سیر تحوّل بناهای ورزشی
مطالعه موردی: زورخـانه های قـدیم
تهیّه و تنظیم از دکتر سیّده‏‌مرضیه طبائیان (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد هرند)

مقدّمـه
چون به نخستین ادوار حیات ملل نظر کنیم، درمی یابیم که هیچ ملّتی به وجود نیامده و به تحصیل استقلال و تحکیم مبانی ملّـیّت توفیق نیافته، مگر آنکه اعصار و دوره های خطر را گذرانده و به اعمال پهلوانی دست زده باشد و بزرگان و پهلوانانی از او پدید آمده باشند که در ذهن ملّت اثری بزرگ برجای گذارند. این دوره های خطر و اعمال پهلوانی وقتی در منظومه ی مدوّنی به نحو خلاق منعکس شود، آن ملّت صاحب حماسه ی ملّی می گردد.
تاریخچه ی‌ ورزش‌ در ایران‌
در ایران‌ قدیم‌، ورزش‌ پهلوانی‌ و رزمی‌ و وزنه‌برداری‌ برای‌ شرکت‌ در جنگ‌ معمول‌ بوده است. همانطور که‌ حکیم‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌ در رابطه‌ با پهلوانی‌ و جنگ‌آوری‌ رستم‌ و سهراب‌ و کُشتی‌ دو پهلوان‌ پدر و پسر اشعاری را‌ بیان‌ می‌کند. حتّا‌ حضور زنان‌ پهلوان‌ در شاهنامه‌ ی فردوسی‌ می‌درخشد، حرکت‌ و حضور «گردآفرید» به عنوان‌ یک‌ زن‌ قهرمان‌ و پهلوان‌ در جنگ، نشان‌ از روحیه ی‌ ایرانیان‌ برای‌ تربیت‌بدنی‌ و کارکرد آن‌ در میان‌ نبرد و جنگ‌ با غیر ایرانیان‌ بود. سنّتهای پهلوانی، یادگاری از نیاکان ماست که در برخی مناطق کشور نمونه‌هایی از آنها باقی مانده است. آیین‌های جوانمردی اکنون مهجور مانده‌اند و یادگارشان را تنها می‌توان در زورخانه‌ها و در کسوت کشتی‌گیران و پهلوانان جستجو کرد. در میان‌ کشورهای‌ مشرق‌ زمین‌ باید گفت‌ ایران کشوری‌ است که‌ برای‌ تعلیم،‌ تربیت‌ بدنی‌ و سلامتی‌ تن‌ و روان‌ اهمّیّت‌ خاصّی‌ قائل‌ بوده است؛ در این‌ باره‌ هرودوت، مورّخ‌ شهیر یونانی می‌نویسد:
ایرانیان‌ از 5‌ سالگی‌ تا 20‌ سالگی‌ سه‌ چیز را می‌آموختند:
1. سواری‌
2. تیروکمان‌
3. راست گویی‌
تاریخچه ی‌ پیدایش زورخانه
چنانکه در تواریخ مذکور است، زورخانه حدوداً 700 سال پیش به وسیله ی محمود بن ولی الدّین معروف به «پوریای ولی» که ظاهراً از مردم خوارزم بوده و گویا در سال 772 ه. ق. درگذشته، به صورت امروزی تجدید سازمان شده است.
بدین جهت، بی شک آنچه پیش از آن بوده می تواند حدِّاقل در کشور ما تاریخی بسیار کهن داشته باشد، زیرا ملّت ایران که از آغاز تاریخ خود به پهلوانی و کُشتی گیری و قدرت بدنی نیاز مبرم داشتند تا به دستور زرتشت پیغمبر باستانی اش خود را برای یاری اهورامزدا در چالش با اهریمن نیرومند سازد، همواره ضعف و زبونی را مذموم شمرده اند. در اوستا، نامه ی مینوی آیین زرتشت چنین آمده است:
«پهلوانی مردانه را می ستاییم که به مردان گشایش دهد، که به هوش گشایش دهد، که تندتر از تند و دلیرتر از دلیر ‌است که بسان بهره یی ایزدی به [مرد] رسد و مردان را در گرفتاری رهایی بخشد.»
