مجتمع تجاری ،چشم و چراغ، مشهد، اثر جواد خدائی، عباس فدائی

 اثر راه یافته به مرحله ی دفاع  چهارمین جایزه ساختمان سال ایران

معرفی و مسئله:

مشهد به ­عنوانِ دومین کلانشهر ایران و یکی از بزرگترین شهرهای مذهبی جهان در دهه های اخیر به دلایل متعددی درگیر معضلات اجتماعی فراوانی شده است. ترجیح منافع فردی بر منافع عمومی و عدم درک تفاوت­ های فرهنگی موجود موجب شده  برخی جامعه­ شناسان مشهد را “شهر ضدِ گفت­و­گو” بنامند؛ بالاترین آمار طلاق، نزاع و حاشیه‌ نشینی در کشور از مهمترین نشانه ­های این دیدگاه است. اما ضد گفت­و­گو بودن در ساحت کالبدی این شهر نیز نمونه‌های فراوانی داشته است. تخریب گسترده بافت تاریخی و بلندمرتبه‌سازی نامتوازن از جمله این نمودهاست.

زمین پروژه با مساحت 571 مترمربع در میان بافت تاریخی مشهد و در مجاورت یکی از بناهای ارزشمند میراثی با قدمت بیش از ۴۰۰ سال به نام “گنبد سبز” قرار دارد. “گنبد سبز” بعنوانِ آرمگاه یکی از عرفای به نام عصر صفوی “شیخ محمد مومن” و همچنین قرارگاه اجتماعی، مورد احترام مردم است. توسعه جدید به گونه‌ای بوده که پیرامون این بنا ساختمان ­های بلند بدون توجه به منافع عمومی، حریم منظری و معنایی آن را از بین برده است.

از سوی دیگر، با توجه به کاربری تجاری مورد نظر کارفرمای پروژه برای این زمین و طبعاً سود حداکثری مورد انتظار آنان، ناخودآگاه نوعی تفاوت جدی بین شخصیت مورد انتظار کارفرما از بنا با فضای عمومی پیرامون آن بخصوص گنبد سبز به وجود می‌آمد،  این تفاوت‌ها در صورت عدم برقراری گفت­و­گو، به تضادِ منافع تبدیل می­شد. از این رو، از اصلی ­ترین مسائل در طراحیِ معماری بنا، تلاش برای برقراری گفت­و­گو میانِ تفاوت‌های بنا با محیط و زمین ه­اش بوده است. به­ طوری که با وجود کارکرد تجاری بتواند نقشی فرهنگی را در بستر خود ایفا نماید.

استراتژیها:

 با توجه به مجوز ساخت شهرداری به این زمین، امکان حداکثر سه طبقه از روی سطح زمین برای بنا وجود داشت، ضمن آنکه با توجه به ضوابط شهرداری خرید تراکم برای ساخت حداقل دو طبقه بیشتر از مجوز نیز ممکن بود. از آنجایی که احداث بنا با سه طبقه تجاری، ارتفاعی بالاتر از گنبد سبز پیدا می کرد نه تنها پروژه به سمت خرید تراکم بیشتر حرکت نکرد بلکه برخورد خود با مجوز رسمی را نیز تغییر داد تا در اولین گام، حریم ارتفاعی بنای درونِ میدان دچار خدشه نشود.از این رو برای کنترل مقیاس، بنا در رابطه با پیکره و زمین، به داخل زمین فرو برده شد و از حاشیه میدان نیز عقب نشینی کرد. همچنین با کنترل لبه، بنا در درون کاملاً شفاف و به هم پیوسته و در بیرون تقریباً صلب و با حداقل گشودگی باشد. در ادامه سعی شد تا با ایجاد ویدها و نفوذپذیری حجم از بالا به پایین، ساختاری سیال و شفاف، بر خلاف تیپولوژی خطی مرسوم پاساژ ایجاد شود؛ در نتیجه ی آن پیوستگیِ فضایی، حرکتی، بصری و نوری در درون از دستاوردهای این استراتژی بود.

