ویلا لواسان اثر خواهران حریری

چرا ویلای لواسان به عنوان ساختمان سال ایران انتخاب گردید؟
شاید شفاف‌ترین پاسخ به پرسش مطرح شده در عنوان این باشد که چون «این ساختمان بلد است از خودش دفاع کند!». اما تمایل داریم پیش از اینکه داستان این جمله‌ی کوتاه را برای شما بازگو کنیم، به بررسی نظری از ریچارد نویترا (1970-1892 میلادی) بپردازیم. ریچارد نویترا در کتاب خود تحت عنوان بقا به واسطه‌ی طراحی (Survival Through Design) می‌نویسد:
«[…] خانه را می‌توان مثل حقوق ماهانه طراحی کرد. در این حال، رضایت از طراحی ناشی از عادت (Habituation) است، اما شیوه‌ی کاملاً متفاوتی نیز وجود دارد: طراحی برای حسی مثل دلهره‌ی عاشقانه، طراحی برای یک لحظه، برای کسری از یک ثانیه. [دیده‌ایم که] تجربه‌ی تمام یک عمر می‌تواند در چند خاطره گرد آید. این بیشتر شبیه به شیوه‌ی اخیر طراحی است: آمیختن با هیجان یک واقعه، در مقابل روند نخست که به امری ثابت و ملال‌آور می‌پردازد. ارزش یک در کشویی عریض که به یک باغچه باز می‌شود در همین است. […] در این دنیای پیچیده، طراح نباید فقط طبق اصول زیبایی‌شناسی محض که ریشه در گمان‌هایی قدیمی دارد، عمل کند. […] چه از آن آگاه باشیم یا نباشیم، چه در محیطِ ایجاد شده خوشایندمان باشد یا آزارمان دهد، به هر صورت، صدای اتاق به عنوان یک پدیده‌ی صوتی پیچیده، حتی در اندک طنین‌های خود نیز، بر ما مؤثر است.» (نویترا 1954، به نقل از مالگریو، 1395)
«این ساختمان بلد است از خودش دفاع کند» در واقع آخرین جمله ای بود که کارفرما و مالک ویلای لواسان، اثر خواهران حریری، در مکالمه‌ی تلفنی‌مان به ما پاسخ داد. وقتی از او خواستیم که روز بازدید داوران جایزه‌ی ساختمان سال، در محل حاضر باشد و تأکید کردیم که به دلیل عدم حضور معماران بنا در ایران ممکن است عمق اثر آنها برای داوران مشخص نشود و بهتر است معماران یا خود او برای بیان توضیحاتی هر طور که شده در محل حضور داشته بانشد، او پاسخ ما را تنها با یک جمله بیان کرد: «این ساختمان بلد است از خودش دفاع کند» و اینچنین بود که تیم نخست داوری پس از بازدید از این بنا، اصرار داشتند که حتماً تیم دوم داوران هم اثر را ببییند و به گزارش‌های آنان و جلسه‌ی نهایی اکتفا نشود. این بود که برای رعایت عدالت، آثار فینالیست، یا توسط کل تیم داوران در یک مرحله و یا هر یک دوبار بازدید شدند.
اما ماجرا چه بود؟ ظاهراً ویلای لواسان، اثر خواهران حریری، توانسته بود به راحتی از سد تمام معیارهای سخت و عمیق جایزه‌ی ساختمان سال ایران گذر کند. این بنا، نه تنها با معیارهای داوری تطابق کامل داشت که پا را نیز فراتر گذاشته بود. ساختمان چیزی بیش از یک فرم کنسول شده در اراضی شیبدار لواسان بود و انفجارات پیاپی فضایی آن بیننده را تحت تأثیر قرار می‌داد. بنا قدم به وادی ارزش‌هایی گذاشته بود که در معماری ایران از آنها غافل هستیم یا فرصت توجه به آنها را نداریم. در ظاهر امر، دکوراسیون داخلی با هنرمندی خاصی چیدمان شده بودند و به خوبی قدرت همنشینی «معماری و دکوراسیون داخلی» را برای ما زنده می‌کرد؛ اصطلاحی که کم کم در حال پاک شدن از حافظه‌ی معماری‌مان است. جالب آنکه سازه‌ی بنا نیز علی‌رغم سختی کار، به خوبی پاسخگوی نیاز معماران شده بود؛ اصلی که ایده‌آل است، اما گاهی بر‌عکس می‌شود و معماری در خدمت سازه قرار می‌گیرد.
