیز مورد استفاده است، مانند آجر آدوبه (Adobe Brick) در آمریکای لاتین. با این حال، آجر خاکی ماده‌ای دشوار برای ساخت سقف است. بنابراین، سقف‌ها می‌بایست با چوب، تیرک‌های نی یا پوست حیوانات ساخته شوند که بر روی هر نوع چارچوبی که ممکن بود، کشیده می‌شدند. ساخت سازه‌های گنبدی تماما از آجر خاکی امکان‌پذیر است، اما به دلایل واضح، این نوع سازه‌ها تنها در مناطق بسیار خشک عملی هستند.
از نخستین سازه‌های حفاری‌شده که شناخته شده‌اند، چارچوب‌هایی هستند ساخته شده از استخوان‌های ماموت در مژیریک (Mezhirich) در اوکراین (Ukrainian Republic) که به حدود ۱۵،۰۰۰ پیش از میلاد تعلق دارند (تصویر 1.11). بر روی این چارچوب‌های دایره‌ای، پوست حیوانات کشیده شده بود و این سازه‌ها ممکن است مرحله‌ای در گذار از ساختارهای کاملا قابل حمل با اسکلت چوبی به نوعی پایدارتر و بادوام‌تر را نشان دهند. این شکل دایره‌ای با گذار به استفاده از سنگ و آجر خاکی همچنان محبوب باقی ماند، همان‌طور که خانه‌های دایره‌ای مربوط به هفتمین تا چهارمین هزاره پیش از میلاد در خیروکیتیا (Khirokitia)، قبرس (Cyprus) نشان می‌دهد. هر یک از اتاق‌های این خانه‌ها با یک اتاقک خواب در داخل گنبد پوشانده می‌شد که از طریق نردبانی قابل دسترسی بود.
این بافت آفریقایی از رنگ‌های روشن در نوارهای متضاد استفاده می‌کند. بافت به شکل نوارهای باریک انجام می‌شود که سپس برای ایجاد سطوح وسیع‌تر دوخته می‌شوند تا در لباس‌ها، پتوها یا آویزان‌ها مورد استفاده قرار گیرند.
استخوان‌های ماموت به‌عنوان مصالح چارچوب سازه‌ای به کار رفته‌اند. تیرک‌های چوبی به پشتیبانی سقف کمک می‌کردند که احتمالا از پوست حیوانات ساخته شده بود.

1.10: (Kente cloth، غرب آفریقا، c. 1975)

1.11: (بازسازی سازه‌ی استخوان ماموت، Mezhirich، اوکراین، c. 15,000)

۱,۱۲: نماهای بازسازی‌شده از ساختمان‌ها و تالار پرستش در چاتال هویوک(Çatal Hüyük)، نزدیک قونیه، ترکیه، حدود ۶۵۰۰–۵۷۰۰ پیش از میلاد

۱,۱۳: لوح سفالی با نقشه‌ای حکاکی‌شده از نیپور، سومر، حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد

با این حال در ساختمان‌های گرد، جمع‌آوری آن‌ها در کنار هم دشوارتر از فرم‌های مستطیلی است و به همین دلیل فرم‌های مستطیلی در اولین شهرها و کلان‌شهرها رایج‌تر می‌شوند. به‌طور مشابه، استفاده از سنگ یا خشت به‌عنوان مصالح ساختمانی باعث تسهیل این تغییر شکل شد. خانه‌های مکعبی شکل تشکیل‌دهنده شهر چاتال هویوک (Çatal Hüyük) (نزدیک قونیه، ترکیه) که از حدود ۶۵۰۰ تا ۵۷۰۰ قبل از میلاد ساخته شده‌اند، از قدیمی‌ترین این نوع ساختارها شناخته می‌شوند. این خانه‌های تک‌اتاقه خشتی به‌طور فشرده در کنار یکدیگر ساخته شده‌اند و دسترسی بین آن‌ها از طریق تراس‌های سقف مسطح فراهم می‌شده است. از آنجایی که شهر هیچ استحکامات رسمی نداشت، گمان می‌رود دیوارهای خارجی بدون در و تقریبا بدون پنجره ساختمان‌های متصل، نقش حصار دفاعی جامعه را ایفا می‌کردند. داخل هر خانه شامل یک سکوی خواب مرتفع و یک اجاق برای پخت‌وپز و گرمایش بوده است. دسترسی به خارج از خانه از طریق نردبانی به دریچه سقف صورت می‌گرفته که همچنین به‌عنوان خروجی دود عمل می‌کرد. چند تیرک چوبی از تیرک‌های کوچکتر پشتیبانی می‌کردند که سقف گلی یا خاکی را نگه می‌داشتند.
حدود ۴۰۰۰ پیش از میلاد، شهرهای بزرگ‌تر—و حتی شهرهای اولیه—شروع به ظهور کردند. با تامین نسبتا مطمئن غذا و سرپناه، انرژی انسانی فراتر از نیازهای معیشتی، امکان توسعه اختراعات پیچیده‌تر و هنرها را فراهم ساخت. تمامی این تحولات در مکان‌های مختلف با سرعت‌های متفاوت رخ داد و هر یک هزاران سال به طول انجامید. دو منطقه‌ای که تمدن غربی اولیه در آن‌ها برای نخستین بار به سطوح بالای پیچیدگی رسید، دره نیل در مصر و منطقه میان دو رودخانه دجله و فرات، معروف به میان‌رودان (Mesopotamia)، بوده است.
میان‌رودان: سومر (Mesopotamia: Sumeria)
آغاز تمدن ساکن سومری، که بر پایه کشاورزی و بهره‌گیری از سیستم‌های آبیاری شکل گرفت، را می‌توان حدود ۳۵۰۰ پیش از میلاد دانست، زمانی که نظام نوشتار تصویری وارد کاربرد شد. شواهد باقی‌مانده از این جامعه و دیگر جوامع متعاقب آن در منطقه میان‌رودان شامل سفال‌ها، لوح‌های گلی (تصویر 1.13)، انواع دیگر مصنوعات و بقایای ساختمان‌ها و شهرهاست.
متاسفانه برای مطالعه‌ی طراحی داخلی، مواد ساختمانی در دسترس محدود بودند و آجرهای خشتی پخته‌شده در آفتاب به عنوان اصلی‌ترین ماده ساختمانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. در حالی که شهرهای بزرگ و بسیاری از ساختمان‌های مهم با آجر خشتی ساخته شده‌اند، دوام کم این ماده باعث شده است که تنها خرابه‌هایی از آن‌ها باقی بماند. حفاری‌های باستان‌شناسان در این منطقه، لایه‌به‌لایه بقایای شهرهای متوالی را نشان می‌دهد؛ زیرا شهرهای قدیمی نابود شده یا اجازه داده شده بود که فرو بریزند و شهرهای بعدی بر روی آن‌ها ساخته می‌شدند.
با این حال، امکان بازسازی تا حدی پلان خانه‌ها، معابد و کاخ‌ها از دل این خرابه‌ها فراهم شده است. حفاری‌ها در محوطه شهر باستانی سومری اور، ردپای محله‌هایی نزدیک و فشرده از خانه‌ها را که حدود ۴۰۰۰ سال قدمت دارند، آشکار کرده است. هر خانه شامل چند اتاق مستطیل‌شکل پیرامون یک حیاط مرکزی باز بود. این نوع خانه تا به امروز در بسیاری از مناطق با آب‌وهوای گرم مورد استفاده قرار گرفته است.
احتمالا از سقف‌های قوسی یا گنبدی از آجر یا خشت استفاده می‌شده است. خانه‌های خشتی با سقف‌های گنبدی (مشابه آنچه پیش‌تر درباره تراولی‌های ایتالیایی ذکر شد) هنوز در برخی مناطق عراق و سوریه استفاده می‌شوند و نشان می‌دهند که این فرم خانه می‌تواند ریشه‌ای بسیار کهن داشته باشد.
تمام ساختمان‌های چاتال هویوک از طریق بام‌ها قابل دسترسی بودند. این ساختمان‌ها یک گروه‌بندی پیوسته را شکل می‌دهند که دیوارهای خارجی آن نوعی حصار دفاعی غیررسمی ایجاد می‌کند. مجموعه ساختمان‌ها شامل خانه‌ها، کارگاه‌ها و تالارهای پرستش بوده‌اند.
معنای بسیاری از ویژگی‌های تالارهای پرستش هنوز مشخص نیست، اما مجسمه انسانی با پاهای باز نشان‌دهنده زنی است که زایمان می‌کند، در حالی که جمجمه‌های گاو نمادی از قدرت مردانه تلقی می‌شده‌اند.
قدیمی‌ترین نقشه شهری شناخته‌شده، جایگاه ساختمان‌های مهم مانند معابد، رودخانه‌ها و کانال‌ها، و دیوارها و دروازه‌ها را نشان می‌دهد. هرچند هیچ سندی از فضای داخلی این ساختمان‌ها در دست نیست، سطح پیشرفته این نقشه نشان می‌دهد که این تمدن دارای درجه بالایی از توسعه و فعالیت‌های طراحی بوده است.
معبد باستانی، که توسط سازندگانش به‌عنوان خانه‌ی یک ایزد در نظر گرفته می‌شد، معمولا نسخه‌ای بزرگ‌تر و مفصل‌تر از نوع خانه‌های محلی بود.
معبد سفید در اوروک، که به این نام خوانده می‌شود به دلیل شواهدی که نشان می‌دهد دیوارهای آن سفیدکاری شده بودند، پیش از ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد ساخته شد. این بنا یک مکعب مستطیل شکل است که تعدادی اتاق پیرامون فضای مرکزی دارد؛ این فضای مرکزی ممکن است حیاطی پوشیده یا باز بوده باشد. دیوارهای عمیق دارای نوارهای عمودی ضخیم‌شده‌اند تا استحکام مصالح ضعیف خشت را افزایش دهند.
ساختمان‌های بسیار پیشین در اوروک شامل قطعاتی از دیوارها است که با آرایه‌های کوچک مخروطی‌شکل از خاک رس، رنگ‌آمیزی شده به رنگ‌های سیاه، سفید و قرمز، با الگوهای موزاییکی تزیین شده‌اند؛ این طرح‌ها شبیه شکل‌های زیگزاگ و الماس در الگوهای بافتنی هستند.
در دوره‌ای بسیار بعد، شهرهای آشوری شامل کاخ‌های وسیع و پیچیده‌ای بودند که نقشه‌های آن‌ها از طریق حفاری‌ها قابل مطالعه است. اتاق‌های بزرگ در کاخ سارگون در خورساباد (حدود ۷۲۰ پیش از میلاد) احتمالا سقف‌های گنبدی یا نیمه‌گنبدی داشته‌اند. کاشی‌های لعاب‌دار با رنگ‌های غنی به‌عنوان مصالح سطحی استفاده شده‌اند و نمونه‌های کافی از این تزئینات باقی مانده تا امکان بازسازی‌های فرضی فراهم شود. یک تصویر بازسازی‌شده فرضی (تصویر ۱,۱۴) از کتاب Viollet-le-Duc، ایده‌ای از شکوه و عظمت فضای داخلی چنین کاخ آشوری را به نمایش می‌گذارد.
آمریکای پیشاکلمبی (Pre-Columbian America)
پیش از ورود کریستف کلمب (Christopher Columbus) به قاره‌ی آمریکا در سال 1492، اجتماعات متعددی در این سرزمین شکل گرفته بودند که هیچ‌گونه ارتباطی با تحولات اروپا و دیگر نقاط جهان نداشتند. کلمب، با این تصور اشتباه که به سواحل هند رسیده است، ساکنان این سرزمین‌ها را «هندی‌ها» نامید. این اصطلاح، با وجود تلاش‌هایی برای جایگزینی آن با واژه‌ی «بومیان آمریکا (Native Americans)»، همچنان در کاربرد باقی مانده است.
آمریکائیانِ پیشاکلمبی (Pre-Columbian Americans) شامل گروه‌های متعددی بودند که غالبا به‌طور کامل از یکدیگر جدا و منزوی زندگی می‌کردند.
آمریکای شمالی (North America)
اروپاییانی که به سواحل شرقی آمریکا رسیدند، با گروه‌های متعدد بومیان قبیله‌ای روبه‌رو شدند که بعدها با نام‌هایی چون سِمینول‌ها (Seminoles)، چروکی‌ها (Cherokees)، ایروکواها (Iroquois)، اونوندگاها (Onondagas)، هورون‌ها (Hurons) و اِری‌ها (Eries) شناخته شدند. بیشتر این گروه‌ها به کشاورزی روی آورده بودند و از این رو توانستند سکونتگاه‌های دائمی ایجاد کنند. آنان خانه‌های خود را با استفاده از چوب بنا می‌کردند و برای پوشش سقف از علف، برگ، پوست درخت و کاهگل (Thatch) بهره می‌بردند.
ساختارهای مدور که ویگوام (Wigwams) نامیده می‌شدند، رایج بودند، اما ساختارهای مستطیل‌شکلی نیز با نام «خانه‌های طویل» (Longhouses) ساخته می‌شدند. فضاهای داخلی بسیار ساده بودند، امری که ضرورتا ناشی از مصالح و روش‌های ساخت موجود بود. تنها عنصر متغیر در میان اجزای کاملا سازه‌ای، فرش‌ها و پتوهای بافته‌شده (Woven Rugs and Blankets) بودند که با رنگ‌های طبیعی رنگرزی می‌شدند و رنگ و جلوه‌ای به فضای داخلی می‌بخشیدند.
قبایل دشت‌های مرکزی (Central Plains) اما زندگی خود را از راه شکار می‌گذراندند و بنابراین به سازه‌های مسکونی قابل‌حمل نیاز داشتند؛ همچون تیپی‌ها (Teepees) که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد، تا بتوانند در پی گله‌های حیواناتی که منبع اصلی غذای آنان بود حرکت کنند.

1.14: اوژن ویوله-لو-دوک (Viollet-le-Duc)، «نمای داخلی یک تالار در کاخ آشوری (Assyrian Palace)»، از کتاب سکونتگاه‌های انسان در همه‌ی اعصار (The Habitations of Man in All Ages)، 1876.

1.15: ویرانه‌های مِسا ورده (Mesa Verde)، کلرادو (Colorado)، آغاز حدود 550 میلادی (C.E.)

