موزه هنرهای معاصر

از طراحی تا شروع و اتمام ساخت موزه‌ی هنرهای معاصر تهران و افتتاح آن 9 سال طول کشید. این ساختمان با مساحتی بالغ بر 5 هزار مترمربع، یکی از مهم‌ترین و شاخص‌ترین کارهای کامران دیبا است.
موزه در حاشیه‌ی شرقی خیابان کارگر شمالی و در جوار پارک لاله در تهران بنا شده است. پارک لاله و بازار هنر، همسایگان جنوبی و شرقی موزه هستند. این بنا دارای دو ورودی است. ورودی اصلی آن در جانب غرب بنا از سوی خیابان کارگر در نظر گرفته شده است و ورودی کارکنان از سمت پارک لاله، خصوصی است. ساختمان موزه در جنوب زمین و باغ مجسمه قرار دارد. بنای موزه به ‌صورت مجموعه‌ای از احجام متنوع طراحی شده است که نسبت به خیابان اصلی به اندازه‌ی 45 درجه چرخیده‌اند. بر فراز این احجام چرخیده، نورگیرهایی هم‌شکل با مقیاس­‌های مختلف واقع شده که به­‌جز چهار نورگیرِ فراز ورودی همگی برای اجتناب از نور مستقیم آفتاب، رو به سوی شمال‌شرق دارند.
فضاهای موزه عبارتند از: سرسرای مرکزی، بخش نمایشگاهی، سینماتک (سالن اجتماعات)، کتابخانه، غرفه‌ی فروش کتاب، غذاخوری، بخش اداری، ثبت و نگهداری و نگهبانی از آثار، فضاهای خدماتی و پشتیبانی موزه.
ساختمان موزه از دو بخش کلی به‌­صورت مجموعه‌ای از فضاهای بسته و حیاط میانی تشکیل شده است. فضای بسته‌ی موزه به صورت حلقوی است و این حلقه شامل هفت حجم اصلی می­‌باشد.
حلقه‌ی نخست، سرسرای اصلی ساختمان را تشکیل می‌دهد که “گالری شماره‌ی یک” خوانده می‌شود. حرکت بازدیدکننده از این سرسرا-گالری در تراز ورودی آغاز می‌شود، با طی مسیر در گالری‌های بعدی، فرد به‌تدریج در داخل زمین فرو می‌رود و در نهایت به سطح زیرین گالری شماره‌ی یک باز می‌گردد. طرح گالری‌ها نسبتاً شبیه هم است. در این میان، طرح گالری‌های یک تا پنج (آخرین گالری) که محور اصلی ساختمان موزه را می‌سازند با گالری‌های دیگر تفاوت دارد. راهروها به ‌صورت شیب­‌راهه طراحی شده‌اند و حرکت را در فضای داخلی موزه پدید می‌آورند. این راهروها در هماهنگی کامل با گالری‌ها هستند. در سازماندهی فضاهای بسته‌ی موزه، سرسرای اصلی (یا همان گالری شماره‌ی یک) نقطه‌ی آغاز و همین‌طور پایان حرکت بازدیدکننده است. سرسرای اصلی، قاعده‌ای به شکل یک هشت‌ضلعی نیمه‌منظم و طاقی بلند دارد؛ نورگیر سقفی بزرگ آن در بالای حفره و شیب‌­راهه‌ی میانی نشانه‌ی اهمیتی است که طراح برای فضای میانی و به‌تبع آن برای کل سرسرا قائل بوده است. از طرفی، سرسرا گره­‌ی ارتباطی مهمی نیز به حساب می‌آید، چرا که علاوه بر پیوند با ورودی و زنجیره‌ی گالری‌های دیگر، ارتباط با طبقه‌ی پایین و ارتباط با کتاب‌­فروشی و دسترسی به رستوران نیز از همین مکان میسر می‌شود. ارتباط سرسرای اصلی با طبقه‌ی زیرین آن نیز واجد نکته‌ی قابل توجهی است. این ارتباط قوی توسط فضای تهیِ میانی (وُید) و یک شیب­‌راهه‌ی مهم صورت پذیرفته است. در مرکز موزه و در پایین‌ترین نقطه که شیب‌­راهه به آن منتهی می‌شود، فضایی به شکل هشتی‌های معماری ایرانی طراحی شده که در وسط آن حوضی شبیه به حوض‌­خانه‌های ایرانی قرار دارد. این حوض توسط هنرمند ژاپنی، نوریوکی هاراگوچی (Noriyuki Haraguchi) در ایران ساخته شده است.
