وقتی به سه اثر معرفی شده از رضا نجفیان می نگریم، «معماری ای مسئله برانگیز» می بینیم. همان گونه که در بخش نخست نقد اشاره شد، این معماری، معماری ست که کار را نه با ایده پردازی، که با «بررسی محدودیت هایش» آغاز می کند. البته این روالی ست که در آثار اکثر معماران هم نسل رضا نجفیان نیز دیده می‌شود؛ هرچند در بعضی پروژه های دیگر معماران، این پرسش افزایی بسیار بی ربط و دور از واقعیات انجام شده است و در بعضی دیگر نیز پاسخ های ارائه شده، مایه ی تأسف هستند. در بعضی دیگر از آثار معماران، گویی به روح زمانه و روشی که در طراحی اتخاذ نموده‌اند، آگاه نبوده‌اند. کار را با این روش آغاز کرده، اما در انتها برای دفاع از طرح خود، ارجاعات تاریخی و یا تکنیکی می‌دهند. بنابرابن، نتیجه، ملغمه‌ای مضحک از آسمان و ریسمان بافتن است. این افراد به همراه تاریخ گرایان محض که گنبد و طاق آجری می سازند، دیکانستراکتیویست هایی که پنجره های نماها را کج کار می کنند و بساز بفروش ها کج راهه های معماری ایران هستند.
نکته ای دیگری که در این معماری قابل طرح است موضوع «سلیقه» می‌باشد. وقتی شما نگاه خود را محدود به پروژه ی خود، معماری آن و کارفرما و نیازهای وی می کنید، شاید محصول نهایی، با هیچ یک از معیارهای شناخته شده قابل ارزش گذاری نباشد، البته اگر هم باشد افتخار نیست و اگر نباشد، عجیب نیست! همان‌طور که ذکر آن رفت، این معماری دستگاه زیبایی شناسی خاص خود را دارد. حال، چه فرقی می کند که کار شما به اصول مینیمالیسم، های تک، فولدینگ و هزار سبک و سیاق دیگر وفادار باشد یا نباشد، در حالی که اساساً، شاخص کار شما در رفع نیازهای درونی بوده است.
هنگامی که در جهت تولید مفاهیم و ساخت نظریات جدید گام بر می دارید، باید مسائلی را از پیش حل کرده باشید. نخست، موضوع طراحی ست! دفتری که قصد دارد در آثار خود حرفی تازه بزند و «اثری جریان ساز» در معماری کشور بسازد، نباید اسیر مقولات طراحی باشد. البته هر پروژه ای، سختی های طراحی خود را دارد، اما منظور ما، تولید ایده و مفاهیم قدرتمند است. دفتری با آرزوهای مذکور باید همچون پرنده ای بر فراز اقیانوس، آزادانه پرواز و ایده پردازی کند. دوم آنکه، چنین دفتری می بایست در جهت پر کردن بخشی از معضلات کشورش قدم بردارد که این مقوله بسیار گسترده است و می تواند خیلی متنوع باشد. سوم اینکه، این دفتر اگر وارد فضا ی مذکور شد، باید بداند که به همان اندازه که پیشرو است، مسئولیت نیز دارد.خیلی از دفاتر معماری امروز از حدود اخلاق عدول کرده اند، البته حال به نظر می رسد که مسئله ی طراحی در دفتر رضا نجفیان حل شده است. از طرفی، این دفتر اسیر چالش تکنیک و اجراست که اتفاقاً، از معضلات معماری کشور ماست. این سه اثر به وضوح نشان می دهند که بخشی از انرژی دفتر، صرف این مقوله شده است که به این مهم، می توان از حساسیتی که در کیفیت اجراها به خرج داده شده، پی‌برد. خلاصه آنکه، مسئولیت چنین دفاتری (که تعداد آنها رو به رشد می‌باشد) زیاد است. این دفاتر که در واقع رقیب کوچک اندام، اما باهوش شرکت‌های غول آسای مهندسین مشاور هستند، جریانی نو در معماری ایران به راه انداخته اند، منظور همین جریان روش طراحی بر اساس رفع محدودیت ها ست که بخش اعظم آنها زیر چتر همین نوشتار، قابل پوشش هستند. از دیگر نکات جذاب این دفاتر، تحصیلات آنها، تدریس همزمان با کار حرفه ای و استقلال فکری نسبی آنان می باشد.
