هیبریـد پیوستـه
معماری از استیـون هــال
پکن، چین، 2009

Linked Hybrid
Architect: Steven Holl
Beijing, China, 2009

معماری معاصر جهان: مسکونی

__________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

شهر پکن، بیش از 17 میلیون جمعیت دارد و طبقه‌ی متوسط این اجتماع میل وافری به نوسازی آپارتمانِ محلّ سکونت خود و یا انتقال به واحدهایی با معماریِ مدرنِ برتر دارند. این شهر از ده سال پیش، توجه زیادی به ساخت برج‌های مسکونی نشان داده و در طول این روند، اقدام به تخریب بسیاری از خانه‌های یک‌طبقه، خانه‌های حیاط‌دار در محله‌های قدیمی و خیابان‌هایی که هوتونگ نام دارند، و نیز تسهیل معیارهای سخت اجتماعیِ حاکم در ساخت‌وساز و زندگیِ آپارتمان‌نشینی نموده است. در طول این جریان، آن دسته از چینی‌های متمول یا افراد خارجی که استطاعت مالی داشتند، خانه‌های حیاط‌ دار قدیمیِ خود را بازسازی کردند، اما قشر بیشتری از جامعه که درآمد متوسطی دارند، به آپارتمان‌های جدیدی که در برج‌های بلند یا مجتمع‌های انبوه قرار دارد، نقل مکان کردند.
مجتمع مسکونی هیبرید پیوسته که استیون هال معماری آن را به عهده گرفت، مدل متفاوتی از گسترش مجتمع‌های مسکونی با جمعیت انبوه را عرضه و معماری شگفت‌انگیز مدرن را بر روی مدل قدیمی خانه‌سازی، که ترکیبی با مرکز خرید، غذاخوری و آموزش بود، اجرا می‌کند. هال و شریک او، لی هو (که مقیم پکن است) با بهره‌گیری از بتون، طرح گسترش یک مجتمع مسکونی را به انجام رساندند که با فضای سبز و پلازای مرکزیِ زیبای خود، حتا افراد غیر ساکن در اینجا را نیز به سوی خود دعوت می‌کند. نیز معماران در تمام سطح پروژه استراتژی‌های متعددی جهت ایجاد طرحی پایدار اجرا نمودند، با این هدف که این شهرِ آلوده و شلوغ را به سمت رویکرد سبز و توجه بیشتر به معیارهای کوچک و بزرگی که در این راستا مؤثر هستند، جلب نمایند. شرکت گسترش مادِرن گرین (به معنای طرح‌های سبز مدرن)، که با معماران خارجیِ بسیاری (از جمله شرکت سوییسیِ بائوم‌ اشلاگر ابِرلِه) همکاری داشته و در پکن مستقر است، مسئولیت این پروژه را بر عهده گرفت.
پروژه‌ی هیبرید پیوسته شامل هشت برج آپارتمانیِ مسکونی‌ست که بین 14 تا 21 طبقه دارند و در ارتفاعات، با پل‌هایی یک یا دو طبقه به هم متصل می‌شوند. این حلقه‌ی معلق که برج‌ها را به هم پیوند زده، علاوه بر اینکه عاملی برای تردد هستند، فضاهایی برای برپایی گالری‌ها، مغازه‌ها، کافه‌ها و حتا کلوب‌های ورزشیِ مجهّز به استخر نیز می‌باشند. البته، سکونت در واحدهای این مجتمع از سال 2009 آغاز شد، اما در آن زمان این پل‌ها، کاربرد فعلی را نداشته و تنها، گهگاه، محلی برای برگزاری رویدادها، مهمانی‌ها و تعداد اندکی نمایشگاه بود. شرکت، مدتی بعد به فکر استفاده‌ی بهتر از این فضاهای معلقِ ارتباطی افتاد. مغازه‌ها و غذاخوری‌های بیشتری در محلّ پایه‌ی برج‌ها و نیز یک پیش‌دبستانی و مهدکودک در طول سازه‌هایی که پیرامون سایت هستند و پوشش گیاهی دارند، ساخته شده است. هال با ابراز این نکته که «با حدود 650 واحد مسکونی، این مجتمع، تراکم لازم برای حفظ فعالیت و پویایی فضاهای حلقه را دارد»، تکرار اشتباهاتی که برای سیستم پل‌های معلقِ پروژه‌ی میناپولیس اتفاق افتاده بود (به خفگی، هیاهو و زندگی خیابانی منجر شده بود) را، برای هیبرید پیوسته منتفی می‌داند. معمار می‌گوید: «ما این بار فضایی باز با ورودی‌های متعدد و دعوت‌کننده ساخته‌ایم که افراد را به سمت خود جذب می‌کند» و لی هو می‌گوید: «این پروژه یک مدل شهری تازه‌ را برای پکن تعریف می‌کند».