نقش زورخانه بعد از اسلام، در احیای نهضت ملّی ایران و ضدِّ بیگانه همچنین رستاخیز زبان و فرهنگ و آیین فتوّت و اخوّت که از عهد باستان در کشور ما رواج داشته است، اهمیّتی به سزا دارد.
مهرداد بهار در کتاب ورزش باستانی ایران و آیین مهر بر اساس تشابهات میان معابد مهری و مراسم آن با مراسم زورخانه، پیشینه ی زورخانه را به دوران آیین مهری نسبت می دهد.
بعضی پیدایش زورخانه را به قرن اوّل هجری و تصرّف ایران توسّط اعراب نسبت می دهند و معتقدند چون ایرانیان از داشتن اسلحه محروم بودند با ابزار و روش زورخانه ای که مشابه ابزار جنگی است، تمرین می کردند و نوشته هایی روشن می کند که کُشتی و برخی ابزار ورزشی و مراسم زورخانه ای تقریباً شبیه همان چیزی بود که تا 50 سال پیش داشته ایم.
برخی نیز زمان پیدایش این ورزش را دوره‌ ی مغول می‌دانند و معتقدند از آنجا که در یاسای چنگیز ورزش و فعّالیّت نظامی برای ملل مغلوب ممنوع بوده، ایرانیان مبارز به طور زیرزمینی و با ابزاری که از آلات جنگی اقتباس شده بود، به ورزش و آمادگی نظامی مشغول می‌شدند. مطمئناًً نظریات بالا هر کدام در جای خود قابل بحث و بررسی است؛ ولی جامع ترین تحقیقی که درباره ی‌ تاریخ ورزش زورخانه ای انجام شده، قدمت این ورزش را به قبل از اسلام و حتّا به دوران مادها می‌رساند.
ساختار و معماری زورخانه
زورخانه ها به عنوان یکی از کُهن ترین باشگاه ها و سازمان‌های ورزشی جهان مطرح هستند و به گفته ی ادؤارد برآؤن شرق شناس انگلیسی: «قدمت زورخانه ها به دوران باستان می رسد.»
امّا متأسّفانه این میراث و گوهر ارزشمند فرهنگی و ورزشی فاقد جایگاه واقعی خود در ساختار اصلی طرّاحی محلّه های شهری است. در قدیم زورخانه را لنگرگاه نیز می گفتند. بنای زورخانه ها در گذشته در مجاورت بازارها و مراکز اقتصادی قرار داشت، امّا توسعه ی بی رویّه ی خانه سازی در شهرها بسیاری از زورخانه ها را نیز در برگرفت و موجب افول نقش و کارکردهای بهتر این ورزش و چه بسا موجب بـروز مزاحمت برای خانه های همسایگان اطراف شد.
شکل درون و برون زورخانه‌های قدیم در توالی معماری دوران ساسانیان است. ورود به زورخانه از دری کوتاه (حدود 5/1 متر) و با دو یا چند پلّه از کف کوچه به پایین به کنار گود می‌رسید. گود زورخانه به صورت هشت ضلعی و از کف تا لبه حدود 70 تا 90 سانتیمتر و طول آن از هر سو از زاویه به زاویه ی حدود 8 متر است که 20 نفر در آن ورزش می‌کنند. علّت پائین تر قرار گرفتن گود این بوده که ورزشکار هنگام ورزش نسبت به دیگران کوچک تر به نظر آمده و احساس کِبـر و نَخوت نکند.
دور آن معمولاً چهار ایوانچه مانند حمّام‌های قدیم قرار دارد. سقف زورخانه مدور و بلندای آن به 10 متر هم می‌رسد. اما در زورخانه‌های کنونی تفاوت در اندازه ها و مصالح و شکل وجود دارد. بر لبه ی گود به جای ازاره چوب‌هایی نصب کرده اند تا بر اثر ضرب دست کُشتی گیران و جست و خیز ورزشکاران ریزش نکند. سراسر دیواره گودْ ساروج اندود شده است.
