طراحی فضاهای مسکونی
سیده مهسا کامی­ شیرازی٭

مقدمــه
هر موجود زنده­ای دغدغه‌ی داشتن یک سرپناه و خانه را برای خود دارد و به نوعی سعی می‌کند تا آن را برای خود مهیا کند و «مسکن» به عنوان یک پدیده­، از ابتدایی‌ترین موضوعاتی است که بشر همواره با آن دست به گریبان بوده. نیاز به خانه تا آن اندازه اساسی است که انسان­ ها از اولین زمانی که اندکی آگاهی پیدا کردند و خود و محیط پیرامون‌شان را شناختند، مبادرت به ساخت مسکن نمودند. این امر تا آن اندازه برای‌ انسان حیاتی، ظریف، تعیین کننده و معنادار بوده که به طور جدی اقدام به ساخت خانه‌های برای خویش کرده و اندیشه­ های خود را به زبان مهارت­ های فردی و جمعی و قومیِ خویش بر شکل و شالوده‌ی مسکنِ خود منقوش کرده است. از این ­رو با اطمینان می­توان گفت که فضاهای مسکونی مهم­ترین فضاهای ساخته‌شده توسط بشر هستند.
پژوهشگران، تعاریف گوناگونی از خانه ارائه کرده ­اند و هر یک از این تعاریف، جنبه های مختلفی از این مفهوم را روشن ساخته است. اما همه در این تفکر مشترکند که «خانه»، مکانی با معانی فراتر از یک سرپناه است و لایه­ های گوناگونی از مضامین و معانی را در خود دارد. به چند نمونه از این تعاریف که در ادامه ذکر می‌شود، توجه کنید:
تعریف اول: «خانه جایی است که ساکنان در آنجا احساس ناراحتی نکنند و اندرون خانه یا جایی که زن و بچه در آن زندگی می­کنند، باید تنوع زیادی داشته باشد تا در آنجا احساس کسالت نکنیم».
تعریف دوم: «خانه پوششی است که در تطابق با برخی شرایط، رابطه‌ی صحیحی را بین محیط خارج و پدیده­ های زیستی انسان برقرار می­سازد. در خانه حداقل یک فرد یا یک خانواده زندگی می‌کند؛ در آنجا می‌خوابند، دراز می‌کشند، تماشا می‌کنند و فکر می‌کنند».
تعریف سوم: «خانه برای ساکنانش مرکز دنیاست و برای محل ه­اش شاخص­ترین بنا در تحکیم مکان است».
تعریف چهارم: «خانه در درجه‌ی اول یک نهاد است و نه یک سازه و این نهاد برای مقاصد بسیار پیچیده­ای به وجود آمده است. از آنجا که احداث یک خانه پدیده­ای فرهنگی به شمار می­آید، شکل و سازمان فضایی آن به­ شدت تحت تأثیر فرهنگی ست که بدان تعلق دارد. حتی آن زمان که خانه فقط سرپناهِ بشرِ اولیه بود، مفهوم عملکرد تنها در فایده ­رسانیِ صرف یا فضای عملکردیِ محض خلاصه نمی­شد. وجه سرپناهیِ خانه به عنوان وظیفه­ ای ضمنی، ضروری و انفعالی مطرح بود و جنبه­ ی مثبت مفهوم خانه، ایجاد محیطی مطلوب برای زندگی خانواده به مثابه یک واحد اجتماعی بود…»
بنابراین از میان فضاهایی که انسان در آن حضور می­یابد، خانه، مکانی است مرتبط، که آدمی به طور روزمره از آن تأثیر می­گیرد و بر آن تأثیر می­گذارد و اولین فضایی است که آدمی احساس تعلقِ فضایی را در آن تجربه می­کند. مجموعه‌ی حواس پنج‌گانه به طور دائم سرتاسر آن را طی می­کنند و در مدت کوتاهی بدان خو می­گیرند. خانه تنها مکانی است که اولین تجربه­های بی ­واسطه با فضا، در انزوا و جمع در آن صورت می­گیرد.
در جستجوی چگونگی طراحی فضاهای مسکونی، در بخش اول این مقاله تحول خانه ­سازی در گستره ­ی زمان و مکان بررسی می­شود، در بخش دوم بستر پروژه و محیط پیرامون آن در طراحی مسکونی مورد توجه قرار می­گیرد، در بخش سوم فضاهای خانه و ملاحظات طراحیِ مربوط به آنها بیان می­شود، در بخش چهارم چند نمونه از پلان خانه­ ها بررسی می­شود و در نهایت، در بخش پنجم گونه­ های مختلف بناهای مسکونی معرفی می­شوند.
1. نیم­ نگاهی بر روند تحول خانه­ در زمان و مکان
بناهای مسکونیِ نسبتاً دائمی، اولین بار در نتیجه­ ی مستقر شدن انسان­ ها در یک مکان و به موازات پرداختن به کشاورزی ایجاد شدند. این خانه­ ها، کلبه­ هایی مخروطی یا گنبدی­ شکل با نقشه­ ای به شکل دایره یا بیضی بودند و در مرکز هر اتاق منفذی تعبیه شده بود که به مثابه قلب ساختمان عمل می­کرد. با گذشت زمان، ایوان­ های کوچکی نیز به ورودی خانه اضافه شدند و فرم این کلبه ­ها، الهام­ بخش خانه­ ها در آینده شد. با ظهور تیرهای چوبی و دیوارهای آجری، پلان­ های مستطیل­شکل کارایی بیشتری پیدا کردند و تقسیم ­کردن فضای یک اتاق به قسمت­ های کوچکتر، تصور اولیه‌ی بناهای چندفضایی را شکل داد.