اما مهم‌تر از طراحی داخلی و سازه‌ی بسیار هماهنگ با معماری و نیازهای کارفرما، اثر «حالِ خوبی» داشت. ماجراجویی فرمال در فضاها دیده نمی‌شد، به جزئیات به خوبی پرداخته شده بود، اجرا مناسب بود و مهم‌تر از همه به مسائل اساسی معماری پاسخ داده شده بود؛ پاسخی که کیفیت فضای معماری را ارتقا داده و به کاربر بنا حس خوبی را منتقل می‌کرد. تقریباً شبیه چیزی که نویترا می‌گوید یا تعریف کوربوی کبیر از فرق معماری و ساختمان:
«شما سنگ، چوب و بتن را به کار می‌گیرید و با این مصالح خانه‌ها و محله‌ها را می‌سازید. این، یعنی ساختمان‌سازی، کاردانی و مهارت در کار. ولی ناگهان شما در قلب من تأثیر می‌گذارید، به من خوبی می‌کنید، من خوشحال می‌شوم و می‌گویم: “این زیباست!”، این، یعنی معماری؛ یعنی هنر در آن وارد می‌شود. خانه‌ی من قابل استفاده است. از شما متشکرم، همان‌گونه که بایستی از مهندسین راه‌آهن یا خدمات تلفن متشکر باشم. شما در قلب من تأثیر نگذاشتید، ولی فرض می‌کنیم دیوارها به طرف آسمان سر بلند کرده‌اند، به طوری که مرا تحت تأثیر قرار می‌دهند، منظور شما را در می‌یابم. حالت فکری شما لطیف، سرد، زیبا و باشکوه بوده است. این را سنگ‌هایی که به پا داشته‌اید به من می‌گویند. شما نظر مرا به آن مکان جلب می‌کنید و چشمان من آن را می‌نگرند. آنها چیزی را می‌بینند که نمایشگر یک فکر است. فکری که نه با صدا یا کلام، بلکه تنها به وسیله‌ی اشکالی که در رابطه‌ی معینی با یکدیگر قرار دارند آشکار می‌شود. این اشکال به گونه‌ای هستند که در نور به وضوح نمایان می‌گردند. روابط بین آنها لزوماً ربطی به قابل استفاده یا در خور تشبیه بودن ندارد و آنها آفرینش ریاضی ذهن شما هستند؛ آنها زبان معماری‌اند. با استفاده از مصالح خام و شروع از شرایطی که کمابیش متکی بر سودمندی هستند، شما روابط معینی را به وجود آورده‌اید که احساسات مرا برانگیخته است … این، یعنی معماری.» (لوکوربوزیه1923 ، به نقل از بلخاری، 1395)
به بیانی ساده‌تر، نویترا و کوربو به عنوان معمارانی مدرن، هر چند به فرم‌های مکعبی سفید ماشینی مشهور شده‌اند، اما دغدغه‌ی فضای انسانی دارند. آنها قدرت معماری را درک کرده‌اند؛ قدرتی که از تلی خاک، فضایی خیال‌انگیز خلق می‌نماید. ایشان با نوشتن می‌کوشند مانیفست آثار خود را صادر کنند و بر لزوم وجود روح معماری در آثار معماری تأکید کنند. تأکید بر روان‌شناسی انسان و محیط و توجه به علوم عصب‌شناختی ــ با اینکه در زمان ایشان ما در گام‌های نخستین علوم اعصاب بودیم ــ نشان می‌دهد که ما در مطالعه‌ی تاریخ مدرنیته در معماری، از وجوهی غفلت کرده‌ایم. جالب است که ریچارد نویترا در دهه‌ی چهل خورشیدی، به دعوت هوشنگ سیحون به ایران آمد. ورود او مصادف شد با باز شدن چشم معماران ایرانی به آثار مدرن، اما آنها نیز به خطا رفتند و مدرنیته را در مکعب سفید دیدند. کسی به روان‌شناسی و عصب‌شناختی حاکم در آثار نویترا دقت نکرد و ما در حالی با نویترا به واسطه‌ی همایش و نمایش آثار آشنا شدیم که نمی‌دانستیم او مؤلف چندین جلد کتاب نیز هست. کتبی که وی در آنها بر لزوم توجه به علوم اعصاب در معماری تأکید می‌ورزد. او در اوایل دهه‌ی 1950 خواسته‌ای فراتر از زمانه‌ی خود مطرح کرد و از طراحان خواست تا زیست‌شناس شوند؛ به این معنا که معمار، توجه خود را نه فقط به انتزاع فرمی، که باید بر گوشت و خون و نیازهای روان‌شناختی آنهایی تمرکز کند که در جهان مصنوع ساکن می‌شوند.
جدا از جمله ی مالک، طنز ماجرا آنجا است که خواهران حریری اثر خود را در شأن این جایزه در ایران نمی‌دانستند. زمین‌های جنبی این ملک خالی هستند و ما وقتی به شیب وحشتناک این زمین‌ها و برهوت آنها نگاه می‌کردیم، بیش از پیش به قدرت معماری در خلق فضای انسانی ایمان می‌آوردیم. تا حدودی می‌توان علت افتادگی خواهران حریری پیرامون اثر خود را حدس زد. معماران این بنا در ایران نیستند و تصویری که از ایران داشتند، بسیار کارت پستالی که نه، اینترنتی بود! این روزها حتی بعضی از داخلی‌ها نیز تحت تأثیر فضای مجازی هستند، چه برسد به کسانی که از آمریکا اخبار ایران را رصد می‌کنند و سالی چند روز در تهران هستند. خواهران حریری در برابر آثار داخلی، اثر خود را دارای قدرت رقابتی نمی‌دانستند، زیرا بعضی از تصاویری که از معماری ما مخابره می‌شود با چیزی که واقعاً هست متفاوت می باشد. اما کارفرمای آنان که در ایران حاضر می باشد و احتمالاً برای ساختن اثر خود به دفاتر بسیاری مراجعه کرده است، از قضیه با خبر بود. معماران و کارفرمای این بنا، حرف زیادی برای گفتن نداشتند و در چارچوب جایزه با نظمی حرفه‌ای وارد شدند ــ علی رغم آنکه در کمال تعجب، برخی از معماران قانون بازدید حضوری از بنا را غیر ضروری می‌خواندند.