در کنار در ورودی به محوّطه زورخانه، سردم یا جایگاه مُرشد قرار دارد تا به ورود و خروج ورزشکاران مسلّط باشد و در جلوی آن چوب بست یا وسیله ای مانند آن برای آویختن زنگ برپا کرده و بر آن اشیایی از قبیل شمشیر، کلاه خود، قـمه، زنجیر، پوست پلنگ، زره، سپر و پَرِ قو به آن می آویختند. در بالای سردم تمثال حضرت علی (ع) را قرار می دادند.
سکّوی سردم نسبت به کف گـود 1 تا 5/1 متر بلندتر است. بر روی سکّو و زیر چوب بست اجاقی کنده می شد که در آن آتش می ریزند و هرگاه اجاق نداشته باشند، منقلی زیر چوب بست می گذاشتند تا مُرشد تنبک خود را با آتش اُجاق یا منقل گرم کند تا صدایش رساتر شود. سردَم در زمان صفویه آن چنان شد که بر آن می نشستند و حتّی در تعزیه ی حضرت امام حسین (ع) شعرهایی می خواندند و یا تبلیغ مذهب جعفری می نمودند. هنوز هم در بسیاری از زورخانه ها این مراسم معمول است.
شکل و نمای داخلی و خارجی ساختمان زورخانه ها به ویژه در گذشته به تکّیه ها و خانقاه ها شباهت دارد. بعد از ظهور اسلامْ زورخانه ها، لنگرگاه ها، خانقاه ها و تکّیه ها مرکز اقطاب اهل تصوّف و مرجع پهلوانان و عیّاران پیرو اهل فتوّت بوده است؛ لذا می‌توان گفت علّت شباهت بنای زورخانه ها و تکّیه ها و خانقاه ها همین رابطه ی نزدیک پهلوانان و اهل تصوف می باشد. ضمناً از نظر معماری زورخانه ها شباهت بسیاری به خانقاه ها از جهت پایین تر بودن از سطح زمین، آستانه ی ورودی کوتاه، سکوهای زیر پلّه و مسند پیر طریقت یا مُرشد داشته‌اند که نمونه‌های بازمانده ی این خانقاه ها گواه صادق برآنند. سردمی که مرشد بر آن می نشیند، به منابر سخنوری می­‌مانَد.
نمای بیرونی زورخانه چهارگوش است با گنبد و یا گُنبد گُلدسته مانند که محلِّ ورود هوا و نور آفتاب از دریچه ها به درون زورخانه هاست. در ورودی زورخانه را عمداً کوتاه می‌سازند تا وارد شوندگان به احترام و به نشانه ی تواضع و فروتنی سر فرود آورند. درست در زیر سقف زورخانه و حدود 70 سانتیمتر پایین تر از سطحِ زمین گود قرار دارد. از دور گود تا جایگاه تماشاگران حدود 5/1 تا 2 متر فاصله است و ارتفاع از کف گود تا بالای گُلدسته نزدیک به 10 متر می‌رسد. در اطراف گود زورخانه برای کندن لباس، گذاشتن آلات و اسباب جایگاه­‌هایی منظور گردیده است. یکی دو غرفه از این غرفه‌ها نیز جایگاه افزارهای ورزشی است.
گود زورخانه را متناسب با وسعت فضای زورخانه به صورت پنج ضلعی، شش ضلعی و یا هشت ضلعی می‌سازند و اصولاً گود مقدّس در زورخانه هایی که براساس معماری صحیح و با آگاهی از پیشینه ی ورزشخانه سنّـتی و باستانی درست شده باشند، باید 8 ضلعی باشد. گود زورخانه به ویژه از زمان صفوی به یاد قبر شش گوشه ی حضرت سیّـد الشّهداء و یا به افتخار امام هشتم، شش  ضلعی و هشت ضلعی درست می شد که عنوان مذهبی داشت.
