شمایل شهــری
معماری از فیوچر سیستمز
متن از دِیان سوجیک
عکّاسی از ریچارد دِیویس
برمینگم، انگلستان، 2003

Urban Icon
Architecture by Future Systems
Text by Deyan Sudjic
Photography by Richard Davis
Birmingham, England, 2003

ساختمان جدید فیوچر سیستمز برای سلفْـریجِز در بِرمینگِم جان تازه‌­ای به فروشگاه عظیم قرن نوزدهمی این شهر بخشیده است؛ این فروشگاهِ دپارتمانی، پیش از این در آستانه­‌ی تعطیلی قرار گرفته بود.

شمایل شهری، به عنوان یک مفهوم در معماری شهری، بنا به پیش‌­بینی یان ­کاپْـلیکی و آماندا­­ لِویت در مرحله‌­ی احیاء قرار دارد. نمونه‌­ی حاضر از شمایل شهری احیاء و مرمّت یک فروشگاه بزرگ را در بر می‌­گرفت که همچون بسیاری از نمونه‌­های ابداعی قرن نوزدهمی شهری ­مانند ایستگاه قطار و بازار بورس مدّت‌ها بود که در انتظار حیات مجدّد به سر می‌­برد. بُـن­ مارشه­‌ی پاریس که پس از 1850 توسّط آریستید بوسیـکو خلق و توسّط الکساندْر گوستاف ایفل (تلفّظ فرانسه: اِفِـل) و لویی ­بوآلو طرّاحی و اجرا شد­، جایی بود که فُرم نمایشی مصرف­‌گرایی مدرن تبلور عام می‌­یافت همانطور که خود را سرانجام در رمان‌های ­امیل زولا نیز آشکار ساخت­. این نخستین بار بود که صحبت­ از فروشگاه‌­های بزرگ­­ دپارتمانی به میان می‌­آمد؛ جایی که طبقه‌­ی رو به رشد بورژوآ می‌­آموختند که چگونه می‌­توان یک خانه را با سلیقه‌­ی درست و مطلوبی آراست و تزئین کرد، یعنی درست همان‌طور که جامعه­‌ی فرهیخته‌­ی بورژوآ می­‌پسندد و آن را مطابق با مُـد روز برمی‌­شمارد؛ اتیکت‌های قیمت در اینجا بود که برای نخستین بار به کار آمدند و به این ترتیب سنّت چانه زدن بر سر قیمت را مُلغا اعلام کردند. از ابتدای امر فروشگاه­‌های ­بزرگ دپارتمانی بیشتر مکانی برای تجربه­‌ی اجتماعی به شمار می­­‌آمدند تا صِرف مکانی برای خرید ملزومات مورد استفاده در زندگی روزمرّه. فروشگاه سلفْ‌ریجِـز ظرف پنج سالِ گذشته گردش مالی خوبی تحت مدیریّت ویتّورو رادیچه یافته است؛ او یک خُرده­‌فروش کارکشته­‌ی ایتالیایی است که با بازگشت به ریشه‌­های مفهو­می فروشگاه­‌های دپارتمانی توانست نقش احیاءکننده­‌ی مهمّی برای این فروشگاه ایفاء کند. سلفریجز اکنون آن عرصه­‌ی نمایشی که برای مدّتی از کف داده بود را دیگر بار احراز کرده است. در این صحنه­‌ی نمایش اجتماعی، معماری حرف اوّل را می­‌زند.
از دهه‌­ی 1960 به این سو فروشگاه‌­های دپارتمانی در مغرب­زمین در آستانه‌­ی افول در سراشیب نزول قرار گرفته‌­اند. از ایده­‌های بدیع و از شکل خدماتی که روزگاری آنها را به محبوب خاصّ و عام بدل کرده بود، دیگر اثری در آنها به چشم نمی‌­آید. فقط در ژاپن در سال‌های رشد بادکنکی اقتصاد، فروشگاه‌­های بزرگ دپارتمانی کماکان به رشد خود ادامه می‌­دادند، در آن نمایشگاه وَن ­گوک می­‌گذاشتند و باتلرهای انگلیسی با کُت‌های دم چلچله‌­ای، ساندویچ خیار به تازه­‌واردان تعارف می­‌کردند.
تُهی شدن شهرهای اروپایی و آمریکایی از دهه‌­ی 1690 به این سو، فروشگاه‌­های دپارتمانی را بسیار حسّاس و آسیب‌­پذیر کرده است. انتقال خُرده‌­فروش‌ها به مال، اساسِ طمطراقِ معمارانه‌­ی فروشگاه­‌هایی چون ساختمان قصرگونه­‌ی فروشگاه دنیِل بِـرنِم برای گوردن سلفریج در لندن، بازسازی پاساژ پیتی پالاس برای فروشگاه مارشال فیلد در شیکاگو یا طرح لویی سالیوان برای کارسون پیری سْکات را متزلزل ساخته است. اغلب آنهایی هم که جان سالم به در برده‌­اند سال‌ها مورد بی­‌توجّهی قرار گرفتند که باعث شده نخ‌­نما و از مُد افتاده به نظر برسند. در عین حال، افزایش روزافزونِ برنه‌ای مُدِ روز قدرت و پرستیژ را از فروشگاه‌­های دپارتمانی ربود و به سمت خود جلب کرد. امروز، پرادا، گوچـی، لویی ووئَتان، کلوین کلاین یا آرمانی هستند که بیانیه‌­های معمارانه­‌ی آنچنانی را صادر می‌­کنند، در حالی­ که فروشگاه‌­های دپارتمانی از سمت عامه‌­ی مردم به فراموشی سپرده شده‌­اند.

