ایستگاه قطارهـای سریع‌السّیـر لی‌یِژـ‌گیـومَن
معماری از سانتیاگو کالاتْراوا
ترجمه‌‌ی الناز رحیمی
لی‌یِژ، بلژیک

در سال 1838 تنها سه سال پس از افتتاح اوّلین خطّ آهن قارّه‌ای، یک راه‌آهن، که بروکسل را به آنْز (Ans) متّصل می‌کرد در حومه‌ی شمال لی‌یِژ، افتتاح شد. اوّلین ایستگاه قطار لی‌یِژـ‌گیومَن که بروکسل را به شمال آنْز متّصل می‌کرد در سال 1842 افتتاح شد. این ایستگاه در سالهای 1882 و 1905 به خاطر نمایشگاه جهانی که در لی‌یِژ برگزار شد مُدرنیزه و بازسازی شده و در 1958 کاملاً با یک نمونه‌ی مُدرن ــ البتّه نسبت به زمان خود ــ جایگزین شد. این ساختمان تا چند ماه قبل از افتتاح ایستگاه تازه‌تأسیس کالاتراوا در ژوئن 2009 به فعّالیت خود ادامه داد. در پروژه‌ای که به کالاتراوا محوّل شد باید یک ایستگاه جدید با ساختمانی معمولی (نه‌چندان شاخص و چشمگیر) که در دهه‌ی 1950 ساخته شده بود جایگزین می‌شد. ساختمان جدید در همان سایت قدیمی، امّا این بار برای استفاده‌ی قطارهای سریع‌السّیر ساخته شد. به طور کلّی، در سالهای اخیرْ دولتمردان و سهامداران خطوط راه‌آهن در اروپا تلاشی چشمگیر را برای هرچه یکپارچه‌تر کردن و ارتباط بیشتر میان کشورها آغاز کردند و استفاده از سیستمهای حمل و نقل مدرن و قطارهای سریع‌السّیر نیز جزئی از این فعّالیتها محسوب می‌شود. مراحل ساخت و ساز این پروژه باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌شد که ساختمان قدیمی در طیّ عملیات اجرایی ساختمان جدید کماکان به فعّالیتش ادامه می‌داد. کالاتراوا که اخیراً با چندین پروژه‌ی عمرانی از جمله چند پُل و ساختمانهای مربوط به حمل و نقل مثل ایستگاه راه‌آهن زوریخ و لیون درگیر بود، به‌راحتی بر این مشکل فائق آمد. این معمار و مهندس اسپانیایی بر این باور است که اجرای ساختمانهای افقی (یک‌طبقه و غیره) خیلی سخت‌تر از نمونه‌های بلندمرتبه است و مردم فکر می‌کنند که ایستگاه فقط یک سقف یا سایبان است، امّا در حقیقت مسئله بسیار پیچیده‌تر است. با این حال سقف این ایستگاه، به همان اندازه که انتظار می‌رفت شاخص و تندیس‌گونه شده. این سقف با ارتفاع 35 متر برفراز 5 سکّو و 9 خطّ راه‌آهن بالا رفته است و همنشینیِ نمادین شیشه و فولاد در این ایستگاه و در عصر نوین سفرهای ریلی (حمل و نقل ریلی) به گشودگی و شفّافیتی دست یافته است که طرّاحان ایستگاههای دوره‌ی ویکتوریایی آرزوی آن را داشتند و یا حتّی نمی‌توانستند آن را تصوّر کنند. سازه‌ی سقف به‌صورت طاقدار و خمیده ساخته شده است و تک‌تک قسمتهای آن به‌گونه‌ای جلو رفته‌اند تا با استفاده از یک تکنیک ساختمانی تمام و کمال سبب کاهش اختلالات و بی‌نظمی در جریان حرکتی قطارها و مسافرین در زیر سقف و نیز یکپارچه‌سازی محیط شوند. در کل، در این ساختمان 39 نوار سازه‌ای با دهانه‌های 158 متری به‌ کار گرفته شده تا تمام طول قطارهایی را که وارد ایستگاه می‌شوند را بپوشاند. به علاوه، سایبانهای باریکی نیز در امتداد سقف اصلی و با شکلی انگشت‌مانند به سمت جنوب کشیده شده‌اند تا در زمانهای اوج شلوغی و مسافرتهای ایّام تعطیلات، که تعداد واگُنها به دو برابر افزایش می‌یابد، سرپناهی را برای مسافران فراهم کنند. سازه‌ی بدون روکش کالاتراوا که 5/4 متر از زمین بالا رفته است، قبل از رسیدن به سکّوها چشم‌اندازی زیبا و شفّاف به سمت شهر ایجاد کرده است.
10 فروشگاه مدوّر نیز حسّی سرزنده و پویا به لابی انتظار و سالن اجتماعات در طبقه‌ی همکف بخشیده‌اند. طاقهای بتُنی که دال میان دو طبقه را نگه می‌دارند، به‌صورت درجا و در محل اجرا شده‌اند و با بلوکهای شیشه‌ای از هم مجزّا می‌شوند. در کل، بیشتر طرّاحیهای کالاتراوا در این زمینه بسیار معقول و منطقیند و با یک هدف مشخّص و اصلی شکل گرفته‌اند که این هدف جهت‌یابی آسان مسافرانی‌ست که وارد مجموعه می‌شوند. فضاهای پشتیبانی و خدماتی ایستگاه نیز شامل دفاتر اداری، پارکینگ و انبار دوچرخه و توشه است و یک پُلِ کوچک به مسیر سواره‌ی پشت ایستگاه متّصل است. دسترسی به طبقات فوقانی نیز از طریق پیش فضا و نیم‌طبقه‌ی تراز بالای سکّو فراهم می‌شود. همه‌ی کارهای کالاتراوا بر اساس حرکت و سیّالیت است، ولی هیچ یک به اندازه‌ی ایستگاه لی‌یِژـ‌گیومَن متناسب و درخور حسّ و حال حرکت طرّاحی نشده‌اند. نوارهای در حال اوجِ (بالارونده) سقف حجیم و طاقهای مکرّر یال خدماتی و مقاطع خمیده‌ی ایستگاه به اندازه‌ی حسّ و شور قطارهایی که با سرعت تمام از ایستگاه عبور می‌کنند، سرگیجه‌آور است. هیچ‌چیز در اطراف این سازه‌ی فاخر که از هر جهت برای تغییر شکل و تطبیق با کاربری مورد نظر مهیّا شده است، زیبا نیست. برای مسافرانی که با قطار به ایستگاه می‌رسند، سوسوی ساختمان چون چراغ راهنمای تابان و برافروخته‌ای است که در پس‌زمینه‌ی خاکستریِ شهر می‌درخشد. از فراز تپّه‌ی پارکْلَند که در پشت ایستگاه واقع شده است، بام ساختمان که شبیه لاکِ لاک‌پشت به نظر می‌رسد (که کُندترین مخلوقات است) به مرور با نزدیک شدن به ایستگاه به یک مفتول آیرودینامیکی تبدیل می‌شود که در تناسب با سرعت و جریان حرکت لوکوموتیوهای که به ایستگاه می‌رسند، تغییر شکل می‌دهد. به‌علاوه مقیاس و رنگ سازه‌ی ایستگاه ساختمانهای تیره و ناچیز آجری را که اطراف آن را فرا گرفته‌اند، محو می‌کند.