خانه ­های مدیترانه و بین­النهرین
در نزدیکی مدیترانه، هم‌زمان با محصور کردن خانه ­ها با دیوارهای بلند و یکپارچه، حیاط میانی شکل گرفته و تهویه و نور مورد نیاز خانه از داخل آن تأمین می­شد. ایده‌ی اتاق­ های عرضی، با توجه به عوامل محیطی و آب و هوایی، اولین بار در بین­النهرین شکل گرفت. در زمان پادشاهی آشوری­ ها، مرکز ثقل خانه از یک حیاط مرکزی به دو حیاط که توسط اتاق­ های کشیده احاطه می­شدند، تغییر پیدا کرد. حیاط اول به نام حیاط ورودی، شامل مکان­ های عمومی برای پذیرش میهمان و فضاهای رسمی بود. حیاط دوم به فعالیت­ های خصوصی­تر اختصاص داشت که شامل اتاق­ هایی با مقیاس کوچکتر و برای مصارف خانگی بود. خانه­ های بزرگتر گاه حیاط­ های سوم و چهارمی هم داشتند که فعالیت­ های خصوصی ­تر را در بر گرفته و از نظر موقعیت مکانی در حول­ و حوش حیاط اول قرار می­گرفتند.
خانه های مصری
اولین خانه­ های مصری با دیوار­های بلندی محصور شدند. شکل آنها معمولاً مربع یا مستطیل بوده و بام خانه نیز مورد استفاده قرار می­گرفت. به‌تدریج به این خانه ­ها طبقه‌ی دومی هم اضافه شد که دسترسی به آن تنها از طریق پله‌ی خارجی میسر بود. این خانه­ های نسبتاً کوچک نیز شامل دو ناحیه­ ی خصوصی و عمومی بودند. اتاق­ هایی به شکل نبشیِ L در مراحل بعدی ایجاد شدند که دو درِ ورودی مجزا داشتند؛ ورودی اصلی در جلوی خانه و ورودی فرعی در پشت خانه قرار داشت و توسط یک کوچه­ ی فرعی قابل دسترسی بود.
شکل دیگری که خانه­ ی مصری به خود گرفت عبارت بود از قرار گرفتن حیاط در قسمت جلویی خانه با دیواره ­های بلند و یک ورودی مرکزی با یک دروازه­ ی بزرگ. خانه­ های بزرگتر شامل دو طبقه و دارای ورودی مسقف و ستون­ های حائل، واقع در دو طرف بودند. این سقف­ ها در طبقه‌ی ­دوم هم تکرار می‌شدند. بر سقف ساختمان­ های مذکور چندین سوراخ تهویه ­ی هوا تعبیه شده بود که دریچه­ ی آنها به سمت شمال باز می­شد. از طریق این سوراخ­ ها جریان هوای خنک به داخل مجاری هدایت هوا وارد شده و به طبقه­ ی پایین انتقال می­یافت. در وسط حیاط، یک اتاق مرکزی با طاقچه­ های آجری که در دیوار ساخته شده بود، وجود داشت و اتاق خواب و آشپزخانه در پشت اتاق مرکزی قرار می­گرفتند. در خانه­ های بزرگ، قسمتی از خانه که حیاط اختصاصی داشت، متعلق به خانم ­ها بود.
خانه  های یونانی
ورودی خانه­ های یونانی از طریق یک راهروی باریک به حیاط مرکزی مرتبط می‌شد و فضاهای مورد استفاده ­ی عموم شامل اتاق نهارخوری، اتاق­ های خواب و دستشویی بود. قسمت خانم­ ها در پشت این فضاها یا در طبقه­ ی دوم قرار داشت. به علت کمبود زمین و مسائل دفاعی، دیوارهای خانه با اتصال به یکدیگر، دیوار شهر را تشکیل می­دادند.
خانه­ های رومی
خانه­ های رومی یک ورودی هشتی­ داشتند و از طریق این فضا به محدوده‌ی مرکزی می‌رسیدند. فضای دیگری همچون ایوان، اتاق مرکزی را به حیاط خانه‌ای وصل می­کرد که شامل بخش‌های اتاق نهارخوری و اتاق پذیرایی بود. اتاق­ های نهارخوری در سمت میز غذاخوریِ خود، مکان­ های نشیمن دائمیِ آجرسازی داشتند. با رشد جمعیت در روم، ساختمان­ های شش تا هفت‌طبقه جایگزین خانه­ های افقی با حیاط مرکزی شدند. در آن زمان قوانین و مقررات ساختمانیِ مدونی ثبت شد که ارتفاع ساختمان ­ها را به شش تا هفت طبقه محدود می‌کرد.
خانه­ های چینی و ژاپنی
خانه ­های چینی، کشیده و مستطیل‌شکل، بر روی سکو ساخته می­شدند. الگوی اولیه‌ی این خانه ­ها دو ساختمان مستطیل­ شکل موازی در دو طرف یک حیاط مرکزیِ مربع بود. فضای مستطیل­ شکل عقبی، قسمت خصوصی خانه را تشکیل می­داد و محل خلوت و عبادت و مقبره‌ی درگذشتگان خانواده در همین قسمت عقبی ساختمان بود.
جهت استقرار خانه بسیار مهم تلقی می­شد و حالت آئینی داشت. در نظر ساکنان، موفقیت در امور زندگی ارتباط مستقیم با نیروهای ماوراء­الطبیعه داشته و جهت استقرار فضاها و خانه­ ها با جهت حرکت این نیروها تنظیم می­شد تا بتوان از این طریق امکان هدایت نیروهای مثبت را که از تپه­ های بلند سرازیر می­شدند، به داخل خانه فراهم کرد. به همین سبب ساختمان­ ها در نقاط مختلف یک مجتمع زیستی، از یک جهت تبعیت نمی­ کردند زیرا لازم بود که با حرکت نیروهای مثبت همخوان باشند.
درخت­ ها و شاخ و برگ آنها هدایت ­کننده ­ی این نیروها بودند و بدین ­جهت قبل از ساخت یک خانه، درخت­ هایی اطراف آن کاشته می­شد. پلان اتاق های داخل خانه نیز، تابع چنین قوانینی بود. ورودی خانه­ ها هیچ­گاه در جهت نیروهای منفی و به شکل مستقیم ساخته نمی­شدند.
خانه ­های هندو
خانه­ های هندو بسیار تحت تأثیر قواعد و قوانین مشخص مذهبی بود و مقبره­ ی اجداد خانواده در مرکز خانه‌ی برهمنی قرار داشت. در برخی مواقع این فضا همجوار با اتاق­ خواب صاحب­خانه بود که در این صورت نیز این اتاق از فضای مقدس جدا می­شد. اتاق مذکور از طرف شرق به حیاطِ میانی راه داشت؛ حیاطی که کاملاً خصوصی تلقی می­شد، موجب افزایش خلوص خانه بود و ورود افراد غریبه آن مکان پاک را آلوده می‌کرد. همچنین خانه‌ی هندو شامل اتاق پذیرایی برای مردان و حیاط اتاق­مانند برای انجام امور روزانه و کارهای منزل بود.
­خانه­ های بودایی
تأثیر مشخصه‌های آیین بودایی با ویژگ ی­های خاص خود، در طراحی خانه ­های بودایی کاملاً محسوس است. نبود سلسله­مراتب در این آیین، در فقدان محدودیت­ های فضایی و تقسیم ­بندی­ های آن آشکار می­شود. خانه در میان دیوارهای بلندی محصور است و مجاور دیوار و در داخل حیاط، یک دالان دور تا دور حیاط را، که معمولاً از سطح زمین پایین ­تر می‌باشد، در بر گرفته است.
­خانه ­های آفریقایی
خانه­ های آفریقایی کاملاً تحت تأثیر ساختارهای خانوادگی و ارزش ­هایی مقدس و سنّت‌ محور است. معمولاً هر واقعه­ ی اجتماعی، در آفریقا هم جلوه­ ی نمادین و هم ویژگی عملکردی داشته است. امور قدسی و سنّت بسیار مهم بودند و معمولاً زیر سؤال نمی‌رفتند و بدون شک پذیرفته می‌شدند. تأثیر ساختار خانواده ها باعث به وجود آمدن گونه ­های بسیار متفاوتی از مسکن در آفریقا شد. بار نمادین عرصه و اعیان خانه­ ها بسیار عظیم و جهات استقرار آیینی خانه، نمودی از طرز تفکر فرهنگی و مذهبی بود.
­خانه­ های جهان اسلام
خانه ­های جهان اسلام به طور معمول به دو ناحیه­ ی مشخص تقسیم می­شدند: ناحیه­ ی پذیرش یا پذیرایی برای مردان و ناحیه­ ی زندگی خصوصی برای زنان و فرزندان. در برخی از مناطق، هر یک از قسمت­ های عمومی و خصوصی، یک حیاط مختص به خود داشت اما در برخی نیز تنها یک حیاط، فضای باز خانه را شکل می­داد که در این صورت اتاق­ های بخش انتهایی حیاط، فضای خصوصی برای زندگی افراد خانه بود. معماری اسلامی ایوان را از معماری اشکانیان و ساسانیان اخذ کرد و به فضاهای خانه افزود اما ایوان در معماری اسلامی، فضایی بلند و مسقف است که کاملاً به حیاط اشراف دارد و ساکنان خانه می­توانند در زیر سایه­ ی سقف آن بنشینند و از فضای باز حیاط بهره­مند شوند. استقرار چهار ایوان در چهار طرف حیاط توسط ایرانیان به سراسر جهان اسلام انتقال یافت. سطوح آجری مشبّک و حفره­ های چوبی مُجّوف در طبقه­ های فوقانی، جریان یافتن هوا را در فضاهای زندگی تسهیل می­کردند. در سرزمین­های سردسیر که زندگی در چهار فصل در فضای باز حیاط ناممکن است، حیاط مرکزی را کوچک و سقف­ دار می­ساختند، لیکن ساختار اصلی سازمان فضایی و ایوان­ های واقع در چهار طرف حیاط به همان شکل حفظ می‌شدند.
­خانه ­های اروپای شمالی
این خانه­ ها دارای پلان کشیده و سقف بلند مرکزی بودند که با دو ردیف ستون حمل می­شدند. بعدها این شکل به خانه­ های دوطبقه تغییر شکل پیدا کرد. فضای قابل استفاده­ی عمومی در طبقه­ی اول قرار داشت که دسترسی به آن توسط یک راه­پله‌ی خارجی میسر بود و از طبقه­ ی همکف به عنوان انبار استفاده می­شد.
در خانه ­های قرون وسطایی اروپا، سه نوع تفاوت ظاهر گردید. اولین تفاوت در جدایی محدوده­ ی کار و زندگی بود که ورودی خانه و مغازه از یکدیگر جدا شدند، سپس محوطه­ ی خواب خدمه، مستقر در طبقه­ ی اول، از محدوده­ ی خواب و زندگی اعضای خانواده جدا شد و بالاخره در محدوده­ ی خانوادگی جدایی اتاق ­های زندگی و خواب از یکدیگر اتفاق افتاد. همراه تفکیک ­های انجام ­شده تعداد و نوع فضاها نیز افزایش یافت.
در قرن هفدهم در هلند دو پدیده ­ی عصر بورژوازی در خانه­ها، یعنی ایجاد حریم کاملاً خصوصی و خانگی ­شدن، بروز کرد و تا قرن هجدهم در سرتاسر اروپای شمالی گسترش پیدا کرد. محدوده­ ی خانه دیگر محیط کار نبود، بلکه کوچکتر شده و به فضای خصوصی­ تری تبدیل شد و اتاق­ هایی به وجود آمد که افراد بتوانند دور از اجتماع به آن پناه ببرند.
در اواخر دوران گوتیک، با شکل­ گیری تفکر فردگرایی و تحقق دنیای درونی فرد، فضای خانه انعکاس تفکر فردگراییِ کاربر شد و از معماران خواسته شد که بیشتر به نماها و اتاق­ های پذیرایی بپردازند و در نهایت مفاهیم فضایی خانه ها، از شکل­ هایی که سابق بر این رواج داشتند، دور شده و دیدگاه ­های بسیار متنوعی ظهور کرد. غلبه­ ی عقل­گرایی بر جامعه و ظهور پیشرفت ­های تکنولوژیک باعث تغییر در مفهوم «راحتی و آسایش» و مصادیق آن در خانه می­شود،که از جمله­ ی آنها می­توان به اهمیت دادن به «عملکرد» در خانه و نیز تغییر الگوی خانواده از خانواده­ های بزرگ به خانواده کوچک اشاره کرد.
بنابراین روند تحول خانه ­سازی در مناطق مختلف جهان و در دوره­ های مختلف زمانی تحت تأثیر ویژگی ­های اقلیمی، فرهنگی، اجتماعی، اعتقادی، زیبایی­ شناسی، هنر و … قرار گرفت، به طوری­که مفاهیم انسانی و اجتماعی در مصادیق فضاهایی چون حیاط مرکزی، بیرونی و اندرونی، درجه ­های مختلف پوشیدگی فضا، سردرهای نمایشی (دروازه)، بادگیر، حیاط با حوض و باغچه، تفکیک حریم خصوصی و عمومی، استقرار حیاط در مرکز خانه، ایوان، ساختن بر اساس آیین و سنّت، اختلاف سطح بر اساس تمایز اجتماعی، جابه­جایی دیوارها برای تعیین حریم یا تقویت پیوستگی فضاها و نکاتی از این قبیل، بارها مورد تجربه قرار گرفته و به صورت الگوهای فضایی، فرهنگ معماری جهانی را شکل داده­اند.
­انقلاب صنعتی و روند تغییر سازمان فضایی خانه
با وقوع انقلاب صنعتی در اروپا، صنعتی­شدن و استاندارد شدن در همه‌ی جنبه ­های زندگی از جمله سکونت، رسوخ کرد و باعث ایجاد تغییر در سازمان فضایی خانه شد. دستاوردهای جریان صنعتی شدن در مواردی دقیقاً جایگزین عناصر خانه گردیده یا با آن هماهنگ شدند و در مواردی نیز به شدت آن را دگرگون کردند.
نمونه‌ی حالت اول، یعنی جایگزین­شدن دستاوردهای صنعت، وجود چراغ­های گازی در خانه­ها بود. یعنی خانه­ها پیش از آمدن لامپ­های برقی، از نوع پیشرفته­ی روشنایی مصنوعی برخوردار بودند. بدین ­خاطر، لطمه ­ای به نظام نوری خانه و فضاهای مرتبط با آن وارد نشد.
نمونه‌ی حالت دوم، یعنی دگرگونی شدیدی که خانه ­ها در اثر صنعتی ­شدن از آن آسیب دیدند، تسلط یافتن ماشین و دستگاه­ های ماشینی بود. این ماشین­ ها آنقدر زیاد و کارا بودند که در ابتدا بدون توجه به سازمان فضایی خانه در هر گوشه‌ای جای داده شدند و در ادامه، فضاها به‌تدریج حول و حوش آنها شکل گرفتند. این امر تأثیر عمیقی بر سازمان فضایی خانه گذاشت. نظام آشپزخانه­ های فعلی، که تقریباً جهانی شده ­اند، محصول یک چنین دگرگونی شدیدی هستند.
بنابراین فضاهای مسکونی تحت تأثیر انقلاب صنعتی و تکنولوژی­ های نو ظهور دست خوش تغییرات شدند و این تغییرات همچنان ادامه دارد، با این­حال خواستگاه ­های اساسی مسکن در پیِ تأمین نیازهای عملکردی، احساسی، اجتماعی، نمادین و یا به ‌طور کلّی نیازهای مادی و معنوی انسان، ثابت است و در این پژوهش نیز تلاش می­شود تا به اختصار اصول و مبانی طراحی فضاهای مسکونیِ مطلوب شرح داده شود.
2. شناخت بستر پروژه و محیط پیرامون در طراحی فضای مسکونی
منظور از محیط پیرامون در طراحی فضای مسکونی، مجموعه ­ی اجزا و عناصر خارج از بناهای مسکونی است که در شعاع عملکرد آن قرار دارند و در یک رابطه­ ی دو جانبه با بناهای مسکونی، از آن تأثیر می­پذیرند و بر آن تأثیر می­گذارند. شناخت بستر طراحی شامل مسائلی نظیر فرم و ابعاد زمین، جهت شیب و توپوگرافی، جنس زمین و مقاومت خاک، آب­ های زیرزمینی، عناصر مصنوعی یا طبیعی موجود در زمین، وضعیت همسایه ­های مجاور زمین، منظره ­های پیرامون، و امثال آن می­شود. در یک تقسیم­ بندی کلّی عناصر محیطی را می­توان به صورت زیر طبقه ­بندی نمود:

الف) شناخت محیط طبیعی از نظر اقلیمی، به طوری­ که امکان اتخاذ تصمیم مناسب در مورد جهت ­گیری نسبت به عواملی چون نور خورشید، بادهای غالب و … را فراهم آورد.
ب) شناخت زمینی که بناهای مسکونی روی آن قرار می­گیرند؛ این بستر را می­توان از نظر ویژگی­ های طبیعی (جنس زمین، شکل و ابعاد، شیب، پتانسیل ­های طبیعی) و ویژگی ­های مصنوعی (موقعیت تأسیسات و تجهیزات،              نحوه­ ی دسترسی به شبکه­ ی ارتباطات شهری و …) بررسی نمود.
پ) شناخت انواع دسترسی و حرکت در ارتباط با سایت پروژه ­ی طراحی مسکونی و محل نگهداری وسیله­ ی نقلیه نیز در طرح مسکونی (با توجه به وابستگی روز افزون زندگی به خودرو) اهمیت زیادی دارد.

مطالعه و شناخت بستر پروژه و محیط پیرامون آن یکی از کارهای مهم در روند طراحی بناهای مسکونی است. این شناخت به معمار کمک می­کند تا بداند بستر پروژه کجاست و چه شرایطی در آن حاکم است، تا با پشتوانه­ی این اطلاعات از یک­ سو بتواند هر چه بهتر در جهت بهره­برداری از ظرفیت­های مثبت و مفید بستر پروژه اقدام کند، و از سویی دیگر آگاهانه، در جهت پاسخگویی یا رفع نقاط منفی و نامناسب آن به تدبیر و چاره­جویی بپردازد.
3. شناخت فضاهای خانه و ملاحظات طراحیِ مربوط به آنها
طراحی خانه را شاید بتوان فعل نظم­ دهی به فضاهای مورد نیاز یک خانواده در جهت رسیدن به مجموعه ­ای معنادار تعریف کرد. به این ترتیب، شناخت تک­تک فضاهای یک خانه و درنظرگیری ملاحظات آن در حین طراحی، نخستین قدم برای طراحی آن خانه است.
کلیـّـات
ناحیه­ بندی فضاهای یک واحد مسکونی
در یک واحد مسکونی بر حسب ویژگی هر یک از فضاها، می­توان سه ناحیه­ ی اصلی را مشخص نمود:
ناحیه­ ی فضاهای شخصی: این ناحیه شامل فضاهایی است که شخص به آن فضاها احساس تعلق و مالکیت دارد. بنابراین فضاهای خواب و فضاهای نگهداری لباس، پوشاک و لوازم شخصی در زمره­ی فضاهای خصوصی یک خانه به حساب می­آیند.
ناحیه ­ی فضاهای جمعی: این ناحیه شامل فضاهایی است که در آن فرد با دیگر اعضای خانواده و یا با مهمانان ارتباط برقرار می­کند و یا به انجام برخی کارهای تفریحی و سرگرمی‌ها می­پردازد. فضای نشیمن، غذاخوری و فضای پذیرایی در زمره­ی این فضاها به شمار می ­آیند.
ناحیه­ ی فضاهای خدماتی: ناحیه­ ی خدمات­ده ی در یک منزل شامل فضاهای آماده ­سازی غذا (آشپزخانه)، فضاهای بهداشتی (توالت و حمام)، قسمت لباسشویی و انبار می­باشد.
در این بین فضای آشپزخانه به واسطه­ ی نوع فعالیتی که در آن اتفاق می­افتد، می­تواند در حد واسط فضاهای جمعی و خدماتی قرار بگیرد. از طرفی فضاهای بهداشتی با آنکه در زمره­ ی فضاهای خدماتی محسوب می­شوند، اما میزان خصوصی بودن آنها بسیار زیاد است.
انسـان و مقیـاس
سازمانده ی فضاهای نامبرده­ ی بالا برای انسان است، زیرا انسان موجودی است که در فضا قرار می­گیرد، در آن زندگی می­کند، به فعالیت می­پردازد، استراحت می­کند، خوراک می­پزد، غذا می­خورد و فعالیت­ هایی نظیر آن را انجام می‌دهد؛ در یک کلام انسان در خانه زندگی می­کند.هم بین عناصر و اجزای بدن انسان، قواعد و تناسباتی حاکم است و هم بین آنها و فضاها باید ارتباط ویژه­ای برقرار باشد تا کارایی و بهره­ده ی فضاها به انسان بهینه شود. این چالش­ ها از دیرباز مورد بررسی دانشمندان رشته ­های علوم انسانی و فراتر از آن مورد توجه عمیق معماران بوده است و امروزه نتایج این جستجوها در کتاب­های مرجع معماری مانند «گرافیک استاندارد»، «نویفرت»، «تایم­سِیوِر» و مانند آنها استفاده می‌شود و پایه­ ی طراحی فضاهای مسکونی و فضاهای دیگر گشته است. به این منظور در جدول 1، اندازه­ های بدن انسان و تأثیر آن در طراحی فضاهای مسکونی به اختصار مورد بررسی قرار گرفته است.