تلاش برای گفتگو میانِ بنا و زمینه، پروژه را در موضعی انتقادی نسبت به نوع توسعه موجود، که همراه با تخریب بافت تاریخی مشهد و آثار اررشمند معماری آن شد قرار داد. از یک طرف در جریان ساخت و سازهای جاری در مشهد، آجر به عنوان مصالحی ارزان تلفی می­شد؛ و از طرف دیگر به واسطه­ ی تخریب­ های گسترده ­ی آثار معماری در بافت تاریخی، آجرها به عنوان نخاله دور ریخته می­شد. در نتیجه، برای بازنمایی صریح موضع انتقادی تصمیم گرفتیم که تمامی پیکره­ ی بنای بازار (بخصوص در لبه ی میان درون و بیرون) توسط این آجرهای تاریخی که دور ریخته می­شد ساخت شود.  230 هزار قطعه آجری ای با قدمت 60 تا 300 سال، که طی دو سال از پهنه هزار هکتاری بافت تاریخی مشهد جمع ­آوری شد. این جمع ­آوری با مشارکت گسترده مردم صورت گرفت. به دلیل تفاوت های جدی آجر­ها از نظر ابعاد، رنگ و بافت؛ و همچنین چالش های فنی و اجرایی، این بخش ِپروژه به کمک “مرمت کاران” انجام شد. در نهایت در گفتگوی میان زمینه با زمانه، در درون از مصالح جدیدی مانند فلز و شیشه در کنار آجر استفاده گردید.

Introduction and Problem:

Being Iran’s second sprawling city, Mashhad is also one of the largest religious capitals in the world. However, it has been struggling with numerous social problems. Prioritizing individual interests over the public and not embracing the existing cultural diversity has led some sociologists to call Mashhad “the anti-dialogue city”; having the highest rates in divorce, conflicts and slum dwellers in Iran were among the significant reasons for this given name. Being anti-dialogue, however, has made itself obvious within the urban physical developments through its many instances. The extensive demolition of the historic district and an ill-proportioned city texture and high-rise constructions, to name but a few, are the prominent evidence.

The site of the project is an area of 571 square meters amid the historical district, and adjacent to “Gonbad-e-Sabz”, an outstanding architectural heritage with a 400-year-old history. Gonbad-e-Sabz is highly respected among the people since it is the tomb of a well-known Safavid mystic -Sheikh Mohammad Momen- and a social gathering place. New developments of tall buildings in the proximity of this tomb, with no regard for public interests, have brought discredit to its vicinal and heartfelt sanctity. 

On the other hand, owing to the client’s commercial aim for the land, and undoubtedly, their anticipated maximum benefit, a serious difference of opinion between the client’s expectation of the building’s character and its surrounding, especially Gonbad-e-Sabz, was creeping in. Without creating a dialogue, these differences would have been nothing but adverse financial impacts. Therefore, one main problem in designing the building was how to make possible the dialogue between the place and the growing concerns of its environment and context. So that it could fit in the cultural spirit alongside its commercial functions.

Strategies:

Seeing that the municipality only authorizes a three-story building, we could even purchase the license for two more floors, according to the rules and regulations. In a sensitive place where erecting a building with three commercial floors would become taller than Gonbad-e-Sabz, not only did we refuse to get the extra two floors, we also cut the Gordian knot by changing the attitude towards official licenses, and went one floor lower than the height limit as a result.

To actualize the client’s demand and scale control, considering the figure and ground relationship, the building was further embedded in the ground. What’s more, it was given a setback from the square that heritage building was in. Furthermore, by controlling the edge, inside the building is completely transparent and integral while the outside is solidly built with a minimum opening. Later on, by employing several voids to keep the volume penetrable from top to bottom, a transparent and fluid form was achieved inside. This went against the common typology of passage and was an attempt to create a new type of Contemporary Bazaar; in the end, spatial integrity, visual and circulation continuity, and light transmission were the achievements of this strategy.

