مسابقه‌ی بنیاد آسمان قم: مرکز فرهنگی دانشگاه ادیان و مذاهب (1393)

دفتر معماری خط آسمان فردا

مدیر پروژه و طراحی: نیما مکاری
مسئولین طراحی: مجتبی نبوی، زینب مقدوری
گروه طراحی: سپیده فرنیا، امیر‌‌حسین یوسفی، امیر صحراکار‌نیا
ایمیل:
[تصاویر این نوشتار از دفتر معماری نیما مکاری]

توصیف طرح
سه مفروض در وادی معنا
1. تشکیک و ساختار مرحله‌ای: در تمام صنوف عبادی، از زهد تا جهاد و به‌طور‌کلی در تمامی مکاتب عرفان شرقی، برای رسیدن به مقصود نهایی، مراحلی مفروض است. برای مثال، درک شریعت سپس طریقت و پس از آن حقیقت، یا به زبان عطار نیشابوری در توصیف هفت شهر عشق، اولین شهر، طلب و آخرین شهر فنا است ــ که هر یک دارای کیفیات متفاوت، اما همگونی هستند ــ و می‌توان در زبان امروزی هنر به آن «سناریو» گفت و به سیر اتفاقات درونی در فرد، از عزم رفتن تا شهادت یا از دگر‌شناسی تا خود‌شناسی و خدا‌شناسی یا هر تعبیر زیبای دیگری اشاره نمود. در یک جمله، این موزه یک سینماتوگرافی است و نه فوتوگرافی.
2.هارمونی و ضرباهنگ: نقش سناریو در معماری مانند سایر هنرها سه ساختار اصلی دارد: ورود، اوج یا اوج‌ها (ضرباهنگ) و خروج. شاید اینجا اوج ماجرا شهادت باشد و خروج همان رستگاری. بیان یکنواخت در کیفیات فضایی و در نظر نگرفتن اهمیت اوج‌ها نسبت به سایر فضاها از کیفیت «محصول معماری» می‌کاهد.
3.موزه‌ی دفاع مقدس یا جنگ: فارغ از هر‌گونه جانبداری و صرف نظر از سابقه‌ی کشور‌گشایی برخی پادشاهان ایرانی تاریخ کشورمان در حوزه‌ی مقاومت به راستی کم‌نظیر است. در چنین کشوری، 8 سال مقاومت، حماسه‌ای مقدس و ستودنی است و همزمانی آن با انقلاب اسلامی، رنگ و بوی دینی آن را دو چندان کرده است. پس نگاه تیم طراح علی‌رغم اطلاع از زشتی‌ها و فجایع هر جنگی، نگاهی خالی از خشونت و بیشتر ناظر به لطافت معنای «دفاع» است.
ملاحظات صوری
1. فهم مسئله‌ی سایت و ساماندهی توده: این سایت در نقطه‌ی تقاطع امتداد ورودی مترو و مکان هندسی محور تعادل سایت که منطبق بر محور قبله نیز هست، دارای مزیت نسبی برای قرار‌گیری مجموعه‌ی ورودی می‌باشد.
2. پیرایه و ساماندهی کالبد: اتفاق مورد نظر تیم طراح، نمود نوینی از ساماندهی مرکزی است که پیش‌تر و بیشتر، در خانه‌های مناطق مشابه اقلیمی یافت می‌شده است (گونه‌ی درون‌گرا) و ساماندهی باغ ایرانی که بیشتر علاوه بر اقلیم مشابه‌، مفاهیم مطرح‌شده‌ی «بهشت‌گون» را به ذهن متبادر می‌کند. نتیجه‌ی این اتفاق، حرکتی بی‌سابقه در ساماندهی فضا در امتداد سیر تاریخی معماری ایران است. صراحتاً این بنا در «شیوه‌ی ساماندهی»، نه کاملاً یک باغ ایرانی است و نه یک خانه‌ی ایرانی. مضاف بر اینکه، باغ به عرصه‌ی عمومی تعلق دارد و بدون ورود به موزه نیز، باشندگان در سایت می‌توانند آن را تجربه کرده و از آن بگذرند. حال آنکه این نوآوری بنیادین باید به شیوه‌ای شکل می‌گرفت که در چشم مخاطب عام و خاص، غریبه به نظر نرسد و بر‌اساس آنچه در پیش گفته شد، خلق نوستالژی همواره دغدغه‌ی گروه طراح در تمام پروژه‌ها بوده است. در ادبیات گروه طراح، معنای خلق نوستالژی معماری، به‌مثابه مقدار شباهت چهره‌ی فرزند خانواده به چهره‌ی والدین، همراه با ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد او است. شاید بتوان با کمی تأمل این شیوه‌ی ساماندهی را اولین گونه از یک «موزه ی ایرانی» دانست (تصاویر 2 و 3).
3. مخاطب پروژه: مخاطبین این پروژه در مقایسه با مخاطبین پروژه‌ی موجود در تهران، دارای ویژگی‌های متفاوتی‌اند. اول آنکه به لحاظ همجواری با حرم امام خمینی(ره) و حضور هزاران زائر ــ به‌ ویژه در ایامی همچون ارتحال آن حضرت ــ امکان بازدیدهای چند هزار نفره در روز، با توجه به نزدیکی این سایت به خروجی مترو بسیار محتمل است. در نتیجه‌ی این امر، استفاده از مسیرهای محوری (محور اصلی) و گشایش میدان تعزیه (میدان ورودی) برای هدایت و خوانایی بیشتر در دستور کار قرار گرفت. دوم آنکه مخاطبین این پروژه، از کلیه‌ی اقشار و تمام نقاط ایران‌اند و احتمال حضور مسافرین در این پروژه بسیار است، در نتیجه جایگاه پارکینگ و فضاهای تفرجی سایت باید به شیوه‌ای باشد تا از برپایی چادر و هر‌گونه ناهنجاری بصری تا جای ممکن، جلوگیری کند.
4. مقیاس پروژه: برخورد مخاطب با پروژه‌های بزرگ مقیاس، عموماً با درک آنی توده‌ی حجم پروژه همراه نیست و مخاطب با حرکت در فضا و صرف زمان با توده‌ی اثر رابطه برقرار می کند. در بعضی از پروژه‌های مشابه در جهان، معمار از پیام بصری فرم صرف‌نظر کرده و توده‌ی حجیم پروژه را در دل زمین و یا تپه مدفون و فقط روزنه‌ها و بارقه‌هایی از آن را نمایان می‌سازد که با مقیاس انسان رابطه برقرار می‌کند. حال آنکه در این پروژه، اجازه‌ی استفاده از عمق زمین فقط در حد یک طبقه‌ی منفی فراهم است. در چنین شرایطی ــ که فرم عظیم مجموعه، به طور کامل در مقابل دیدگان مخاطب است ‌ــ گروه طراح، با بهره‌گیری از گشتالت حجمی و تقارن محوری فرم، در جهت افزایش خوانایی فرم بنا (کالبد) قدم برداشته است، به نحوی که مخاطب با یک نگاه، فرمی ملموس را در ذهن خود مجسم کرده و ابتدا و انتهای آن را درک می‌نماید. به عقیده‌ی طراحان، برای فهم سناریوی پیش‌بینی شده، درک ابتدا و انتهای کالبد و موقعیت مخاطب در آن از ضروریات است، در نتیجه فهم‌پذیری و سادگی کالبد، تقارن محوری، المان‌های عمودی انتهای پروژه، حضور مخاطب بر روی بام و در کل هر آنچه عامل خوانایی بیشتر است، از بایدهای طرح می‌باشد.
5. رابطه‌ی توده و سایت پروژه: پس از تجربه‌ی قرارگیری در سایت پروژه، طراحان به این نتیجه رسیدند که شدت تابش در این منطقه مهم‌ترین پارامتر محدود‌کننده می‌باشد. دلیل ایجاد فرم یکپارچه برای مجموعه آن است که میزان حرکت باشندگان در فضا را در ارسن بدون سایه‌سار، همانند باغ ایرانی به حداقل برساند. در نتیجه موزه، قسمت اصلی سایت را ــ که حامل سناریو و کاربری است و در انتها با نظرگاه استخر خاتمه می‌یابد ــ در پناه خود می‌گیرد و سایه‌ی لازم آن را تأمین می‌کند. به همین دلیل گروه طراح، پخش شدن احجام و کاربری‌ها در سایت و یا کاهش ارتفاع مجموعه برای ارتباط بیشتر با سایت را در این پروژه مردود دانست. به بیان دیگر، همچون باغ ایرانی، انفکاک کامل توده از سایتِ فاقد کاربری (دیواره‌ی مجموعه) و تماس کامل توده با سایت دارای کاربری (باغی در دل پروژه) در دستور کار قرار گرفت.
6. جایگاه سالن همایش بین الملل: سالن همایش، مانند اتفاقی که در برج میلاد و یا سایر پروژه‌های ملی به شکل سود‌مند عمل می‌کند، اندامی مستقل از موزه است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ساماندهی ارسن، فضایی با عملکرد شهری، خصوصاً بناهایی با ساختار فرهنگی و نیز توجه به زمینه (context) در سایت مورد نظر طراحی می‌باشد. در مجموعه‌ی فوق،‌ با توجه به اینکه سایت مجموعه، خارج از محدوده‌ی شهری واقع شده است، دسترسی‌های مجموعه یکی از مهم‌ترین معیارهای شکل‌گیری پروژه به حساب می‌آید. از طرفی، قرارگیری سایت در مجاورت حرم مطهر امام خمینی(ره) و نمایشگاه بین‌المللی تهران، ما را بر آن داشت که این زمینه‌های با‌اهمیت، محور اصلی طراحی ما را تحت‌الشعاع خویش قرار دهد. علاوه بر‌این، دو دسته فضا (حجم اصلی موزه و سالن همایش‌های بین‌المللی) به‌طورکلی مجاورت‌های نامتجانس مجموعه‌ی فرهنگی را شامل می‌شود و از این رو، ایجاد یک فیلتر فضایی همچون پلازای شهری (Social Plaza) بین این دو دسته فضا، شرایطی برقرار می‌کند تا باشندگان در فضا، به‌ واسطه‌ی پلازای ایجاد شده با یکدیگر برخورد آزاد داشته باشند. در واقع مرکز گردهمایی، از ناظرین در فضا جامعه می‌سازد، نه تجمعی صرف از افراد.
در طرح عنوان مسابقه اعلام شد که قرار است مجموعه‌ی بنیاد آسمان، مسابقه‌ای با عنوان طراحی «مرکز فرهنگی و آیینی با محوریت تشیع» برگزار کند. از شروع برنامه‌ی مسابقه مشخص بود که «شیعی بودن» پروژه به‌عنوان رکن اصلی طراحی، موضوعی حائز اهمیت و در خور تفکر است (تصویر 4).
ویژگی عمومی پروژه
شهر قم پس از شهر مقدس مشهد، دومین شهر مذهبی و دینی کشورمان است. قرارگیری مجموعه‌ی فرهنگی و آیینی در شهری که حرم مطهر حضرت معصومه را ــ به‌عنوان یک پایگاه مقدس ــ در خویش جای می‌دهد، ایده و داده‌ی اولی (data base) پس‌زمینه‌ی ذهنمان را به خود مشغول کرد.
ویژگی مفهومی پروژه
سایت مورد نظر طراحی (مرکز فرهنگی آیینی) درست در حد واسط مجموعه‌ی حرم مطهر و کعبه‌ی مقصود (خانه‌ی خدا در عربستان) قرار دارد. پس از آن با ترسیم محور قبله، این محور از مجموعه‌ی سایت مورد نظر گذر کرد و سایت را به دو بخش عمده تقسیم نمود که آن را «محور مقدس یا محور شریعت» نامیدیم، زیرا هم از حرم مطهر سرچشمه می‌گرفت و هم مسیر کعبه را در سایت مورد نظر برجسته می‌نمود و از آن به‌عنوان محور حرکتی استفاده شد. از طرفی، درست در میانه‌ی اثر، مسجد مجموعه قرار گرفت و محور مقدس، مسیر خود را از دل توده‌‌ی حجم فضاهای فشرده، به سمت مسجد باز نمود. درست در میانه‌ی حجم، زوج منارهای ایستاده بر بلندای محراب جای داده شد که از دید ناظر، در محور شریعت، زوج منارهای مساجد شیعی را تداعی می‌کرد، درحالی‌که تعداد این زوج منارها 12 عدد ــ به نحوی یادآور 12 امام شیعیان ــ می‌باشد و بر بلندای مرکز فرهنگی جای دارد (تصویر 5).
ویژگی اقلیمی پروژه
با توجه به اقلیم گرم‌و‌خشک، مجموعه‌ی محور شریعت به صورت ترکیبی از گودال‌باغچه و باغ‌آرایی ایرانی مورد استفاده قرار گرفت که به صورت همزمان، هم مفاهیم معنوی مجموعه را در بر داشته باشد و هم از لحاظ ساختاری، جوابگوی اقلیم مجموعه باشد. توزیع مناسب حرکت، سایه‌اندازها، کوران مناسب هوا و کنترل تابش مستقیم خورشید از مزایای این ساماندهی است.
ویژگی شهری پروژه
اولین رهیافت در این پروژه می‌بایست دسترسی سهل و آسان به فضاهای داخلی و دعوت‌کنندگی این پروژه نسبت به فضاهای پیرامون شهری آن باشد. بنابراین در طراحی این مجموعه، محور مقدس در هیچ نقطه‌ای از سایت قطع نمی‌شود و این فرصت ایجاد می‌گردد تا ناظر، در حرکتی مستقیم از پیاده راه آجری مرکز فرهنگی گذر کرده و به پشت مجموعه که قرار است به کاربری پارک تبدیل شود، راه یابد. پس با توجه به تعریف فوق، مرکز فرهنگی، پلی ارتباطی بین شهر و باغ پشت مجموعه می‌شود. در واقع می‌توان گفت که مرکز فرهنگی پیش از هر چیز، فضایی ادغامی است که این فرصت را می‌سازد تا ناظر، ارتباط تنگاتنگی را در یک پروژه میان شهر و فضای سبز (پارک) با رویکرد فرهنگی تجربه کند.
با توجه به تعریف ارائه شده در طراحی فوق، سعی بر آن شد تا فضاهای منفی مجموعه نیز تعریف خاص خویش را یافته، رابطه‌ی تنگاتنگی بین فضای خالی، مجموعه و شهر ایجاد شود. نکته‌ی دیگر در طراحی پروژه، استفاده از سقف سبز است. از این رو، در فصولی از سال که شرایط جوی نابسامان نیست، سقف مجموعه می‌تواند به‌عنوان فضای گفت‌و‌گو، باشندگان در فضا را حول خویش گرد آورد.
ویژگی اقتصادی پروژه
کارفرما می‌خواست تا در مجموعه‌ی چند‌عملکردی فوق، 2000 متر‌‌مربع از برنامه‌ی پلان را به فضای تجاری اختصاص دهیم، از این رو با توجه به صرف اقتصادی پروژه، فضاهای تجاری دور‌تا‌دور فضای کناری توده‌ی حجم اصلی قرار گرفت تا با خیابان‌های اطراف خویش، رابطه‌ی مستقیم بصری داشته باشد، به همین دلیل، کارفرما می‌توانست با پیش فروش واحد‌های تجاری، فرصت ساخت این مجموعه را فراهم آورد. از طرفی، ورودی‌های بخش تجاری همگی در خارج از فضاهای فرهنگی و آیینی مجموعه قرار گرفت تا قداست بخش‌های فوق‌الذکر از میان نرفته و مجاورت‌های نا‌متجانس همانند فرهنگی و تجاری نیز به ‌واسطه‌ی دیاگرام مطرح شده از یکدیگر جدا شود.
ویژگی عملکردی پروژه
بخش‌های آموزشی، کتابخانه، آمفی‌تئاتر، مسجد و استودیوها، بخش اصلی برنامه‌ی فیزیکی مجموعه‌ی مذکور بودند. بخش‌های آموزشی به دلیل ازدحام و تراکم شبانه‌روزی در بخش‌های اولیه‌ی مجموعه جاگذاری شد. آمفی‌تئاتر به دلیل کمترین استفاده در سال، درست در روبروی فضاهای آموزشی قرار گرفت تا آلودگی صوتی کمتری برای فضاهای آموزشی ایجاد کند. مسجد که نقطه‌ی عطف مجموعه بود، در میانه‌ی اثر و در امتداد محور شریعت جاگذاری شد. فضاهای استودیو نیز به دلیل کاربری خصوصی و تخصصی، در انتهای پروژه قرار داده شد.