1.16: پتو یا روانداز ناواهو (Navajo Blanket)، ایالات متحده (United States)، حدود 1855–65 میلادی، این پتو (Blanket) بومی آمریکایی، توسط بافندگان ناواهو (Navajo Weavers) ساخته شده و از الیاف بایتا (Bayeta) و ساکسونی (Saxony Fibers) بافته شده است که با رنگ‌های قوی رنگرزی شده‌اند. نقوش آن سنتی هستند، اما هر بافنده آزادی دارد که تغییراتی در طرح وارد کند؛ از این رو هیچ‌یک از این پتوها کاملا مشابه یکدیگر نیستند.

در نواحی‌ای که امروزه جنوب‌غرب ایالات متحده (Southwest United States) نامیده می‌شود، شهرهای شگفت‌انگیزی ساخته شده بودند که در لبه‌ی صخره‌ها و درون طاقچه‌های طبیعی جای می‌گرفتند و گاه شامل دویست اتاق بودند. قوم آناسازی (Anasazi) حدود سال 1300 میلادی (C.E.) این مکان‌ها را ترک کردند و تنها ویرانه‌های باشکوهی همچون آثار مِسا ورده (Mesa Verde) در کلرادو (Colorado) باقی ماند (تصویر 1.15).
قبایل هوپی (Hopi)، تائوس (Taos) و زونی (Zuni) به کشاورزی روی آوردند و همین امر امکان ساخت بناهای دائمی‌تر را فراهم کرد؛ بناهایی که به‌صورت روستاهایی با سازه‌های مستطیل‌شکل معروف به پوئبلو (Pueblos) سازمان می‌یافتند. دیوارها از خشت خام (Adobe Brick) ساخته می‌شدند و سقف‌ها با تیرهای چوبی (Wooden Poles) که قطعات چوبی کوچک‌تر را نگه می‌داشتند، پوشانده می‌شدند.
نَواهوها (Navajos) سازه‌های مدوری می‌ساختند که دیوارهای سنگی (Stone Walls) آن‌ها سقفی شبیه به تیپی (Teepeelike Roof) را نگه می‌داشت. ساخت سبدها (Baskets)، سفالینه‌ها (Pottery) و منسوجات بافته‌شده (Woven Materials) تنوعی رنگی و تزئینی در درون این سکونتگاه‌های کاملا کارکردگرا ایجاد می‌کرد (تصویر 1.16).
ترسیمی بازسازی‌شده و فرضی از کتاب ویوله-لو-دوک (Viollet-le-Duc) در سال 1876، تالار بزرگ یک کاخ آشوری را نشان می‌دهد، آن‌گونه که احتمالا در حدود سال 720 پیش از میلاد (B.C.E.) دیده می‌شده است. این بنا از طاق‌ها (Arches) و نیم‌گنبدها (Half Domes) بهره می‌گیرد، در حالی که ورودی طاق‌دار (Arched Entrance Gateway) آن توسط نقش‌برجسته‌های مجسمه‌ای گاوهای بالدار (Winged Bulls) پاسداری می‌شود؛ عناصری که در اصل با رنگ‌های درخشان نقاشی و لعاب داده می‌شدند.
فرهنگ‌های آلیوت (Aleut) و اینویت (Inuit) در نواحی قطبی آلاسکا (Arctic Region of Alaska)، سازندگان خانه‌های برفی مدور موسوم به ایگلو (Igloos) بودند و هستند؛ همان‌گونه که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد.
تمامی فرهنگ‌های بومی آمریکای شمالی (North American Native Cultures) را می‌توان پیشاکلمبی (Pre-Columbian) دانست؛ بدین معنا که آن‌ها پیش از سال 1492 وجود داشتند و به‌تدریج در جریان پیشروی کاوشگران اروپایی در سراسر قاره کشف شدند. بیشتر این مردمان تا زمان‌های اخیر شیوه‌های سنتی زندگی خود را حفظ کردند، به‌گونه‌ای که اغلب سکونتگاه‌هایشان به‌خوبی از طریق روایت‌های شفاهی، طراحی‌ها و نقاشی‌ها، و در بسیاری موارد به‌وسیله‌ی عکاسی مستند شده است.
با این حال، سنت‌های بومیان آمریکا (Native American Traditions) به‌شدت از رهگذر تماس با جامعه‌ی مدرن دگرگون شده‌اند، هرچند هنوز نشانه‌هایی از آن‌ها در نواحی جنوب‌غربی ایالات متحده (American Southwest) و در مناطق قطبی کانادا (Arctic Areas of Canada) و آلاسکا (Alaska) باقی مانده است.
آمریکای مرکزی (Central America)
پیش از ورود فاتحان اسپانیایی (Spanish Conquerors) به رهبری هرنان کورتس (Cortés) در سال 1519، تمدن‌های پیشرفته‌ی متعددی در سرزمین مکزیک (Mexico) شکل گرفته بودند. اسپانیایی‌ها که تنها به طلا و سایر غنایم علاقه‌مند بودند، این فرهنگ‌ها را تقریبا نابود کردند، به‌گونه‌ای که مطالعه‌ی امروز ناگزیر باید عمدتا بر پایه‌ی بقایای ویران‌شده‌ی این جوامع استوار باشد.
در نزدیکی منطقه‌ای که امروزه مکزیکوسیتی (Mexico City) نامیده می‌شود، اقوام گوناگون همچون تولتک‌ها (Toltecs)، آزتک‌ها (Aztecs) و مایاها (Mayans) پی‌درپی شهری به وسعت هفت مایل مربع (7 Square Miles) با نام تئوتیواکان (Teotihuacán) را بنا کردند؛ شهری که نقشه‌ی آن هنوز در میان ویرانه‌های موجود قابل مشاهده است (تصویر 1.17).
روستای ویران‌شده‌ی آناسازی (Anasazi) که به نام «کاخ صخره‌ای» (Cliff Palace) شناخته می‌شود و در دل یک صخره ساخته شده بود، شامل عناصر مدوری بود که در زمان مسقف بودن، به‌عنوان مکان‌هایی برای آیین‌های مذهبی مورد استفاده قرار می‌گرفتند.
از جمله بناهای شاخص بازمانده، «کاخ کتزالکواتل» (Palace of Quetzalcoatl) از سده‌ی هفتم میلادی (Seventh Century C.E) است که شامل حیاط‌ها (Patios)، ایوان‌ها (Porticos) و دیگر عناصر معماری است و با نقش‌برجسته‌ها (Reliefs) تزئین شده‌اند؛ عناصری که تصوری از ویژگی‌های فضاهای داخلی به دست می‌دهند (تصویر 1.18). همچنین، نقاشی‌های دیواری (Murals) در یک مجموعه‌ی آپارتمانی به‌جا مانده‌اند که یکی از آن‌ها شهرت دارد تصویری از الهه‌ی باروری (Fertility Goddess) را نشان دهد (حدود 650 میلادی؛ تصویر 1.19).
بسیاری از محوطه‌های مایایی (Mayan Sites) در شبه‌جزیره‌ی یوکاتان (Yucatán Peninsula) مکزیک باقی مانده‌اند. در پالِنکه (Palenque)، «معبد کتیبه‌ها» (Temple of the Inscriptions) بر فراز یک هرم پلکانی (Stepped Pyramid) که به دوره‌ی 700–800 میلادی تعلق دارد، همچنان پابرجاست (تصویر 1.20). فضای داخلی آن شامل چندین تالار است و یک پلکان مخفی به سوی اتاق تدفین در زیر ساختار هرم پایین می‌رود.
مایاها هرگز طاق‌ها (Arches) و ساختار کامل پوشش طاقی (True Arched Vault Construction) را توسعه ندادند و بنابراین، معماری آنان به فضاهایی محدود بود که می‌توانست با سقف‌هایی بر فراز طره‌چینی سنگی (Stone Corbelling) پوشانده شود. برای سقف بیشتر ساختمان‌ها ـ به‌جز معابد ـ از چوب (Wood) و کاهگل (Thatch) استفاده می‌شد و همین امر سبب شده است که شمار اندکی از فضاهای بسته‌ی داخلی تا امروز باقی بمانند.
یک اثر سرامیکی نقاشی‌شده‌ی مایایی از سده‌ی هشتم میلادی (Eighth-Century Mayan Painted Ceramic) (تصویر 1.21)، سرنخ‌هایی درباره‌ی مبلمان ارائه می‌دهد. در این تصویر، ایزد «God L) «L) بر روی چهارپایه یا صندلی شبیه به تخت (Thronelike Stool or Chair) که با پارچه‌ای پوشانده شده، نشسته است و این مجموعه خود بر روی سکویی کم‌ارتفاع و برآمده (Low, Raised Platform) قرار دارد.
در اوکسمال (Uxmal)، «کاخ فرماندار» (Governor’s Palace) و بنایی که به نام «صومعه» (Nunnery) شناخته می‌شود، به صورت ویرانه‌هایی جالب توجه باقی مانده‌اند (تصویر 1.22). بنای دوم دارای یک حیاط مرکزی (Central Court) است که اطراف آن را تعدادی اتاق کوچک (Small Rooms) در بر گرفته‌اند (حدود 900 میلادی). کاربری دقیق بسیاری از بناهای مایایی ناشناخته باقی مانده و بنابراین نام‌هایی که به آن‌ها داده شده، نتیجه‌ی حدس و گمان و برداشت پژوهشگران است.
این موضوع درباره‌ی «معبد جنگجویان» (Temple of the Warriors) در چیچن‌ایتزا (Chichén Itzá) نیز صدق می‌کند (حدود 1000–1200 میلادی؛ تصویر 1.23). صدها ستون با فاصله‌های نزدیک به یکدیگر، پیرامون هرم را در پای آن دربر گرفته‌اند.
شهر اکنون ویران‌شده‌ی تئوتیواکان (Teotihuacán) ـ در نزدیکی مکزیکوسیتی (Mexico City) ـ در قالب نقشه‌ای همچون این، به بهترین شکل قابل درک است. در این طرح، محوطه‌های بزرگ آیینی و حکومتی (Ceremonial and Governmental Sites) برجسته‌اند و در مقایسه، ساختمان‌های پیرامونی را کوچک و کم‌اهمیت جلوه می‌دهند.
در حیاط این کاخ، نقش‌برجسته‌های کم‌برجسته (Bas-Reliefs) از پرندگان بر روی وجوه ستون‌های سنگی چهارگوش (Square Stone Pillars) حک شده‌اند.
تعداد ستون‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها برای نگهداری سازه‌ای چوبی به‌کار می‌رفته‌اند که سقف‌های مسطحی بر فراز این بخش ایجاد می‌کرده است.
یک پیکره‌ی سنگی کنده‌کاری ‌شده از انسانی در حالت نیمه‌تکیه‌داده، موسوم به «چاکمول» (Chacmool، به معنای «یوزپلنگ سرخ» یا «پادشاه یوزپلنگ»)، در چیچن‌ایتزا (Chichén Itzá) کشف شده است (تصویر 1.24). این اثر بخشی از مبلمان آیینی به شمار می‌آمد که برای نگهداری نذورات در مراسم قربانی در معبدی بر فراز هرم استفاده می‌شد. این مجسمه با رنگ‌های درخشان رنگ‌آمیزی شده بود و همراه با پوشش دیواری زراندود، جلوه‌ای خیره‌کننده و شکوهمند به فضای داخلی معبد می‌بخشید.
این معبد بر بالای یک هرم پلکانی ساخته شده است. فضای داخلی آن شامل چندین تالار است و یک پلکان مخفی به اتاق تدفین در زیر هرم راه می‌یابد.
این اثر تصویری از ایزد «L» را نشان می‌دهد که بر چهارپایه‌ای شبیه به تخت نشسته است. این صندلی با پارچه‌ای پوشانده شده و بر سکویی کوتاه و برآمده قرار دارد.
این مجموعه دارای یک حیاط مرکزی است که اطراف آن را اتاق‌های کوچک فرا گرفته‌اند. کاربری دقیق آن ناشناخته است و نام فعلی بر پایه‌ی حدس و گمان پژوهشگران نهاده شده است.
این معبد بر فراز یک هرم قرار دارد و صدها ستون با فاصله‌های نزدیک، پیرامون پایه‌ی آن را دربر گرفته‌اند.
بنای موسوم به «قلعه» (El Castillo) در چیچن‌ایتزا (Chichén Itzá) ـ که در واقع نام‌گذاری نادرستی است ـ به همان دوره تعلق دارد (تصاویر 1.25 و 1.26). در حقیقت، این بنا معبدی برای کوکولکان (Temple of Kulkulkan) است؛ هرمی پلکانی با ابعاد 180 فوت مربع و ارتفاع 78 فوت که در بالای آن معبدی قرار دارد. طرح داخلی آن بر اساس «نسبت طلایی» (Golden Mean) شکل گرفته است؛ به‌گونه‌ای که دیوارها طوری جای‌گذاری شده‌اند که فضاهای پیرامونی با تالار مرکزی در نسبت 1:0.618 قرار می‌گیرند.
آمریکای جنوبی (South America)
با ورود کاوشگران اسپانیایی به رهبری فرانسیسکو پیزارو (Pizarro) در سال 1530، تمدن‌های پیشرفته‌ی فرهنگ‌های بومی کهن برای نخستین بار به اروپاییان شناخته شدند. متاسفانه، اسپانیایی‌ها تنها به غنیمت علاقه داشتند و عمدتا مسئول نابودی فرهنگ‌هایی شدند که قرن‌ها وجود داشتند.