برخی اصلاً تعطیل، و ناچار به تبدیل هیئت به مال‌های جدید شده­‌اند، و برخی دیگر به سایه‌­ای از روزهای اوجِ شکوه خود بدل گشته‌­اند. و هر چه ظاهر این فروشگاه­‌های دپارتمانی به فروشگاه­‌های دیگر شبیه‌­تر می­‌شد، به همان نسبت هم بیشتر دستخوش رکود و انحطاط می­‌شد.
رادیچه تصمیم گرفت سلفریجز را مکانی بسازد بی­‌شباهت به مکان‌های دیگر. نمای پنجره‌­دار آن را رون آراد طرّاحی کرد. حتّا در این مجموعه هفته­‌ی «ژاپنی» هم برگزار شده است. هرچند تصمیمات اخذ شده غریب به نظر می‌­رسیدند، امّا سرانجام اثرِ خود را بر کلّ مجموعه بخشیدند و آن را از رکودی که بدان دچار شده بود در آوردند. تا بدان حد که سلفریجز به خارج از شهر لندن نیز گسترش یافت. سلفریجز اکنون یک شعبه در منچستر دارد و تویو ایتو مشغول کار بر روی طرّاحی شعبه‌­ای از آن در گلاسکو است.
امّا فروشگاه تکمیل‌­شده‌­ی اخیرِ آن در بِرمینگِم بسیار بیش از بقیه تأثیرگذار بوده است. بِرمینگِم دوّمین شهر بزرگ بریتانیای کبیر است و شهر بی­قواره‌­ی ­زشتی شده­ است که از رشد انفجاری پس از انقلاب صنعتی حادث آمده. پس از آنکه کلّ کشور علاقه­‌ی خود را به تولید از دست داد و در سراشیب انحطاط اقتصادی قرار گرفت، شهر بِرمینگِم هم از این نزول مارپیچی و از این سیر قهقرایی مصون نماند. شاید بدترین روزهای بِرمینگِم بعد از دهه­‌ی 1960 فرا رسیدند که طیّ آن شهر دستخوش یک برنامه‌­ی مدرنیزاسیون کلان شد و بخش مرکزی و سنّتی خود را تخریب کرد تا به ساختمان‌ها و بزرگراه­‌ها و آزادراه­‌ها­ی مدرن امکان احداث بدهد.

