جـان کپـلیکی
از «سیستمهای آینده»

1. تعریف شما از «معماری پایدار» چیست؟
مهمترین جنبه‌ی طرّاحی پایدار انتخاب مصالح و اجرای ساختمانی است که در این فعّالیّت ساخته می شود. این ساختمانها مجبورند که از نظر تأمین انرژی خودکفا باشند (هشتاد درصد یا بیشتر). امروزه این امکان فراهم است که انرژی را به الکتریسیته تبدیل نموده و در طیّ شب در شبکه‌های برق به کار بُرد. این روند شامل عملیّاتی طولانی مدّتی است و به‌سختی می توان حدود آن را تعیین کرد. هنوز مقیاس واقعی برای این موضوع تعیین نشده است و انرژی باید در ساختن یک ساختمان هم مورد توجه قرار گیرد: چه مقدار انرژی در طیّ عملیّات ساختمان و قبل ار آن در فراهم کردن مصالح مصرف خواهد شد؟ این سؤال به معنی دوام و مقدار و وزن مصالح مورد نیاز پروژه است که در وهله‌ی اوّل نیازمند توجّه ویژه می باشد. یک ساختمان هر چه مصالح کمتری به کار ببرد سبزتر است، چون منابع و انرژی کمتری برای تولید آن به کار رفته است.
2. دغدغه‌ی اصلی شما به عنوان یک طرّاح علاقمند به «پایداری» چیست؟
به نظر من مواد و مصالح کاملاً در اولویّت قرار دارند. اگرچه پایداری قصد دارد که در طرّاحی تأثیرگذار باشد، امّا جنبه ای کاملاً انقلابی و همه‌جانبه دارد. در دوره ای، افراد سعی می‌کردند که وانمود کنند نیاز به معماری پایدار بدون تأثیر بر فُرم و شکل ساختمان برطرف می شود. (یعنی معماری پایداری تأثیری در فُرم ساختمان ندارد.) این نظریه مثل زمانی است که اوّلین ماشینی که ساخته شد از فُرم گاری و کالسکه اسب تقلید کرده بود و مدّت زمان زیادی طول کشید که شکل اصلی خود را متناسب با عملکردش بیابد. بنابراین معماری سبز علاوه بر پاک و مفید بودن، نیاز دارد که فُرم واقعی خود را بیابد و مثلاً‌ فُرم و شکل ساختمان تأثیر مهمّی در جریان هوا و تهویه‌ی کامل بنا دارد.
3. چگونه می‌توان در مورد «سبز بودن» یک ساختمان قضاوت کرد؟ به عبارت دیگر، چگونه می‌توان یک ساختمان را جزو «معماری سبز» به شمار آورد؟
هنوز هیچ ساختمان سبزی در معنای واقعی ساخته نشده است. ساختمانهایی که در این دوران ساخته می شود، هیچکدام نمونه‌ی معماری سبز نیستند. آنها تنها تلاشی کوچک برای پایداری هستند. قوانینی که آنها را برپا می کنند، تغییرات عمده ای را به وجود نمی آورد، به‌خصوص در ایالت متّحده و انگلستان. در این کشورها کلاسهای بسیار کوچکی به‌عنوان معماری سبز در مدارس طرّاحی می شوند و بیانیّه های آمریکا در مشهورترین مدارس این سبک فقط جنبه‌ی نمایشی و مُد دارند. امّا این واضح است که یک تفکّر کاملاً جدید شکل گرفته است که به معماری پایدار حقیقی منجر خواهد شد. یک ماشین تا موتور نداشته باشد کاربری نخواهد داشت و خانه‌های هوشمند نیز هنوز وجود ندارند.
4. چگونه در کارهایتان طبیعت را سرمشق قرار می‌دهید؟
طبیعت می تواند در سطح متفاوتی به عنوان سرمشق قرار بگیرد، مثلاً لانه‌ی موریانه ها دوجداره است که تهویه‌ی طبیعی را برایشان ممکن می سازد. در ساختارهای طبیعی نوعی سبُکی و بی وزنی وجود دارد که در آثار ساخت بشر یافت نمی شود. آنها از نظر وزنی بسیار سبُکتر از چیزهایی هستند که انسان می سازد و به طرز قابل مقایسه ای از نظر مقاومت قویتر از ساختارهای مصنوعی هستند، به عنوان مثال رشته های تارهای عنکبوت دو برابر مقاومتر از فولاد است و در اینجاست که باید بسیاری چیزها را برای ارتقای کیفیّت مواد و مصالح از طبیعت بیاموزیم. در حالت کلّی اَشکال اُرگانیک بسیار بیشتر از فَُرمهای ساخت دست بشر مفید و متناسب هستند.

معماری داخلی، طرّاحی داخلی، دکوراسیون داخلی، محمّدمهدی فخیمی