تبیین شاخص‌های طراحی مساجد در دوره­ی سلجوقی

ایل‌ناز فتح‌العلومی

تبیین شاخص‌های طراحی مساجد در دوره­ی سلجوقی

ایل‌ناز فتح‌العلومی

موضوع اصلی مقاله، بررسی ویژگی‌های مهم ساختار معماری مساجد دوران سلجوقی و معرفی اختصاری مسجد و مدرسه‌ی حیدریه در قزوین است. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که ساختمان این بناهای نیایشگاهی از همان زمان که اولین بنای مسجد در نخستین شهر اسلام پایه‌گذاری شد، به‌عنوان مهم‌ترین گونه­ی بنایی در کلیه‌ی ادوار تاریخ معماری اسلامی، همیشه از جایگاهی ویژه در امر تحقیق و پژوهش برخوردار بوده­اند. بنابراین اهمیت بنای مساجد در معماری ایران از یک سو و وجوه تمایز دوره‌ی سلجوقی به‌عنوان یک نقطه‌ی عطف از لحاظ ساختار کلی معماری و نیز تزئینات و آرایه‌ها‌ در بین معماری دنیای اسلام از سوی دیگر اهمیت ویژه‌ای به بررسی این موضوع داده است. هدف این تحقیق، بررسی چگونگی روند ایرانی شدن مساجد در دوره‌ی سلجوقیان، معماری و تزئینات مسجد حیدریه‌ی قزوین و چگونگی کاربرد آجر و گچ در این دوره است. نتایج حاصل از این بررسی نشان می‌دهد که قدرت و صلابت معماری سلجوقی به بهترین شکل در مساجد تجلی کرده است و می‌توان گفت معماری ایران در سیر تحولی خود در هر دوره، از تجارب گذشتگان سود جسته و با تکامل آن توانسته است آثار با ارزشی خلق کند.
مقدمه
تاریخ صدر اسلام با ظهور اسلام در سرزمین عربستان آغاز می‌شود و به­ تدریج دامنه‌ی آن گسترش یافته و سرزمین‌های دیگر را در بر می‌گیرد. با سرنگونی حکومت پادشاهی ساسانیان به‌ تدریج دین جدید اسلام وارد ایران می‌شود و حکومت این کشور به دست اعراب مسلمان می‌افتد. مسجد به‌ عنوان نیایشگاه پیروان آخرین دین الهی به لحاظ اجتماعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و بر همین اساس کامل‌ترین و استادانه‌ترین تلاش‌های به‌کار رفته در هر دوره را می‌توان در مساجد متعلق به آن دوره یافت. در مورد علت انتخاب عهد سلجوقی به‌عنوان بستر زمانی پژوهش می‌توان به چهار عامل اشاره داشت: نخست آنکه سلجوقیان تا سده‌ی پنجم، بزرگ‌ترین و قوی‌ترین حکومت در ایران پس از اسلام را تشکیل دادند که این اقتدار بعد از آن تنها در عهد صفویان تکرار شد. دوم اهمیت زمینه‌های معماری و شهرسازی این دوران به‌ویژه از نقطه نظر ساختاری و تزئیناتی است. سومین دلیل، تمرکز حاکمان وقت بر مدیریت کشور و به‌کارگیری منابع مالی برای فعالیت‌های عمرانی و چهارم، تحولی‌ ست که این سلسله در تکنیک ساخت موجب شد.