پوسته­‌ی بیرونی فروشگاه از 1500 دیسک آلومینیومی تشکیل شده که به دیوار کنیتکس‌­شده‌­ای الصاق شده‌­اند، راه حل بدیعی برای ساخت عمارت‌ها با هزینه‌­ی اقتصادی، که علاوه بر آن عمارت را به نمادی از کلّ شهر بدل می­‌کند. منافذ این پوسته‌­ی بیرونی به حدّاقل کاهش یافته‌­اند و به این ترتیب فروشگاهی که داخل پوسته قرار دارد امکان یافته تا به صورت طبقات مختلفی پیرامون یک دهلیز مشترک که توسّط آسانسورهایی به یکدیگر متّصل هستند سامان یابد و به طور کلّی از دیده پنهان نیز بماند. در کمال شگفتی رهگذران، پنجره­‌هایی هم شبیه عینک آفتابی در سطح پیاده رو وجود دارند و همچنین پُل فیوچر سیستمز فروشگاه را به پارکینگی که در آینده احداث خواهد شد متّصل می­‌کند.

امّا این سیاست به کل غلط بود؛ سیاستی که شهر اخیراً دست به کار تعدیل آن شده است، یعنی ساختمان‌ها­ی جوان مربوط به دهه‌­ی گذشته را از میان بر­می‌­دارد تا به جای آنها بافتار شهری مناسبی را بنا کند و به این ترتیب بحران هویّتی را تعدیل کند، که این شهر صنعتی را در بر گرفته و آن را همچون باتلاقی در خود فرو می‌­برد. سلفریجز جدید بخشی از یک مرکز خرید (‘mall’) بزرگ است که در نزدیکی ایستگاه اصلی قطار شهر و نزدیک بازار شهر قرارگرفته. پهلو به پهلو­ی آن یک کلیسای پر زرق و برق ویکتوریایی قرار دارد و یک برج به سبک پاپ ­آرت در کنار آن قد برافراشته است. درست که بنگریم سلفریجز در نزدیکی هیچ سازه‌­ی معمارانه‌­ای نیست.
وقتی طرّاحان طرح ابتدایی را نزدِ رادیچه آوردند، آنچه در وهله­‌ی نخست توجّه او را به سوی خود جلب نمود همانا امکان قدم برداشتن در همان مسیر قدیمی بنیانگذار شرکت، شرکت گوردن­ سلفریج بود که دَنـیِـل ­بِرنم معمار را به انگلستان آورد و سفارش یک سازه­‌ی معماری را به او داد.
پس از بررسی رقبای احتمالی، فیوچر سیستمز که به نظر می­‌آمد به سیّاره‌­ای دیگر تعلّق دارد، به منظور بازسازی مال انتخاب شد. سلفریجز تا حدّ بسیاری در واقع تحقق رؤیاهای 20 ساله یان کاپلیکی، از شرکای فیوچر سیستمز بوده است. کاپلیکی شیفته‌­ی کشف امکانات دنیایی فراسوی محدودیّت‌های دست­‌وپاگیر است.
فروشگاه سلفریجز در دو طبقه بنا شده است. فیوچر سیستمز یک حباب آبی­‌رنگ غول­آسا طرّاحی و دیسک‌های آلومینیومی خود را برروی آن الصاق کرد. این حباب، لباس فلزّی مارک کوراژ (Courrèges) مربوط به دهه­‌ی 1960 یا یک آگراندیسمان بسیار عظیم از چشم مرکّب یک مگس را به یاد می­‌آورد. زبان معماری فیوچر سیستمز عمدتاً زبان‌های تک در معماری است. امّا پیداست که آنچه در این مورد بیشتر بدان اندیشیده شده، طرح یک شکل عجیب و غریب میخکوب­‌کننده است که کنجکاوی را برای ورود به درون سازه‌­ی معماری بر می‌­انگیزد. فروشگاه سلفریجـز به مقوله‌­ای از اشیاء تعلّق دارد که با آثـار کلاؤس اولدنبورگ یا آنیش کاپور، که نفر دوّم با فیوچر سیستمز همکاری داشته، شباهتـ‌هایی از خود نشان می­‌دهند. بنای کنونی سلفریجز در حال حاضر نقشی بیش از یک سازه­‌ی حجمی را ایفاء می­‌کند.
این سازه به نحو استادانه‌­ای تغییرات در سطح و ارتفاع و نوآنس نور و سایه را در طول روز نشان می‌­دهد. انحنای آن به ویژه، تأثیری فراموش ناشدنی بر بیننده به جای می‌گذارند. امّا انتظاری که نمای بیرونی عمارت در بیننده ایجاد می­‌کند، تازه با ورود به داخل آن است که به نحو مطلوبی برآورده می­‌شود. درون عمارت در واقع هم جنبه­‌ی دپارتمان دارد و هم خُرده‌­فروشی. علاوه بر فیوچر سیستمز که سالن­ غذاخوری طبقه­‌ی پایین را هم طرّاحی کرده، سلفریجز با آلدو سیبیک، سْـتَـنْتِـن ؤیلیمز، و الدریج و سْمِـرین همکاری داشته است. فروشگاه­‌های دپارتمانی عمدتاً از شیشه­‌ی فراوان در طرّاحی داخلی خود استفاده نمی­‌کنند و برای دعوت از مشتریان روش‌های دیگری را به کار می‌بندند. طرّاحی داخلی سلفریجز در واقع در پیرامون دو دهلیز بزرگ صورت گرفته که نور خورشید را از بالا به اعماق تحتانی سازه هدایت می­‌کنند. علاوه بر این، درسطح همکف سازه، محل‌های نفوذی بر پوسته‌­ی بیرونی تعبیه شده که ورود اتومبیل‌ها را نیز امکان­پذیر می­‌سازند و آنها را از طریق یک پُـل ساخت فیوچر سیستمز به پارکینیک آن سوی جادّه هدایت می‌­کنند و یک تراس هم برای رستوران ایجاد می­‌کنند. دیسک‌های آلومینیومی سلفریجز به نمادی از کلّ فروشگاه بدل شده‌­اند، به­‌نحوی که از سرتاسر شهر می‌­توان تأثیر آنها را مشاهده کرد. این سازه نمونه­‌ی بسیار خوبی است از معماری­ای که می‌­تواند معنای هویّت را با خود برای شهر به ارمغان بیاورد.

