تاریخچهی طراحی و معماری داخلی در جهان
تحریریه هنرمعماری
بخش نخست

“فضای داخلی نه فقط ظرفی برای زندگی، که روایتی است از فرهنگ، قدرت، زیبایی و خاطره”
جان پایل، 2014
طراحی داخلی در طول تاریخ بشر، همواره بهمثابه یکی از بنیادیترین ابزارهای بازتاب اندیشه، باور، منزلت اجتماعی و خواست زیباییشناختی انسان عمل کرده است. این حوزه نه صرفا یک بیان تزئینی، بلکه سامانهای میانرشتهای است که جایگاهی ویژه در مطالعات معماری، انسانشناسی، تاریخ هنر و فرهنگ مادی دارد. آنچه در درون یک فضا شکل میگیرد، حامل روایتهاییست که نه فقط در قالب فرم، رنگ و بافت، بلکه در سطحی ژرفتر، ساختارهای فرهنگی و اجتماعی هر دوران را بازتاب میدهد این مقدمه تلاشیست برای ترسیم چگونگی مطالعهی تاریخ طراحی داخلی بهعنوان پدیدهای جهانی، پیچیده، و پیوسته در تحول.
تعریف علمی طراحی داخلی
طراحی داخلی (Interior Design) شاخهای از معماری و هنرهای کاربردی است که به تحلیل، برنامهریزی، سازماندهی و خلق فضاهای درونی بهمنظورارتقای کیفیت زندگی، عملکرد، ایمنی و زیبایی در محیط ساخته شده میپردازد. این حوزه نهتنها به جنبههای بصری و زیباییشناسانهی فضا، بلکه به نیازهای روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی کاربران نیز توجه دارد. برخلاف تصور عمومی که طراحی داخلی را صرفا به دکوراسیون تقلیل میدهد، پژوهشگران معاصر همچون کلیف ادواردز، ۲۰۰۵، Clive Edwards در کتاب (طراحی داخلی: درآمدی انتقادی) Interior Design: A Critical Introduction و جان پایل (John Pil) در کتاب تاریخ طراحی داخلی، A History of Interior Design، طراحیداخلی را بخشی از زبان معماری میدانند؛ عرصهای که در آن میان فرم، عملکرد، معنا و تجربهی زیستهی انسانی پیوندی اساسی برقرار میشود. در حقیقت طراحی داخلی فضایی است برای زیستن، ادراک، تامل و حتی نیایش.
همچنین این پژوهشگران طراحی داخلی را بخشی بنیادین از زبان معماری میدانند که میان فرم، عملکرد، تجربه و معنا پیوندی اساسی برقرار میکند.
جان پایل (John Pile)مینویسد:
“طراحی داخلی نه فقط بر بهبود عملکردی و زیباییشناسانهی فضاهای درونی تمرکز دارد، بلکه بر تأثیرات عاطفی و روانشناختی این فضاها بر ساکنان آن نیز تاکید دارد.”
همچنین پنی اسپارک (Penny Sparke) نیز در کتاب “طراحی داخلی مدرن” (The Modern Interior) فضای داخلی را چنین تعریف میکند:
“فضای داخلی صرفا یک ظرف معماری نیست، بلکه متنی فرهنگی است که بهطرزی ژرف در مفاهیمی چون هویت، مدرنیته، سلیقه و قدرت ریشه دارد.”
در استانداردهای شورای اعتبارسنجی طراحی داخلی –( CIDA Council for Interior Design Accreditation) آمده است:
“طراحی داخلی شامل تحلیل، برنامهریزی، طراحی، مستندسازی و مدیریت پروژههای ساخت یا تغییر در فضاهای داخلی است که فاقد مؤلفههای سازهای یا لرزهای هستند.”