اجزا و عناصر واحد مسکونی متعارف
فضای نشیمن
تعریف نشیمن و عملکردهای آن: فضای نشیمن از جمله فضاهایی است که در آن طیف وسیعی از عملکردهای متعدد صورت می­پذیرد، بنابراین می­توان برای فضای نشیمن سه طبقه­ بندی عملکردی را قائل شد:
الف) فعالیت اصلی در فضای نشیمن: فضای نشیمن در اصل محل جمع ­شدن افراد خانواده و گفتگو است، بنابراین یک فضای نشیمن حداقل باید جایگاه ی برای نشیمن و گردهمایی افراد خانواده را فراهم کند.
ب) فعالیت فرعی فضای نشیمن: در مرحله­ ی بعدی، فضای نشیمن می­تواند امکان گوش دادن به موسیقی، دیدن تلویزیون و امکان مطالعه را فراهم کند.
پ) فعالیت تفریحی فضای نشیمن: این فضا می­تواند محدوده­ های سرگرمی و یا حتا بازی را نیز در بر داشته باشد. به عنوان مثال فعالیت­ هایی چون استفاده از وسایل موسیقی، تجهیزات رایان ه­ای و یا بازی­ های بدون تحرک در فضای نشیمن می­تواند اتفاق بیفتد.
ملاحظات طراحی فضای نشیمن: در یک فضای نشیمن با طرح مناسب، مسیرهای رفت و آمد بهتر است با مراکز فعالیت تداخل نداشته باشند؛ علاوه بر این باید از ایجاد حرکت­ هایی که مسیر یکدیگر را قطع می­کنند، پرهیز شود.
الف) همواره بایستی به منظور سهولت دسترسی به تجهیزات چیده ‌شده، امکان رفت و آمد مناسب و آسان بین آنها و امکان برقراری ارتباط مناسب بصری و شنوایی بین افراد، این تجهیزات در فاصله­ ی مناسبی از یکدیگر قرار بگیرند. برای ایجاد ارتباط مناسب بین افرادی که گرد هم می­ آیند، تجهیزات باید در فاصله ­ای بین 350-240 سانتیمتر از یکدیگر قرار بگیرند. اگر این فاصله زیاد شود، فضای فرعی بین آنها پیش می­آید که در آن، امکان فعالیت­ های ناخواسته­ ی دیگر (چون عبور و بازی کودکان) میسّر خواهد شد.
ب) چیدمان فضا بایستی به نحوی باشد که امکان دسترسی مناسب به تجهیزات ثابت اتاق مانند درها، پنجره ­ها، پریزهای برق، سیستم­ های تهویه و … فراهم باشد.
پ) ورودی ­ها و بازشوها در فضای نشیمن باید به صورتی تعبیه شوند که اندازه‌ی طول دیوار برای ایجاد مبلمان­ های متفاوت کافی باشد.
چیدمان در فضای نشیمن: مسیرهای رفت و آمد چیدمان­ های مختلف را به وجود می ­آورند. در یک آرایش مناسب، حداقل اندازه­ ی بین وسایل و تجهیزات برای دسترسی و استفاده­ ی مناسب از آنها به شرح زیر است:
150 سانتیمتر برای صندلی­ هایی که روبه‌روی هم قرار می­گیرند.
60 سانتیمتر برای عبور یک فرد از بین وسایل.
75 سانتیمتر برای استفاده از صندلی پشت یک میز.
90 سانتیمتر برای جریان اصلی رفت و آمد و 60 سانتیمتر برای جریان محدود.
150 سانتیمتر بین وسایل سرگرمی خانواده و محل نشیمن.
تصویر زیر، انواع چیدمان مناسب با توجه به ابعاد حداقل برای فضای نشیمن در یک واحد مسکونی را نشان می­دهد.

اتاق خواب
تعریف اتاق خواب و عملکرد آن: فضای اتاق خواب در زمره­ ی فضاهای خصوصی یک خانه به شمار می­آید که فرد ساکن در آن به دلیل مالکیت بسیاری از عناصر موجود در این قلمرو، نسبت به آن احساس تعلق خاطر و تملک دارد. این فضا باید برای یک فرد، محلّ مناسبی برای استراحت، فراغت از فشارهای ناشی از کار روزانه، تفکر، رسیدگی به کارهای شخصی و … را فراهم آورد. اما در کنار عملکردهای یاد شده­ و با توجه به ویژگی­ های بهره ­برداری از آن (سن، شیوه­ ی معیشت و …) و امکانات فضا (مساحت، نور، تهویه و …) این محدوده کارکردهای جنبی دیگری را نیز در بر می­گیرد.
ملاحظات طراحی اتاق خواب: اتاق خواب باید در قسمتی از خانه طراحی شود که از محدوده­ های پر سر و صدایی مثل آشپزخانه و نشیمن دور باشد تا خلوت صوتی مناسبی برای آن فراهم بیاید. از نظر مکان­یابی در خانه و نحوه ­ی قرارگیری، این فضا باید به نحوی باشد که از خلوت بصری مناسبی برخوردار باشد.
الف) اتاق خواب باید به وسیله­ ی  «در» از دیگر فضاهای خانه جدا شود و بهتر آن است که درِ ورودیِ اتاق خواب رو به فضاهای ارتباطی مانند راهرو و یا هالِ ارتباطی گشوده شود.
ب) در طراحی خانه، برای خانواده ­هایی که ساختار آنها مشخص است، باید توجه داشت که اگر بچه­ ها در سنین خردسالی هستند بهتر آن است که اتاق والدین در مجاورت اتاق خواب بچه ­ها قرار گیرد و اگر بچه ­ها در سنین نوجوانی هستند، حتی الامکان اتاق خواب والدین از دیگر اتاق خواب­ ها جدا و با فاصله‌ای معقول باشد تا ایجاد مزاحمت به کمترین میزان خود برسد.
پ) هر اتاق خواب باید گنجایش لازم برای قرار دادن و چیدمان مناسب حداقل وسایل مورد نیاز را، مطابق با جدول 2 داشته باشد.

ضوابط اندازه ­گذاری اتاق خواب:
الف) اندازه ­های افقی (پهنا و عمق) اتاق خواب باید با احتساب اندازه­ی وسایل و فضای لازم جهت حرکت آزاد انسان و نظافت اتاق تعیین شوند. در هر صورت هیچ­ یک از اندازه ­های افقی اتاق خواب نباید از 4/2 متر برای اتاق یک نفره، 7/2 متر برای اتاق دو نفره و 3 متر برای اتاق والدین و اتاق چند منظوره کمتر باشد.
ب) حداقل سطح مجاز اتاق چند منظوره در واحدهای مسکونی که بیش از دو اتاق دارند، در صورتی­ که کمد ثابت دیواری پیش­بینی شده باشد، 12 متر مربع است. این مقدار برای اتاق والدین 6/10 مترمربع، برای اتاق‌خواب دو نفره 9 متر مربع و برای اتاق‌خواب یک نفره 7 متر مربع می‌باشد و در صورتی که اتاق خواب فاقد فضای پیش­بینی شده برای کمد ثابت دیواری باشد، لازم است به حداقل مساحت اتاق ­های خواب یک نفره مقدار 6/0 متر مربع و برای اتاق­ های خواب دو نفره‌ی والدین و اتاق چند منظوره مقدار 2/1 متر مربع افزوده شود.
پ) در هیچ شرایطی ارتفاع اتاق خواب در هر نقطه­ ای از سطح اتاق، نباید از 1/2 متر کمتر باشد.
تصاویر زیر سه تیپ اتاق خوابِ یک‌ نفره، دونفره و والدین را با ابعاد مشخص و چیدمان­ های متفاوت نشان می­دهد.
ضوابط مربوط به نورگیری و تهویه ­ی اتاق خواب: نورگیری و تهویه­ ی هر اتاق خواب، باید به گونه­ ای مستقل از فضای باز، ایوان یا حیاط‌خلوتِ مرتبط با فضای باز صورت پذیرد. در صورتی ­که نورگیری و تهویه­ ی اتاق خواب از طریق حیاط خلوت محدود یا پاسیو انجام شود، رعایت شرایط زیر ضروری است:
نورگیری از حیاط خلوت کاملاً محصور، حداکثر برای شش طبقه می­تواند صورت گیرد. مساحت حیاط‌خلوت باید حداقل 12 متر مربع باشد و عمق آن در مقابل پنجره ی اتاق خواب باید حداقل 3متر باشد. برای حیاط‌ خلوت­ هایی که در شمال ساختمان قرار می­گیرند، این عمق را می­توان تا 2 متر کاهش داد.