امّا این سیاست به کل غلط بود؛ سیاستی که شهر اخیراً دست به کار تعدیل آن شده است، یعنی ساختمان‌ها­ی جوان مربوط به دهه­‌ی گذشته را از میان بر­می‌­دارد تا به جای آنها بافتار شهری مناسبی را بنا کند و به این ترتیب بحران هویّتی را تعدیل کند، که این شهر صنعتی را در بر گرفته و آن را همچون باتلاقی در خود فرو می­‌برد. سلف‌ریجز جدید بخشی از یک مرکز خرید (‘mall’) بزرگ است که در نزدیکی ایستگاه اصلی قطار شهر و نزدیک بازار شهر قرارگرفته. پهلو به پهلو­ی آن یک کلیسای پر زرق و برق ویکتوریایی قرار دارد و یک برج به سبک پاپ ­آرت در کنار آن قد برافراشته است. درست که بنگریم سلف‌ریجز در نزدیکی هیچ سازه‌­ی معمارانه‌­ای نیست.
وقتی طرّاحان طرح ابتدایی را نزدِ رادیچه آوردند، آنچه در وهله­‌ی نخست توجّه او را به سوی خود جلب نمود همانا امکان قدم برداشتن در همان مسیر قدیمی بنیان‌گذار شرکت، شرکت گوردن­ سلفریج بود که دَنـیِـل ­بِرنم معمار را به انگلستان آورد و سفارش یک سازه‌­ی معماری را به او داد.
پس از بررسی رقبای احتمالی، فیوچر سیستمز که به نظر می‌­آمد به سیّاره‌­ای دیگر تعلّق دارد، به منظور بازسازی مال انتخاب شد. سلف‌ریجز تا حدّ بسیاری در واقع تحقق رؤیاهای 20 ساله یان کاپلیکی، از شرکای فیوچر سیستمز بوده است. کاپلیکی شیفته­‌ی کشف امکانات دنیایی فراسوی محدودیّت‌های دست­‌وپاگیر است.

نام پروژه: فروشگاه دپارتمانی سِلفْ ریجِز (بولْرینگ)
معمار: فیوچر سیستمز
مهندسی سازه، خدمات، مهندسی نما: آروپ
ارزیابی کمّی: بویدون
مدیر پروژه: فیثـفول + گولد
پیمانکار: لِینگ اُ،رورْک
مکان: برمینگم، انگلستان
تاریخ افتتاح: سپتامبر 2003

مدارک فنی
دفـاتر عمـومی Public Offices