علی رغم خوب بودن آثار نجفیان، نگاهی به برخی دیگر از آثار او، نشان می دهد که وی در حال ورود به دامی خطرناک برای یک معمار است. همان دامی که آیزنمن از آن فرار می کند… دام جزم اندیشی! در واقع فرمول فضای سیاه و سفید و مبلمان فسفری در آثار رضا نجفیان نباید به فرمولی تکراری بدل گردد، حتا اگر برای تمام کارفرمایان وی جواب بدهد و حتا اگر خودِ آنها این چنین بخواهند. در حقیقت، شاید بهتر باشد رضا نجفیان از ارضای فکری خودش اجتناب بورزد و هرجور که شده پرسش های جدید و راه حل های جدیدی را مطرح نماید، حتا اگر این مسئله زمان و انرژی بیشتری از او و همکاران دفترش بگیرد. یکی از نوآوری‌های طراحی های نجفیان ـ که تأکید می کنیم در این راه تنها نیست ـ حضور و فعالیت مستمر او در طراحی داخلی‌ست. آثار او به گرایشی در معماری نزدیک شده است که یا در ایران، آن‌گونه که باید مورد توجه نبوده و یا در چنته  ی دکوراتورها و سلیقه ی به‌شدت عملکردی مردم بوده که قطعاً این آثار موجب رونق معماری و رشد معماری ایران خواهند شد، اما به همین نسبت کار این معماران خطرناک و پیشرو است؛ یعنی اگر محصول آثار اینان، پس از 10 سال اثر خود را نگذارد، شاید سخت بتوان بار دیگر کارفرمای ایرانی را به‌ پای میز مذاکره برای طراحی داخلی اثری کشاند.
وقتی مبانی نظری پروژه های رضا نجفیان را می خوانیم او را هنرمندی در صدد ایجاد رابطه و گفت‌وگو می بینیم. شاید اگر پژوهشی در باب ایجاد این رابطه پس از اجرای آثار انجام دهیم، به میزان موفقیت و یا شکست آثار وی بیشتر پی‌ببریم. در کل، فراموش نکنیم آثار وی در این مسیر بی اشکال نیستند و جدا از مسئله ی فرمول و پاسخ شبیه به هم در چند پروژه ی اخیرش، انتخاب مصالح در پروژه های وی بسیار خطرناک انجام شده است. در حقیقت جسارت نجفیان در انتخاب مصالح جدید و نوآورانه (و تا حدی رادیکال) برای طراحی داخلی فضایی مسکونی یا اداری نباید باعث شود عملکرد پروژه بعد از افتتاح آن مخدوش و آزاردهنده به نظر برسد. پروژه های متأخر رضا نجفیان به‌شدت دکوراتیو و وابسته به فن عکاسی ست. او یک بار طعم تلخ اتهام، سوءتفاهم و شکاکیت داوران در مرحله ی قضاوت آثارش را به‌واسطه‌ی فضای عکاسی شده ی آثارش چشیده است. پس مقتضی ست در این باب دقت بیشتری به خرج دهد. البته نباید فراموش کنیم که هیچ معماری بدی با فنون عکاسی نمی تواند تبدیل به معماری خوب موجه و جریان سازی گردد. همچنین اگر عکس های آثار رضا نجفیان چشم نواز هستند این به علت کیفیت بالای آثار اجرا شده نیز می باشد. کیفیتی که در معماری ایران خیلی عادت به دیدن آن نداریم!