فضای غذاخوری
تعریف فضای غذاخوری و عملکرد آن: فضای غذاخوری بخشی از یک واحد مسکونی است که برای صرف غذا مورد استفاده قرار می­گیرد. امروزه اختصاص دادن بخشی کاملاً مشخص و مجزّا به این فضا، در طرح واحد مسکونی کار چندان صحیحی به نظر نمی­رسد. زیرا اولاً مردم مایل نیستند که فضایی از منزل کنار گذاشته شود و فقط 3-2 ساعت مورد استفاده قرار گیرد، ثانیاً آنها می­توانند در فضاهای مجاور آشپزخانه و نشیمن غذای خود را صرف کنند. بنابراین طرح ­هایی که به طرز مناسبی فضای غذا خوری را با این دو فضا ترکیب کند، مناسب و عقلانی به نظر می­رسند.
عملکرد اصلی که در فضای غذا خوری اتفاق می­افتد، صرف غذا و فعالیت ­های مربوط به آن است که عبارتند از: چیدن میز، سِرو کردن غذا، صرف غذا، مرتب کردن میز پس از صرف غذا و نگهداری ظروف غذا خوری.
ملاحظات طراحی فضای غذاخوری: عوامل مؤثر در طراحی محلّ غذا خوری به شرح زیر می­باشد:
الف) تعداد افرادی که دور میز می­نشینند
ب) آرایش صندلی­ ها
پ) نوع و اندازه ­ی اثاثیه،
ت) نحوه ­ی دسترسی به میز و صندلی­ ها
ج) فضای مورد استفاده  ­ی پیرامونِ میز
حداقل پهنای در نظر گرفته شده برای هر شخص دور میز 60 سانتیمتر است و حداقل عمق برای قرار دادن آرنج­ ها بر روی میز و استفاده­ ی راحت از وسایل حدوداً 40 سانتیمتر می­باشد. حداقل فضای توصیه شده برای راه عبور پشت صندلی­ ها 75 سانتیمتر است اما اگر احتیاج به رفت و آمد به پشت صندلی­ ها نباشد، این حداقل فضای لازم به 30 سانتیمتر می‌رسد. با توجه به این نکات، ابعاد کلی فضای غذاخوری بر حسب تعداد نفرات استفاده­ کننده به شرح زیر تعیین می‌شود:

آشپزخانه
تعریف آشپزخانه و عملکرد آن: آشپزخانه فضایی است که در دسته بندی فضاهای درونی یک واحد مسکونی، می­توان آن را فصل مشترک حوزه ­ی خدماتی و حوزه ­ی جمعی یک واحد دانست. با اینکه آشپزخانه در وهله­ ی نخست، مکانی برای خدمات­ده ی به افراد خانواده محسوب می­گردد، اما می­توان آن را کانونی برای تبادل ارتباطات اجتماعی خانواده نیز تلقی کرد زیرا اولاً افراد خانواده می­توانند در انجام کارها در این محل با یکدیگر مشارکت داشته باشند و ثانیاً با توجه به شیوه­ ی معیشت، تعداد کاربران و امکانات آشپزخانه (وسعت، ابعاد، نور و …) برخی فعالیت­ های دیگر چون صرف غذا و … نیز می­تواند در این فضا اتفاق بیفتد.
در آشپزخانه چهار عمل اصلی صورت می­گیرد:
الف) نگهداری مواد غذایی (ذخیره در یخچال و انبار مواد غذایی)
ب) آماده ساختن مواد برای پخت و پز
پ) طبخ غذا (اجاق گاز)
ت) شستشو و جمع­ آوری ظروف و قراردادن آنها در محلّ معین (سینک دستشویی).
ملاحظات طراحی آشپزخانه: بهتر است که محلّ آشپزخانه در نزدیکی فضاهای جمعی مانند غذاخوری و نشیمن قرار گیرد و دارای دسترسی مستقیم به فضای غذاخوری باشد. توصیه می­شود که آشپزخانه به ورودی خدماتی (درصورت وجود بیش از یک ورودی) و یا ورودی بنا (در صورت وجود یک ورودی) دسترسی مستقیم داشته باشد. فضاهای آشپزخانه ترجیحاً به وسیله­ ی در با سایر فضا های خانه مرتبط باشد و در صورتی که آشپزخانه به صورت باز طراحی می­شود، دید کامل از فضاهای عمومی واحد به داخل آن وجود نداشته باشد. همچنین آشپزخانه باید فضای لازم برای قرار دادن و آرایش مناسب حداقل وسایل مورد نیاز را مطابق جدول 4 داشته باشد.

مثلث کاری
همچنین باید در ارتباط با چیدمان و نحوه­ ی آرایش سه عنصر اصلی آشپزخانه یعنی یخچال، لگن ظرفشویی و اجاق طبخ که «مثلث کار» را تشکیل می­دهند، دقت لازم مبذول داشت.مجموع طول سه ضلع این مثلّث، که از ضلع رو به مرکز هر یک از این سه وسیله محاسبه می­شود، نباید کمتر از 5/3 متر و بیشتر از 5/6 متر باشد. اگر این فاصله کوتاه ­تر از حدّ مجاز باشد، نشان­ دهنده ­ی ناکافی بودن فضای کار است و اگر طولانی­ تر باشد، رفت و آمد و تحرک بیشتری را طلب کرده، کلّ فرآیند کار را کُند و خسته­ کننده می­کند. از پرسه زدن درون این مثلّث خودداری کنید  به ویژه بین سینک و اجاق گاز. این دو وسیله باید با پیشخان ممتدی به طول کمتر از 5/1 متر به یکدیگر متصل باشند تا مسافت حمل ظروف سنگین را، که ممکن است پُر از مایعات باشند، محدود و کوتاه کند.
با این تفاصیل به نظر می­رسد که کار در آشپزخانه­ های کوچک و نسبتاً فشرده، از کار در آشپزخانه­ های سنّتی و بزرگ در خانه­ های روستایی، ساده ­تر است. و در عین حال مبیـن این نکته است که آشپزخانه­ ای با طرح U شکل این نیازها را به بهترین وجه برآورده می­کند، چراکه آشپز با قرار گرفتن در وسط فضا، با اندک حرکتی می­تواند بین این سه وسیله­ ی اصلی چرخ خورده و سرکشی کند، و با وجود پیشخان­ه ای ممتـد، با مسیرهای چرخه­ ی عمل در آشپزخانه و قفسه ­های مرتفع نیز تداخلی پیدا نکند. اگر این نیاز احساس شود که لازم است چرخه­ ی فعالیت آشپزخانه به دو بخش تقسیم شود، مثل آشپزخانه­ های دو بخشی یا آشپزخانه­ ی کشتی (یا گالری)، سینک و اجاق گاز را باید در یک سمت قرار داد.
جزیره­ ی آشپزخانه، که مطلوب نظر طراحان مدرنیست است و اغلب پُر از پیشرفته ­ترین وسایل آشپزخانه که از تمیزی برق می­زند، چیدمانی­ست که کمترین رضایت خاطر را حاصل می­آورد، چرا که فرد را مُلزم به رفت و آمد زیاد و صرف انرژی بیش از حد کرده، نیازمند سطح وسیعی از چرخه ­ی کاری در سراسر محیط بوده و از سطوح کاری و فضاهای ذخیره و نگه­داری کافی نیز برخوردار نیست. با کابینت ­های بلند و مرتفع در مثلّث کاری تداخل ایجاد نکنید. لوازم مرتفع را در یک گروه و به همراه هم در انتهای یک مسیر از سطوح کاری جمع کنید.
یک آزمون مناسب برای آگاهی از میزان کارآمدیِ یک آشپزخانه، مرور و اجرای مراحل مورد نیاز برای مهیّا کردن یک قوری چای است. این کار به ظاهر ساده، در حقیقت مانور پیچیده­ای­ست که بیشتر بخش­های آشپزخانه را به شرح زیر به کار می­گیرد.

سرویس بهداشتی و حمام

ملاحظات طراحی سرویس های بهداشتی و حمام شامل موارد زیر است: سانتیمتر و حریم 60

الف) عمق مناسب استفاده از دستشویی در حالت ایستاده حداکثر سانتیمتر است. 45 تا 60 آزاد جلوی دستشویی بین سانتیمتر و برای استفاده 75×140

ب) برای استفاده از توالت فرنگی به حداقل محدوده ی سانتیمتر نیاز است. 110 ×95 از توالت ایرانی به محدوده ی حداقل 100 ×100 مناسب برای دوش گرفتن در حالت ایستاده مساحتی بین ِ

پ) محدوده ی افقی سانتیمتر مربع دارد. 130 ×130تا

ت) ارتفاع فضای سرویس های بهداشتی، در هر نقطه ای که فرد به طور معمول به صورت سانتیمتر کمتر باشد. 210 ایستاده قرار دارد، نباید از

ث) سطح سرویس های بهداشتی در واحدهای مسکونی، با رعایت سایر ضوابط، نباید از مقادیر زیر کمتر باشد: متر مربع 1/45 توالت مستقل: متر مربع 1/2 دستشویی مستقل: متر مربع 2 توالت و دستشویی توأم: متر مربع 3 سرویس چند عملکردی یا حمام کامل با زیر دوشی، متر مربع 1/3 فضای رختکن تصاویر زیر نمونه ای از چیدمان تجهیزات سرویس بهداشتی را با رعایت فواصل مناسب بین آنها نشان می دهد.

ج) تهویه و نورگیری سرویس بهداشتی، ترجیحا باید به صورت مستقیم و طبیعی از فضای  باز یا نیمه باز (حیاط خلوت، پاسیو) انجام پذیرد. در غیر این صورت باید دارای تهویه ی مکانیکی مناسبی باشد.

انبــار

در هر خـانه وسایلی وجود دارنـد که مورد استفـاده ی روزانـه و مرتب قرار نمی گیرند و یا وسایلی هستند که دیگر مورد نیاز افراد خانه نیستند، اما به هر دلیلی در زمان فعلی قصد بیرون انداختن آنها را ندارند؛ برای نگهداری این وسایل از کمدها و قفسه های داخل خانه، و در صورت جوابگو نبودن آنها، از فضاهای دربسته ای به نام «انبار» استفاده می شود. به نور استاندارد ًانبار اگر به دو شکل کمد و قفسه یا فضایی در بسته باشد، معمولا نیاز ندارد. لذا می توان انبار را، با توجه به نوع وسیله ای که در آن نگهداری می شود، در مناطق کور و بدون نور و تهویه ی ً جای جای خانه قرار داد. فضاهای میانی خانه که معمولا خانه هستند، می توانند جای مناسبی برای طرح انبار باشند. انبار می تواند در نقش فیلتر بین بین دو اتاق خواب یا بین پارکینگ و خانه طراحی شود که در این ًدو فضا نیز عمل کند؛ مثلا صورت جداکننده و عایق صوتی خوبی بین آن دو خواهد بود. انبارها نه تنها در داخل خانه، بلکه در محوطه ی بیرون و فضای باز، یا حتا در زیرزمین خانه نیز کارساز و مفیدند.

موتورخانه

استقرار تجهیزات مکانیکی گرمایش و سرمایش خانه و تأسیسات مربوط به ّموتورخانه محل استخر، سونا و غیره است. طول، عرض و ارتفاع موتورخانه با توجه به ابعاد لازم و تجهیزات درون آن به اضافه ی حریم لازم برای حرکت به دور آنها برای بازدید یا تعمیرشان تعیین می شود. در طراحی موتورخانه باید به مسیر عبور لوله ها و کانال های واردشونده و خارج- شونده دقت داشت و در نقشه ی پلان و مقطع برای آنها جای کافی را پیش بینی کرد. ورودی موتورخانه نیز نیازمند توجه و دقت است. ابعاد و اندازه ی این در ِ درِطرح باید چنان محاسبه گردد که هنگام تعمیرات موتورخانه، جوابگوی خارج کردن و وارد کردن برخی قطعات بزرگ و لوازم مخصوص تعمیر باشد. موتورخانه باید امکان تهویه ی طبیعی ِ و ورود هوای تازه را داشته باشد. در صورت نبود هیچ گونه پنجره و دریچه ی هوا، باید در ورودی موتورخانه متخلخل (مشبک) باشد و منافذ یا شیارهایی برای ورود و خروج هوا داشته باشد. دودکش موتورخانه نیز مسئله ی دیگری است که توجه طراح را به خود می طلبد. این دودکش باید از موتورخانه تا روی بام به راحتی ادامه یابد، لذا ضروری است که طراح به مسیر دودکش و اثر آن در طرح طبقات خانه دقت کند و برای آن چاره ی مناسبی ّطی بیندیشد. پر سر و صداست، شایسته است که آن را در زیرزمین یا ًاز آنجا که موتورخانه معمولا در جبهه های بیرونی و مجاور به فضاهای فرعی و کم اهمیت خانه، نظیر پارکینگ و انباری جاگذاری کرد.

پارکینگ

به دو صورت سرپوشیده و ً توقف اتومبیل افراد خانواده یا همان پارکینگ خانه معمولاّمحل 2/5 ×5 سرباز طراحی می شود. پارکینگ های سرباز برای توقف یک اتومبیل به فضایی حدود متر نیاز دارند. پارکینگ های سرباز در 7×5، و برای سه اتومبیل 4/5 ×5متر، برای دو اتومبیل بخشی از فضای باز خانه یا حیاط آن واقع می شوند و در طرح آن باید به مسیرهای رفت و برگشت اتومبیل ها و نیز فضای لازم جهت دور، عقب رفت و خروج نیز توجه شود. تعداد پارکینگ های مورد نیاز هر خانواده با توجه به تعداد اتومبیل افراد خانواده تعیین می شود. در زمینه ی تأمین حداقل پارکینگ مورد نیاز خانواده ها در هر منطقه ضوابطی وجود دارد که رعایت آنها الزامی است. پارکینگ های سرپوشیده می توانند جدا از خانه و در بخشی از فضای باز مستقر شوند یا اینکه متصل به بنای خانه باشند و در پیوند با آن حجمی واحد را شکل دهند. همچنین می- توان از زیر ساختمان (پیلوت) یا زیرزمین برای پارک کردن اتومبیل ها استفاده کرد. چنانچه پارکینگ خانه در زیرزمین قرار بگیرد، برای رساندن ماشین از کف زمین به ارتفاع مورد نظر متر استفاده 3% و با عرض حداقل 15مپی با شیب حداکثر َ می توان از بالابرهای مکانیکی یا ر توقف ّ کرد. در مکان یابی، بهتر است برای حمل راحت تر خریدهای خانه به داخل، محل نظر قرار گیرد.

4. بررسی چند نمونه از پلان خانه ها

 ( Simple-Rectangle) پلان مستطیل ساده

پلان مستطیل یکی از متداول ترین و ساده ترین نمونه های پلان می باشد. در خانه های ارزان- قیمت به جهت سطح اشغال بیشتر در طول دیوار خارجی از این نوع پلان استفاده می شود.

 پلان خطی

(In-Line Plan) پلان خطی

در زمین هایی با شرایط غیرمعمول یک راهکار بسیار مناسب است. زیرا به عنوان مثال، در یک قطعه زمین باریک این طرح دسترسی به حیاط خلوت های کناری و فضاهای باز را ممکن می سازد و در دامنه های پرشیب نیز جنبه ی اقتصادی ساخت و ساز و استفاده ی بهینه از زمین به حداکثر می رسد. در این نوع پلان، در کنار ایجاد یک دالان طویل، می توان سیرکولاسیون خوب و جهت گیری مناسبی برای همه ی اتاق ها ارائه داد. سادگی این نوع پلان منجر به غیر پیچیده بودن اسکلت آن می شود، در نتیجه با پلانی در کنار ً متراکم که کمترین تردد را دارد، روبه رو هستیم. گاراژ یا فضای پارک ماشین عموما دیوار آشپزخانه و یا در جلوی خانه واقع شده است. این فشردگی و تراکم، موجب شده تا از ً حداقل جدایی بین فضای نشیمن و فضای خواب ایجاد شود. خانه های یک طبقه اصولا چنین پلانی برخوردار هستند که می توان آن را در مورد خانه های دو طبقه نیز بکار برد؛ بدین ترتیب مسیرهای سیرکولاسیون و بخش خدمات، متمرکز می شوند و مزیت دیگر، آن است که در هر دو طبقه بهترین جهت گیری را خواهیم داشت.

پلان L یا سپری ( Tشکل )

پلانT شکل عبارتست از قرارگیری فضاهای روز و شب در امتداد عمود بر یکدیگر. پلان همجواری فضاها به این صورت، باعث می شود تا بهترین جدایی و حفظ حریم های دو کارکرد در مقابل یکدیگر حاصل شود. با این اصل حتا می توان جهت گیری های مناسب تری مستقل از یکدیگر است. با قرار دادن ًنیز به دست آورد زیرا کارکرد هر دو قسمت نسبتا ورودی در محل تقاطع دو بخش، مسیر سیرکولاسیون داخلی متراکم شده و دسترسی به همه ی اتاق ها به طور مستقیم انجام می شود. این طرح پلان در یک زمین مسطح بسیار کاراست. اگر زمین شیبدار باشد، می توان گاراژ یا فضاهای تفریحی و خدماتی را زیر یکی از بخش ها قرار داد. است و در صورتی این طرح اجرایی می شود که Tشکل نوع دیگری از پلان Lپلان جبهه ی فضای روز به جای قرارگیری در وسط، در سر یا در ته جبهه ی خواب ها جای بگیرد.

پلان H یا نعلی U شکل 

در  پلان H  و U شکل  واحدهای شب و روز به قسمت هایی مجزا از هم تقسیم U و H در پلان های در مورد طرح اولیه ی هسته ی خدماتی که در آن ً می شوند. این گونه جانمایی خصوصا آشپزخانه در ناحیه ی اتصال قرار می گیرد، کاربرد دارد. جدایی فعالیت ها به بهترین شکل صورت گرفته و حیاط خلوت های مفید حریم و سرپناه ایجاد می کنند. بزرگترین ایراد این درصد بیشتر از همان سطح درون یک 50 ًطرح طول زیاد دیوارهای محیطی است (حدودا مستطیل ساده) که هم هزینه ی ساخت و هم مخارج گرمایش و سرمایش را بالا می برد.

پلان دارای هسته ی میانی خدماتی (Utility Core) 

 پلان مستطیل شکل همراه با هسته ی خدماتی (تسهیلاتی) مزیت های زیادی دارد. طرح متمرکز باشد. به علاوه ِ یک مربع و بسیار متراکم با بخش خدماتیً آن می تواند تقریبا فاصل میان منطقه ی شب و روز را ایفا می کند. مشکلات ّاین هسته نقش یک فضای حد این نوع پلان یکی مسأله ی ایجاد ارتباط مناسب میان آشپزخانه، گاراژ و ورودی هاست و دیگری فضای زیادی که غالبا جهت مسیرهای رفت و آمد کاربرد دارد.

پلان با سه یا چهار سطح مجزا (Split Leve)

پلان دوسطحی بیشترین سطح فضای داخلی را در یک خانه ی کوچک تولید می کند و سطوح مجزای آن باعث بالا رفتن میزان امنیت و پوشیدگی حریم ها و جذابیت هر قسمت از خانه خوبی برای مشکل ّ می شود. این طرح برای قطعه زمین های شیبدار بسیار مناسب و راه حل پیچیده ای ً ی سازی های عمیق است اما در عین حال ممکن است به سیستم سازه ای نسبتا ِپ هم احتیاج داشته باشد. در این خانه ها، ارتباط با فضای باز بیرونی بدون تراس بندی ویژه یا خاک ریزی دشوار است. است ّ خانه با پلان شکسته، یک خانه ی چندسطحی و متشکل از سه یا چهار سطح مجز که هر کدام با نیم طبقه اختلاف ارتفاع تشکیل شده و همگی به واسطه ی پله به هم راه دارند. متداول ترین نوع آن، طرح سه سطحی است که فضای اصلی روز (نشیمن، آشپزخانه و نهارخوری) در طبقه ی میانی واقع می شود. طبقه ی بالایی با نیم طبقه ارتفاع گرفتن، فضاهای شب (اتاق های خواب و حمام) و طبقه ی زیرین با نیم طبقه پایین رفتن، بخش تأسیسات، تفریح، کار یا گاراژ را در بر می گیرد. گاهی اوقات یک طبقه نیز به عنوان زیرزمین و پایین تر از طبقه ی زیرین ساخته می شود.

خانه ی حیاط مرکزی (Court & Atrium )

یک طبقه است که عناوین مختلفی همچون ِ تک خانواری ِاین خانه، یک واحد مسکونی خانه ی حیاط مرکزی، خانه ی حیاط-باغچه، خانه ی آتریوم (دهلیزدار) یا خانه ی حیاط دار به محوطه سازی شده است که تمام ِ آن اطلاق می شود. عنصر مشترک در آنها یک حیاط روباز یا بخشی از پیرامون آن را فضاهای مسکونی احاطه کرده اند. مهم ترین منبع نور و هوا، میت و قابلیت زندگی در این نوع خانه های َ همین فضای گشوده ی حیاط-باغچه است. محر درون گرا، حداکثر است.

5. گونه های مختلف بنا های مسکونی   

خانه ­های کوشکی
خانه­ های کوشکی از محبوب­ترین فرم­های خان ه­سازی به شمار می­آیند، زیرا در این خانه ­ها، زمین شخصی، ورودی خصوصی، پارک ماشین در خان ه­ی شخصی و پلان طبقات بر اساس نظر و سلیقه ­ی ساکنان همان خانه طراحی می­شود. این سبک ساختمان­ سازی متشکل از خانه­ های تک­ خانواری است که توسط معمار طراحی و ساخته می­شود و در دسته‌ی املاک خریداری­ شده یا ساختمان ­های پیش­ ساخته قرار نمی­گیرد. خانه­ های تک­ خانواری با ساختی جداگانه و بدون رعایت اصول آیین­ نامه­ ی ساختمان­ سازی و خصوصیات صوری، دارای جهت­ گیری، فرم، تغییرات و اصلاحات آزادانه هستند. ساخت این خانه­ ها به دلیل صرف هزینه­ های بسیار زیاد، اِشغال فضایی وسیع و اخلال در نظم شهری، مقرون­ به­ صرفه نیست.

خانه­ های ردیفی
در طراحی خانه ­های تک­ خانوارِ ردیفی، آزادی کمتری هست. در این خانه ­ها، فضای خارجی به دو فضای عمومی و نیمه­ عمومی در جلوی ساختمان و باغ خصوصی پشت ساختمان تقسیم می­شوند. همچنین دور فضای سبز خصوصی و کاهش ­یافته را باید با استفاده از حصار، دیوار، پرچین، آلاچیق و پارکینگ محافظت کرد. در این ساختمان­ ها تنها امکان جهت­ گیری به دو سو وجود دارد. این سبک خانه­ سازی در برنامه­ ریزی شهری از ارتفاع، عرض و عمق انعطاف­ پذیری برخوردار است و از این­رو، دارای طرح­ های بسیار متنوعی می­باشد و معمولاً این ساختمان ­ها را به دلیل وجود تراکم مطلوب، در دو طبقه یا بیشتر طراحی می­کنند. آرایش فضاییِ کاربردی و ساده­ ی این خانه، همچون طراحی اتاق نشیمن در پایین و اتاق­خواب­ ها در بالا، اغلب در سبک ­های جدید این نوع ساختمان ­سازی با ارتفاع مختلف اتاق­ ها و یا فضاهای دو سطحی که متشکل از فضاهای سیال هستند، تغییر کرده است. خانه­ ی ردیفی که پوسته­ ی فضای آن به سلیقه­ ی ساکنانش تقسیم ­بندی شده، از نوع کمیاب این سبک محسوب می­شود؛ همچنین پلان ­های جدید از یکنواختی خانه ­های ردیفی با چرخش، تورفتگی و پس­نشستگی کاسته­ اند.

خانه­ هایی با ارتفاع متوسط
خانه­ هایی با ارتفاع متوسط، مجموع سکونتگاه­ هایی هستند که در یک ساختمانِ 4 یا 5 طبقه واقع شده ­اند. این ساختمان­ ها نیاز به آسانسور داشته و عموماً در مقایسه با ارتفاع شان، وسعت بیشتری دارند. مقصود از خانه­ هایی با ارتفاع متوسط، احجام ساختمانی کوتاه­ تر و وسیع­تری است که در تضاد با فرم­ های برجی­ شکل و مرتفعی که در ادامه به توضیح آنها نیز خواهیم پرداخت، قرار دارند.
امکانات رفاهی و خدماتی که در ساختمان­ هایی با ارتفاع متوسط تأمین می­شود، با توجه به وسعت ساختمان، درآمد مختلط و مالکیت ساختمان یا ساختار اجاره­ایِ آن، تا حدّ زیادی متغیر است. تسهیلات اصلی چنین ساختمان­ هایی ممکن است شامل یک لابی ورودی، میز مقابل [برای نگهبان]، هسته­ ی آسانسور، اداره­ ی مدیریت و برخی از سامانه­ های تحویل بسته و پاکت‌های نامه باشد. تسهیلات دیگر این ساختمان­ ها ممکن است شامل یک مرکز امنیت، خدمات بخش ورود، جایگاه بارگذاری، آسانسور مخصوص حمل بار (و جابه‌جایی روزانه)، سامانه­ ی دفع زباله (احتمالاً شامل منطقه­ ای با محفظه­ ی بزرگ و غلتک­ ها) و تسهیلات نگهداری ساختمان باشد.
نمود بیرونی ساختمانی با ارتفاع متوسط تحت تأثیر آرایش کلی فضای ساختمان، سیستم سازه­ای و مواد دربرگیرنده­ ی دیواره ­ها و نیز وجود بالکن­ ها و تراس­ های واقع در ­بام است. توده­ ی کلی ساختمان، از ساده­ ترین حجم مکعبی­ شکل تا فرم­ های پیچیده­ تر، ممکن است با ترازهای متغیر بام و جناح­ های برجسته­ ی پیرامون حیاط­ ها تغییر یابد.

خانه­ های بلندمرتبه (برج ­های مسکونی)
برج ­های مسکونی، ساختما ن­های مستقلی هستند که با جه ت­گیری به هر چهار جهت اصلی ساخته می­شوند و آپارتمان  ­های آنها حولِ یک هسته­ ی دسترسیِ مرکزی (چه در بیرون و چه در درون) قرار می­گیرند. از دیگر ویژگی ­های این ساختمان­ ها تنوع در کاربرد هسته­ هاست؛ مواردی همچون وجود یک پاگرد بزرگ و مشترک در اطراف هسته­ ی دسترسی یا جداسازی هسته با طراحی جناح­ های مسکونی. این ساختمان­ ها پلان طبقات متنوعی دارند و نیز به جای ساخت بالکن در ارتفاعی معین، از گلخانه و ایوان سرپوشیده بهره می‌برند. این اقدامات در کیفیت نمای ساختمان نقش مهمی دارند و پارکینگ و فضای مشترک نیز برای آنها لحاظ شده است. استفاده از فضاهای سبز در این سبک ساختمان­ سازی با دشواری رو به ­رو ست، زیرا باید به مسئله‌ی رشد شاخ و برگ، و ریشه‌ی گیاهان در این ساختمان‌ها دقت شود.
عناصر مدرن در خانه های بلندمرتبه: لابی ورودی ساختمان که در تراز خیابان اصلی واقع شده، گذر از خیابان و پیاده­راه را به هسته­ ی آسانسور که عموماً در نزدیکی مرکز ساختمان است، میسّر می­سازد. لابی غالباً تنها فضای عمومی ساختمان است که در آن جعبه­ های پستی ساکنان نیز قرار داده می‌شود و در برخی ساختمان­ ها فضاهای جمعی بیشتری، همچون اتاق جلسات، اتاق­ های کار و غیره، در تراز همکف یا بام تأمین می­شود. اگر یک پارکینگ موجود باشد، ممکن است از این فضا به داخل ساختمان هم یک ورودی مجزّا فراهم شود. امنیت، در صورت امکان، توسط کارکنان ساختمان تأمین می­شود اما اگر ساختمانی فاقد نگهبان ورودی بود، یک دستگاه مخابره یا ویدئوی داخلی (آیفون تصویری) در ساختمان به ساکنان، پیش از گشودن در، اجازه­ ی شنیدن یا دیدن مهمانان و واردشوندگان را می­دهد.
همچنین یک دربان یا نگهبان با یک میز امنیتی در لابی وجود دارد این فرد خدماتی برای ساکنین ساختمان ارائه می­دهد، اموری مانند دریافت بسته­ ها، نگهداری اقلام و غیره.
طراحی فضاها و انجام فعالیت­ های مشابه در ارتباط با لابی برای ساختمان­ هایی با ارتفاع متوسط نیز مناسب است ولی چنین فضایی در ساختمان­ های بلندمرتبه بیشتر پشتیبانی می­شود زیرا آن یک ورودی خدمات و امنیت لازم برای تعداد بیشتری از ساکنان را فراهم می‌کند. اگرچه بیشتر ساختمان­ های آپارتمانی برای تمامی واحدهای خود یک ورودی ایمن در تراز همکف دارند که ورود و خروج همه‌ی ساکنان از طریق آن صورت می‌گیرد، اما ممکن است ساکنان طبقه­ ی اول دسترسی مستقیم به خیابان داشته باشند.
حداقل دو آسانسور برای ساختمان­ های بلندمرتبه مورد نیاز است (با در نظر گرفتن احتمال خرابی یا تعمیرات در یکی از آنها) و در ساختمان­ های وسیع­تر و مرتفع‌تر به تعداد بیشتری آسانسور نیاز است، خصوصاً زمانی که پلان از جوانب توسعه یافته و ساختمان بیش از یک ورودی دارد.
حداقل دو پلکان مجزّا و مقاوم در برابر آتش (از نوعی که دارای محفظه­ ی مقاوم دو ساعته باشد) مورد نیاز است. دستورالعمل­ های ساختمانی ملزم می­کند که این خروجی ­ها در محلی استقرار یابند که تا حدّ ممکن از یکدیگر دور باشند. طراحان باید برای رفع احتیاجات ویژه، قوانین اجرایی را به کار ببرند.
طراحی بیرونی: ساختمان­ های بلندمرتبه با توجه به اندازه و ارتفاعی که دارند، هم در مقیاس خیابان و هم در چشم ­انداز دورتر و در مقیاس خط آسمان، نمود پیدا می­کنند، پس حجم و جزئیات این سازه‌ها باید درخور هر دو مقیاس باشد. ساختمان­های بلندمرتبه­ ی معاصر، که خیلی خوب هم طراحی می­شوند، ممکن است توسط اشکال انتزاعی (احتمالاً شامل عناصر تأسیساتی ساختمان و یا بازتاب واحدهای مسکونی ویژه در طبقات بالا) و متصل­ کردن ساختمان به معقوله‌ی زندگی [فعالیت] در خیابان و در ترازهای پایین­تر، بر روی نمود خطّ آسمانی تأکید کنند. غالباً در تراز همکف کاربری­ های متفاوتی مانند خرده ­فروشی یا امور تجاری انجام می‌شود که مستقیماً با خیابان (و رهگذران) در ارتباط هستند. این مسئله، طبقه­ ی همکف را از واحدهای مسکونی، که بدنه­ ی ساختمان را در بالا تشکیل می­دهند، متمایز می­کند و یک پایه­ ی غیررسمی با یک لبه­ ی فعال و جالب ­توجه می‌سازد که ساختمان­ را با پیاده­راه مربوط می­کند.
ابزارهای طراحی متعددی برای تقویت الگوی نماهای مربوط به برج ­های مسکونی وجود دارد؛ بالک ن­ها، تراس ­های عقب  ­نشسته و تراس ­های بام ارزش بصری ساختمان را ارتقا می‌دهند. پاسخ به اقلیم می­تواند عاملی باشد که بخش­ هایی از ساختمان را از دیگری متمایز می‌کند و ساختمان را با موقعیتی که در آن نشسته، تطبیق می‌دهد. کاربرد سایبان خورشیدی به عنوان مثال، یک مورد اقلیمی است که با جهت گیری خورشید تغییر می­کند.

بستر مثلث لینکلن، سه‌گوشی است که از تقاطع خیابان بِرادوِی و کُلمبوس در نیویورک نشئت گرفته است. گَری اِدؤارد هندل و همکاران. عکس: تام رایس.
پلان طبقه­ ی همکف فضاهای خرده ­فروشی وسیع در مثلث لینکلن را نشان می­دهد. گَری اِدؤارد هَندل و همکاران.

منابع:
اِشنایدر، فردریکه. راهنمای طراحی ساختمان­ های مسکونی. ترجمه­ ی کورش محمودی دَ­ده بیگلو و لیلا رضایی تودشکی. تهران: نشر کیان رایانه سبز با همکاری زانیس و خلیج ­فارس (1389)
حائری، محمدرضا. خانه، فرهنگ، طبیعت. تهران، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری: وزارت مسکن و شهرسازی (1388)
شجاعی، علیرضا. الفبای کالبدی فضاهای مسکونی. مشهد، معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی: سخن­ گستر (1384)
صادقی­پِی، ناهید. طرح معماری، طراحی خانه‌ی مسکونی. تهران، فاطمی (1390)
مهندسین مشاور زیستا. راهنمای عمومی طراحی مسکن و محیط مسکونی. تهران، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری: سازمان ملی زمین و مسکن (1390)
A. Kliment, Stephen. Building Type Basics For Housing. New Jersey: Wiley (2005)