فریدون کسرایی (معمار داخلی)

Fereydoun Kasraei (Interior Architect)

فریدون کسرایی فارغ‌­التّحصیل مدرسه‌­ی بوزار پاریس در رشته‌­ی معماری و دانشکده‌­ی هنرهای تزئینی پاریس (آردکو) در رشته­‌ی معماری داخلی است. او همزمان با تحصیل به مدت سه سال نزد معمار فرانسوی لوپز به کارآموزی پرداخت. او با گروه فرهنگی ـ هنری که مرکب است از مهندسین فرانسوی، آمریکایی و ایرانی همکاری کرده و در دانشکده­‌ی هنرهای تزئینی تهران نیز به مدت 8 سال تدریس نموده است. کسرایی علاوه بر معماری داخلی و معماری، به فعالیت در زمینه‌­ی نقّاشی، طراحی مبلمان، باغ‌­آرایی، طراحی لباس و طراحی پارچه و طراحی اتومبیل (خودرو) نیز پرداخته است. مهندس کسرایی در مورد معماری داخلی معتقدند:
ـ معمـاری داخلی آموزش هنر بهتر زیستن در فضای محدود است.
ـ معماری داخلی ورود جان زندگی به فضای معماری است.
ـ معماری داخلی شکل­‌آفرین زندگی مناسب با فرهنگ مصرف­‌کننده و مخاطبینش است.
ـ معماری داخلی کوششی است در اهلی نمودن فضای زندگی، بدین معنی که انسان خود را در فضایی آشنا و نزدیک به نیازهایش حس کند. احترام به سنن و اعتقاداتش در فضای زندگی‌­اش لحاظ شده باشد.
ـ وظیفه­‌ی دیگر معماری، توان­بخشی به فضاهای مرده­‌ی قدیمی و باستانی و احیای آنهاست.

از افتخارات کسرایی می­‌توان موارد زیر را بر شمرد:
1345 برنده­‌ی مدال طلای 33 غرفه­ی بانک اعتبارات صنعتی به مدیریت سازمان برنامه و بودجه­‌ی کشور در نمایشگاه بین‌­المللی
1346 برنده­‌ی جایزه­‌ی اوّل کنکور معماری داخلی، هتل داریوش واقع در تخت­‌جمشید، شیراز
1348 برنده‌­ی مدال طلای بهترین غرفه در اولین نمایشگاه بین­‌المللی تهران؛ طراحی معماری اوّلین کتابخانه‌­ی کودک در تهران، به سفارش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، واقع در ضلع جنوب غربی باغ‌شاه سابق
1351 برنده­‌ی جایزه‌­ی بهترین نمایشگاه متحرک کنفرانس بین المللی کار (ILO)، به مدیریت وزارت کار و امور اجتماعی تهران؛ افتتاح مرکز طراحی اوتاگونو در تهران با هدف طراحی مبلمان و لوازم خانگی
1353-1351 معماری داخلی هتل واریان
1355-1353 معماری داخلی باشگاه ورزشی انقلاب
1354 معماری داخلی بیمارستان دکتر اقبال (مجتمع بیمارستان امام خمینی)
1371 معماری داخلی دفتر مرکزی شرکت میتسوبیشی در تهران
1382 موزه­‌ی ملّی جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران

دوستان من، دوستان فصلنامه­‌ی ارجمند هنر معماری!
خوب می­دانید که فعالیت‌های فرهنگی شما را به­‌نیکی زیر نظر دارم، دنبال می­‌کنم و با خوشحالی شاهد ارتقاء سطح هنری آن فصلنامه، که در هر شماره جامع‌­تر و پربارتر از شماره‌­ی قبلش است، می­‌باشم. می­‌دانستم که موازی با انتشار فصلنامه، کتاب‌های مفیدی را در مسیر حرفه‌­ی معماری و معماری داخلی انتشار داده­‌اید، اما با شگفتی، با تعدّد کتاب‌های منتشر شده توسط آن مؤسسه­‌ی محترم، که در حدود بیست عنوان بود، مواجه شدم و به خود بالیدم که دوستانی دارم که فرهنگ را هدف خود قرار داده و برایش گام‌های ارزشمندی برمی‌­دارند؛ و ارزش این فعّالیت، خصوصاً در شرایط سخت اقتصادی و چالش‌های پیش روی انتشار کتاب ــ با هزینه‌­های گزاف آن ــ دوچندان می‌­شود. اضافه نمایم که در مسیر چاپ و انتشار فصلنامه و کتاب‌های هنری و کلاً فعالیت‌های فرهنگی شما، آنچه حائز اهمیت و ذکر دست مریزاد می­‌باشد، همانا ارتقاء سطح کیفی آنها چه از دیدگاه بصری و چه از نظر محتوا می­‌باشد، و این روندْ مورد به مورد در شماره‌­های مجله و کتاب، از انتخاب کاغذ گرفته تا صفحه‌­بندی و لیتوگرافی و بالأخره چاپ، در نهایت سلیقه لحاظ گردیده و کل این مهم به شهادت شماره­‌های فصلنامه و کتاب‌هایی است که پیش رو دارم. البتّه با نازک­‌بینی‌­ای که نزد دوست گرامی آقای خانی­زاد سراغ دارم، جز این هم انتظار نمی­‌رفت. از آنجا که خود درگیر مسائل چاپ و ترجمه و ویرایش می‌­باشم، لازم دانستم به بهانه‌­ی وظیفه­‌ی دوستی و خصوصاً به دلیل دعوت به همکاری از من برای معرفی حرفه­‌ی معماری داخلی و ارائه­‌ی چند اثر از کارها و فعالیت‌های خود در این شماره، نکته­‌ای کوچک اما با اهمیت را به دوستان، تنها به دلیل یاری به بهینه‌­شدن فصلنامه، ذکر نمایم.
شاید دوست گرامی، آقای خانی­زاد، به یاد بیاورند، که به طور شفاهی درباره‌­ی «معماری داخلی» ــ که در اکثر نشریات به اشتباه «طراحی داخلی» نوشته می­‌شود ــ یادآوری کرده باشم. امّا حال که قرار همکاری با دوستانم را دارم، روی این مسئله تأکید می­‌کنم و شرح کوچکی را به صورت جدّی‌­تر بیان می‌­نمایم.
در بحث ترجمه­‌ی کتاب و خصوصاً متون فرهنگی و هنری، نمی‌­توان به معانی و مفاهیمی که در دیکسیونرها، یا دائرةالمعارف‌ها یافت می­‌شود خیلی تکیه کرد، چراکه برخی مفاهیم غربی به دلیل ضعف در واژه­‌های فارسی و حتّا عربی، و عدم حضور جایگزین‌های دقیق به اضافه‌­ی کم‌­حوصلگی مترجم، از اولین کلمه­‌ی مندرج در دائرةالمعارف به عنوان جایگزین استفاده می‌­شود؛ مثال بارز آن هم کلمه‌­ی انگلیسی “design” می‌­باشد که در این مقال مراد من برای نتیجه‌­گیری است. در دائرةالمعارف، “design” را «طراحی» معنی کرده‌­اند و همان‌گونه که عرض شد و مترجمین هم بدون توجه به مفهوم آن در زبان اصلی، با ساده‌­انگاری، معادل «طراحی» را بر آن گذاشته‌­اند؛ که شاید نازل­‌ترین معادلی باشد که به آن نسبت داده می­‌شود. در زبان انگلیسی “design” به مفهوم کلی یعنی ساختارگرایی، سامان‌بخشی، نظم‌­آفرینی، شکل­‌­آفرینی اندیشه، برنامه‌­ریزی و غیره، که به صورت خاص، در حرفه‌­های مختلف، معانی دقیق‌­تری را دارا خواهد بود. حال آنچه مورد نظر ماست مربوط به واژه­‌ی “Interior design” می‌­باشد که متأسفانه «طراحی داخلی» ترجمه می­‌شود و در کلّیه­‌ی نشرهای فنی و هنری تسرّی دارد.
لازم به تأکید است که در این معنا، یگانه کلمه­‌ای که به صورت جامع و مانع پاسخگوی این مفهوم می‌­باشد، «معماری» است و نه «طراحی». چراکه کلیه‌­ی مفاهیم ذکر شده در بالا، یعنی ساما‌‌‌‌‌ن­‌بخشیدن، نظم‌­آفرینی، برنامه‌ریزی و غیره در مفهوم «معماری» است که مستتر است و نه کلمه­‌ی «طراحی»؛ و این معنی، یعنی معماری، قابل تسرّی به کلیه­‌ی رشته‌­های هنری غیر از معماری نیز می­‌تواند باشد، مانند «معماری صنعتی» به‌­جای «طراحی صنعتی»، «معماری لباس» به­‌جای «طراحی مُد» و غیره. این بحث بسیار جالب، اما طولانی است و من به همین کم بسنده می‌­کنم. اما شاهدی از غیب موجب یاری به درک این مقوله گردید: استاد فرشید مثقالی، گرافیست مشهور، در شماره‌­ی 19 فصلنامه‌­ی حرفه:هنرمند، شماره­‌ی بهار 86 ، از دیدگاه یاری­ رساندن در آموزش به نسل‌های امروز، شرحی در نهایت کمال نوشته‌­اند و به این مهم به صورتی دقیق بسط داده‌­اند. من مطالعه­‌ی این مقاله را به کلیه­‌ی همکاران فصلنامه، خصوصاً عزیزان مترجم توصیه می­‌نمایم. دیگر اینکه در اکثر کشورهای غربی ــ از جمله فرانسه، هلند، بلژیک و غیره ــ دانشگاه‌هایی هست که رشته­‌ی «معماری داخلی» را به همین نام بیش از پنجاه سال است که تدریس می­‌کنند.
و به عنوان حُسن­ ختام عرایضم، ضمن تشکر و تحسین فعالیت‌های چشمگیر فرهنگی و هنری شما عزیزان، که مداوماً در امر ارتقاء کیفی نسل امروز مؤثرید، جمله‌­ای را که اکثراً شاگردهایم و خصوصاً انسان‌های کوشا در راه فرهنگ و هنر، از من شنیده‌­اند، برای شما عزیزان بازگو می­کنم:
«دوستان عزیزم! کسانیکه برای ارتقاء دانش انسان‌ها خدمت کرده و زحمت می­‌کشند، بر روی جاده‌­ی حاصل‌خیزی گام بر­می­‌دارند، که این مهم خود بهترین شیوه برای نزدیکی به خداست؛ و شما از آن دست می­‌باشید.»
چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان تو همچو باد بهاری گره‌­گشا می‌­باش [حافظ]

با مهربانی
فریدون کسرایی
24/6/1388