1.17: نقشه‌ی تئوتیواکان (Plan of Teotihuacán)، مکزیک (Mexico)، سده‌ی هفتم میلادی (Seventh Century C.E.)

1.18: حیاط (Courtyard)، کاخ کتزالکواتل (Palace of Quetzalcoatl)، تئوتیواکان (Teotihuacán)، مکزیک (Mexico)، سده‌ی هفتم میلادی (Seventh Century C.E.)

1.19: نقاشی دیواری (Mural)، مجموعه‌ی تپانتیتلا (Tepantitla Compound)، تئوتیواکان (Teotihuacán)، مکزیک (Mexico)، حدود 650 میلادی (C.E.)

1.20: معبد کتیبه‌ها (Temple of the Inscriptions)، پالِنکه (Palenque)، یوکاتان (Yucatán)، حدود 700–800 میلادی

1.21: سرامیک نقاشی‌شده‌ی مایایی (Mayan Painted Ceramic)، حدود سده‌ی هشتم میلادی

1.22: «صومعه» (Nunnery)، اوکسمال (Uxmal)، حدود 900 میلادی

1.23: معبد جنگجویان (Temple of the Warriors)، چیچن‌ایتزا (Chichén Itzá)، حدود 1000–1200 میلادی

1.25 و 1.26: «ال کاستیلو» (El Castillo / Temple of Kukulkan)، چیچن‌ایتزا (Chichén Itzá)، مکزیک، حدود 1200 میلادی

1.27: ویرانه‌های چان‌چان (Chan Chan Ruins)، پرو (Peru)، حدود سده‌ی پانزدهم میلادی