اما در این جایزه، «بودن» در معماری و درک آن از طریق حواس با نگاهی هدفمند و گزینشگر است که اهمیت می یابد. این ساختمان از معیارهای روز معماری در ایران فاصله گرفته و به کلاس جهانی نزدیک می‌گردد. یکی از بهترین وصف‌ها می‌تواند معیارهای یوهانی پالاسما در وصف معماری خوب باشد که ماگریو به نقل از او در کتاب مغز معمار: علوم اعصاب، خلاقیت و معماری شرح می‌دهد. او در مقاله‌ی شش مضمون برای هزاره‌ی بعدی (1994) فهرستی از شش نکته برای احیای افسون معماری ارائه می‌دهد که عبارتند از آهستگی (Slowness)، انعطاف‌پذیری، وابستگی به حواس (Sensuousness)، اعتبار (Authenticity)، دلخواه‌سازی (Idealization) و سکوت (Silence). در همین راستا پالاسما پیرامون معماری بر بساوش بصری اینگونه می‌نویسد: «معماری مبتنی بر چشم، تجزیه و کنترل می کند، در حالی که معماری مبتنی بر بساوش بصری، مجذوب و یکی می گرداند» (به نقل از مالگریو، 2010) و خود نیز در آثارش به عمق احساسات دل می‌بندد و نه فرم ظاهر، بنابراین باید قضاوت معماری نیز، با یاری و تمرکز تمامی حواس صورت پذیرد. ما معتقدیم، ویلای لواسان خواهران حریری، که به درستی به عنوان ساختمان سال ایران برگزیده شد، حامل پیام های متفاوتی از مناظر گوناگون است، اما بهترین آن، همان است که کارفرما پشت تلفن با اطمینان و رضایت کامل عنوان نمود: «این ساختمان بلد است از خودش دفاع کند!»
پیشنهادات ما با نگاهی به تجربه‌ی جایزه‌ی ساختمان سال ایران:
1. توجه به علوم روز جهان معماری، خصوصاً جریاناتی که سطحی و مدمآبانه نیستند و در لایه‌های عمیق معماری جهان نقش دارند.
2. گذر از فرمالیسم معماری، خصوصاً فرمالیسمی که منجر به حذف انسان، افزایش هزینه‌ها، دوری از واقعیت معماری و آسیب به منافع فردی و ملی می‌گردد.
3. گذر از معماری پرحرف، اما کم‌ارزش که می‌کوشد با حرف‌های پراکنده و دور از اصل معماری، آن را توجیه کند.
4. گذر از تصویر سازی در معماری، خصوصاً آنجا که تلاش می‌شود با تبدیل فضای سه‌بعدی به عکس دوبعدی، آن را اصلاح نمود.
5. گذر از زیبایی‌شناسی صوری که اغلب بر اساس الگوهای کهن شکل گرفته‌اند. اصولی که فضای معاصر و آینده‌بینی در آن جایی ندارد. از آنجا که خط‌کش‌های زیبایی‌شناسی بر‌ اساس فرهنگ غربی متر شده‌اند، ممکن است با روحیات ما حتی در تعرض باشند.
6. توجه بیشتری به دانش‌های نوین فرامعماری در آموزش معماری و فرهنگ‌سازی مبتنی بر معماری با علوم اعصاب شود.
7. ترویج طراحی معماری بر‌ اساس معیارهای انسان‌محور صورت پذیرد.
8. به معماری چند حسی توجه شود.
9. تلاش در جهت ترغیب مهندسان مشاور با تجربه و متبحر و دیگر بخش‌های معماری که بی‌توجه به جریانات معماری جهان، به طراحی و اجرای آثار دولتی مشغول هستند.

نام پروژه: ویلای لواسان
طراحی: گیسو حریری و مژگان حریری
کارفرما: رامین وارسته، رعنا وارسته
نظارت و اجرا: نوید قاسمی، پرویز کریمی
تاریخ شروع: بهار 1391
تاریخ پایان: بهار 1395
آدرس پروژه: لواسان، استلک بالا، خیابان شکوفه، خیابان نگار، پلاک 50
وب سایت: haririandhariri.com
اینستاگرام: haririandhariri
ایمیل: info@haririandhariri.com

این پروژه اثری است از دفترمعماری حریری و حریری
برای مشاهده‌ی مشخصات و دیگر آثار دفترمعماری حریری و حریری در دانشنامه کلیک کنید.

مشاهده!