هنگام ورزش در گود هیچ کس حقِّ ورود و خروج از آن را بدون اجازه ی مُرشد نداشت. همچنین نشستن بر لبه  ی گود ممنوع بود. نورگیرهای طاق گنبد فراز گود نیز یا 8 روزنه داشته‌اند و یا به صورت ستاره ی هشت پر با شیشه های ضخیم ساخته می شده است.
نقش ستاره ی هشت پر از معماری کهن و سنّتی ایران به شمسه (خورشیدی) مشهور است و آن نشانه ی خورشید یعنی منشاء حیات انسان است که ایرانیان باستان در روزگاران کهن خورشید را به عنوان منشاء و منبع اصلی حیات انسان ستایش می‌ کرده اند. نام دیگر خورشید «مهـر» است که در زبان پهلوی به آن «میترا» می‌گویند و مهرپرستان هنوز هم در اکناف جهان هستند. این هشت گوشه ی گود و یا هشت کُنج آن نشان مهر است که در طیِّ سالیان متمادی سینه به سینه و نفس به نفس به نسل امروز رسیده است.
از آنجا که گودْ محلِّ اصلی ورزش است و ورزشکاران زورخانه پابرهنه در آن ورزش می‌کنند، ترتیبی می‌دهند که کف گود نرم باشد. در گذشته کف گود بوته‌های صحرایی خشک قرار می‌دادند و روی آن به قدر کافی خاک نرم و رس می ریختند تا پس از آب پاشی و پا خوردن حالتی نرم و فنری داشته باشد. آب پاشی هر روز قبل از ورزش انجام می شد.
شاید مسئله ی اصلی در زمینه ی معماری زورخانه، زمانی مطرح شود که قرار باشد زورخانه ای در شهر تهران، نه به عنوان یک نماد و سمبل بلکه به عنوان بنایی با کاربری ویژه و البتّه امروزی ساخته شود. آیا در این صورت نیز معمار متعهّد به رعایت همه ی اصـول و مبانی ساختمان زورخانه است، یا اینکه متناسب با شرایط روز جامعه به تأویلی امروزی از مفاهیم در ساخت زورخانه هم بیاندیشد؟
منابع و مأخذ:
1. www.zurkhaneh.com
2. مختاری، ابراهیم؛ صابر، هدی. میراث پهلوانی. تهران: معاونت پژوهشکده ی مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی، 1381. چاپ اوّل.
3. خزائی، احمدرضا. «تأثیر متقابل فرهنگ و ورزش». مجلّه ی الکترونیکی ورزش، 1385.
4. عناصری، جابر. گود مقدّس زورخانه. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.
5. بهار، مهرداد. «ورزش باستانی ایران و آئین مهر». فرهنگ و زندگی. شماره ی 10، تهران، 1351.
6. تهرانچی، محمّد مهدی. پژوهشی در ورزش‌های زورخانه‌ای. تهران: نشر کتابسرا، 1364.
7. صدّیق، مصطفی. «زورخانه و ورزش باستانی»، شماره ی 26، دوره ی 3.
8. حسینی، سیّدامیر. «زورخانه ها و ضرورت بازشناسی هویّت فرهنگی و تعلّقات اجتماعی در محلّه های شهری»، چهارّمین سمپوزیوم و اوّلین فستیوال ورزش‌های زورخانه ای در مشهد، آبان 1384.
9. افشاری، مهران. آیین جوانمردی: مرام و سلوک طبقه ی عامّه ی ایران. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1384. چاپ اوّل.
10. عبّاسی، مهدی. تاریخ کُشتی ایران. تهران: چاپ نیل، 1377. جلد اوّل.
11. مجلّه ی علمی و پژوهشی صُـفّه، شماره ی 35، سال 12، پاییز و زمستان، 1381.
12. انصاف پور، غلامرضا. تاریخ و فرهنگ زورخانه و گروه‌های اجتماعی زورخانه رو. تهران: وزارت‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ و ه‍ُن‍ر، م‍رک‍ز م‍ردم‌ش‍ن‍اسی‌ ایران.‌

مدارک فنی
آب انبار دیوان خانه ( موزه سازه‌های آبی استان فارس )، اثر علی سوداگران و نازنین کازرونیان