پادشاهی چی‌مو (Chimu Kingdom) بخش‌هایی از سواحل غربی آمریکای جنوبی، در ناحیه‌ای که امروزه پرو (Peru) نامیده می‌شود، را تحت سلطه داشت. از حدود سال 1100 تا زمانی که اینکاها (Inca Peoples) از حدود 1470 بر منطقه مسلط شدند، چی‌موها (Chimu) شهرهایی بنا کردند که در میان آن‌ها، چان‌چان (Chan Chan) باشکوه‌ترین نمونه است. این شهر امروز تنها در قالب ویرانه‌ها شناخته می‌شود (تصویر 1.27)، اما نقشه‌ی دو کاخ متوالی آن همچنان قابل مطالعه است.
حیاط‌ها (Courtyards) و باغ‌ها (Gardens)، گذرگاه‌های طولانی و مجموعه‌هایی از خانه‌های کوچک همگی در قالب هندسه‌ی سخت‌گیرانه‌ی خطی (Strict Rectilinear Geometry) طراحی شده‌اند. همچنین، هرم‌هایی به‌عنوان بناهای تدفینی (Burial Monuments) ساخته شدند و کاوشگران اسپانیایی انبوهی از اشیای زرین و جواهرات را در آن‌ها کشف کردند.
تمدن اینکا (Inca Civilization) که پس از چی‌مو (Chimu) ظهور کرد، در زمان ورود اسپانیایی‌ها فرهنگ غالب بود. اینکاها (Incas) هم مناطق ساحلی و هم سرزمین‌های کوهستانی رشته‌کوه آند (Andes) را در اختیار داشتند. با پایتختی در کوسکو (Cuzco)، تا میانه‌ی سده‌ی پانزدهم، تمدن اینکا به مهم‌ترین قدرت در قاره‌های آمریکا تبدیل شده بود.
در این تمدن، با استفاده از سنگ‌های نامنظم که با دقت تراشیده و بدون ملات در کنار هم قرار داده می‌شدند، دیوارهای خانه‌ها، معابد و کاخ‌ها ساخته می‌شدند. این روش در بخش‌هایی از شهر کهن کوسکو (Cuzco) و در دژ عظیم ساکسای هوامان (Sacsayhuaman) به‌وضوح دیده می‌شود (تصویر 1.28).
اینکاها هرگز روشی پیشرفته‌تر از استفاده‌ی چوب و کاهگل (Thatch) برای پوشش سقف توسعه ندادند، از این رو فضاهای داخلی کامل از آن دوران به‌جا نمانده است.
مجسمه‌ی سنگی انسانی در حالت نیمه‌تکیه‌داده که بخشی از مبلمان آیینی بود. این اثر برای نگهداری نذورات در مراسم قربانی در معبد بالای هرم به کار می‌رفت. پیکره با رنگ‌های درخشان نقاشی شده بود و در کنار دیوارهای زراندود جلوه‌ای تماشایی به فضای داخلی معبد می‌داد.
هرم پلکانی باشکوهی با ابعاد 180 فوت مربع و ارتفاع 78 فوت که معبدی بر فراز آن قرار دارد. طراحی داخلی این بنا بر پایه‌ی «نسبت طلایی» انجام شده است؛ دیوارها به‌گونه‌ای جای‌گذاری شده‌اند که فضاهای پیرامونی همچنان در نسبت 1:0.618 با تالار مرکزی ارتباط داشته باشند.
چان‌چان، پایتخت پادشاهی چی‌مو (Chimu Kingdom)، بزرگ‌ترین شهر ساخته‌شده از خشت خام (Adobe) در قاره‌ی آمریکا به شمار می‌رفت. این شهر با شبکه‌ای منظم از حیاط‌ها، باغ‌ها، گذرگاه‌های طولانی و خانه‌های کوچک سازمان یافته بود. هندسه‌ی خطی دقیق در طرح شهر دیده می‌شود. هرچند اکنون تنها ویرانه‌های آن باقی مانده‌اند، نقشه‌ی کاخ‌های متوالی هنوز قابل بررسی است.
فضاهای مهم در معابد و کاخ‌ها گفته می‌شود با پوششی از طلا مزین بوده‌اند که سطحی صیقلی و بازتابنده داشته و با آیین پرستش خورشید مرتبط بوده است.
خانه‌ی معمولی اینکاها، چه در ماچو پیچو (Machu Picchu) و چه در دیگر نقاط، اتاقی مربع‌شکل بود با دیوارهایی از خشت (Adobe) و سقفی از کاهگل (Thatch). در دیوارهای خشتی، طاقچه‌های توخالی برای نگهداری ظروف و اشیایی تعبیه شده بود که هم کارکردی و هم تزئینی بودند. سازه‌های سنگی خانه‌های ماچو پیچو سبب شده‌اند که بخشی از آن‌ها باقی بمانند، هرچند سقف‌ها از بین رفته‌اند (جز یک نمونه‌ی بازسازی‌شده، تصویر 1.29).
استفاده از پوست حیوانات و حصیرهای بافته‌شده بر کف‌ها و همچنین منسوجات رنگین و درخشان برای پتوها و آویزهای دیواری، فضاهایی را به وجود می‌آورد که می‌توان آن‌ها را سرشار از رنگ و زندگی تصور کرد.
نمونه‌هایی از بافته‌های پرویی (Peruvian Weaving) حفظ شده‌اند که از رنگ‌آمیزی متنوع و چشمگیر بهره می‌برند و اغلب تصاویری از انسان‌ها و حیوانات را نشان می‌دهند که بازنمایی خدایان و دیگر موجودات اسطوره‌ای هستند (تصویر 1.30). استفاده از منسوجات برای فرش‌ها و پتوها احتمالا گرما و رنگ بیشتری به فضاهای داخلی اینکاها می‌بخشید.
این دژ عظیم اینکا با سنگ‌های نامنظم تراشیده و بدون ملات ساخته شده است. مقیاس بزرگ دیوارها و دقت در چفت‌وبست سنگ‌ها، قدرت و مهارت مهندسی اینکاها را به نمایش می‌گذارد.
خانه‌ی معمولی اینکاها اتاقی مربع‌شکل با دیوارهای سنگی یا خشتی و سقفی از کاهگل بود. این نمونه‌ی بازسازی‌شده در ماچو پیچو نشان می‌دهد که چگونه چنین خانه‌هایی ساخته می‌شدند، اگرچه بیشتر سقف‌های اصلی از بین رفته‌اند.
این نمونه‌ی منسوج ماندگار پرویی با رنگ‌های متنوع و قوی بافته شده است. نقوش آن شامل تصاویر انسانی و حیوانی است که اغلب بازنمایی خدایان و موجودات اسطوره‌ای بودند و رنگ و گرمایی ویژه به فضاهای داخلی اینکاها می‌بخشیدند.
مصر باستان (Ancient Egypt)
تمدن مصر باستان شواهد بسیار بیشتری برای مطالعه بر جای گذاشته است، به‌گونه‌ای که هرچند هیچ فضای داخلی به‌طور کامل و دست‌نخورده باقی نمانده، امروزه می‌توان تصویر روشنی از آنچه این فضاها بوده‌اند، به دست آورد. عوامل گوناگونی در حفظ طراحی مصری نقش داشته‌اند. دره‌ی نیل سنگ مرغوب و بادوام در اختیار داشت و مصریان یاد گرفتند که آن را برای بناهای مهم به‌کار گیرند، هرچند معماری روزمره‌ی خانه‌ها و حتی کاخ‌ها همچنان بر پایه‌ی خشت خام (Mud Brick) ساخته می‌شد.
