مایکل گرِیْوْز
خانه‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی گرِیوز، 1977 – 1993
پرینستن، نیوجرسی

این انباری ساخته‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­شده در اواسط دهه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی 1920 که در حاشیه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی یک شهرک دانشجویی و در قطعه زمین جداافتاده‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ای در میان یک پارک عمومی و یک خیابان فرعی قرار گرفته است، اینک به خانه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ای چشمگیر و تماشایی تبدیل شده است. از سال 1972 که گرِیْوْز این پوسته‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی سنگ و آجری توخالی را خرید، بنا دو بار تغییر شکل یافته است. از تغییر و تحولات اولیه تقریباً چیزی باقی نمانده است جز دستشویی اضافی که نسبت به ذوق و سلیقه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی ناحیه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی «گندی» در فلوریدا که در بقیه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی خانه به چشم می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­خورد، بیشتر جنبه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی تزئینی دارد.
این خانه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی دوطبقه که با گچ بژ مایل به ارغوانی اندود شده و از جهت‌های گوناگون به بناهای «مدرن» بلژیکی اواسط دهه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی 1920 شباهت دارد، به همراه حیاط جلویی و ورودی اتومبیل‌ها به دو بخش تقسیم شده است: یک جناح عمومی رو به حیاط جلویی و یک جناح خصوصی موازی مسیر دسترسی اصلی خانه که در دو طرف آن درختان تبریزی کاشته شده است. حیاط‌های جلویی شرقی و غربی با پرچین‌هایی به رنگ خاکستری تیره و سبز نعناعی محصور شده‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­اند. دسترسی سواره به خانه از مسیر اتومبیل‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­رو خیابان فرعی انجام می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­گیرد و دسترسی پیاده از طریق پارک عمومی شرق خانه. جز محوطه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی چمن‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­کاری‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­شده‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی حیاط جلویی در مقابل کتابخانه، بقیه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی خانه با سنگریزه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­های کوچک و بلند (معروف به سنگ برنج) محصور شده است که حال و هوای غریبی از فرانسه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی زمان گُل‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ها را به ساختمان می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­دهد.

ورود به خانه از طریق یک ستون‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­بندی تزئینی در باغ و محوطه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی مربع‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­شکل کوچکی صورت می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­پذیرد که صدای فرو ریختن آب در حوض قدیمی در آن طنین می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­اندازد. هال ورودی عبارت است از سرسرای گردی که نور آن از بالا و از طریق یک نورگیر گنبدی تأمین می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­شود که ارتفاعی معادل بلندی کل ساختمان دارد. این فضا به یک رشته اتاق‌های نئوکلاسیک راه دارد که در انتهای شرقی به اتاق نشیمن چارگوش و کم‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ارتفاع و کتابخانه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ای ختم می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­شوند که از بالا نور می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­گیرد و رو به محوطه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی چمن‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­کاری‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­شده است. در انتهای دیگر، اتاق غذاخوری باریکی واقع شده است که پنجره‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­های نورگیر شبکه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ای دارد.
این خانه نیز همانند خانه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی سِر جان سُون که حدود صد و پنجاه سال پیش در لندن ساخته شد، از یک رشته اتاق و پستوهای مرتبط و متوالی و هم‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­راستا در اندازه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­های گوناگون ساخته شده است. مجموعه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ای از فضاهای طاق‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­دار در امتداد دیوار شمالی واقع شده‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­اند و در انتهای فضاهای نشیمن و غذاخوری، شاه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­نشین‌های کم‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­عمقی به وجود می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­آورند که همگی در میان ستون‌های توسکانی کوتاهی قرار گرفته‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­اند.

در کنار اتاق غذاخوری و آشپزخانه، جناح خصوصی قرار گرفته است که شامل یک رشته فضاهای جنبی، از جمله اتاق صبحانه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی باریکی است که مانند کتابخانه از بالا نور می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­گیرد. این فضای بسیار فشرده، دارای قفسه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­بندی‌های توکار برای نگهداری و نمایش اشیاست و شومینه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی کوچک و پیش‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­بخاری آن در کنار کاشیهای سفید لعابی «پاریس مترو» جلوه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی زیبایی دارند. درهای فولادی تمام‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­قد با شبکه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­های شیشه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ای، در هر دو سو به حیاط پشتی می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­رسند و این اتاق را به یکی از دنج‌ترین فضاهای خانه تبدیل می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­کنند.

این خانه، که در میان مردم به «انبار» معروف بود، با نورپردازی زیبا، نورگیرهای سقفی و پایه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­های طراحی خود گریوز برای چراغ‌ها (برخی از درخشان‌ترین طراحیهای گریوز مربوط به لوازم نورپردازی هستند)، به واقع مکانی است برای نگهداری و نمایش اجناس و اشیا، چرا که ساختمان، همانند خانه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی سُون به یک کلکسیونر تعلق دارد. شاید شگفتی‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­آور باشد، ولی سلیقه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی گریوز گویی در همان عصر و دوره‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی قدیمی باقی مانده است: اثاثیه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ی بیدِرمه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­یِر، قالب‌های گچی عتیقه، مجسمه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­های کمیابی از جنس برنز و رخام، و کاغذ دیواری حاشیه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­طلایی گرفته‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­شده از ویلاهای آلمانی. این عناصر با محتویات متنوعتر کتابخانه، صندلی‌های جانبی وینی اوایل قرن بیستم با روکش‌های مخملی زیبا در سراسر خانه، و پنجره‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­های شبکه‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­داری که داستان‌های هوفمان را به یاد می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­آورند.
حتی در این محیط سرشار از توانگری، بی‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­کرانگی و حریم خصوصی نیز به سختی می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­توان متوجه آن شد که رسم و رسوم معماری «زِلبست‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­بیلدونگ» (=خودآموز) در آن به حد افراط رسیده است. ولی حتی با وجود این زیبایی‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­شناسی خودکاو و درون‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­نگر، این «انبار» همچنان دنج، شکوهمند، و مهمتر از همه، آرام باقی می‌‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­‌‌‌­­‌­­‌‌­­‌­­ماند.