زندگی در برج‌های بلندِ شهری برای آینده؛ عملکرد پایدار طرح گسترش مجتمع‌های مسکونی و هماهنگی در مواجهه با فضای شهریِ پیرامون

زمانی که مادرن گرین در سال 2003، برای اولین بار با هال صحبت کرد، اظهار کرد که تنها خواستار طراحی یک مجتمع مسکونی‌ست اما معمار، کارفرما را راضی کرد که دامنه‌ی کاربری‌ها را گسترده‌تر کرده و به منظور جلب توجه سایر شهروندان به این مکان، به افزودن کاربری‌های جانبی، از جمله سینما و هتل نیز فکر کند. شش سال بعد از آن، شرکت، تقریباً تمامی فضاهایی که مدّنظر معمار بود را ساخت؛ از ‌جمله، یک هتل با سازه‌ای استوانه‌شکل و یک مجموعه‌ی چند‌منظوره‌ با طرحی شکسته و زاویه‌های تیز که هر دوی اینها از درون یک استخر بزرگ در قلب مجتمع سر بر آورده‌اند. البته، بخش هتل هنوز افتتاح نشده و به احتمال زیاد، تعدادی از واحدهای آن، به محلّ سکونت خدمه‌ی هتل اختصاص خواهند یافت.
این پروژه دقیقاً در بیرون از دومین جاده‌ی حلقوی پکن قرار دارد (در زمان ثبت این اطلاعات، پکن، شش جاده‌ی حلقوی داشت) و پیاده از ایستگاه مترو تا آنجا، حدود پانزده دقیقه است که این موارد، مجتمع مسکونی را به محلی مطلوب، با دسترسی آسان تبدیل کرده است. از آنجایی که در دهه‌های پنجاه و شصت میلادی، مائو زِدونگ این محدوده را برای استفاده‌های صنعتی، پاکسازی و آماده کرده بود، دیگر نیازی نبود تا برای پیشبرد این پروژه، به جز یک کارخانه، ساختمان یا خانه‌ای تخریب شود. هال می‌گوید: «من روی پروژه‌هایی که مردم را مجبور به جابه‌جایی و ترک محلّ زندگی خود [از سایت پروژه] نماید، کار نمی‌کنم». هال با همکاری آکادمی تحقیقات ساختمانی چین، هشت ساختمان مرتفع با پوششی بیرونی از جنس بتون ساخت که در هیچ‌یک از آنها، ستونی از میان آپارتمان عبور نمی‌کند. طرح به گونه‌ای‌ست که وزن ساختمان بر روی نما و تیرک‌های قطریِ آن، تحمیل شده و به زمین منتقل می‌شود. کف بتونی، به سیستم گرمایش و سرمایش تشعشعی مجهّز است. پل‌های فلزی-شیشه‌ای، که مشخصه‌های بارز این پروژه هستند، بین 20 تا 60 متر طول دارند. اجزای این پل‌ها بر روی زمین، به هم متصل شده و سپس در ارتفاع بالا برده شده و در محلّ ثابت خود، نصب شدند. اتصال پل‌ها به برج‌های ساختمانی به‌واسطه‌ی غلتک­هایی با بلبرینگ‌های غول‌پیکر باعث می‌شود تا در هنگام زلزله، این پل‌ها، مستقل از بنای ساختمان حرکت کنند. بنا بر اظهارات هال، مشکل‌ترین بخش پروژه، ساخت پایه‌های فلزیِ چند طبقه، به طول 10 متر، در بالای پنج تا از برج‌ها بود. هال، همانند چند پروژه‌ی دیگرش، روی سطح شیشه‌های برج‌های هیبرید پیوسته نیز رنگ را القا نمود؛ وی در این پروژه، تصاویر و طرح‌هایی اشبا‌ع‌شده را بر روی پنل‌های آلومینیومی در لبه‌ی فوقانی و دو تیرک عمودی که روکش پودری دارند اجرا کرد.