بسیاری از سازه‌های سنگی مصری تا امروز دوام آورده‌اند؛ برخی نیمه‌ویران و برخی، همچون اهرام مشهور (Pyramids)، در وضعیتی نسبتا سالم. این اهرام به‌عنوان مقبره ساخته می‌شدند و نشان‌دهنده‌ی باورهای مذهبی بودند که در مرکز جامعه‌ی مصر باستان قرار داشت.
دین مصری، همچون بسیاری از ادیان دیگر، شامل باور به زندگی پس از مرگ بود؛ اما تاکید فوق‌العاده‌ای بر حفظ جسد داشت. زندگی پس از مرگ به‌اندازه‌ای پایدار بود که بدن مومیایی‌شده پابرجا می‌ماند، و همین امر به توسعه‌ی فنون مومیایی‌کردن و ساخت مقبره‌هایی با دوام حداکثری انجامید. باور بر این بود که اشیایی که همراه جسد قرار داده می‌شدند، می‌توانستند به دنیای پس از مرگ منتقل شوند. اشیای بسیار بزرگ، مانند خانه یا قایق، در قالب مدل‌ها بازنمایی می‌شدند.
بر دیوار مقبره‌ها و معابد (تصویر 1.31)، نوشته‌ها به خط هیروگلیف همراه با تصاویر بصری حک می‌شدند یا بر گچ و سنگ نقاشی می‌گردیدند. مجموعه‌ی این بناهای سنگی، اشیای کشف‌شده در مقبره‌ها و متون و تصاویر باقی‌مانده به باستان‌شناسان امکان داده‌اند که تصویری روشن از شیوه‌های مصری و تاریخ‌نگاری دقیق آن به دست آورند.
هندسه و تناسب (Geometry and Proportion) تصاویر اهرام مصر
بزرگ‌ترین و شناخته‌شده‌ترین بناهای مصر باستان، اهرام (Pyramids)، از کهن‌ترین آثار معماری باقی‌مانده‌اند (قدیمی‌ترین‌شان مربوط به حدود 2750 پیش از میلاد است). هرچند گذرگاه‌ها و تالارهای کوچک داخلی آن‌ها اهمیت کمتری نسبت به ابعاد کلان بنا دارند، اما همین فضاها هم بیانگر اندیشه‌ی مفهومی مصریان هستند.
مصر باستان دانش و مهارت گسترده‌ای در برنامه‌ریزی هندسی داشت. اهرام جیزه (Giza) با دقتی حیرت‌انگیز در محور شمال–جنوب قرار گرفته‌اند، آن هم در زمانی که شکل کروی زمین و قطب‌های شمال و جنوب ناشناخته بود. زاویه‌ی شیب اضلاع هرم (51 درجه، 50 دقیقه، 35 ثانیه) در نگاه نخست دل‌بخواهی می‌نماید؛ اما همین زاویه در واقع زاویه‌ی قاعده‌ی مثلثی است که اضلاع آن به نسبت «مستطیل طلایی» (Golden Rectangle) قرار دارند. در این مستطیل، نسبت ضلع کوتاه (A) به ضلع بلند (B) برابر است با نسبت ضلع بلند (B) به مجموع دو ضلع (A+B).
به‌صورت عددی:
AB=BA+B\frac = \fracBA=A+BB
تنها مقداری که این رابطه را برآورده می‌سازد، نسبت 1:0.618 است، که همان نسبت 1:1.618 به‌شمار می‌رود؛ نسبتی که به «نسبت طلایی» (Golden Mean) معروف است و در تاریخ بارها کشف و بازکشف شده و همواره معنایی زیبایی‌شناسانه و رازآمیز به خود گرفته است. این واقعیت که مصریان باستان این نسبت را می‌شناختند و به کار می‌بردند، بسیار محتمل است. بدون ریاضیات پیشرفته، می‌توان این نسبت را با خط‌کش و پرگار نیز ترسیم کرد؛ با ایجاد مثلث قائم‌الزاویه‌ای که ارتفاع آن برابر با نصف قاعده است (تصویر 1.32).
هرچند فضاهای داخلی در مقایسه با حجم عظیم کل هرم کوچک‌اند، اما شکل و روابط آن‌ها بسیار پیچیده و معنادار است. یک گذرگاه به اتاق تدفین ساختگی منتهی می‌شود، در حالی که ورودی‌های واقعی به مقبره با دقت پنهان شده بودند تا از ورود غارتگران جلوگیری شود. این هرم به فرمان فرعون خوفو (Khufu / Cheops) ساخته شده بود.
این شکل نشان می‌دهد که چگونه می‌توان نسبت طلایی (Golden Ratio) را بدون استفاده از محاسبات پیچیده‌ی ریاضی و تنها با ابزارهای ابتدایی ـ یعنی خط‌کش و پرگار ـ ترسیم کرد. با ایجاد یک مثلث قائم‌الزاویه که ارتفاع آن برابر با نصف قاعده است، می‌توان روابط هندسی لازم را به دست آورد. این نسبت که در معماری مصر باستان به‌کار گرفته شد، بعدها در دوره‌های گوناگون تاریخ معماری و هنر بارها کشف و بازشناخته شد و همواره به‌عنوان تناسبی یگانه با ارزش‌های زیبایی‌شناسانه و رازآلود شناخته شده است.
نسبت طلایی و هماهنگی در طراحی
با کشیدن یک قوس دیگر، ضلع بلند مستطیل طلایی به‌عنوان وتر مثلثی منتقل می‌شود که نمای نیمه‌برش ارتفاعی هرم را بازنمایی می‌کند هنر و طراحی مصری به‌طور منظم از این نسبت ظریف و بسیاری از مفاهیم ساده‌تر هندسی در معماری، هنر و طراحی اشیای روزمره استفاده می‌کرد. همین امر باعث شده است که بسیاری از آثار مصری واجد موفقیت زیبایی‌شناسانه‌ی شگفت‌انگیز باشند؛ موفقیتی که به‌اصطلاح «هماهنگ» (Harmonic) خوانده می‌شود، زیرا با مبانی ریاضی مشابهی در موسیقی همبستگی دارد. آکوردهای موسیقی که صدایی خوشایند («هماهنگ») ایجاد می‌کنند، از نغمه‌هایی تشکیل شده‌اند که بسامد ارتعاشی آن‌ها نسبت‌های ساده‌ای چون 2:3، 3:4 یا 3:5 دارند. در مقابل، نسبت‌های نامنظم مانند 17:19 صدایی خشن و ناهماهنگ تولید می‌کنند. تناسب‌های به‌کاررفته در طراحی مصری نیز به همین معنا «هماهنگ» بودند، همچون آکوردهای موسیقایی.
معابد و خانه‌های مصری (Egyptian Temples and Houses)
نقشه‌های معابد مصری نسخه‌های گسترش‌یافته و پیچیده‌تر نقشه‌ی خانه‌های مصری بودند: با یک تالار مرکزی ـ خانه‌ی خدا ـ که در درونی‌ترین بخش قرار داشت و از طریق لایه‌هایی از دیوارها، دروازه‌ها و حیاط‌های متوالی قابل دسترسی بود.