یکی از انتقادات مناسب بر معماری سه اثر اخیر رضا نجفیان، موضوع انعطاف پذیری ست. آثار وی، علی رغم ایجاد فضای باز و اعطای اختیار به کاربر خود، به‌شدت به‌دلیل نوع مبلمان بکار رفته، فانتزی و غیرقابل انعطاف پذیری می باشد. این انتقاد وقتی حالت بغرنجی به خود می گیرد که آثار وی در عین حال که به خاطر مبلمان بکار رفته غیر قابل انعطاف می شوند، از مبلمان خاصی هم بهره نمی برد! یعنی جز صندلی ها (که آن هم در فضاهای اداری از فرمولی تکراری بهره برده) در مورد باقی مبلمان، آثار نوآوری و جسارت در طراحی دیده نمی شود. شاید کارفرمای او قصد دارد که خود، مبلمان تهیه کند؛ شاید هم مشکلات سلیقه ای و مالی مطرح بوده؛ اما اگر موضوع کار نجفیان طراحی و معماری داخلی بوده است، پس به این نکته نیز باید توجه می شد. اگر این مسئله و عدم کافی بودن مبلمان برای فضاهای زندگی و کار در آثار نجفیان را بپذیریم، آنگاه پرسش‌های زیادی ست که وی باید پاسخگو باشد.
هرچند، طراح تأکید دارد در پروژه ی مسکونی در آجودانیه، رنگ آبی ملایم، علاقه ی کارفرما نیز بوده است اما باید قبول کنیم کف‌پوش، از هارمونی خوبی با آبی ملایم برخوردار نیست. درواقع کف‌پوش این بنا نقطه ی ضعف طراحی‌ست، زیرا نتوانسته به‌خوبی با آبی ملایم ارتباط بصری برقرار نماید و گویی به طرح تحمیل شده است. این عدم ارتباط حسی مناسب، در کاری که مدعی «معماری حسی» می‌باشد، در کانتر آشپزخانه و مبلمان آن نیز گاه‌به‌گاه دیده  می شود. علاوه براین، باید در فایده ی لبه های ساخته شده در کنار طرح، که خانه را شبیه به سکوهای دور حیاط مدرسه کرده است نیز تردید داشت. این سطح بندی و لبه سازی که در سقف نیز دیده می شوند، گرچه بنابر ادعای طراح، اساس طرح مبنی بر پوسته بندی بوده ، اما در بعضی مکان‌ها این پوسته ها بسیار خرد و سخت شده اند. در واقع آن سیالیتی که در پوسته بندی سقف می‌بینیم، در طرح بدنه ها به‌خوبی دیده نمی شود و گویی سقف های کاذب امکان خوبی بوده اند که در بدنه ها کاربرد نداشته اند. آخرین نکته ای که در باب طراحی خانه ی آبی ملایم باید متذکر شد، بحث نورپردازی هایی ست که به اعتقاد طراح «ترکیب رنگ آبی ملایم و سطح سفید، با نورپردازی مابین سطوح، به‌نوعی لغزندگی پوسته ها روی هم را تداعی می کند؛ که تضاد و البته خوانایی آن از نگاه بیننده پنهان نمی ماند.» حقیقت این است که این نورپردازی مابین سطوح، تا زمانی که روشن باشند این نقش را ایفا می کنند. اگر این نورها را خاموش شده تصور نماییم، آنگاه طرحی با لبه هایی تاریک، خطی مبهم و مشکی بین سفید و آبی های بکار رفته در پروژه می‌بینیم. به همین جهت، شاید این مشکی با سیاهی اُپن آشپزخانه بهتر کار کند ـ هرچند بعید است این از اهداف طراح بوده باشد.
دفتر شرکت آریا کابل، دفتری شیک و امروزی ست، اما نه به‌واسطه‌ی نمادپردازی رنگ هایش ( که رضا مدعی آن است)، بلکه به خاطر فضای نوینی که از یک دفتر اداری به ما نشان می دهد، متأسفانه، جای خالی اینگونه دفاتر و اساساً مطالعات برای طراحی دفاتر اداری حرفه ای در معماری ما به‌شدت خالی ست. از مزایای مطالعه و ساخت آثاری از این دست، پر کردن نسبی همین کمبود ها می باشد.
هارمونی بین گلدان ها و دیوارهای سبز و فضای حرفه ای که دفتر به کاربران خود پیشنهاد می دهد، بسیار با ارزش تر از نشانه پردازی هایی ست که معمار در مبانی طرح خود مدعیِ بکار گرفتن آنهاست؛ برای مثال، بکارگیری نمادین سیاهی و سفیدی، نکته ای ست که در پروژه ی دفتر شرکت آریا کابل، بکار گرفته شده است، اما مجذوب کننده نیست، زیرا همان‌طور که بیان کردیم، دوران این نمادپردازی ها به سرآمده است.
