آپارتمان مسکونی کلوان شماره چهارم، اثر شورش عابد

اثر منتخب و برگزیده‌ی دومین دوسالانه معماری شهرسازی و طراحی داخلی ایران 1393-1395

کلوان چهار ادامه‌ی همان کلوان سه بود و بر مبنای همان تجربه‌ها. سنگ بود و رنگ.از قدیم مردم همان چیزی که دم دستشان بود را بر می‌داشتند و سرپناه می‌ساختند. و در اینجا چه چیزی بهتر و بیشتر از سنگ. ما نیز بر همین اساس سنگ را دوباره تجربه کردیم. برحلاف کلوان سه که از ضایعات تراورتن و گرانیت استفاده کردیم؛ اینبار با استفاده از بومیهای یکی از روستاهای اطراف (سرد کوهستان) سنگها را از از خود آن روستا جمع‌آوری کردیم. اهالی آن منطقه بر اساس حس ناسیونالیستیی که داشتند؛ معتقد بودند این بهترین سنگ است. اما ما دنبال بهترین و زیباترین نبودیم. ما دنبال بیشترین و دم‌دست‌ترین سنگ بودیم. چیزی که برای خودمان باشد.
دوباره رنگ را نیز اساس کار قرار دادیم. بر همین اساس به مانند کلوان سه، کنسولهای پروژه را بهانه‌ای برای جاری کردن رنگ کردیم. هر کنسول یک رنگ متفاوت. نارنجی، بنفش، سفید، آبی، زرد، طوسی و سبز. فقط اینبارتعداد کنسولها کمتر ولی ابعاد آنها وسیعتر شد. اما مهمترین تفاوت کلوان سه با چهار نه در مفاهیم که در روش بود.
اینبار برای ما بومی بودن پروژه هم در فرم و هم در روش مدنظر بود. در شهرستان بوکان پس از آنکه صنعت فرش در اواخر دههٔ هفتاد شمسی بالکل از بین رفت؛ حال نوبت صنعت دوم آن یعنی کارگاهای بزرگ اتاق سازی ماشینهای باری بود. اکنون چند سالی است که دیگر خبری از ماشینهای باری که از کل کشور به بوکان می‌آمدند، نیست. کارگاهها یکی پس از دیگری راهی را می‌روند که بیست سال قبل فرشهای پر نقش و نگار رفتند.
ما با استفاده از همان نیروها و همان روش اتاق سازی دست به اجرای جداره بیرونی پروژه زدیم. درهمه‌ی کنسولهای رنگی پروژه ما از ورق ۳ میلیمتری که در این صنعت کاربرد داشت، استفاده کردیم. پیشنهاد ما اجرای این قسمتها در محل بود ولی تیم اجرا پیشنهادشان ساخت این قطعات در کارگاه‌ شان و حمل و نصب آن با جرقثیل بود که در نهایت هم همین کار را کردیم. در ساخت پله واحد دوبلکس نیز از همین روش استفاده شد. در خود کارگاه و بصورت یک تکه بدون برش و جوش و تنها خم‌کاری. در مرحله رنگ آمیزی هم همین روش را ادامه دادیم. استفاده از نقاش اتاقهای ماشینهای بزرگ بجای نقاش ساختمان.
این قضیه برای ما یک حس نوستالژیک داشت. افراد برای اولین بار بود دانش خود را در زمینه ساختمان به ‌کار می‌بردند. ما هم برای اولین بار بود بجای سنگ کار و نقاش ساختمانی، اتاق ساز و صافکار و نقاش ماشین را بر بالای داربست پروژه‌هامان می‌دیدیم. در انتخاب رنگها هم از رنگ مخصوص ماشین استفاده شد و همه مراحل آن شبیه صافکاری بدنه ماشین بود. استفاده از بتونه سنگی بجای بتونه روغنی، آستر فوری و رنگ ۲۱ کارخانهٔ مهار در ساختمان هم برای ما و هم برای تیم اجرا یک تجربهٔ متفاوت بود.
در قسمتهای سنگی هم همین مسئله کانتکست برای ما در اولویت بود. همانطور که گفته شد.سنگها از یکی از روستاهای اطراف توسط خود اهالی روستا از کوه کنده شد. خودشان می‌گفتند: فکر نمی‌کردیم این سنگها به‌درد چیزی بخورد. برای بعضی از اهالی روستا هم این پروژه یک منبع درآمد موقت بود؛ که ما امیدوار بودیم این قضیه در آینده نیز ادامه پیدا کند و بتواند کمکی برای اهالی روستای سرد کوهستان باشد که تا حدودی همینطور نیز شده است..
برای ما مهم بود که این پروژه، ساختمانی باشد مربوط به شهرستان بوکان. ترکیبی از صنعتی رو به زوال و جغرافیای روستاهای پیرامون آن
حالا که چهار سال از ساخت کلوان چهار می گذرد؛ هنوز هم به من می گویند کاش این فریمها را مشکی میزدید. خیلی با این سنگها همخوانی دارد. اما من دنبال همخوانی نبودم. به قول آندره برتون زیبایی یا تشنج زاست یا اصولا وجود ندارد.

معماری معاصر ایران: مسکونی

_______________________________            

طراح: شورش عابد
همکار طراحی: حسام سعیدی کیا
سازه: هیرش شمس برهان، حسین محمدی
گرافیک و پرزانته: حسام سعیدی‌کیا
عکاس: سولماز آرشها
کارفرما: علی مام عبدالله
محل پروژه: استان آذربایجان غربی، شهرستان بوکان، خیابان شهید فهمیده،جنب نمایشگاه سامسونگ
متراژ زمین: ۲۵۲ متر‌مربع
سطح زیر‌بنا: ۱۶۰۰ متر‌مربع

این پروژه اثری است از شورش عابد
برای مشاهده‌ی مشخصات و دیگر آثار شورش عابد در دانشنامه کلیک کنید.

مشاهده!
انارستان پدربزرگ یزد، اثر نازلی و پدرام جعفربیگی