1.28: دژ ساکسای هوامان (Sacsayhuaman Fortress)، کوسکو (Cuzco)، پرو (Peru)، حدود سده‌ی پانزدهم میلادی

1.29: خانه‌ی بازسازی‌شده‌ی اینکا در ماچو پیچو (Reconstructed Inca House, Machu Picchu)، پرو (Peru)

1.30: بافته‌ی پرویی (Peruvian Weaving)، پرو (Peru)، حدود 1300–1500 میلادی

1.31: مقطع عرضی هرم بزرگ جیزه (Cross-Section of the Great Pyramid at Giza)، مصر (Egypt)، حدود 2550–2480 پیش از میلاد (B.C.E.)

1.32: ترسیم نسبت طلایی (Construction of the Golden Ratio) با خط‌کش و پرگار، با استفاده از یک مستطیل طلایی، ضلع بلند (A) به‌صورت قوسی به ضلع بلند مقابل منتقل می‌شود. مثلث حاصل، قاعده‌ای به اندازه‌ی (B) و وتری برابر با (A) دارد و به «مثلث طلایی» (Golden Triangle) شهرت یافته است. زیر نویس تصویر 1.34 است بنظرم چک شود

مصری‌ها مصالح خشتی که در خانه‌ها و احتمالا در معابد نخستین استفاده می‌شد، به‌تدریج در معابد مهم به سنگ تراش‌خورده و صیقلی تبدیل کردند. طراحی ستون‌های سنگی (Stone Columns) با حلقه‌هایی در پایه و زیر سرستون، از ستون‌های خشتی خانه‌ها و کاخ‌ها الهام گرفته بود که با نی‌های بسته‌شده (Bundled Reeds) استحکام می‌یافتند. همچنین، شیب به‌داخل دیوارها که در بناهای خشتی برای پایداری بیشتر به‌کار می‌رفت، در سازه‌های سنگی نیز حفظ شد و به یکی از ویژگی‌های رایج معماری مصر باستان تبدیل گردید.
سنگ‌های تخت (Flat Stones) به‌عنوان مصالح پوشش سقف فقط می‌توانستند دهانه‌های کوتاه را بپوشانند. بنابراین، نقشه‌ها معمولا شامل اتاق‌های کوچک و گذرگاه‌های باریک بودند؛ یا، برای فضاهای بزرگ‌تر، از ستون‌های متعدد نزدیک به هم استفاده می‌کردند تا سنگ‌ها بتوانند از ستونی به ستون دیگر امتداد یابند. این نوع پوشش سنگی «لِنتل» (Lintel) نامیده می‌شود و شیوه‌ی معماری مبتنی بر ستون و لنتل، «ساختار ستونی و پوششی» یا «Trabeated Construction» خوانده می‌شود.
فضای بزرگی که با ستون‌های متعدد پر شده باشد «تالار ستون‌دار» (Hypostyle Hall) نام دارد. تالار ستون‌دار عظیم معبد آمون (Temple of Amon) در کارناک (Karnak) که ساخت آن از حدود 1530 پیش از میلاد آغاز شد، 170×338 فوت وسعت دارد و شامل 134 ستون است که سطوح آن‌ها با کتیبه‌های هیروگلیف حکاکی‌شده و رنگ‌آمیزی‌شده پوشانده شده‌اند (تصویر 1.34). ستون‌ها از چندین قطعه‌ی سنگی مدور ساخته شده و با سرستون‌هایی به شکل غنچه یا گل پاپیروس تزئین شده‌اند. بخش مرکزی تالار از کناره‌ها بلندتر است و همین امر امکان ایجاد پنجره‌های کلِرستوری (Clerestory Windows) را می‌دهد تا نور طبیعی وارد تالار شود.
ورود به تالار از میان دو دروازه‌ی بزرگ میان برج‌های سنگی عظیم موسوم به «پیلون» (Pylons) صورت می‌گیرد و میان آن‌ها یک حیاط باز گسترده قرار دارد. در پشت تالار ستون‌دار، سه دروازه‌ی دیگر میان پیلـون‌ها به مجموعه‌ی وسیع تالارها و گذرگاه‌های کوچک‌تر منتهی می‌شوند ـ بخشی از آن‌ها امروز ویران شده ـ که به درونی‌ترین فضای مقدس، یعنی تالار ویژه‌ی ایزد، راه داشتند.
نقشه‌ی معابد مصری را می‌توان با تحلیل‌های هندسی بررسی کرد که نشان می‌دهند نسبت‌ها و روابط فضایی، دیوارها و ستون‌ها نه‌تنها زیبایی‌شناسی بلکه معنای رمزی و رازآلود داشته‌اند. تقارن دوجانبه (Bilateral Symmetry) تقریبا همواره الگوی غالب طراحی بود.
از کاخ‌های خشتی تنها نشانه‌هایی باقی مانده است، اما بازسازی‌های ترسیمی، مانند آنچه ویوله-لو-دوک (Viollet-le-Duc) در قرن نوزدهم انجام داد، تصویری از فضاهای داخلی احتمالی به دست می‌دهند. به‌عنوان نمونه، او حیاط یک کاخ را بازسازی کرده که ستون‌ها در دو سوی آن ایوان‌های سایه‌دار ایجاد کرده‌اند، در حالی که سایبان‌هایی پارچه‌ای (Awnings) بخشی از فضای حیاط را پوشش می‌دادند (تصویر 1.35).
همچنین، شواهدی از شهرک‌هایی وجود دارد که برای اسکان کارگران پروژه‌های عظیم سلطنتی ساخته شده بودند. بازمانده‌های این بناها، مبنایی برای بازسازی خانه‌هایی شده‌اند که در انتهای باغ‌های محصور ساخته می‌شدند؛ باغ‌هایی که هم برای تولید خوراک و هم برای آسایش استفاده می‌شدند. در برخی مقبره‌ها نیز مدل‌های چوبی از خانه‌ها، دکان‌ها و دیگر کاربری‌های زندگی روزمره یافت شده است که اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی سرزندگی و رنگارنگی جنبه‌های زندگی مصری ارائه می‌دهند.

1.33: استخراج زاویه‌ی هرم از مستطیل طلایی (Derivation of Pyramid Angle from a Golden Rectangle)

1.34: معبد آمون (Temple of Amon)، کارناک (Karnak)، مصر (Egypt)، حدود 1530 پیش از میلاد (B.C.E.)