حیاط میانی موزه، شکلی نامنظم دارد. کشیدگی آن در امتداد شمال-جنوب، یعنی عمود بر محور ورودی موزه است. شکل حیاط حاصلِ پس و پیش‌­نشستگی‌های حجم گالری‌هاست. این حیاط از طریق دو در شیشه‌ای با گالری‌های شماره‌ی یک و پنج ارتباط می‌یابد. حیاط، هماهنگ با فضاهای تدریجاً پایین­‌نشسته‌ی گالری‌ها، واجد سطوحی در ترازهای مختلف است و به این ترتیب دارای سکوهای مختلف و پله‌هایی است که این سکوها را به هم پیوند می‌دهد. حوضی چهارگوش نیز در وسط آن و در میان پله‌ها تعبیه شده است که بر محور اصلی حیاط قرار دارد. دیواره‌های ساختمان موزه، بسته و کم‌روزنه هستند و به این سبب احجامی توپر، سنگین و قلعه­‌مانند را می‌سازند که نفوذ‌ناپذیر، محکم، رمزآلود و درون‌گرا جلوه می‌کنند. ساختمان با ترکیب نورگیرها و همین‌طور حجم‌های متنوع و گوناگونش مخاطب را متوجه و مجذوب سیمای خود می‌سازد. شکل نورگیرها یادآور بادگیرها در شهرهای کویری است. فرو رفتن تدریجی ساختمان در دل زمین (امری که در شهرهای گرم و خشک کویری رخ می‌دهد) و به‌ تبع آن، بالا و پایین رفتن احجام بیرونی و نورگیرهای متعدد، سیمای بیرونی ساختمان را به مجموعه‌ای از بناها در شهرهای سنتی، یا به عبارتی، به یک بافت سنتی شبیه می‌سازد؛ بافتی که البته از نظم و انضباط برخوردار است. مصالح نمای ساختمان و نحوه‌ی ترکیب‌بندی آنها نیز در ایجاد این نوستالژی قوی بی‌تأثیر نیست. مصالح دیوارهای ساختمان در منظر بیرونی را سنگ‌های بادبر نارنجی تشکیل می‌دهد. اختتام پایه‌ی بنا با بتن نمایان کرم‌­رنگی است که در داخل و خارج، بر بدنه‌ی نورگیرها هم ادامه می‌یابد. بخش مدور نورگیرها با ورق مسی پوشیده شده و رنگ تیره برای شیشه‌های آن انتخاب شده است. انتخاب سنگ بادبر برای نما، بنا را سنگین و سنتی نشان می‌دهد و صبغه‌ای تاریخی به ساختمان می‌بخشد. قاب‌بندی دیوارهای سنگی با بتن، این مصالح را لطیف‌تر از حالت معمول نشان می‌دهد. از طرفی انتخاب رنگ متمایل به کرم برای بتن و ترکیب آن با سنگ‌های لاشه‌ باعث شده که ساختمان رنگ و بوی معماری کاه‌گلی کویری ایران را به ذهن متبادر سازد. دیبا در این طرح از عوامل و تفکر کلی پارک شفق بهره برده است: سنگ‌های خشن، استفاده از رمپ، فرم‌های دایره‌ای در نما و غیره. ناگفته نماند که این طرح اشاره‌ای است به آثار پدران معماری مدرن، از جمله لو کربوزیه، فرانک لوید رایت، میس وان در روهه، لویی کان و خوزه لویی سرت. دیبا کوشیده با اشاره و یادآوری نسل اول و دوم معماران قرن بیستم، ساختمانی کویری و سنت‌گرا، اما مدرن خلق کند. کامران دیبا علاوه بر معمار، پایه‌گذار و اولین مدیر موزه هم بود و در ایجاد و تأسیس این نهاد و گردآوری گنجینه‌­ی ارزشمند و بسیار نفیس آن نقشی کلیدی و تأثیر­گذار بر عهده داشت.

نام پروژه : موزه هنرهای معاصر
معمار: کامران دیبا

این پروژه اثری است از کامران دیبا
برای مشاهده‌ی مشخصات و دیگر آثار کامران دیبا در دانشنامه کلیک کنید.

مشاهده!