این نشـانه پـردازی، کمـابیش در دفتــر مجلـه ی دیار( از دیگر آثار نجفیان) هم به بازی گرفته شده است، که متعاقباً به آن اعتقادی نداریم. سیالیت و روان بودن دیوارها، کمتر از ایده ی رنگ بندی حاصل از چیدمان کتب در قفسه ها چشمگیر می باشد، هرچند بدنه، هویت اصلی طرح را با هزینه ی بیشتری ساخته است. بازی بارنگ‌ها و انعطاف پذیری بدنه ها از محاسن این کار می‌باشند که بر وسعت مساحت طرح به‌صورت روانی می افزایند. شاید در انتها، این شبهه به‌وجود بیاید که اگر یک طراح از این نمادها بهره نبرد، پس چگونه ایده‌پردازی نماید؟ که دقیقاً با بررسی همین آثار متوجه پاسخ آن می شویم. وقتی طرح به‌خوبی پاسخگویی نیازهای واقعی  برنامه  است، نمادپردازی لازم نیست. اگر قبول کنیم که این تجربه ی فضاست که یک معماری را از ساختمان صرف جدا می سازد، آنگاه، این نو بودنِ فضایی و مصالح است که بنا را تأویلی می کند و نیازی هم به معنابخشی ندارد.
جمع‌بندی
سه اثر رضا نجفیان، حرکتی رو به جلو و جریان‌ساز در معماری ایران هستند. این آثار در ایده، فضا و معماری، مباحثی نو را مطرح کرده اند. همچنین، باید در این بین دقت نمود که دیکته ی بدون غلط، دیکته ‌ای نانوشته می باشد. از اینرو، هیچ اثر معماری ای بدون اشکال نیست. در هیچ جای جهان نیز کسی توقعی ندارد که یک اثر معماری بدون اشکال باشد، اما اینکه ما در سطح جهانی بتوانیم «رقابت» نماییم، مسئله‌ایست ارزشمند. آثار رضا نجفیان و دیگر معماران جوان ایرانی که به‌خوبی با شناخت روند جهانی اقدام به طراحی های آوانگار کرده اند، از این منظر نیز ارزشمند و قابل احترام می‌باشند.
اساساً طرح معماری و اجرای معماری، شجاعت خاصی را می طلبد و هنرمندی که خود را وارد این جریان می کند، باید فی‌نفسه به‌دلیل اینکه امکان نقد خود و اندیشه اش را در اختیار دیگران قرار داده است، باید مورد تمجید قرار گیرد. رضا نجفیان و دیگر معمارانی که در این زمینه ما را یاری کرده‌اند، در واقع آغازگر راهی جدید در معماری ایران می‌باشند و هنرمعماری، تنها به رسالت خود عمل نموده است.
رضا نجفیان به این نقد پاسخ نداده  است. هنر معماری آماده است در شماره های آتی چه از جانب معمار چه از جانب دیگر اندیشمندان معماری پاسخ به این نقد یا نقد های دیگری را پیرامون این آثار به چاپ برساند.در این باب با دفتر تحریریه مکاتبه نمایید.

________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

منابع:
• جودت، محمدرضا (1371). تو معماری را ترسیم می کنی ولی من آن را می سازم! تهران: سمر.
• بانی مسعود، امیر (1392). پست مدرنیته و معماری. چاپ چهارم، اصفهان: خاک.
• نسبیت، کیت (1393). نظریه های پسامدرن در معماری، ترجمه و تدوین محمدرضا شیرازی. چاپ ششم، تهران: نشر نی.
• نجفیان، رضا (1394).دفتر مجله ی دیار. خانه ی آبی ملایم. دفتر مرکزی شرکت آریا کابل. مرکز اسناد و روابط بین الملل فصلنامه‌ی هنر معماری.
• گروه مؤلفین، (1394)، روش های نقد و تحلیل بنا. هنر معماری قرن.