سلجوقیان
یکی از بزرگ‌ترین و مقتدرترین سلسله‌هایی که بعد از اسلام توانست بیشتر کشورهای اسلامی را زیر فرمان یک حکومت و دولت واحد درآورد سلسله سلجوقیان است. سلجوقیان طایفه‌ای از ترکان غُز بودند که در دوره­ ی سامانیان در دشت‌های نزدیک دریاچه­ ی آرال و سواحل شرقی دریای مازندران و دره‌های سیحون و جیحون در ترکستان سکونت داشتند. ترکان سلجوقی خیلی زود توانستند قلمرو حکومت، فتوحات و کشورگشایی خود را تا سواحل مدیترانه و سر‌حد امپراتوری روم‌ شرقی در آسیای صغیر، قفقاز و بین‌النهرین گسترش دهند و به سال 470 هجری حکومت جهانی و امپراتوری زمان را به وجود آورند. تا آنکه در قرن هفتم هجری با حمله مغول همه این حکومت‌ها برچیده شد. در دوره‌ی سلجوقیان بود که ایران در معماری به عوامل و عناصری که بتوان با آنها به ساخت مسجد بزرگی که دارای حیاط مرکزی و چهار ایوان باشد دست یافت و از تلفیق دو عامل حیاط چهار ایوانی و تالار مربع گنبد دار چهارطاقی، مسجد بزرگ ایرانی را به‌ وجود آورد (مانند مسجد جامع اصفهان). چهارایوانی یک تیپ ساختمانی‌ست که میان‌ سرایی با چهار ایوان در میان چهار پهلوی خود دارد. کهن‌ترین نمونه ساختمان چهار­ایوانی از زمان اشکانیان در کاخ لبانا در شهر آشور یافت شده است. این طرح در روزگار اسلامی به شالوده‌‌ی مسجدها، کاروانسراها، خانه‌ها و مدرسه‌ها راه یافت و تا زمان قاجاریان نیز دنبال شد.
در دوره­ی سلطنت سلجوقیان سبک ساختمان مساجد با ایوان‌های چهارگانه در ایران مرسوم شد؛ سبکی که اساس معماری مذهبی و کاروانسرا و مدرسه‌ سازی ایران را تشکیل می‌دهد. معماری سلجوقی، موقر، نیرومند و دارای ساختاری پرتصنع بود. اما این همه نه ناگهانی بود و نه تصادفی، بلکه تجلی متعالی یک رستاخیز ایرانی بود که در زمان سامانیان آغاز شد و در زمان سلجوقیان به اوج خود رسید. کامل بودن معماری سلجوقیان در بنای مساجد، بیشتر در تناسب و شکل ساختمان و اهمیت مدخل بنا است نه آرایش آن، زیرا مساجد از بیرون (به جز نمای روبه‌رو) فاقد تجمل بودند و بر بناهای مجاور امتیازی نداشتند.
پیدایش سبک ایرانی
در معماری مساجد سلجوقی
بناهای تاریخی به‌جامانده از دوران سلجوقی غالباً دارای خصوصیات مذهبی هستند و با اینکه خلفای عباسی توانستند در ابتدای امر بنا به دلخواهشان مساجدی از نوع عربی بسازند، اما نتوانستند روح یک معماری بیگانه را به آینده‌ی این سرزمین تحمیل کنند. طولی نکشید که طرح مسجد عربی (مسجدی که فضاهای آن متشکل از شبستان و تالارهای ستون‌دار و سرپوشیده است) از معماری زنده‌ی ایران محو شد و از آن پس، هم طرح و هم ساختار هر دو کاملاً ایرانی شدند. به این ترتیب ایرانیان استقلال فکری خود را ثابت کردند. معماران زمان سلجوقی با استفاده از فرم‌های زمان ساسانی و مهارت در به‌کار بردن آنها به عوامل و عناصری مفید برای ساخت مساجد بزرگ دست یافتند. اکثر بناهای ایران در این دوره بر محور الگوی جدید معماری چهارایوانی ساخته شد. مسجد در این زمان به صورت نهادی درآمد که کلیه‌ی فعالیت‌های مربوط به مردم شهر را در بر می‌گرفت، مرکز ثقل حرکت‌های اجتماعی به شمار می‌رفت و به دلیل برقراری روابط اجتماعی به‌عنوان مرکز فضای جمعی شهر، یک نیاز عمومی قلمداد می‌شد. (نمودار 1)
دگرگونی ساختار مساجد شبستانیِ طرح عربی به طرح چهار ایوانی که در زمان سلجوقیان رخ داد، انقلابی در معماری مساجد­ها پدید آورد که قطعاً تصادفی نبوده و از نظر پذیرش معنوی به وسیله­ ی تفکر حاکم بر آن زمان زمینه‌ سازی شد. این تفکر از شرق ایران سر ‌برآورده بود و موجب ایرانی شدن طرح مسجد­های جامع شد. تحول عمده‌ی مسجدسازی در دور‌ه‌‌ی سلجوقی حاصل ادغام چهار عنصر بنیادین بود که پیش از آن یا به صورت منفرد و یا تلفیقی ناقص اجرا می‌شدند و به نقشه‌ی چهارایوانی رسمی و پایدار انجامید. این چهار عنصر عبارتند از: جایگاهی بزرگ و مسقف، گنبد، ایوان و صحن. اگر چه سابقه­ ی نقشه­ ی چهار‌‌ یوانی به زمان پارتیان بازمی‌گردد، اما آن نمونه‌ها فاقد تقارن کامل و شبستان گنبد دار سلجوقی بودند (مانند مسجد جامع قزوین).
در واقع در شرایط تکامل‌‌یافته­ ی نقشه ‌ریزی و ابنیه­ ی سازه در عصر سلجوقی، محور ‌آرایی درست از سردر ورودی تا محراب در مسیر رو‌ به‌ قبله احیا شد و پیشرفت کرد.
ویژگی کلی نقشه و طرح مساجد این دوره را می‌توان چنین تعریف کرد: «در ابتدای محور طولی بنا، سر­در ایوان قرار دارد که در جلوی آن صحن باز واقع است. طاق‌نماهای دور صحن به چهار ایوان ختم می‌شوند که دو ایوان در محور طولی و دو ایوان در محور عرضی قرار دارند. شبستان‌ها در پشت طاق‌نماها واقعند. ایوان اصلی در محور طولی مسجد و روبه‌روی ایوان ورودی که سوی دیگر صحن است، قرار دارد، رو به شبستان مربع‌شکلِ گنبدی باز می‌شود و دیوار جنوبیِ آن در انتهای محور اصلی مسجد محراب واقع است.»
تکامل گنبد در دوره­ی سلجوقی
معماری مساجد اولیه­ ی ایرانی پس از آزمایش‌های متعدد در دوران سلجوقیان و خصوصاً بین سال‌های 473 و 555 هجری شکل واحدی یافت. اساسی­ ترین نکته در مورد مسجد سلجوقی و دگرگونیِ پدید آمده، چگونگی جای‌گیری گنبدخانه در ساماندهی فضایی مساجد این دوره است. پیدایش فضایی به صورت گنبدخانه در محل اصلی نماز، یعنی وسیع‌ترین فضای بدون ستون که محل قرارگیری محراب اصلی نیز هست، از سده‌ی پنجم هجری به‌تدریج در کنار مسجد شبستانی آغاز شد. مساجد اصلی ساخته شده در دوره‌ی سلجوقی یک گنبد نمادین را به‌عنوان نقطه‌ی عطف خود دارند که محراب را احاطه کرده و ایوانی رفیعی مقدمه‌ی ورود به آن است (مانند مسجد جامع اردستان). اکثر گنبدهایی که در این دوره به وجود آمدند، غالباً از ابعادی به‌مراتب وسیع‌تر نسبت به گذشته برخوردار بودند و به‌عنوان مقصوره (فضایی برای حفاظت و نشان دادن بزرگی و ارج متولی مسجد) ساخته می‌شدند.
طاق‌‌ها و گنبدها در این دوره به حد اعلای پیشرفت خود می‌رسیدند و زمینه‌ای مساعد برای تکامل در شیوه‌های بعدی را پدید آوردند. در این شیوه از انواع چفدهای تیزه‌دار استفاده شد. همچنین انواع طاق‌های چهار بخش، کلنبه و ترکین جای طاق‌های آهنگ را گرفتند و بدیهی است که بهترین نمونه‌های اجرا­شده‌ی هریک از این طاق‌ها و گنبدها، در مساجد این دوره که بزرگ‌ترین فضاهای تجمع عموم و فضاهایی سرپوشیده و بزرگ بودند، اجرا شد. اصولاً بین گنبدهای عصر ساسانی و گنبدهای دوران اسلامی در ایران دو تفاوت اساسی وجود دارد. نخست آنکه در بنای ساسانی تبدیل طرح مربع زیربنا به شکل مدور گنبد به مدد روش سطوح خمیده تحقق می‌یافت، اما راه حل اسلامیِ ایرانی، تغییر شکل طرح چهارگوشه به هشت‌گوشه بود. به علاوه گنبدهای ساسانی عموماً بر خرطومی‌های زوایا استوارند حال آنکه گنبدهای اسلامی ایرانی بر سرطاق‌های زوایا تکیه زده‌اند. سرطاق‌های زوایا نقص کوچکی داشتند که خرطومی زوایا فاقد آن بود؛ آنها در گوشه‌ی شبستان‌ها روزنه‌ی بزرگی به وجود می‌آوردند که هماهنگی چندانی با گوشه‌ی ساختمان نداشت. معماران چیره‌دست ایرانی این نقص را تبدیل به وسیله‌ای برای تزئین هرچه بیشتر بنا کردند؛ تزئیناتی که از عصر سلجوقی به بعد بر تمام بنا حکومت کرد. طاق‌هایی که در گنبد اسلامیِ ایرانی در محل تبدیل مربع به دایره در چهار گوشه‌ی مربع قرار می‌گیرند و “ترنبه” نام دارند، در مسیر تکاملی ساخت گنبد، شکلی تزئینی یافتند. ابداع پوشش دوگانه­ی گنبد در این دوره سبب شد که پوسته‌ی خارجی، ارتفاع و شکوه بیشتری به خود بگیرد، ضمن آنکه پوسته‌ی زیرین موجب می‌شود تا خللی در تناسبات ابعاد فضای زیرین گنبد به وجود نیاید و باعث دوام پوسته‌ی باربر داخلی و کندی فرسایش می‌شود. از دیگر عملکرد‌های مهم گنبدهای دو‌پوسته، نقش آن در تأمین حرارت مطلوب فضای گنبدخانه است.
شکوفایی آجر در مساجد سلجوقی
معماران عصر سلجوقی مصالح آجری را به شیوه‌ای بسیار ماهرانه‌ای در بنا به‌کار بردند و تمام سطوح خارجی بناها را با نماسازی آجری نمایش داده‌اند که این روش در دوره‌های بعد هم رواج پیدا کرد (مانند مسجد جامع اردستان). در ساخته‌های آجری این دوره تمام سازه قابل مشاهده است، مگر آنکه با خاکریز یا حفاظی پوشانده یا به طریق دیگری روی آن گرفته شده باشد. این گونه‌ی معماری در واقع سبکی ساختاری‌ست.
به این ترتیب غنی‌ترین طرح‌ها و فرم‌‌های تزئینی در دیوار‌ها، پوشش‌ها، سقف‌ها، مناره‌ها و غیره از آجر ساخته شدند. هنرمندان ایرانی عهد سلجوقی از ردیف‌های آجر به وسیله‌ی سایه‌روشن و طرح‌های تازه و ایجاد حالات مختلف، به تزئینات زیبا و بی‌سابقه‌ای دست یافتند. در حقیقت کاربرد آجر به معماران اجازه می‌داد که نقش‌اندازهای تازه‌ای هماهنگ و زینت‌بخش در بدنه­ی ساختمان مساجد تعیبه کنند. با وجود ماده‌ای چون آجر که قابل تغییر و تعمیرپذیر بود، جای شگفتی نبود که چرا طی سده‌های متوالی جنبه‌ی تک‌رنگی تزئینات آجری، یکنواخت نشد و در انظار عموم ناپسند نیفتاد (آجرکاری مسجد حیدریه). این تزئینات در ترکیب با گچبری اجرا شده‌اند و آجر فقط جنبه‌ی تزئینی نداشت. در بناهای دوره‌ی سلجوقی کلیه‌‌ی نیروهای مختلف فشاری و کششی و حتا برشی توسط آجر به صورت حساب‌شده و دقیقی منتقل می‌شد، به طوری که هنوز بعد از سال‌ها، بنا ایستایی خود را به‌خوبی حفظ کرده است. ضمناً معماران در شیوه‌ی چیدن آجرها، ایجاد قرنیزهای آجری و کتیبه‌های زیبا نیز مهارت داشتند. نکات تزئینی به‌کاررفته در آجرکاری عصر سلجوقی‌ عبارتند از: بافت آجرکاری، ردیف‌ها، پستی‌‌بلندی آجرها و نیز حالت و رنگ سطوح آجری. شکل‌های مورد استفاده در تزئین بناها نیز شامل مربع، مثلث، دایره، بافت مشبک، حصیری، شکسته و طرح‌های لوزی، خفته، راسته، زیگزاگی و انواع شبکه‌ها بود (معماری داخلی مسجد حیدریه در قزوین). به‌تدریج در اواخر دوره‌ی سلجوقی در ایران تزئینات آجری در درجه‌ی دوم اهمیت قرار گرفت، تزئینات رنگی و گچبری جای آجرتراشی را گرفت، کاشی لعاب‌دار به رنگ فیروزه‌ای در ابنیه‌ی ایرانی ظاهر شد و نوعی تزئین مرکب از آجر و کاشی یا آجر و کاشی و گچبری به وجود آمد که پایه‌گذار کاشی‌کاری‌های زیبای معماری دوران پس از سلجوقی شد.
تزئینات گچبری در بناهای سلجوقی
شاهکارهای درخشان و پرجاذبه‌ی هنر گچبری بعد از اسلام در ایران چه از نظر تکنیک، نحوه‌ی کاربرد و اجرا و چه از نظر نگاره‌ها و نقش‌ها، متکی بر هنر گچبری غنی و وسیع دوران اشکانیان و ساسانیان بود. این هنر در زمان سلجوقی ارزش فنی بسیار مهمی داشت و نقش ارزنده‌ای در تزئینات داخلی و خارجی بناهای این دوره ایفا می­کرد. بعد از تبدیل خط کوفی به خط نسخ، نحوه‌ی تراشیدن آجر و تشکیل حروف و کلمات این خط با دشواری‌هایی مواجه شد، از این رو کتیبه‌ها و تزئینات آجری، جای خود را به گچبری داد، به طوری که از آن پس، محراب‌ها و دیوارها با طرح گچبری­های برجسته تزئین می‌شدند. کتیبه‌های عظیم به خط و حروف کوفی که به تزئینات گل­ و­ بوته منتهی می‌شود نیز صورتی از تزئینات این دوره است. در این گچبری‌ها سطوح بسیار وسیع را با نقش‌های ساده و ایوان‌ها، دیوارها و محراب‌ها را با نقش‌های پر‌پیچ ‌و‌ خم و پرگل ‌و ‌بوته می‌آراستند (مانند محراب کاروانسرای رباط‌شرف). حاشیه‌ای از کتیبه‌ها که نقش‌های مفصل و پرکار داشتند اطراف محراب را می‌پوشاندند و قسمت بالا و طرف نوک تیز طاقچه را احاطه می‌کردند. از زیباترین نمونه‌های این هنر می‌توان به گچبری‌های محراب گنبد علویان در همدان و مسجد-مدرسه‌ی حیدریه‌ی قزوین اشاره کرد.