اهمیت طراحی داخلی در جهان
در جهان معاصر و مدرن امروز، تجربهی زیستن بیش از هر زمان دیگری در درون فضاهای بسته و طراحیشده شکل میگیرد. اگرچه طبیعت و فضاهای باز همواره ما را به سوی آزادی، گریز و رهایی فرا میخوانند، اما این میل به خروج از محیط بسته، در ذات خود گواهی است بر شدت و فراگیری حضوری که فضاهای داخلی در زندگی روزمرهی ما دارند. در واقع، اکثریت مطلق فعالیتهای انسانی—از زیست و زندگی فردی گرفته تا تولید، آموزش، درمان و فرهنگ وعبادت —در بستر فضاهای طراحیشدهی داخلی جریان دارد. مطالعات تطبیقی در حوزهی طراحی داخلی، نظیر آثار Clive Edwards، John Pile، Penny Sparke و Anne Massey، همانطور که گفته شد بر این نکته تاکید دارند که طراحی داخلی نه تنها زبانِ فضاییِ تمدنهای بشری، بلکه عرصهای پیچیده برای تلاقی عملکرد، هویت، زیبایی و قدرت است و به تعبیر پنی اسپارک، فضای داخلی «نهتنها ظرف معماری، بلکه متنی فرهنگی است»، واجد کدهایی از طبقه، جنسیت، سلیقه، و ایدئولوژی. در این میان، آنچه طراحی داخلی را از صرفا یک تزئین یا چیدمان متمایز میسازد، حضورش در قلب تجربهی زیستهی انسان است. ما در فضاهای داخلی میخوابیم، تغذیه میکنیم، کار میکنیم، میآموزیم، و حتی دعا میخوانیم. این فضاها، لایههایی از هویت فردی و جمعی، خاطره و معنا را در خود جای میدهند؛ لایههایی که از طریق فرم، نور، بافت، مقیاس، رنگ، و حتی صدا و بو، درک میشوند.
بشر بر زمین حدود ۱.۷ میلیون سال است که برروی کرهی خاکی زندگی میکند، هرچند آنچه ما بهعنوان «تاریخ» ثبت کردهایم، حداکثر، به شش تا ده هزار سال گذشته بازمیگردد. دربارهی زمان و مکان نخستین سکونتگاههای بشر، گمانهزنیهای بسیاری وجود دارد. پناهگاههای اولیه، سازههایی بودند که انسانها برای محافظت و آسایش خود در برابر شرایط محیطی ایجاد کردند. آن فضاهای داخلی ابتدایی، زندگی و رفتارهای ساکنانشان را در خود جای داده بودند. با نگاهی به سیر تاریخی، درمییابیم که طراحی داخلی از بدو تمدن، ابزاری برای بیان فرهنگی و اجتماعی انسان بوده است. در غارهای دورهی ماگدالنی( Magdalenian caves)1، چیدمان استخوانها، نقاشیهای دیواری، و جانمایی آتش در فضا، نخستین نمودهای ترکیب عملکرد و آیین را پدید آورد. در میانرودان (بین النهرین)2، مصر، و ایران باستان، فضاهای داخلی دارای ساختاری نمادین، عملکردی، و آیینی بودند که بازتابدهندهی قدرت سیاسی و مفاهیم متافیزیکی نیز محسوب میشدند. مقبرهی «رامسس دوم» (Tomb of Ramesses II)3 در درهی پادشاهان، با ترکیب نور، رنگ، روایت و پیکربندی فضایی، نمونهای از این پیوند مقدس میان فضا و معناست. طراحی داخلی—چهحرفهای و چه غیرحرفهای—بخشی جداییناپذیر از زندگی است. این حوزه نهتنها شامل فضای داخلی خانهی خود فرد میشود، بلکه فضای منازل دوستان و بستگان، دفاتر، فروشگاهها، رستورانها، مدارس، بیمارستانها، ایستگاهها، وسایل حملونقل و هر فضای بستهای را که زندگی مدرن در آن در جریان است نیز در بر میگیرد. بدیهی است که مردمان در گذشته زندگی درونی متفاوتی نسبت به امروز تجربه میکردند، زیرا فضاهایی که در آنها زندگی میکردند، با فضاهای امروزی بسیار متفاوت بودند. برای لحظهای تصور کنید که یک دهقان قرون وسطایی در کلبهای گلی، یک شوالیه در قلعه، یک راهب در صومعه، یا زن و مردی در خانهای شهری در عصر ویکتوریا چگونه زندگی میکردهاند—هر کدام تداعیگر الگویی خاص از زندگیاند که با شرایط امروزی بسیارتفاوت دارد.
ایران باستان، بهویژه در دورهی باشکوه هخامنشیان، یکی از پیشگامان هنر و معماری در تاریخ و جهان باستان بهشمار میرود؛ تمدنی که نهتنها در عرصههای سیاسی و نظامی، بلکه در هنر، معماری، پیکرتراشی، ساخت سفال و آرایههای تزیینی، جواهرات وطراحی فضا و زیباییشناسی نیز سرآمد بود. ایرانیان باستان، طراحیداخلی را نه صرفا جنبهای کاربردی، بلکه عنصری بنیادین در بازتاب قدرت، فرهنگ و نظم کیهانی میدانستند. فضاهای درونی کاخها، معابد و تالارهای حکومتی با وسواس و دقت طراحی میشدند تا هماهنگی کاملی با مفاهیم نمادین و جهانبینی ایرانی داشته باشند.

لشکر جاویدان هخامنشی (Immortals of the Achaemenid Empire)، کاشیکاری لعابدار، شوش، در دوران داریوش بزرگ برای تزئین کاخ آپادانای شوش ساخته شد، 510 قبل از میلاد.

خانهی سبک ویکتوریایی، دوره سلطنت ملکه ویکتوریا (۱۸۳۷-۱۹۰۱) در بریتانیا

خانهی یک شوالیه در قرنهای گذشته
پرسپولیس، یا تختجمشید، نمونهای بینظیر از این نگاه هنرمندانه و معناگرا به طراحیداخلی است. تالارهای عظیم، با ستونها و سرستونهای سنگی و پیکرتراشی شدهی آراسته، کفپوشهایی از سنگهای صیقلی، و دیوارهایی مزین به نقشبرجستههای دقیق و هماهنگ و با رنگهایزیبا و اصیل ایرانی ، نهفقط کارکردی آیینی و حکومتی داشتند، بلکه در بُعد زیباییشناختی نیز واجد ارزشهایی کمنظیر بودند. هر جزئی، از چیدمان فضاها گرفته تا نورگیری، رنگ، مصالح و تزئینات، حامل پیامی از شکوه امپراتوری، نظم جهانی و هماهنگی با طبیعت بود. از درخشانترین نمونههای هنر طراحی داخلی در این دوره، دیوار لعابدار معروف به «دیوار سربازان جاویدان» است که از کاخ شوش بهدست آمده و اکنون در موزه لوور نگهداری میشود. این اثر فاخر با آجرهای لعابدار رنگین، سربازان هخامنشی را در حال رژه و با نظمی بینقص به تصویر میکشد. کاربرد لعابهای فیروزهای، سبز و طلایی نه تنها نشان از توان فنی هنرمندان ایرانی دارد، بلکه نمایانگر درک عمیق آنان از تاثیر رنگ، تکرار و تقارن در فضاهای داخلی است. این دیوار تزئینی، در کنار سایر عناصر طراحی، نشان میدهد که در ایران باستان، طراحی داخلی بخشی از بیان سیاسی، فرهنگی و زیباییشناختی یک تمدن مقتدر بود، تمدنی که هنر را در خدمت معنا و هویت قرار داده بود.
در معماری یونان باستان، تمایز فضایی میان «اویکوس» (oikos – فضای زندگی خانوادگی) و «آندرون» (andron – فضای مهمانپذیر مردانه) نمایانگر نظم اجتماعی، جنسیتی و زیباییشناسی بود. رومیان نیز با تعریف فضاهایی چون آتریوم، تریکلینیوم، و کوبیکولوم، طراحی و معماریداخلی را بهعنوان زبان نمایشی قدرت، نظم و شکوه بسط دادند. موزاییکهای ظریف، نور طبیعی، نقاشیهای دیواری، و مبلمان طراحیشده، همگی بیانگر فرهنگی بودند که فضا را نه صرفا محلی برای اقامت، بلکه ابزاری برای نمایش و تمایز میدید.
همانطور که قبلا گفته شد، طراحی داخلی، برخلاف تصور عمومی، صرفا محدود به خانههای مسکونی یا دکوراسیون آنها نیست. امروزه این حوزه شامل فضاهایی چون دفاتر کار، فروشگاهها، رستورانها، مراکز درمانی، فضاهای آموزشی، ایستگاهها، فرودگاهها، هتلها و حتی وسایل حملونقل مانند قطار و هواپیماست. هر کدام از این فضاها حامل نوعی تجربهی عملکردی، احساسی، و فرهنگیاند. به همین دلیل، در متون علمی معاصر، طراحی داخلی اغلب بهعنوان «فضای میانجی» تعریف میشود؛ جایی در حدفاصل میان بدن انسان، بنا و جهان. از سوی دیگر، تحولات اجتماعی، اقتصادی و تکنولوژیک همواره تاثیر مستقیمی بر شیوههای سازماندهی فضاهای داخلی داشتهاند. از خانههای سنتی ایرانی با سازمان فضایی حیاط محور و مفاهیم اندرونی–بیرونی، گودال باغچه گرفته تا واحدهای آپارتمانی مدرن با تمرکز بر فشردگی، حریم، و کارایی، طراحی داخلی همواره تابع گفتمانهای زمانهی خود بوده است. آنچه طراحیداخلی را پایدار میسازد، توانایی آن در پاسخ به نیازهای متغیر و پیشبینی الگوهای جدید زندگی است. با این نگاه، مطالعهی تاریخ طراحیداخلی تنها نوعی بازخوانی گذشته نیست، بلکه بستری برای فهم تحولات فرهنگی، اجتماعی، جنسیتی و زیباییشناسی است. طراحان و معمارانداخلی معاصر باید همچون مورخان فضاهای معماری عمل کنند؛ کسانی که نه فقط به فرم، بلکه به لایههای معنایی فضا نیز حساساند. یکی از دشواریهای مطالعات تاریخ طراحیداخلی، در ماهیت چندلایه و میانرشتهای این حوزه نهفته است. طراحی داخلی همزمان با معماری، طراحی صنعتی، هنرهای کاربردی، فناوریهای مکانیکی، جامعهشناسی، روانشناسی محیطی و حتی رسانههای نوظهور در ارتباط است. هیچ فضای داخلی بدون تعامل با اشیاء، مبلمان، نور، جنس مصالح، یا جریان هوا تعریف نمیشود. در همین راستا، پژوهشگرانی چون سارا ویگلزورث (Sarah Wigglesworth) و مارک تیلور (Mark Taylor) به مفهوم «فضای زیسته» (lived space) اشاره دارند؛ فضایی که نهتنها ساخته میشود، بلکه احساس، تجربه و تفسیر نیز میگردد.
در نهایت، باید توجه داشت که حجم عظیم فضاهای داخلی طراحیشده در طول تاریخ، پژوهشگران را ناگزیر از گزینش آثار شاخصتر و تاثیرگذارتر میسازد. در انتخاب نمونهها، سبکها، شخصیتهای تاثیرگذار و رویدادهای مهم، ناگزیر نوعی فیلتر ذهنی و تحلیلی اعمال میشود که بر پایهی دیدگاه پژوهشگر، زمینهی فرهنگی و اهداف پژوهشی استوار است.
در این مجموعه مقالات که بصورت سریالی در هر شمارهی فصلنامهی هنر معماری منتشرخواهدشد، تلاش شده تا نمایی کلی و منسجم از حدود هفت هزار سال سیر تحول طراحی داخلی، از آغاز تاریخ مکتوب تا دورهی معاصر، ارائه گردد. این روایت، همچون هر روایت تاریخی دیگر، گزینشی و تفسیرمحور است؛ اما در عین حال، برآمده از منابع دانشگاهی معتبر، مطالعات تطبیقی، و تلاشی برای پیوند نظریه با تجربهی فضایی انسان مدرن است. مطالعه طراحیداخلی و تحولات و تغییرات آن در طول تاریخ، روشی مفید است هم برای کاوش در گذشته و هم برای درک فضاهایی که زندگی مدرن در آنها جریان دارد. از طراحان داخلی حرفهای انتظار میرود که تاریخ طراحی را مطالعه کنند، شیوههای گذشته را از نظر «سبکها» بشناسند و نامها و ماهیت مشارکت افرادی را که روشهای جالب و تاثیرگذار در طراحی ارائه دادهاند، بدانند و در نهایت با ایدهپرداری، خلاقیت و استفاده از دانش و تکنولوژیهای نوین بتوانند فضاهای انسانمحور و طراحی آثاری با تمرکز برای زیستن خلق نمایند.
پینوشت
1- غارهای ماگدالنی (Magdalenian caves) عمدتا در فرانسه و شمال اسپانیا قرار دارند. معروفترین آنها در جنوب غربی فرانسه واقع شدهاند به مجموعهای از محوطههای غارنشین اروپایی در حدود ۱۷٬۰۰۰ تا ۱۲٬۰۰۰ پیش از میلاد اشاره دارد که به دلیل آثار هنری برجسته دورهی پارینهسنگی پسین، شامل نقاشیها، حکاکیها و کندهکاریهای غاری شهرت دارند.
2- واژهی «میانرودان» ترجمه فارسی Mesopotamia است، معادل فارسی و سنتی آن بینالنهرین است، به منطقهای تاریخی اشاره دارد که میان دو رود دجله و فرات قرار گرفته و در بخشهای امروزی عراق، سوریه و ترکیه واقع شده است.
3- مقبرهی رامسس دوم (KV7) در درهی پادشاهان لوکسور مصر واقع شده و به یکی از بزرگترین فرعونهای دورهی پادشاهی نوین (حدود ۱۲۷۹ تا ۱۲۱۳ پیش از میلاد) تعلق دارد. این مقبره اگرچه در طول تاریخ بر اثر سیلابها آسیب فراوان دیده است، اما در اصل با راهروها و تالارهای مزین، شکوه دوران فرمانروایی او را به نمایش میگذاشت.
منابع و کتابها
Pile, John. A History of Interior Design. London: Laurence King Publishing.
Sparke, Penny. The Modern Interior. London: Reaktion Books.
Edwards, Clive. Interior Design: A Critical Introduction. Oxford: Berg Publishers.
Ching, Francis D. K. Interior Design Illustrated. Hoboken, NJ: Wiley.
Abercrombie, Stanley. Interior Design and Decoration. New York: Pearson Education.
Council for Interior Design Accreditation (CIDA). Standards for Interior Design Education.
«غارهای ماگدالنی» اشاره دارد به غارهای متعلق به دورهی ماگدالنی (Magdalenian) در اروپای پیشاتاریخ.

این تصویر نمایی از نقشبرجستههای سربازان جاویدان (Immortals) هخامنشی در پلکان کاخ آپادانا (Apadana Palace) در تختجمشید (Persepolis) است. این ردیف سربازان با آرایش منظم و تکرارشونده، نمادی از شکوه، انضباط و قدرت نظامی شاهنشاهی هخامنشی به شمار میرود. چنین ترکیبهای تکراری و منظم، علاوه بر کارکرد تزئینی، حامل پیام سیاسی ـ ایدئولوژیک دربارهی اقتدار شاه و نظم جهانی مدنظر او بودهاند.




