The endeavor to ignite a dialogue between the building and the ground, causes the Cheshm-o-Cheragh Bazaar to be critical of the extended demolitions in the historical district and its valuable architectural heritage. These existing urban developments of Mashhad have brought devastating outcomes. Brick, on the one hand, was considered a cheap material because of the recent urban regeneration in Mashhad. On the other hand, as a result of the extensive demolition of the architectural heritage within the historical district, brick is being thrown away like garbage. Consequently, to clearly represent the act of criticism, we arrived at the final decision of constructing the entire form of the Bazaar (especially at the edge of the inside and the outside) by implementing the disposed of historical bricks. 230000 number of bricks – 60-300 years old – were gleaned from the historical district, an area of 1000 acres. This could not be achieved, were it not for people’s help. Due to the technical challenges, the clear differences between the bricks in size, color, and texture; the project was carried out by “conservators”. Eventually, in the dialogue between context and era, new materials like metal and glass were used inside alongside bricks.

معماری معاصر ایران: تجاری

_________________________________________

چشم و چراغ، مشهد

معمار و طراح : جواد خدائی

دفتر مهندسین: آبار

محل اجرا: میدان گنبدسبز

کارفرما: شرکت صنعت بتن شمال شرق   

تیم طراحي : جواد خدائی، عباس فدائی

اجرا: سید مهدی مهدی‌زاده، مصطفی الهی

نظارت: جواد خدائی، فرج‌الله صادقی

سازه: جواد سیرجانی

تأسیسات برقی: ناصرغروی

تأسیسات مکانیکی: محمد قیطاقی

لابراتوری مدیا-گرافیک: مصطفی دلبریان، نوید غفوری

لابراتوری طراحی‌پژوه ی: رضا اشرف یزدی

عکس: دید استودیو، مصطفی دلبریان، عباس فدائی، علی حسینیان

مشاور هویت بصری و گرافیک محیطی: استودیو چپ چین

سرپرست گروه جمع آوری آجر: سید روح‌الله مهدی‌زاده

سرپرست گروه اجرای آجر(مرمت کاران): حسین فاروجی

طراحی و اجرای سقف شیشه ای: آرمین متقی‌راد، مهدی عباس‌پور

مدل سازی سه بعدی: اعظم سلیمانی 

همکاران ارائه: مسعود عرفانیان، مونا رشیدی، احمد فراهی، سوسن شبانی

زیربنا: 2654 مترمربع

مساحت: 571 مترمربع

https://instagram.com/abar.office?igshid=xcummxcak465 اینستاگرام

CHESHM O CHERAGH, MASHHAD

‏ABAR, JAVAD KHODAEE

Client: Sanat beton shargh company

Design team: Javad Khodaee, Abbas Fadaee

Construction: Seyyed Mahdi Mahdizadeh, Mostafa Elahi

Supervision: Javad Khodaee, Farajollah Sadeghi

Structure: Javad Sirjani

Electrical: Naser Gharavi

Mechanical: Mohammad Gheitaghi

Graphic-Media LAB: Mostafa Delbarian, Navid Ghafouri

Design-Research LAB:Reza Ashraf Yazdi

Photo: Deed studio,Mostafa Delbarian, Abbas Fadaee, Ali Hosseinian

Visual identity and peripheral graphics: Chap chin Studio

Head of Brick Collection Group: Seyyed Ruhollah Mahdizadeh

Head of the Brick Implementation Group (repairers): Hossein Farouji

Design and implementation of glass ceilings: Armin Motaghi rad, Mahdi Abbaspour

Modeling & 3D:Azam Soleimani

Presentation assistants: Masoud Erfanian, Mona Rashidi, Ahmad Farahi, Susan Shabani

Total built area: 2654m2

area: 571m2

مشاهده!