بسیاری از ایده‌ها و روند اجراییِ طرح، بر پایه‌ی استراتژی‌های پایداری صورت گرفت که در آغاز، با حفر 655 چاه‌ ژئوترمال در عمق 100 متری زمین شروع شد. این حفره‌های عمیق، در تابستان، 5600 و در زمستان، 3700 کیلووات ساعت انرژی تولید می‌کنند که این، جوابگوی اکثر نیاز گرمایشی و سرمایشی مجتمع می‌باشد. علاوه بر آنکه سیستم لوله‌کشی‌، فاضلاب را برای آبیاری فضای سبز سایت تصفیه می‌کند، استخر بزرگ مرکزی نیز همچون یک منبع بزرگ نگهداری آب عمل می‌کند. از آنجایی که آب در پکن، مسأله‌ای حائز اهمیت و ارزشمند است، نیّت هیبرید پیوسته در کاهش 41 درصدیِ مصرف آب، آن را به نمونه‌ای پیشرو و مثال‌زدنی برای سایر پروژه‌های گسترش و انبوه‌سازی تبدیل کرده است.
هر طبقه، چهار واحد دارد و هر یک از اینها در گوشه‌ای از ساختمان طراحی شده‌اند که بدین ترتیب، هر واحد، از دو جهت، نما دارد. واحدهای معمولی بین 75 تا 150 متر مربع مساحت، و از یک تا سه اتاق‌خواب دارند. درهای دومی که ارتباط بین اتاق‌ها با یکدیگر را ممکن می‌سازند، یکی از امکانات افزوده‌ی این واحدها محسوب می‌شوند که با ایجاد یک مسیر تردد بسیار خصوصی، امکانات متعددی، از قبیل اختصاص بخشی به عنوان دفتر یا ایستگاه کاری را به کاربران و ساکنین می‌دهد. نبود ستون‌های داخلی، اجرای انواع طرح‌ها و چیدمان‌های داخلی را میسّر می‌سازد. با وجود اینکه پنجره‌های متقاطعی که روی دو نمای هر واحد هستند، جریان تهویه‌ی متقاطع را تسهیل می‌کنند، واحدها به سیستم تهویه و گرمایش مکانیکی نیز مجهّز می‌باشند.
هال پروژه‌ی هیبرید پیوسته را همچون “یک شهر دورن یک شهر” می‌داند که موجب تغییرات ماندگار و ارزشمندی در طراحی ساختمان‌های شهری خواهد شد. وی می‌گوید: «مسأله، ارتفاع بلند ساختمان‌ها نیست، دغدغه بر سر پایداری و ایجاد ارتباط با بافت شهری پیرامون است». البته، محصور نمودن این مجتمع و تعبیه‌ی چند دروازه‌ی محدود به داخل این سایت، اشتباهی‌ست که متروک ماندن هتل و سایر فضاهایی که با رویکرد کاربری عمومی بر روی پل‌ها طراحی شده بودند را در پی خواهد داشت. در این صورت باید گفت که پتانسیل‌های گسترده ‌و قابلیت‌های متعدد پروژه بلا استفاده مانده و هرگز نتیجه‌ی کار به شکل طرح زنده و پویایی که مدّ نظر معمار بوده، نمود پیدا نکرده. ساخت چنین مجتمع عظیمی با قابلیت‌های فراوان، که حتا مشابه آن در آمریکا هم ساخته نشده، یک دستاورد قابل ملاحظه است. حال تنها بر عهده‌ی مدیران پروژه و مسئولان مربوطه است که از امکانات و قابلیت‌های زیاد این طرح، بهترین بهره را ببرند و آن را به مکانی با نشاط و زنده تبدیل کنند.