اهرام ثلاثه مصر

فضای داخلی اهرام ثلاثه، مصر

1.35: ویوله-لو-دوک (Viollet-le-Duc)، «نمای داخلی یک کاخ مصری»، از کتاب سکونتگاه‌های انسان در همه اعصار (1876)، این تصویر بازسازی‌شده، حیاط یک کاخ مصری به‌سمت پیلُن‌های ورودی نشان داده شده است. ستون‌ها از نی ساخته و با گِل اندود شده بودند و سپس با نقوش رنگارنگ نقاشی می‌شدند.

1.36: تخت آیینی (Ceremonial Throne) از مقبره‌ی توت‌عنخ‌آمون (Tutankhamen)، حدود 1345–1325 پیش از میلاد

استفاده از رنگ در مصر باستان
مصریان از رنگ با قدرت و اثربخشی بهره می‌بردند. آن‌ها از رنگ‌دانه‌های اولیه‌ی شفاف ـ قرمز، زرد و آبی ـ و همچنین سبز استفاده می‌کردند. این رنگ‌ها نه تنها در تزئینات داخلی بلکه در اشیای روزمره نیز کاربرد داشتند و تصویری زنده از دنیای آن‌ها به دست می‌دهند.
تالار ستون‌دار (Hypostyle Hall) فضایی عظیم است که تقریبا سراسر آن با ستون‌هایی پر شده بود که سقف سنگی را نگه می‌داشتند. سطوح ستون‌ها با خطوط هیروگلیف حکاکی‌شده پوشیده شده بودند. در اصل، این سطوح با رنگ‌های درخشان رنگ‌آمیزی شده بودند (که هنوز بخشی از آن‌ها باقی است) و در نور اندکی که از پنجره‌های کلرستوری (Clerestories) در بالای سقف وارد می‌شد، جلوه‌ای درخشان و روحانی پدید می‌آوردند.
در آثار معماری و فضاهای داخلی مصریان، رنگ سفید و سیاه نیز به‌کار می‌رفت؛ رنگ سیاه عمدتا برای خطوطی استفاده می‌شد که نواحی رنگی قوی را مشخص و مرزبندی می‌کردند. در فضاهای داخلی، سقف‌ها اغلب با رنگ آبی تند نقاشی می‌شدند تا نمایانگر آسمان شب باشند. کف‌ها گاه به رنگ سبز درمی‌آمدند، که احتمالا نمادی از رود نیل (Nile) بود.
مبلمان و سایر اثاثیه داخلی مصر (Egyptian Furniture and Other Interior Furnishings)
دانش ما از مبلمان مصر باستان از دو منبع اصلی سرچشمه می‌گیرد:
1. تصاویری در نقاشی‌های دیواری که صحنه‌هایی از زندگی روزمره در خانه‌های سلطنتی یا اشرافی را نشان می‌دهند.
2. نمونه‌های واقعی مبلمان که در مقبره‌ها به‌طور استثنایی باقی مانده‌اند.
دانش ما از مبلمان مصر باستان نه‌تنها از نقاشی‌های دیواری، بلکه از نمونه‌های واقعی‌ای به دست آمده که در مقبره‌ها قرار داده شده و باقی مانده‌اند. این نمونه‌ها شامل صندلی‌ها، میزها و کمدها هستند؛ بسیاری از آن‌ها برای استفاده و نمایش در خانه‌های ثروتمندان و قدرتمندان با تزئینات غنی آراسته شده بودند.
صندلی‌های معمولِ باقی‌مانده دارای اسکلت ساده‌ی چوبی با نشیمن کوتاه‌اند که با تسمه‌های نی بافته یا نوارهای چرمی پوشیده می‌شد. پایه‌ها اغلب در انتها به شکل پنجه‌ی حیوانات کنده‌کاری می‌شدند. چهارپایه‌های تاشو با فرم X نیز نمونه‌هایی زیبا و ساده هستند که تا امروز باقی مانده‌اند.
اشیای باشکوه به‌دست‌آمده از مقبره‌ی فرعون توت‌عنخ‌آمون (Tutankhamen، حدود 1345–1325 پیش از میلاد) نمونه‌های شناخته‌شده‌ای از مرحله‌های رنگارنگ و پرزرق‌وبرق طراحی مصری هستند (تصویر 1.36). افزون بر این‌ها، اشیای کوچک‌تر، سفالینه‌ها و ظروف شیشه‌ای نیز به‌جا مانده‌اند. جعبه‌های چوبی کوچک، گاه با عاج تزئین‌شده، برای نگهداری لوازم آرایش و ابزارهای زینت شخصی به کار می‌رفتند. این اشیا اغلب با نظام‌های هندسی از جمله نسبت طلایی (Golden Section) طراحی شده بودند.
نمونه‌های دیگر همچون تخت، جعبه‌ی آرایش (Cosmetics Box) (تصویر 1.37) و یک صندلی ساده (تصویر 1.38) نشان‌دهنده‌ی ظرافت و سادگی طراحی مبلمان مصری‌اند. قطعات بافته‌شده‌ای که باقی مانده‌اند نیز گواه مهارت بالای مصریان در بافندگی و استفاده‌ی هنرمندانه از رنگ در منسوجات هستند.
تمدن مصر باستان تا زمان رومیان، هرچند با نیرویی رو به کاهش، به حیات خود ادامه داد. میزان تاثیر آن بر تحولات بعدی اروپا همچنان موضوع بحث است. بی‌شک اقوام مدیترانه‌ای از مصر بازدید کردند، اما اینکه طراحی یونان باستان تا چه حد از مصر تاثیر گرفته، در حد حدس و گمان است. چه مسیر مستقیمی در توسعه‌ی معماری وجود داشته باشد یا نه، طراحی مصر باستان به‌روشنی نمایانگر قدرت اندیشه‌ی مفهومی در خلق بیان زیبایی‌شناسانه‌ای قدرتمند است.
ساختار اصلی از چوب آبنوس است که تنها در پایه‌های صندلی دیده می‌شود. کل سطح با زراندود، عاج و صفحات تصویری نمادین پوشیده شده است. کارکرد نشستن در برابر نمایش ثروت، شکوه و قدرت قرار دارد، که در کیفیت خارق‌العاده‌ی اجرا و مصالح گران‌بها تجلی یافته است.
این نمونه‌ها از درون مقبره‌ای به‌دست آمده‌اند. تخت، پایه‌هایی به شکل حیوان دارد و جعبه‌ی ساخته‌شده از آبنوس و عاج با نسبت‌های هندسی طراحی شده که با نسبت طلایی (1:1.618) مرتبط‌اند.
این صندلی چوبی با اتصالاتی زیبا ساخته شده است (با ابزارهای سنگی). پشتی پهن و نشیمن آن با حصیر نی بافته شده است. ارتفاع کوتاه صندلی نشان می‌دهد که نشستن چهارزانو رایج‌ترین شیوه‌ی نشستن در آن زمان بوده است.

1.37: تخت و جعبه‌ی مصری (Egyptian Bed and Box)، حدود 1314–1158 پیش از میلاد

1.38: صندلی مصری (Egyptian Chair)، حدود 1400–1295 پیش از میلاد

فضای داخلی مقبره‌ی رامسس دوم، مصر

انتشار: سه‌شنبه, 11 نوامبر, 2025معماری دسته بندی هابرچسب ها: