طراحی داخلی معاصر در جهان، خانه ­هایی با ساختار عقب ­نشسته

فضاهای مسکونی (بخش سوم)

شرکت معماری دیوید لاک، خانه‌ی رِد هیل؛ ملبورن، استرالیا، 2001

معماری معاصر جهان : مسکونی، طراحی داخلی

______________________________________________________________________________________________________________________________________________________

خانه ­هایی با ساختار عمودی جسارت بیشتری در طرح و فرم خود داشته و از همین رو بسیار قابل توجه و تأثیرگذار هستند، چرا که هم از لحاظ اجتماعی و هم فیزیک ساختاری، نوعی عقب‌نشینی و گرایش به درونگرایی را نشان   می‌دهند. در ادامه، تفسیرِ معاصرِ خانه­ هایی را می­بینیم که از لحاظ مقاومت و ساختار سازه­ای شبیه دژهایی غیر قابل نفوذ هستند. این خانه­ ها حتا وقتی در دل طبیعت هم ساخته شوند، از طبیعت به­ عنوان عاملی محافظت‌کننده  و  حجابی پوشاننده برای خود استفاده می­کنند، نه چشم‌اندازی زیبا و جذاب برای خانه و ساکنانش. طراحی خانه­ هایی که تا پیش از این ذکر شد، تلاشی بود در جهت رفع دوگانگی و فاصله­ ی بین تمدن و طبیعت، معماری و محیط؛  اما  خانه­ هایی که در ادامه بررسی خواهیم کرد بر اساس نوعی خودداری و ممانعت از نفوذ طبیعت یا هر عنصر خارجی، مانند دید رهگذران یا پدیده­ های طبیعی و آب و هوایی به فضای داخلی، طراحی و ساخته شده­ اند.
پائولو زِرمانی در سال 1997 برای خانواد­ه­ ی خود در خارج از محله­ ی پارما در وارانوی ایتالیا، خانه­ ای طراحی کرد که ساختار و نمای آن به­ شدت گرایش به خلوت، امنیت و محافظت شدن از محیط را نشان می­ داد. او که تحت مکتب  معماری امیلیا رامونا در ایتالیا آموزش دیده و کار می­کند، در طراحی خانه­ های مدرن خود از بسیاری عناصر و شاخصه­ های سنتی و قدیمی منطقه­ ای استفاده کرده و کارهایش با آثار آلدو روسی مقایسه می­شود.
در بدو ورود به خانه­ ی زِرمانی و عبور از ورودی نورگیرِ دایره­ای‌شکلِ بسیار بزرگِ آن متوجه می­شویم که در اینجا دیدگاه ­های متداول در مورد منظره به چالش کشیده شده است. در پشت این نورگیر سقفی یک پنجره­ ی دایره‌شکل  بزرگ  قرار دارد که یک سری وُیدهای هم‌مرکز تشکیل داده است. نما، به صورت فرم‌های خشک و هندسی طراحی شده، اما در پشت این ساختارهای به­ ظاهر بی‌روح و به دور از نما و منظره‌ی بیرون، فضایی گرم و صمیمی در درون    خانه حکمفرماست. بین دو دایره ­ی ورودی و پنجره، کتابخانه­ ی دو طبقه­ و کم­ عرضی قرار دارد که فقط گنجایش دو صندلی را دارد. این دو صندلی رو به شومینه­ ی فلزیِ سیاه­ رنگ چیده شده‌اند. در بالای شومینه‌، پرتره­ی زنی در قابی    بیضی‌شکل قرار دارد که می­تواند اشاره به مالکان قدیمی این بنا و نیاکان خانواده‌ای که ساکن اینجا هستند، داشته باشد. این خانه مانند یک پازل چینی است که با فرم­ های هندسی درست شده باشد. در طبقه­ ی دوم نیز همین   بازی تکرار می­شود. اتاق مهمان در طبقه­ ی دوم به یک خانه ­ی کامل می­ماند که در دل این خانه­ ی بزرگ­تر قرار گرفته. شیوه‌ی طراحی داخلی این فضا موجب شده است تا بین نمادهای مدرن و اشیا و الِمان­ه ای روستایی به­ کار  رفته،  تعادلی برقرار شود. پنجره­ ها پرده­ های ساده­ی توری و گلدوزی‌شده دارند و خرپاهای تیره ­ی سقف در برخورد با دیوارهای سفید گچی تضاد بصری چشم گیری به­ وجود آورده‌اند که همنشینی عناصر مختلف در کنار یکدیگر را   نشان  می   ­دهد. مبلمان خانه هم ترکیب قدرتمند و کاملی ساخته­ اند: ترکیبی از عتیقه­ های خانوادگی و تعداد محدودی از طراحی­ های مینیمال که کار خودِ زِرمانی است. خانه­ ی معمار، از آن نوع خانه‌هایی نیست که مورد پسند یا  تحسین اکثریت قرار بگیرد، تنها برای شخصِ معمار و زندگی کنار خانواده‌اش مطلوب است. طراحی این خانه تفحصی در فضا و جزئیات درونی است؛ نما و هماهنگی و تعامل با محیط از دغدغه‌های زِرمانی برای طراحی این خانه نبوده   است.

دغدغه­ ی طراحی خانه­ ی مولِدو نیز پرداخت فضای داخلی به مطلوب­ترین شکل ممکن بود. این خانه که در سال 1998 توسط ادواردو سوتو دِ مورا در مولِدوی پرتغال ساخته شد، مانند غاری در دل تپه فرو رفته یا به ­عبارتی بخشی از  تپه  حفر شده تا قالب این خانه­ ی مدرن که ظاهر آن کاملاً با طبیعت هماهنگ است، شکل بگیرد. سایت خانه به شکل سه پله­ ی بسیار بزرگ از جنس سنگ­ های گرانیت طبیعی و برش‌خورده می­باشد و بالاترین پله­ ی بزرگ، همان   نمای اصلی ساختمان است. در پشت دیوار سنگیِ نما، درهای شیشه­ ای تمام‌قد خانه طراحی شده­اند که در تمامِ نمایِ روبه‌رو امتداد دارند اما تنها از اتاق نشیمن/غذاخوری است که منظره­ ی بیرون قابل مشاهده می­باشد و سایر بخش­ های فضای داخلی، از ورای حائل شیشه ای، تنها نمای دیوار سنگی را می­بینند. طراحی فضای داخلی این خانه نیز به نحوی است که بر تعامل کاربران با سایر اعضا و عوامل داخل خانه تأکید دارد و تمرکز ساکنان بر فضای   داخلی خانه و صمیمیت بین اعضاست. منظره­ ی خارجی اهمیت کمتری دارد. سایر اتاق­ ها در قسمت پشت خانه و بین سنگ­ های طبیعی و برش‌نخورده ­ی تپه و دیوار سنگیِ صافِ خانه محصور شده­اند. در طول روز روشنایی طبیعی  از طریق باریک‌ راه‌­هایی حُفره ‌مانند، که بین بنا و سایت وجود دارد، وارد ساختمان می­شود و اتاق­ ها را روشن می­کند. فضای عمومیِ تقریباً آزادِ خانه از طریق یک دیوار سنگی به محیط بیرون وصل می­ شود. این دیوار که از فضای خارج به   داخل خانه کشیده شده، تا میانه­ ی خانه امتداد یافته و در قلب خانه حکم جداکننده­ ی فضای آشپزخانه و نشیمن را دارد. این خانه برخلاف ظاهر بسیار ساده و حریمی که برای کاربرانش مهیا کرده، دارای شش اتاق خواب و هفت  سرویس دستشویی و حمام است، اما از دید یک ناظر بیرونی چنان در دل طبیعت محو شده که اصلاً به­ نظر نمی­آید درون خانه تا این حد وسیع و مجهز باشد.
طراحی دیگر با رویکرد درونگرایانه­ مربوط به ویلای سیپیونه است که لاتسارینی پیکرینگ در سال 1995 طراحی کرد و در سیسیل ایتالیا ساخته شد. این ویلا که با موهبت آفتاب فرح‌بخش سیسیل همراه است و حس متفاوت و  آرامش‌بخشی در انسان به­ وجود می­ آورد، یک اثر فرهنگی و کاربردی است. معماران در طول روند بازسازی این ویلای قرن نوزدهمی، در فضای دنج مجاور نشیمن که ارتفاع سقف آن تقریباً دو برابر معمول است، طبقه­ ی دیگری شامل  سه اتاق خواب، دو حمام و یک پلکان به خانه افزودند. جهت هریک از این اتاق ها به سمت داخل است. یک برش عالی در یکی از دیوارهای مرکزی که از میان تراس عبور کرده و تا بالا امتداد دارد، مدبّرانه نور آفتاب را به داخل نشیمن  هدایت می­کند و مانند یک ساعت آفتابی بزرگ گذر زمان و فصل ها را نشان می­دهد. پنجره­ های بزرگ نیز طبیعت سخت و امن دیوارهای گچی را تعدیل می­کنند. کفِ مفروش حمام­ ها و آشپزخانه از جنس نوعی ماسه­ سنگ محلی  است که پِچِه نام دارد و پس از رنگ شدن با مواد نفتی، در هر دانه­ ی آن ترکیبی تیره-روشن از قهوه­ای تیره، خاکستری روشن، بژ و سیاه به چشم می­خورد. فضای محصور داخلی با مبلمان و اشیای خانوادگی و همچنین مبلمانِ   طراحی شده توسط معمار چیدمان شده­اند.

خانه­ ی دِرتی (به معنی کثیف) علی­رغم نام و موقعیتش که در لندن قرار گرفته و با اینکه فضایی است که بر روی خودش هم بسته است، اما به هیچ وجه تیره، دلگیر و تاریک نیست. این بنا را معمار انگلیسی، دیوید آجایه، برای دو   هنرمند طراحی کرد و نام آن برگرفته از اثری است که هنرمندان ساکن این خانه مدت­ ها قبل در طی یک پروژه­ی شش ماهه با انبوهی از زباله­ ها و دورریختنی­ ها ساخته بودند. آجایه همیشه ایده­ های منحصر به­ فردی برای خانه­   هایی  که از محیط فاصله می­گیرند، در ذهن دارد اما در این پروژه اقدام به خلق اثری کرده که از لحاظ بصری بسیار زیباست. پنجره ­ها در نمای طبقه­ ی اول کاملاً هم‌ سطح با نما هستند و در طبقه­ ی دوم کمی عقب ‌نشینی دارند. این   اقدام طراح حالت محکم و دژ مانندی به نمای ساختمان داده که البته با فضای داخلی روشن و دلباز خانه شدیداً در تضاد است. در واقع می­توان گفت این یک خانه ­ی شیشه ­ای است که در پشت دیوارهای سخت پنهان شده.   سیستمی برای­ نورهای سقفی و کانال­ه ایی در سقف و دیوارهای خانه نصب شده که معمار، اصطلاح شومینه­ های نوری را به آنها داده است و نور خورشید را تحت زاویه­ ای به داخل خانه می­تابانند. دیوارها و سقف سفید هم نور   تابیده شده را منعکس می‌کند و بدین ترتیب میزان و انتشار نور تشدید می‌شود. در بالاترین طبقه­ ی خانه، دیواری شیشه­ ای محیط آشپزخانه/نشیمن را، که در هم ادغام شده­ و کف چوبیِ رنگ‌شده­ای دارد، محصور کرده است. این   خانه می­توانست پنجره­ های عریض و بزرگی داشته باشد که مانند یک تصویر پانوراما، بیشترین دید از مناظر اطراف را به ساکنانش بدهد، اما طراح، پنجره­ های کوچکِ زیر سقفی را برای آن در نظر گرفته است. علاوه بر اینها، بالکنی  که  منظره ­ی بیرون را خدشه‌دار می­کند، بر امنیت و بسته بودن خانه­ ای که کمتر میل به خودنمایی دارد، تأکید می‌کند.
انگیزه­ ی اولیه­ ی انسان از انبوه ­سازی، حفظ خانه و حریم­ ها از محیط و اطراف در پشت دیوارهای بتونی محکم و انبوه بود اما امروزه دیگر این تفکر بسیار قدیمی و فرسوده است و حریم و امنیت به­ عنوان عوامل دفاعی با روش­ های  دیگری به غیر از دیوارهای سخت تأمین می­شوند. ورودی خانه‌ی اسکوندیدو ریور، که توسط گروه معماری اِل­.بی­.سی در سال 2003 طراحی شده، با سقف بسیار بلند و دیوارهای سفیدِ خود در بین خانه­ های مسکونی مدرن، در میان  این دسته از خانه­ ها جای دارد. برخلاف نمای خانه که گویی از جمعیت فاصله گرفته و پنهان شده است، فضای Lشکلِ درون آن بسیار دلباز بوده و درهای کشویی و تمام ‌قد، فضاها و حریم­ هایش را مشخص می­کنند.
نمونـه ­ی دیـگر خـانه­ ی آنـفولـدینـگ است کـه متـشکل از پنج عمـارت بـوده و توسط راویوارن چوکسومباچای و رالف نِلسون، که پیش­تر با یکدیگر در استودیوی لوم کار می­کردند، طراحی و در سال 1998 در بانکوکِ تایلند ساخته شد. این  مجتمع که مأمن دنجی در میان هیاهوی شهر است، یک دیوار پوشاننده دارد که پنج سازه را مخفی نگه داشته و حریم امنی برای خانواده‌هایی که در آن زندگی می‌کنند، مهیا کرده است. خانه‌ها از طریق پنجره‌های پوشیده و  مسیرهای معین تردد با یکدیگر در ارتباط هستند. دیوارهای حیاط مرکزی فیلتر نور دارند که از شدت تابش نور مستقیم می‌کاهد و در پشت آنها، پنجره‌ها قرار دارند. برش‌های کم‌عرضی روی دیوارهای داخلی و خارجی ساختمان‌ها وجود  دارد که سایه‌ های جالبی روی دیوارها و فضاهای داخلی ایجاد می‌کند و حس صمیمی و دوستانه‌ای در محیط خانه‌ها و مجتمع به ­وجود می­آورد.
معمار چینی، «ما کینگ­یون»، در سال 2003 خانه­ ای در کوه­ های جِید برای پدر خود طراحی کرد که یک حیاط مرکزی به سبک سنتی دارد. فضای داخلی این خانه بسیار دنج و صمیمانه طراحی شده است. نمای خانه و دیوارهای حیاط   مرکزی از انبوه قلوه ­سنگ­ هایی در اندازه و رنگ­ های مختلف درست شده که دوستان آقای کینگ­یون و روستاییان منطقه به مدت دو سال، برای ساخت بخش‌هایی از این خانه، از اطراف جمع‌آوری می­کردند. فضای داخلی خانه از  چوب  صاف و صیقل‌خورده­ است و استخری نیز ساخته شده که با دیوارهایی کوتاه­ محاط شده و در مقابل چشم‌انداز زیبای طبیعت، فضای خصوصی شاعرانه­ ای مهیا کرده است و تصویر زیبای کوهستان را در خود منعکس می­کند.

هنرمند معمار، جئوفِری باؤا، در سال 1996 خانه­ای در کلمبوی سری‌لانکا طراحی کرد که از دو جنبه­ ی حسی و فیزیکی کاملاً عایق بود. خانه­ ی جایاکودی برای نوه­ های رئیس جمهور، راناسینگ پرِماداسا که در سال 1993 ترور شده   بود، طراحی شد. رنگ خاکستری نما حس عقب ‌نشینی خانه را در برابر جوّ تجاری و شلوغ منطقه نشان می­دهد و حیاط و برجی نیز در زمین 1380 متر مربعی این خانه ساخته شده که بر تأثیر بزرگی و وسعت عمارت افزوده است. در   مقابل دیوارهای خارجیِ نفوذ ناپذیر و سختِ خانه، فضای داخلی به‌وسیله‌ی آکس‌های قطریِ پلان از سکون خارج شده و پویاست. اتاق­ های پذیرایی در طبقه­ ی همکف و در مجاورت باغ باطراوت حیاط مرکزی قرار دارند. هریک از اتاق­  ها  اندکی به اتاق مجاور خود دید دارند، تا حدی که حریم هرکدام نیز رعایت می‌شود. بخشی از فضای غذاخوری آن توسط یک پاسیو که نوری آبی‌رنگ در آن تابیده و راه عبور هوا نیز هست، روشن شده و محیطی آکواریوم­ وار و   زیرزمینی به وجود آورده است. هریک از اتاق‌های خواب­ در طبقه­ ی اول، دسترسی اختصاصی به حیاط خلوت دارند و طبقات دوم و سوم دارای یک تراس بزرگ و استخر هستند. خانه در منطقه‌ای دو ر از شلوغی‌های شهر و در انزوا   ساخته شده و استفاده از بافت گیاهی در حیاط و تراس­ ها، آن را به پناهگاهی اطمینان‌بخش در این منطقه تبدیل کرده است.

در سال 2001 دیوید لاک خانه­ ای در نزدیکی کلانشهر ملبورنِ استرالیا طراحی کرد که به نام خانه­ ی رِد هیل معروف است. لاک در این پروژه تعدادی از عملکردها و عادت‌های رایج در طراحی‌های امروزه را زیر سؤال برد و قصد داشت تا  با  استفاده از ابزار و شیوه‌های گوناگون به­ صورت نمادین توجه طراحان را به سوی خانه جلب کند و گاه برای ابراز این مخالفت و ایجاد نوآوری، برخلاف روندهای معمول رفتار کرد. او برای ساخت فضایی آرام، از ایده‌های پروژه‌ی سوتو دِ  مورا  و آجایه و ایده‌ی باکس شیشه­ای میس وان در روهه، (اما نه به قصد خودنمایی)، بهره برد و همچنین در نمای خانه از شیشه‌های عریضی استفاده کرد. مسیر ورودی خانه، سطح شیبداری است که از میان فضای سبز بیشه‌زار   می‌گذرد و به درِ اصلی خانه می‌رسد. در اینجا، سطح شیبدار به سطح هموار وسیعی ختم شده و خانه‌ای آغاز می‌شود که اتاق‌های آن در قاب‌های کشویی استیل سیاه با صفحه­ ی شیشه‌ای محصور شده، هرکدام فضاهای  خصوصی و مجزای خود را داشته و پیوسته هستند. در طراحی این خانه به­ وضوح مشهود است که معمار قصد دارد محیطی منزوی و پنهان در سایت بسازد؛ محیطی که امنیت بصری دارد. در انتهای سطح شیبدار، دیوار شیشه‌ای مات    و بزرگی وجود دارد و در پشت آن، دیواری به صورت یک برش مجزا از خانه قرار دارد که ارتباط بصری با محدوده‌ی خلیج را قطع می‌کند؛ دقیقاً همان کاری که درختان و بیشه‌های اطراف، در مورد سایر نماهای خانه انجام می‌دهند.  فضای  داخلی به­ گونه‌ای طراحی شده که سرشار از حس پویایی و تحرک و مطلقاً فاقد سکون است. به منظور نقد فرهنگ مادی­گرا و افراط در استفاده از مصالحی که امروزه در ساخت خانه‌های ییلاقی و خانه‌های خارج از شهر رواج  یافته،  تمام مبلمان، ساخت خود طراح است تا مجموعه‌ای منحصربه‌فرد و به‌صرفه حاصل شود. درون اتاق خواب، چادری به حالت آویخته دورتادور تخت قرار می‌گیرد و به این شکل، اتاقکی درون اتاق خوابِ اصلی به­ وجود می‌آید.