آپارتمان مسکونی کلوان شماره دو، اثر شورش عابد

برای ساختمانی با ده کارفرمای مختلف که وجه مشترکشان بیست میلیون تومان وام مسکن مهر است، کار طراحی چندان راحت نبود. هزینه ی در نظر گرفته شده به ازای هر متر مربع دویست و هشتاد هزار تومان، محدودیت کار را دو چندان کرده بود.
افرادی که همدیگر را نمی شناختند؛ ایده ای برای طراحی شد.
به قول داریوش شایگان، ترکیب نوعی الگوی مرقع یا معرق بود که در آن افراد با شرایط کمابیش یکسان قرار گرفتند. کنار هم قرار گرفتن موزاییک وار فرهنگی که داریوش شایگان می گفت؛ اساس کار ما برای طراحی بنا شد.
شناخت قبلی از نقاشیهای پیترهالی و تصویر آن در پس زمینه ی روند طراحی نیز تاثیر بسزایی در شکل دهی پروژه داشت.
حجمها و سطوح خالص هندسی در کنار خطوط به مانند تکه های موزاییک، کنار هم قرار گرفتند. هیچکدام در دیگری ادغام نشدند بلکه در نهایت به هم مماس بودند. یک نوع کنار هم قرار گرفتن اما در عین حال با حداقل ارتباط. دو حجم اصلی حتی با هم مماس هم نشدند و در سی سانتیمتری هم متوقف شدند. ماحصل حفره ای بود به پهنای سی سانتیمتر و ارتفاع دوازده متر. اسمش را فضای بینابین گذاشتیم و هیچ کاربری خاصی نداشت. در واقع این فضا برای ما جایی بود که ماهیت کنار را به چالش می کشید. اینکه کنار دقیقا از کجا شروع می شود و مرزهای آن تا کجاست. برای تاکید بیشتر بر این کنار هم بودن اما جدا بودن، هر یک از حجمها، سطوح و خطوط را با یک ماتریال جداگانه پوشش دادیم که از لحاظ کمپوزیسیون، هیچ ارتباطی با هم نداشتند. از اندود رنگی به احترام کاربرد فراوان رنگ در نزد مردم کرد برای پوشش قسمتهایی استفاده کردم. یکی از حجمهای اصلی را با آجر نسوز و دیگری را با ورق فولادی بصورت خام کاور کردم. از گرانیت مشکی هم برای قسمت همکف و دیوار باربر غربی پروژه استفاده کردیم.
ورقهای فولادی خام با گذشت زمان زنگ زده اند و هر سال چهره ی تازه ای به خود می گیرد. همین ناپایداری رنگ ورقها در کنار اسکلت بتنی بیرون زده از نما که با قالبهای معمولی و ارزان قیمت ریخته شده بود و بعد از کندن قالبها بدون هیچ پرداختی، رها شد؛ یک جور حس ناتمام بودن به بنا داده است. بدین ترتیب از نظر خودم نما هر روز که بیشتر زنگ می زند؛ در واقع دارد کاملتر می شود. همین نکته به پویایی پوسته کمک کرده و بنا را در تعامل با محیط بیرون قرار می دهد. قرارگیری این حجم ناکامل در کنار حجم آجری پولیش خورده ی تمیز، بیننده را در شک بین تمام شدن بنا و یا ناتمام بودن آن نگاه می دارد و یک حس تعلیق به بیننده القا می کند.
کار برای من نوعی چیدمان بود با استفاده از ماتریالهایی که یا خیلی وقت بود از مد افتاده بودند و یا هیچگاه به عنوان ماتریال غالب در نما استفاده نشده بودند. آنچه برای من مهم بود؛ کنار هم بودن تکه هایی از یک کولاژ بود که در ظاهر امر ربطی به هم نداشتند. تنها در کنار هم بودند با حفره ای در میان که هر وقت دلمان تنگ شد؛ به خودمان بگوییم کاش می شد رفت آنجا و یک گوشه اش نشست. اما راهی نیست. بین ما و حفره فضایی خالیست با قابهای سرد بتنی.
نکته ی بعدی در ارتباط با جانمایی پروژه بود که به نسبت همسایه ها شش متر از معبر اصلی عقب نشینی شد که باعث ایجاد چند نکته ی مثبت در طراحی ما شد.
. حس دعوت کنندگی بیشتر در جلوی بنا
. القای یک حس خصوصی و خودمانی بودن به اهالی بنا
. ایجاد مکانی در سایه برای گفتگوی کوتاه ساکنین، بازی بچه های کوچه، نشستن اهالی در جلوی ساختمان با تعبیه ی سکوهایی گرانیتی در این قسمت به یاد یک سنت قدیمی
. امکان باز کردن دربهای پارکینگ رو به بیرون و استفاده ی بهتر از فضای محدود پارکینگ
.کنار رفتن قوانین دست و پا گیر شهرداری در خصوص ابعاد و ارتفاع پنجره ها و همچنین کنسولهای بنا.
در نهایت با توجه به اینکه می خواستیم همه ی واحدها از ارزش نوری یکسانی برخوردار باشند؛ واحدها هر کدام بصورت خطی طراحی شد و در امتداد شمال جنوب قرار گرفتند. به این ترتیب همه ی واحدها همزمان از نور جنوب و روشنایی شمال استفاده می کنند. با توجه به کم بودن بر زمین، واحدها در هر تراز طبقه برعکس هم قرار گرفتند. واحدهای غربی اتاق خوابها شمالی و نشیمن جنوبی بود و در واحدهای شرقی برعکس اتاق خوابها در قسمت جنوبی و نشیمن در سمت شمالی بنا جانمایی شدند.

معماری معاصر ایران: مسکونی

__________________________________            

معمار: شورش عابد
کارفرما: بخش خصوصی
سازه: محسن مجیدی
گرافیک: حسام سعیدی‌کیا، امیر رمضانی
عکس: کمال سیدی
مساحت: 360 مترمربع
زیربنا: 1720 مترمربع
محل پروژه: بوکان، شهرک فرهنگیان، خیابان تربیت جنوبی، کوچه شبستان 2

این پروژه اثری است از شورش عابد
برای مشاهده‌ی مشخصات و دیگر آثار شورش عابد در دانشنامه کلیک کنید.

مشاهده!
مدرسه‌ی اوچ دره اثر الناز رحیمی، شورش عابد، سهراب رفعت و رکسانا خانی‌زاد